خبرنیوز

 
نویسنده : - ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٩
 

ارتباط عضو طیف غیر قانونی علامه با منافقین

ارتباط عضو طیف غیر قانونی علامه با منافقین

ارتباط عضو طیف غیر قانونی علامه با منافقین

فلسفه ایجاد دفتر تحکیم وحدت در دهه ۶۰ ایجاد یک اتحادیه از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بر علیه جریان های معاند و منافق نظام بود.اما پس از به سر کار آمدن دولت محمد خاتمی و آغاز انحرافات فکری در جریان اصلاح طلب به آرامی جریانات دانشجویی و به خصوص دفتر تحکیم وحدت از فلسفه وجودی خود فاصله گرفتند و رو به فعالیت بر علیه نظام آوردند.امری که دیگر بر کسی پوشیده نیست همسویی این مجموعه با معاندین نظام و بیگانگان است.

در سالها اخیر اما اتفاقی عجیب رخ داد و آن ارتباط ارگانیک اعضاء طیف غیر قانونی علامه با منافقین بود.همکاری با یک گروه تروریستی لکه ننگی بود که به سادگی قابل پاک کردن نبود.در این بین عده ای نقش برجسته تری داشتند.

عباس حکیم زاده دبیر سیاسی این تشکیلات غیر قانونی و از حامیان مهدی کروبی در انتخابات یکی از مهمترین رابط های این مجموعه با منافقین است.وی  که روابط غیر اخلاقی متعددی دارد و در این زمینه شهرت! بسیاری برای خود دست و پا کرده، از همکاران سایت “خبرنامه امیر کبیر ” بود و اخبار و اطلاعات کذب را با دریافت پول جهت تخریب چهره نظام در اختیار منافقین قرار می داد.

سایت “خبرنامه امیرکبیر ” که با ادعا و عنوان ارگان رسانه‌ای انجمن اسلامی‌دانشجویان دانشگاه امیرکبیر آغاز به کار کرد، به تدریج در اختیار گروهک منافقین قرار گرفته و در نقش یک پایگاه اطلاعاتی، ‌اهداف و برنامه‌های این گروهک را در حوزه دانشجویی و جذب دانشجویان رادیکال، ‌اخراجی و تعلیقی در دستور کار خود قرارداد.

حکیم زاده در سالهای اخیر با حفظ ارتباط سازمانی اش با سرپل منافقین در این سایت خدمات شایانی از جمله خبر سازی ، شایعه پراکنی بر علیه نظام، جذب دانشجویان و ترغیب آنها به اقدامات رادیکال به این سازمان ارائه کرده است.

گرداننده اصلی این مجموعه و فردی که هدایت حکیم زاده و دوستان اش را در دست دارد فردی است به نام “رضا یونسی ” از دانشجویان اخراجی دانشگاه امیر کبیر.

“رضا یونسی ” اکنون در سوئد اقامت دارد، سوابق خود و خانواده‌اش زوایای پنهان این ارتباط را بیش از پیش روشن می‌سازد.پدر وی “یوسف یونسی ” در سال ۱۳۶۳ دستگیر و به دلیل اقدامات تروریستی و عضویت در سازمان منافقین به ۱۲ سال زندان محکوم شد، اما پس از پس از تحمل سه سال زندان، در سال ۶۶ مورد عفو قرار گرفته و از زندان آزاد می‌شود.

مادر رضا، “جلیله.‌د ” می‌باشد که از فعالان سازمان مجاهدین خلق بوده است. گفته می‌شود عنصر اصلی در پیوستن خانواده “رضا ” به این سازمان خاله وی “زیبا. د ” بوده و در حالی که عضویت شورای مرکزی منافقین در فرانسه را در کارنامه خود داشته، سال ۸۷ براثر سرطان در پاریس فوت می‌کند.

“زیبا. د ” که برادرش “مجید ” در سال ۶۰ و شوهرش درعملیات مرصاد معدوم شده بودند، ‌به سبب ارتباطات با حلقه اصلی منافقین، تلاش وافری را برای عضویت دیگر اعضای خانواده به این گروهک سامان داد، ‌به نحوی که دایی‌ها، ‌خاله‌ها و شوهرخاله‌های “رضا ” را نیز به عضویت منافقین درآورده بود.

رضا یونسی پس ازآنکه فعالیت اش را در سال‌های ۸۲، ۸۳ در نشریه خبرنامه امیر کبیر متمرکز می‌سازد به آرامی‌ارتباط را با منافقین از طریق خاله اش” زیبا” در فرانسه آغاز و به عنوان یک سمپات دانشجویی اطلاعات محیط‌های دانشگاهی را منتقل می‌ساخته است.وی درهمین حال همزمان با حضور در سایت خبرنامه امیرکبیر هسته ای ۱۵ نفره از دانشجویان و دوستان نزدیک اش را تشکیل داده و تقسیم کار برای سرویس دهی به این گروهک را کلید می زند.

همچنین پس از ارتباط گیری با زیبا- ‌خاله اش- در سال ۸۵ به سوئد سفر کرده و ارتباطات اش را با تیم داخل کشور برقرار می‌کند.وی برای جذب این افراد از روش تطمیع استفاده کرده وضمن وعده مساعدت‌های مالی به این دانشجویان از ارائه تسهیلات برای تحصیل در اروپا سخن به میان آورده بود.

عباس حکیم زاده یکی از نزدیک ترین افراد به رضا یونسی و به واقع مهمترین عضو طیف غیر قانونی علامه در جهت پیاده سازی منویات شیطانی این سازمان تروریستی در دانشگاه هاست.

رنامه 3 گانه فرقه سبز برای انتخابات مجلس نهم

یک منبع آگاه از ورود فرقه سبز به فاز علمیاتی برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی خبر داد.
وی ،با بیان اینکه برخی مهره های سفید فرقه سبز برای نامزد شدن در برخی شهرستان ها مورد بررسی قرار گرفته و ازهم اکنون شرایط تلقین و بسترسازی های ذهنی در حال انجام در مناطق مورد اشاره آن ها می باشد،گفت: فتنه گران در تلاش هستند با مشغول ساختن نیروهای اصولگرا به یکدیگر و ایجاد نزاع میان قوای سه گانه در شرایط بدون رصد،کارهای خود را پیش برده و به فعالیت پنهان خود دربرخی استان ها ادامه دهند.
این منبع آگاه همچنین با بیان اینکه جریان فتنه در برنامه ریزی خود این نکته را نیز موردتوجه قرارداده که در صورت عدم اقبال عمومی و یا رد صلاحیتها چه باید کرد،اظهارداشت:فتنه گران به تصریح تاکید کرده اند که در صورت عملی نشدن برنامه های خود برای حضور درمجلس باید به صورت پنهان به سراغ مهره های جریان انحرافی اصولگرایان رفت چرا که این مهره ها عبورکننده از بسیاری از الزامات خواهند بود،الزاماتی که آن ها به سبب عبور ازآن ها از ملت طرد شده اند.
وی ادامه داد:فرقه سبز معتقد است وجود نماینده های این جریان انحرافی اصولگرایان شکل دیگری از پی گیری مطالبات آن ها می باشد.

پرونده وقف اموال دانشگاه آزاد بسته شد

پرونده وقف اموال دانشگاه آزاد بسته شد

هیئت فقهی که مأمور بررسی وقف اموال دانشگاه آزاد از نظر شرعی شده بود، این وقف را غیرشرعی دانست.

این تیم که متشکل از کارشناسان فقهی و حقوقی است پس از بررسی‌های گسترده به این نتیجه رسید که وقف اموال دانشگاه آزاد از نظر شرعی "جایز نیست. "

بر اساس این گزارش، هیئت مؤسس دانشگاه آزاد چهارم شهریور 1388 در جلسه‌ای تصمیم گرفت که اموال این دانشگاه را وقف کند.

این تصمیم هیئت مؤسس دانشگاه آزاد پس از آن صورت گرفت که شورای عالی انقلاب فرهنگی تصمیم بر آن داشت تا با اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد، اموال این دانشگاه، نحوه تعیین رئیس و برخی موارد دیگر مربوط به دانشگاه آزاد اسلامی را مورد بررسی قرار دهد.

از این روی، اقدام مسئولان دانشگاه آزاد برای وقف اموال این دانشگاه با واکنش و مخالفت حقوقدانان، کارشناسان و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت.

برخی منتقدان، این اقدام مسئولان دانشگاه آزاد را مصداق "قانون‌دانی و قانو‌ن‌شکنی " و راهی برای فرار از قانون‌مند شدن عنوان می‌کردند.

همچنین اعضای شورای عالی انقلاب تأکید می‌کردند که هرگونه اقدام در خصوص اموال دانشگاه آزاد باید به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی برسد.

از دیگر سو، تصویب طرحی در مجلس شورای اسلامی که طبق آن با وقف اموال دانشگاه آزاد موافقت شده بود، با اعتراض گسترده کارشناسان و فعالان دانشجویی روبرو شد.

این طرح از سوی شورای نگهبان نیز مغایر با شرع شناخته شد.

برخی نمایندگان کمیسیون آموزش مجلس عباس‌پور تهرانی برادر همسر عبدالله جعفرعلی جاسبی و رئیس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی و عباسعلی نورا رئیس منطقه 7 دانشگاه آزاد و نماینده زابل در مجلس شورای اسلامی را مقصران تصویب این طرح می‌دانستند.

برخی اعضای کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی معتقد بودند که عباس‌پور تهرانی نمایندگان مجلس را در تصویب این طرح "فریب " داده است.

اعضای کمیسیون آموزش مجلس در پی این اقدام عباس‌پور خواستار برکناری وی از ریاست کمیسیون آموزش مجلس نیز برآمدند که در نهایت به گفته یکی از این اعضا، عباس‌پور با دادن "تعهد " رئیس این کمیسیون باقی ماند.

پس از این ماجراها، یک کمیته متشکل از کارشناسان حقوقی و فقهی برای بررسی موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد تشکیل شد که در نهایت این کمیته وقف اموال دانشگاه آزاد را مغایر با شرع تشخیص داد.


مرثیه ای بر افسانه آقا مصطفی!

مرثیه ای بر افسانه آقا مصطفی!

مرثیه ای بر افسانه آقا مصطفی!

جریان فتنه که با هیاهوی بسیار اقدامات خود علیه نظام را آغاز کرد این روزها روزگار بدی را می گذراند.دیگر از تجمعات خیابانی خبری نیست و کسی توجهی به بیانیه ها و فراخوان های تخیلی موسوی و کروبی نمی کند.از بانگ منافقانه الله اکبر عده ای فتنه گر و فریب خورده اثری نیست و این تحولات سران فتنه و حامیان شان  را سخت به تکاپو انداخته است.

یکی از پروژه هایی که این عده آن را مدتها پیگیری می کنند، قهرمان سازی است.داستان سرایی درباره عده ای از مجرمین پس از انتخابات گاه شکل افسانه به خود می گیرد و سخنانی درباره آنها بیان می شود که به قول معروف مرغ پخته را به خنده وا می دارد!

از جمله افرادی که در این ماهها در موردش سخن های گزافی بیان شده ، مصطفی تاجزاده است.وی که چند ماه پیش بدون تودیع وثیقه به مرخصی آمد علیرغم فعالیت های غیر قانونی اش با تمدید مرخصی اش مواجه می شد!

در این مدت بسیاری از سران فتنه به دیدار وی رفتند و از مقاومت! و استواری وی تجلیل کردند و از او به عنوان قهرمان! نام بردند.اما به نظر می رسد حامیان این قهرمان افسانه ای! باید به چند پرسش پاسخ منطقی بدهند:

۱-چرا در شرایطی که تعداد زیادی از محکومین پس از انتخابات حتی یک روز به مرخصی نیامده اند، مصطفی تاجزاده ماهها در مرخصی به سر می برد؟

۲-وی که در درون زندان و در مدت مرخصی نیز از تبلیغ بر علیه نظام دست بر نمی داشت چرا با رافت اسلامی مواجه و مرتبا مرخصی اش تمدید می شد؟

۳-چرا در زمان اعطای مرخصی به تاجزاده هیچ سندی از وی اخذ نشد در شرایطی که برخی از زندانیان گمنام که در آشوب های خیابانی دستگیر شده بودند به دلیل عجز از تودیع وثیقه مدت ها در زندان بودند و امکان دریافت مرخصی را نداشتند؟

ابهامات فراوانی درباره مصطفی تاجزاده وجود دارد اما حامیان وی اگر اندکی تعصب را کنار بگذارند و به بخش هایی از نامه منتشر شده توسط یکی از مطلعین پرونده وی توجه کنند در می یابند که دلیل این همه مراعات با تاجزاده چیست:

“آقا مصطفی آیا مسئولان پرونده اتهامی جنابعالی عاشق چشم و ابروی تو بودند که بدون وثیقه و برخلاف روال معمول و قانونی به تو مرخصی طولانی مدت داده‌اند؟ یا اینکه از تو می‌ترسند؟‌یا واقعیت این است که به عجز و التماس تو برای آزادی و تعهدات شفاهی‌ات مبنی بر جبران مافات اطمینان کردند و خواستند فرصتی به تو داده باشند شاید طبق وعده‌ات جبران مافات کنی. ‌آیا تو نگفتی اجازه دهید من بروم بیرون به مردم بگویم که ما خیانت کردیم و با یک دروغ بزرگ به حیثیت نظام و این مردم شریف لطمه وارد کردیم؟آیا تو نبودی که می‌گفتی میرحسین مانند کسی است که زمین خورده و خجالت می‌کشد که بلند شود. ‌بیایید با هم کمک کنیم تا او را از زمین بلند کنیم؟آیا تو نگفتی که من فوق تصور شما کار خواهم کرد، کاری که دوست و دشمن تعجب خواهند کرد؟”

واقعیت ماجرا این است،دورویی و نفاق.یک سال است عده ای منافق صحنه گردان شده اند و در این عصر قطعا افسانه و افسانه سرایی طرفداران خاص خود را دارد و در این بین عده ای قهرمانان خیالی خود را می سازند اما حقیقت را نمی توان تا ابد پنهان کرد.این است روایت واقعی افسانه آقا مصطفی!


شجریان:حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم

حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم

شجریان در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بی‌بی‌سی فارس می‌گوید: «آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان می‌دهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان می‌دهند که دارد از پله‌های هواپیما پایین می‌آید، خب من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگ‌های من سؤاستفاده اینجوری می‌کنند.


مدتی است که پخش نشدن دعای ربنا با صدای محمدرضا شجریان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و در لحظات افطار به دغدغه اول و سوژه داغ برخی رسانه‌ها مبدل شده است.

اگر نگاهی گذزا به تیترهای خبری این رسانه بیندازیم خواهیم دید ده‌ها تحلیل و تفسیر و یادداشت در چرایی پخش نشدن ربنا نوشته‌اند و یادداشت‌های رنگارنگ فراوانی در تعریف و تمجید از این خواننده موسیقی سنتی بیان کرده‌اند و به نوعی از رسانه ملی خواسته‌اند این اثر را در شبکه‌های رادیو و تلویزیون برای مردم پخش کند، اما در لابه‌لای تمامی یادداشت‌های نوشته شده نکته‌ای که پنهان مانده و یا نویسندگان سعی در پنهان نمودن اصل ماجرا داشته‌اند، دلایل اصلی پخش نشدن صدای شجریان است که در گزارش تحلیلی پیش رو به واکاوی این موضوع خواهیم پرداخت.

*در اردوگاه دشمنان تابلودار
در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری سال 1388، محمدرضا شجریان به عنوان خواننده‌ای مطرح شکوه و شکایت خود را به دامان بیگانگان برد و با مصاحبه‌های متعددی که با شبکه‌های بیگانه انجام داد، خود را کاملا در اردوگاه دشمنان تابلودار نظام جمهوری اسلامی قرار داد.
مصاحبه‌های شجریان با بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، سی‌ان‌ان، تلویزیون استرالیا و ... به خوبی نشان داد که شجریان هیچگونه اعتقادی به مبانی اصلی نظام جمهوری اسلامی که بر آمده از خواست و اراده عمومی ملت ایران است ندارد، به گونه‌ای که در مصاحبه تیرماه سال 1388 با شبکه بی‌بی‌سی فارسی به نوعی مواضع دولت دهم را به انتقاد گرفت و هتاکی‌های فراوانی را نثار شخص رییس جمهور قانونی مردم ایران کرد. وی در مصاحبه دیگر با همان شبکه کشور بریتانیا این بار نه رییس جمهور بلکه مستقیما حضرت امام خمینی (ره) آن یار سفر کرده را در تیررس سخنان نسجیده خود قرار داد و از این که صدایش بر تصاویر پیاده شدن امام راحل از هواپیما در سال 1357 از تلویزیون پخش می‌شود به شدت انتقاد کرد و اعلام کرد که من این آهنگ را برای ایشان نخوانده‌ام!
با مروری بر سخنان شجریان با رسانه‌های ضدانقلاب و مخالف جمهوری اسلامی شاید بهتر بتوان به عمق تفکر ضدانقلابی این خواننده موسیقی سنتی پی برد.
شجریان در سال 1388، روز 15 شهریور ساعت 20 به وقت تهران در گفت‌وگوی مستقیم با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا و در برنامه دو روز اول گفت: «واقعا این انتخابات نباید نتیجه‌اش به این شکل در می‌آمد. من فکر نمی‌کنم اینها بعد از این بتوانند مملکت را اداره کنند، فقط می‌توانند کنترل کنند و کار دیگری نمی‌توانند بکنند!»
شجریان در همین مصاحبه در پاسخ به سؤال یکی از بینندگان صدای آمریکا که از او پرسید آیا اگر در تهران هم بودید حاضر به انجام با صدای آمریکا می‌شدید، می‌گوید: «بله، اگر در تهران هم بودم این مصاحبه را می‌پذیرفتم.»
مجری برنامه رضا فرهودی هم با زیرکی تمام در لابه‌لای سؤالات هنری و موسیقی، مسایل سیاسی را نیز مطرح می‌کرد که به گفته کارشناسان، صدای آمریکا بهترین بهره‌برداری را از شجریان در راستای مقاصد ضد ایرانی خود برد.
مصاحبه شجریان با صدای آمریکا نشان داد که این خواننده که قرار است متعلق به همه مردم باشد اینک از یک طرف به عروسک خیمه شب بازی دشمنان نظام و انقلاب اسلامی مبدل شده و از طرف دیگر به تریبونی برای مقاصد آشوب‌طلبان بدل گردیده است.
اما این همه ماجرای شجریان نبود، بلکه او راه جدیدی را آغاز کرد که مصاحبه با بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان و شبکه تلویزیونی استرالیا به نوعی چهره پنهانی خود را به خوبی نشان داد.

* شجریان: هراسی از زندان ندارم
مصاحبه شجریان با بی‌بی‌سی فارسی و در برنامه مستند «پژواک روزگار» لایه‌های انحرافی دیگری از افکار وی را برای همگان مشخص کرد.
وی که در پژواک روزگار با صادق صبا، عامل صهیونیستی در شبکه تلویزیونی استعمار پیر گفت‌وگو می‌کرد کاملا نشان داد که هیچگونه اعتقادی به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ایران که بر آمده از خواست و اراده ملت بزرگ کشورمان است ندارد. انقلابی که در به ثمر رسیدن آن هزاران هزار خون پاک جوانان به پای آن ریخته شد و جنگ تحمیلی هشت ساله و رشادت‌های متعدد مردم در ایستادگی های نهال انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) را پشت سر خود دارد.
این مصاحبه که روز یکشنبه بیست‌وششم اردیبهشت ماه سال جاری 1389 از شبکه بی‌بی‌سی فارس پخش شد شجریان را چهره‌ای ضدانقلاب و مخالف صددرصد جمهوری اسلامی نشان داد.
بخشی از سخنان شجریان با بی‌بی‌سی فارس را بخوانید: «حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم ولی دور و بر من همه‌اش افرادی بودند که گرایش سیاسی و چپی داشتند و مجبور بودم توی آن بچه‌ها باشم، چون اطراف من همه سیاسی حرف می‌زدند»
شجریان در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بی‌بی‌سی فارس می‌گوید: «آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان می‌دهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان می‌دهند که دارد از پله‌های هواپیما پایین می‌آید، خب من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگ‌های من سؤاستفاده اینجوری می‌کنند.»
شجریان در بیان گوشه دیگری از اعتقادات خود به حکومت اسلامی ایران در پاسخ به سؤال خبرنگار بی‌بی‌سی درباره دلایل اجرای اثر «بیداد» که در سال 1361 اجرا شده، می‌گوید: «بعد از چهار سال از به ثمر رسیدن انقلاب دیدم که قول‌هایی که داده شد کو؟ چرا دروغ گفتند و ... من هم خواندم یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد»
شجریان در ادامه همین مصاحبه در پاسخ به صادق صبا رییس بخش فارسی بی‌بی‌سی که از او می‌پرسد اصولا نگران نیستید که حکومت ایران بخواهد با شما برخورد کند یا شما را بازداشت کنند، می‌گوید: «نه، چه برخوردی بکنند؟ اصلا از زندان و بازداشت هراسی نیست!»
شجریان در همان مصاحبه مدعی می‌شود که در جامعه ایران یک خشم فرو خورده علیه جمهوری اسلامی وجود دارد و معقتد است که مردم و حکومت در برابر یکدیگر ایستاده‌اند.
با این حال اگر محمدرضا شجریان و مواضع سیاسی او تا قبل از این مصاحبه، انتقاد به دولت دهم محسوب می‌شد، اما اظهارات صریح و بی‌پرده او در مستند پژواک روزگار در بی‌بی‌سی فارسی به خوبی نشان داد که مشکل ایشان فقط روی کار آمدن دولت دکتر محمد احمدی‌نژاد نیست بلکه او از ابتدا نیز با اصل جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه مخالف بوده و در این مدت شاید فرصت اعلام مواضع صریح خود را نیافته است.
البته تناقض‌‌گویی‌های فراوانی هم در نظرات شجریان در این برنامه وجود دارد. محمدرضا شجریان در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی توضیح می‌دهد که در زندگی‌اش هیچ‌گاه گرایش سیاسی خاصی نداشته ولی می‌گوید که همیشه با خواسته‌های مردم برای آزادی و دموکراسی هم‌سو بوده است، یعنی از یک طرف خود را خارج از چارچوب‌های تعریف شده سیاسی به حساب می‌آورد و از طرف دیگر تندترین انتقادات خود را به رئیس جمهور و نظام جمهوری اسلامی بیان می‌کند.

* گریه شجریان پشت دوربین شیطان بزرگ
محمدرضا شجریان با در آمیختن هنر موسیقی سنتی و آواز با سیاست آن هم از نوع اپوزیسیون خارج‌نشین ضدانقلاب به ریزش هواداران خود دامن زد، به گونه‌ای که گفته می‌شود خیل عظیمی از طرفداران خود را با مواضع ضدانقلابی از دست داده است.
محمدرضا شجریان در روز یکشنبه بیست‌وسوم خرداد 1389 و به مناسبت سالگرد بیست‌ودوم خرداد سالگرد شکست فتنه‌گران از ملت ایران، اینبار با شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان به گفت‌وگو پرداخت و در جلوی دوربین تلویزیون شیطان بزرگ گریه کرد و علیه جمهوری اسلامی ایران مواضع تندتری اتخاذ نمود.
شجریان به سی‌ان‌ان گفت: «در طول 31 سال گذشته حتی یک هفته یا یک روز هم احساس شادی نکردم!»
وی با سیاه‌نمایی از وضعیت داخلی ایران مردم را اقشاری بدبخت و بیچاره ترسیم کرد که گرفتار رژیم دیکتاتوری شده‌اند.
شجریان به سی‌ان‌ان گفت: «من هر جای دنیا که می‌روم و می‌بینم که مردم خوشحال و شاد هستند دوست دارم، ولی در کشور خودم وقتی می‌بینیم یک زن بدون پشتیبان در کنار خیابان مجبور به سیگارفروشی است ... من این صحنه‌ها را نمی‌توانم ببینم.... (و اشک شجریان جاری می‌شود.)
شجریان در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان، هنر را ابزاری سیاسی علیه حکومت‌ها و خصوصا جمهوری اسلامی ایران می‌داند و می‌گوید: «هنر در ذات خود یک نوع اعتراضه، برای همین حکومت‌ها، وقتی هنر پا به عرصه تقابل می‌گذاره از اون وحشت دارند و می‌ترسند!...»

* شجریان در تلویزیون استرالیا: باید دین از سیاست جدا شود!
دامنه مصاحبه‌های شجریان با رسانه‌های ضد انقلاب هر روز وسیع‌تر و گسترده‌تر می‌شود تا جایی که پای جناب شجریان حتی به شبکه اس. بی.اس استرالیا هم باز شد و این بار استاد آواز ایران پا را از سیاست هم فراتر نهاد و مستقیما دین ملت مسلمان ایران را نشانه گرفت و خواستار جدایی دین از سیاست شد. همان شعاری که سال‌های سال است دشمنان بیرونی و برخی فریب خوردگان داخلی آن را تکرار می‌کنند.
شجریان در تلویزیون استرالیا گفت: «30 سالی است که مذهب در سیاست وارد شده و حکومت را به دست گرفته و نتیجه بسیار بدی داشته است! و همه! به این باور رسیده‌اند که باید دین و مذهب از سیاست جدا شود...»
شجریان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه تلویزیونی اس.‌بی.‌اس استرالیا درباره این که با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه‌های سیاسی خود آیا قصد دارد با این کارها با جمهوری اسلامی دهن‌کجی کند، می‌گوید: «آن‌ها راه خودشان را می‌روند و می‌گویند قوانین الهی است و قابل تعویض نیست ... آنها کار خودشان را می‌کنند و ما هم کار خودمان را می‌کنیم.»
دیدگاه‌ها و اظهارنظرهای محمدرضا شجریان علیه دین و مذهب و نظام جمهوری اسلامی و رییس‌جمهور قانونی در رسانه‌های ضد‌انقلاب، آنچنان با آب و تاب تمام پخش می‌شد که گویی شجریان هنر خود را مدیون غربی‌ها است. این در حالی است که که اگر زندگی شجریان از آغاز تاکنون را مرور کنیم خواهیم دید که در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی سال 1357 او در یک منزل استیجاری در یکی از نقاط تهران زندگی می‌کرد. طبق گفته خودش در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی، برنامه مستند پژواک روزگار - اما اینک او به عنوان یکی از مردان ثروتمند ایرانی محسوب می‌شود.
کارشناسان امور فرهنگی و هنری معتقدند که شجریان تمامی ثروت‌های هنری و مادی و معنوی خود را مدیون انقلاب اسلامی است، چرا که با وقوع انقلاب 1357 بساط بسیاری از خوانندگان کوچه بازاری و سنتی برچیده شده و در واقع میدان فعالیت به دست شجریان و یکی دو نفر دیگر افتاد و صدا و سیما نیز در معرفی او به مردم نقشی به‌سزا ایفا کرد.

* ربنای شجریان چرا پخش شود؟
با سیری که در مواضع یکسال‌و‌نیم اخیر محمدرضا شجریان داشتیم و بخش‌هایی از گفت‌وگو‌ها و دیدگاه‌های صریح وی درباره سیاست و مذهب را بیان کردیم، حال جای این سؤال اساسی باقی است، فردی که هیچگونه اعتقادی به نظام جمهوری اسلامی ندارد چرا و به چه دلیلی باید صدای او از رسانه ملی پخش شود؟
شجریانی که با مواضع ضد انقلابی خود به نوعی وطن فروشی را در رسانه‌های جهان به عینه به نمایش گذاشت و در هر کشوری و در هر رسانه‌ای طبل رسوایی جمهوری اسلامی را به زغم خویش نواخت و حتی اوج بی‌اعتقادی خود را به امام امت، آن مراد ملت ایران نشان داد، چه ضرورتی دارد که صدای چنین فردی که با صراحت به باورهای اعتقادی مردم ایران تاخته است، اینک در پای سفره ارزشمند افطار پخش شود و به راستی چرا باید ملت ایران با صدای فردی که به ارزش‌های آنها خیانت و توهین کرده است، روزه خود را افطار کنند؟
در یکی از یادداشت‌هایی که چند روز پیش در یک روزنامه مدعی اصلاح‌طلبی به چاپ رسیده بود، نویسنده میان هنر شجریان و مواضع سیاسی او تمایز قایل شده بود و خواسته بود که مسئولان این دو مقوله را با هم مخلوط نکنند! این در حالی است که جناب شجریان این دو مقوله را آنچنان با هم مخلوط کرده که اینک به هیچ عنوان نمی‌توان میان آنها نقطه تمایزی قایل شد. مگر می‌شود صدای ربنای شجریان آن هم در لحظه افطار را شنید اما به یاد انتقاد او به پخش تصویر امام خمینی (ره) بر روی آهنگ‌هایش نیفتاد؟ مگر می‌شود پس از یک روز روزه‌داری، در لحظه افطاری صدای شجریان را بشنوید اما یاد مواضع ضدانقلابی او شما را آزار ندهد؟
بر همین اساس با صراحت تمام می‌‌توان اذعان کرد که امروز افرادی خواستار پخش صدای ربنای شجریان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی هستند که کمترین اعتقادی به نظام و انقلاب اسلامی ندارند چرا که اگر کمترین دلبستگی به جمهوری اسلامی در هر فردی وجود داشته باشد بدون شک تحمل شنیدن صدای شجریان آن هم در لحظه افطار را ندارد و امیدواریم که رسانه ملی، همچنان که تاکنون این صدا را پخش نکرده همچنان بر این موضع خود استوار و پا برجا بماند


گزارشی‌از جلسات آسیب شناسی سبزها


گزارشی‌از جلسات آسیب شناسی سبزها

آسیب شناسی جریان سبز توسط برخی از عناصر دانشگاهی و در لایه ای نزدیک به یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان دردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

درجلساتی که به منظور آسیب شناسی جریان سبز تشکیل شده ،حاضرین با تاکید بر اصلاح نگاه ها به این جریان بر «کور بودن»،«هیجانی بودن»،«شلوغی بیش از اندازه صحنه» تاکید کرده و بر «بی هدف بودن» و « بی ایمان وبی آرمان» جریان تصریح شده است.
همچنین در این جلسات یکی از افراد حاضربا تاکید براین که گرایش های مارکسیستی در این جریان غلظت فراوانی یافته گفته است،برای بخش زیادی از حامیان ما تنها آمدن و مبارزه مهم است واصالت به مبارزه است نه هدف.
فرد یادشده در ادامه تصریح کرده است که رفتارهای کنترل نشده و عدم مواضع صریح باعث شده که دوگانه میان ما و نظام شکل گیرد که نتیجه اولیه آن پیوند ما با براندازان رسمی نظام است.
وی در همین راستا خواستار تدوین خواست ها و خطوط مشخص برای این جریان شده که با مخالفت یکی دیگر از افراد حاضر در این جلسه مواجه شده است.فرد مخالف در این زمینه گفته است که در صورت مشخص کردن اهداف ما با ریزش مابقی حامیان خود که حتی از مخافین نظام نیز هستند روبرو می شویم و برای ایجاد موج تهییجی و جبهه ساختن تمامی مخالفین و منتقدین نیازمند به همه گرایش ها هستیم.
فرد مزبور در ادامه روشن شدن زوایای اصلی اهداف این جریان را یک اشتباه استراتژیک خوانده و گفته است،ما باید به شیوه نشان دادن «کوه یخی» پایبند باشیم.همین کوه یخی است که طرف مقابل را وامی دارد که از ما تخمین نداشته باشد.چرا که آنها با کلیتی وهمی روبرو می شوند که حدودش را نمی‌شناسند و از پیامدهای احتمالی‌اش برآوردی ندارند.
در همین میان یکی دیگر از حضار نیز با اشاره به مانیفست ایجاد شبکه های مقاومت تصریح کرده است،ما فقط به دنبال آن هستیم که با شبکه سازی برای خود شادمانی زودگذر درست کنیم اما من می گویم که با صرف تلنبار کردن آجرها نمی‌شود خانه ساخت. فقط جنبیدن نمی تواند جنبش ایجاد کند. جنبش نیاز به متن دارد، نیاز به میثاق، نیاز به ایمان دارد.
وی همچنین با اشاره به اظهارات یکی از حضار که خواستار مرزبندی با طیف های مخالف نظام شده بود ،اظهار داشته است یک آسیب ما هم اتفاقا همین است که در دید مردم این جنبش اصیل نبوده و در جهت منافع ملی و آبادی میهن نیست مردم فکر می کنند که این جریان ابزاری برای رسیدن به منافع شخصی است.استراتژی کوه یخی دیگر جوابگوی ما نمی باشد.باید باورکنیم این استراتژی با شفاف سازی طرف مقابل در حال آب شدن است باید مراقب باشیم ،خود ما را آب نبرد.
دراین میان گفته می شود که بررسی این آسیب ها باعث شده است که این جلسات با برخورد های چندی میان افراد حاضر در این جلسه با توجه به مواضع افراطی تعدادی از این افراد روبرو شده و بی فرجام تاکنون به پایان برسد.


آقای خاتمی؛ انتقاد با براندازی فرق دارد


 
اخیراً رئیس جمهور سابق کشورمان با گروه‌هایی از دوستانش دیدار و درمیان آنها سخنانی می‌فرمایند که برخی جملات آن در رسانه‌ها منعکس می‌شود.
 
یکی از این جملات اخیر ایشان که با استقبال شدید رسانه‌های مدعی اصلاحات و همچنین بی بی سی و صدای آمریکا و ... روبرو شده، چنین است: «در حکومت‌های خودکامه انتقاد یعنی براندازی»
 
رئیس جمهور سابق کشورمان در این جمله ایهام‌دار و کنایه‌آمیز مشخص نکرده‌اند که منظورشان از «حکومت‌های خودکامه» دقیقاً کدام حکومت در جهان امروز است و چه کشوری مصداق این جمله ایشان بوده است اما اگر برخی مخاطبان این سخن، تصور کنند این جمله کنایه‌آمیز به جمهوری اسلامی ایران برمی‌گردد، محض اطلاع شان باید یادآوری شود در ایران امروز، انتقاد با براندازی تفاوت کاملاً روشن و شفافی دارد.
 
ما در پایگاه اینترنتی الف با شدیدترین الفاظ به مسوولان اجرایی طراز اول کشور انتقاد می‌کنیم. ما به عنوان یک رسانه، با تمام توان جلوی تصمیمات و رفتارهای غیرقانونی آقای احمدی نژاد می ایستیم و با صریح ترین بیان ممکن دروغگوها و منافقان رسوخ کرده در حکومت را رسوا می کنیم، اما کسی از انتقادهای ما تلقی براندازی ندارد چرا که در چارچوب قانون و مستند به قانون انتقاد می کنیم.
 
برخلاف جمله اخیر غیرشفاف و ایهام دار آقای خاتمی، «براندازی»؛ تعریف و مصداق مشخص دارد. براندازی یعنی «طراحی و اجرای برنامه‌ای برای تغییر حکومت از روش‌های غیرقانونی» این برنامه می‌تواند از مسیر اقدام مسلحانه و یا از طریق نرم باشد. منظور از براندازی نرم یا کودتای نرم، استفاده از انواع رسانه‌ها برای فضا سازی دروغ، ایجاد شایعه و فریب گسترده افکار عمومی برای اقدام به نافرمانی مدنی و اعمال انواع فشارها بر نهادهای رسمی و قانونی برای اجرای خواسته‌های طراحان براندازی یا کودتای نرم است.
 
براندازی با انتقاد تفاوت روشن دارد. اکنون چند نمونه اقدام به براندازی اعم از سخت یا نرم را یادآوری می‌کنیم شاید حافظه‌ آقای خاتمی بخاطرشان بیاورد که سال گذشته چه در چه فاجعه‌ خیانت باری نقش آفرینی کرده‌اند:
 
*ایجاد شایعه درباره پیروزی قطعی مهندس موسوی و ارسال گسترده شایعه فوق به موبایل‌های شهروندان، مصداقی از یک عملیات براندازی نرم است.
 
*اینکه یک نامزد انتخابات ساعت 23 روز انتخابات خود را در جمع خبرنگاران پیروز قطعی؛ «پیروز قطعی» انتخابات معرفی کند، در شرایطی که در اکثر شهرهای بزرگ هنوز صندوق‌ها بازنشده بود، مصداقی از یک عملیات براندازی نرم است.
 
*اینکه نامزد معترض به نتیجه انتخابات بجای شکایت به ناظر رسمی و قانونی انتخابات و ارائه سند برای ادعای تقلب، هواداران خود را به اعتراض خیابانی دعوت کند، مصداقی از یک عملیات براندازی است.
 
*وقتی عده‌ای اوباش درون یک تجمع اعتراضی (25 خرداد- خیابان آزادی) نفوذ می‌کنند و به شکلی سازماندهی شده به یک مرکز نظامی حاوی اسلحه حمله می‌کنند، این تدارک برای عملیات براندازی مسلحانه است...
 
آقای خاتمی، تفاوت انتقاد و براندازی را متوجه شدید؟
 
ظاهراً تعلل دستگاه قضایی در محاکمه سران کودتای سال 88 آنها را گستاخ و طلبکار هم کرده است.
 
نخیر آقای خاتمی، حتی اگر این دنیا هم بخاطر همکاری‌تان با سران کودتا محاکمه نشوید، ننگ همکاری با براندازان و ننگ بازیگری به عنوان مهره‌ای از کودتای انگلیسی آمریکایی سال 88 تا قیام قیامت و تا پل صراط بر پیشانی شما حک شده‌است و این دنیا و دنیا باید جوابگوی کارهایتان باشید.
 
نظام جمهوری اسلامی خیلی نجابت کرد که عملکرد دوستان شما در سال 88 را «فتنه» نامید چرا که آن کارها و مصداق‌هایی که اشاره شد، چیزی بیش از فتنه و دقیقاً مصادیق یک عملیات کودتا و براندازی بود.
 
آقای خاتمی، درست است که برخی مسوولان سینه گشاده‌ای در برابر انتقاد ندارند و بعضاً منتقد را منکوب می‌کنند- روشی که امروز دولت با منتقدان باند مشایی و رحیمی پیش گرفته است- اما انتقاد با براندازی کاملاً فرق دارد. لطفاً مغالطه نفرمایید.

چگونه نوری‌زاد منافق شد؟

بازخوانی چرخش‌های 180 درجه‌ای و رنج از عدم تعادل
چگونه نوری‌زاد منافق شد؟

"همانگونه که امریکا در طوفان های آخرالزمانی و در سیلاب عظیمی که به راه افتاده غرق خواهد شد، ما نیز اگر از اسلام و ولایت فقیه و حقیقت فاصله بگیریم و از کشتی نجات ولایت خارج شویم، غرق خواهیم شد و کسی وجود و بقاء ما را تضمین نکرده است."

 این بخشی از یک مقاله محمد نوری زاد در روزنامه کیهان است که در سلسله مقالاتی با عنوان  "جهان پس از آمریکا" در دهه 70 منتشر می‌شد.

اما امروز حکایت  مواضع محمد نوری زاد شنیدنی است. وی در بخشی از نامه های توهین‌آمیزش که روز گذشته نیز ششمین آن‌ها را خطاب به رهبر انقلاب منتشر شد، ادعا می‌کند:

ـ انقلاب اسلامی در این 30 سال به موفقیت دست پیدا نکرده و نتوانسته است که مدینه فاضله‌ای که وعده‌اش را می‌داد، بسازد.

ـ مسئولین نظام و اطرافیان آن‌ها، مقصر اصلی در عدم توفیق انقلاب اسلامی هستند.

ـ مردم از اطراف نظام پراکنده شده‌اند و خدا هم حکومت اسلامی را دوست ندارد!

ـ ما دوستان خود را در جهان از دست داده‌‌ایم و خیلی‌ها با ما دشمن‌اند.

ـ بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، این حکومت بود که که مردم را کشت و خانه‌ها را تخریب کرد و سوزاند و اموال را به غارت برد و…

ـ دوستان واقعی نظام جمهوری اسلامی آقایان موسوی، خاتمی و کروبی هستند نه احمدی‌نژاد، حداد عادل، لاریجانی و…

از لابلای این جملات می توان فهمید که نوری زاد درک صحیحی از انقلاب اسلامی ندارد چرا که انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب زمینه‌ساز و آماده‌گر برای آن واقعه بزرگ به شمار می‌رود و اگر از عدالت و پیشرفت و سعادت سخن می‌گوید، عدالت در مقام زمینه‌سازی است نه عدالت تام و مطلق.

امام خمینی (ره) هم که علی الظاهر هنوز نوری زاد خود را پیرو ایشان می‌داند، درباره هدف اصلی انقلاب اسلامی می فرماید: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‌دارى حضرت حجت (عج) است». (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳۲۷)

تأثیرپذیری نوری‌زاد از القائات روشن‌فکران و معاندان او را کاملاً از کسوت یک منتقد مستقل و آزاداندیش خارج می‌سازد. او مکرراً مطالبی را به مسئولان گوشزد می‌کند که پیش از وی بارها از زبان روشن‌فکران غرب زده و معاندان بیان شده است. در واقع، بیش‌تر مطالب نامه‌های نوری زاد چیز جدیدی نیست و لازم نبود که این همه زحمت به خود بدهد و قلم‌فرسایی کند و خیال کند که شاهکار کرده ‌است!

همچنین سرگشاده نوشتن این‌گونه نامه‌ها به معنای تکیه بر مواضع معاندان و همراهی با آنان برای فشار بر نظام است نه خیرخواهی حقیقی. انقلابیون ساده‌لوح نیستند که تمسخر حکومت اسلامی، قضاوت‌های غیرمنصفانه، ذهن‌خوانی‌های غلط، تهمت قتل و جنایت به نظام و دروغگویی‌های دیگر، اتهام قدرت‌طلبی به ارکان نظام و خلاصه، خوشحال کردن دل توطئه‌گران را به حساب خیرخواهی بگذارند! آن چه از مقایسه بخش‌های اهم و مهم نامه‌ها آشکار می‌شود، کج‌روی فکری، بی‌بصیرتی و اسلام‌ناشناسی و کینه‌توزی نوری‌زاد را می‌رساند که با چاشنی ابراز محبت و نرمش به عنوان یک تاکتیک عوام فریبانه همراه شده است.

نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم این است که اگر “خدا حکومت اسلامی را دوست ندارد" آنگونه که نوری‌زاد مدعی است، پس چرا وی نگران نظام اسلامی است؟

اما چرخش‌های 180 درجه‌ای نوری‌زاد به یک سال اخیر محدود نمی‌شود. به بخشی از نامه وی به آیت الله مصباح یزدی در سال ۷۹ که در روزنامه کیهان نوشته شده است، توجه کنید:

«با تو هستم: ای چراغ راه خوبی ها، ای مصباح! تو هم در شهادت مستغرقی. اگر شهید به یک تیر و ترکش به مقام شهود و شهادت می رسد، تو هر روز و هر ساعت به تیری و ترکش از خدا بی خبران و معاندان و فتنه گران و جاسوسان شهید می شوی. ما اشتعال تو را می بینیم. کسی که چشم هدایت به تو دارد، راه را گم نمی کند و در هزار توی نسبت ها زمین گیر نمی شود. هر چه نسبت شما با خوبی ها و درخشندگی ها و اصالت ها و بایستگی ها بیشتر است، نسبت آنانی که به صورت شما تیغ می کشند، رو به قهقراست.

حضور شما برای آنها تنگی نفس می آورد. آنها، به همه یا هیچ معتقدند.

همین امروز، روزنامه‌ی رسالت، شکوه کرده بود که فلان حزب، در تصاحب کرسی های مجلس، جناحی عمل کرده است و به چند صدایی مدعای خود اعتنایی نکرده است. باید گفت برادران، شما از پوشال آیا می توانید اراده‌ی استقامت کنید؟ و یا مگر از یک عنصر فریب کار، می‌شود انتظار صدق و درستی داشت؟ که اگر بله، خود این اراده و انتظار بر باد است. راز این همه هجمه به شما در چیست؟ آیا زبانم لال از این که می بینند شما با اجانب در ارتباطید، در خود می گدازند؟ یا از این که بساط اقتصاد کشور را به پیسی و دریوزگی در انداخته اید؟ یا جمعیت جوان کشور را در بطالت متوقف کرده اید؟ یا نیک براون جاسوس را به سفیر کبیری آورده اید؟ یا وضعیت صنعت و کشاورزی کشور را به فلاکت انداخته اید؟ یا مواد مخدر را مثل نقل و نبات در دسترس خاص و عام گذارده اید؟ یا در مجامع بین المللی از لباس خود تخلیه شده اید؟ یا مخاطب صریح جاسوس ها شده اید؟ یا اداره‌ی کشور را به امان خدا وا نهاده اید؟ یا سنگ آزادی به سینه کوفته اید و دهان مخالفان دوخته اید؟ یا معیشت مردمان را به خون جگرشان آمیخته اید؟ یا شکاف هولناک طبقاتی را باعث شده اید؟ یا از مجامع وابسته و غیر وابسته به دولت های استکباری چراغ سبز دیده اید؟ راستی چرا با شما مخالفند؟ چرا چشم دیدن شما و گوش شنیدن استدلال های محکم شما را ندارند؟ بگویم علت همه‌ی این مخالفت ها، تنهاد در این است که شما در جانبداری از اصالت ناب شیعه پرچم ولایت برداشته اید.

آری عزیز ما، گناه شما، همچون اسلاف شما، در همین است. شما اگر زبانم لال مثل آن روحانی نمای کنفرانس برلین، زیستی مواج و شکل پذیر داشتید، حالا چشم و چراغ آنها بودید و حجم روزنامه هایشان را از مراتب علم و فهم و هوشمندی و فرزانگی و آینده نگری خود پر کرده بودند. آنها به همان نسبتی که به غرب دل داده اند، از شما و امثال شما دل بریده اند.

شما و امثال شما، مانع گسترش و ظهور این نسبت وابسته‌اید. حزب توده، در تمامی سال‌های عمر بعد از انقلاب خود نسبت خود را با شوروی سابق انکار می کرد و بر سر این انکار، جدل نیز می کرد. بعدها که جاسوسی این حزب آشکار شد، نسبت ها از مدار خدمت، به ورطه‌ی خیانت منتقل شد. همان گونه که عین همین نسبت، امروزه در باره‌ی نهضت آزادی صدق می کند.

یعنی نسبت نهضت آزادی با امریکا، همان نسبت حزب توده است به شوروی سابق. منتها شکیل‌تر و تر و تمیزتر و متناسب با مذاق موازین کارسازی شده‌ی بین المللی.

عمده زخم هایی که این روزها به تن شما می نشیند، از همین ناحیه است. دقیقا به یاد دارم در مصاحبه‌ی کیانوری، رهبر حزب توده با شهید بهشتی، کیانوری با سماجت و وقاحت تمام، از شأن خدوم حزب توده سخن گفت و اطلاق خیانت را از جانب شهید بهشتی رد کرد و رجوع به مجامع حقوق بشری را تهدید کرد. چند سال بعد، آن گاه که شهید بهشتی به راه خود رفت و کیانوری نیز به راه خود و دست های آلوده و مزدور کیانوری و حزب توده برملا شد، همین فیلم را مجدداً از تلویزیون خودمان پخش کردند. کیانوری با استدلال و استحکام، نسبت حزب توده را با شوروی رد می کرد و بر اصلاح طلبی و توسعه و جامعه‌ی مدنی پا می فشرد.

حالا نیز همان روند ادامه دارد. کار درست و به ظاهر مستحکم! نفوذی های نهضت آزادی در دولت، بستر فحاشی را به اسم روزنامه و نشریه فراهم کردند و دلارهای آمریکا و نقشه ها و طرح های سیا در برپایی قتل های زنجیره ای و فضاحت کوی دانشگاه،خوراک و جاهت و مطرح شدن برایشان آورد…»

در مجموع می‌توان گفت که محمد نوری‌زاد کسی است که از "عدم تعادل" رنج می‌برد. نه به آن دوران که در جلسات عمومی، رهبری نظام را "سیدی و مولای" خطاب می‌کرد و نه به اکنون که خود را بالاتر و فهیم‌تر از همه می داند. البته وی به خیال خود می‌خواهد این عدم تعادل را به حساب فراجناحی و منطقی بودن خود بگذارد اما غافل از آن‌که این ترفندها هم هرگز نمی‌تواند و نتوانسته که بر عدم تعادل فکری و روحی او سرپوش بگذارد. نوری‌زاد گرفتار جریان فتنه قبل و پس از انتخابات شد و فتنه‌زده شد و نامه‌هایش هم تاریک و فتنه‌زده است. این نامه‌ها به شکلی متفاوت، امتداد همان خط توهم سران فتنه از موسوی تا خاتمی است که سطحی‌نگری‌ها، تهمت‌ها و دروغ‌ها و خیانت ها را با ادعای خیرخواهی بیان می کن

جاسبی رفتنی شد

جاسبی رفتنی شد

با پایان 28 سال مدیریت عبدالله جعفرعلی جاسبی بر دانشگاه آزاد، بزودی سرپرست جدید این دانشگاه معرفی می‌شود.

ب هیئت مؤسس دانشگاه آزاد به زودی سرپرست جدید دانشگاه آزاد را معرفی می کند.
حمید میرزاده دبیر هیات موسس به عنوان گزینه مورد علاقه و پیشنهادی اکبر هاشمی رفسنجانی برای سرپرستی این دانشگاه است. دوره سرپرستی موقت بوده و رئیس جدید بایستی پس از طی مراحل قانونی با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی تعیین شود.
برخی اعضای هیات موسس بنا دارند مراسم مفصل و پرهزینه‌ای را با هزینه دانشگاه آزاد برای تجلیل از عبدالله جعفرعلی جاسبی برگزار کنند.
  عبدالله جعفرعلی جاسبی که از زمان تأسیس دانشگاه آزاد تاکنون ریاست این دانشگاه را برعهده داشته است، به دلیل برخی عملکردها و همچنین اتهاماتش در زمینه‌های مختلف من‌جمله عملکردش در ایام فتنه و بسیاری موارد دیگر مورد انتقاد گسترده فعالان دانشجویی، کارشناسان و خانواده‌های دانشجویان محصل در دانشگاه آزاد قرار گرفته بود.برخی فعالان دانشجویی نیز به واسطه انتقاد از جاسبی در سال‌های اخیر با شکایت دانشگاه آزاد به دادگاه فراخوانده شده‌اند.
مسئول هیئت تحقیق و تفحص از آموزش عالی کشور در مجلس هفتم نیز نسبت به عدم همکاری دانشگاه آزاد با این هیئت به شدت انتقاد و گزارشی افشاگرانه را در خصوص این دانشگاه منتشر کرد که با واکنش شدید مسئولان این دانشگاه روبرو شد.

جزئیاتی از همکاری جریان فتنه و ملی - مذهبی ها

جزئیاتی از همکاری جریان فتنه و ملی - مذهبی ها

در ادامه همکاری های تشکیلاتی جریان فتنه و ملی – مذهبی ها، سرکشی های استانی برخی نمایندگان اصلاح طلب از تشکل های رو به خاموشی ملی – مذهبی افزایش یافته است.

این سرکشی ها که با محوریت برخی زنان اصلاح طلب صورت می گیرد در راستای فعال سازی تشکل های ملی- مذهبی در برخی استان ها می باشد.
در همین راستا شنیده می شود که دراین جلسات محورهای زیر توصیه شده است:
1- جلسات را مخفی و مستمر برگزار کنید
2- نشریه داخلی ایجاد کنید و به افرادی خودی بدهید و بیرون نرود
3- بحث ارتباط با خارج از کشور را جدی دنبال کنید
4- تاکید بر شروع فعالیت مجدد
5- حداقل ده هزار نیرو باید جمع آوری شود
6- کسانی که جامعه شناسی درس خوانده اند گروه تحقیقاتی تشکیل دهند

گفتنی است آگاهان سیاسی براین باورند که ریش شدید حامیان فرقه سبز موجب شده که این جریان به دنبال ائتلاف با گروهایی بورد که خود شرایطی بدتر از آنان را تجربه می کنند.
در همین حال بنظر می رسد این سرکشی های استانی برای محک زدن وضعیت فعلی ملی- مذهبی دربرخی استان ها،برآورد از وضعیت نیروی انسانی و روحیات و توانایی آنان و نیز ابلاغ های اولیه برای همکاری ها بوده است.

برنامه جدید فتنه گران و غرب برای ناامنی اجتماعی ایران

برنامه جدید فتنه گران و غرب برای ناامنی اجتماعی ایران

ایجاد ناامنی های امنیتی و سیاسی توسط امریکا و عوان و انصارش در داخل و خارج یکی از شیوه های بوده که همیشه آنها به دنبال آن بودند تا با ایجاد ناامنی نظام جهوری اسلامی را با مشکل مواجه سازند.

در این راه آمریکا برای رسیدن به این هدف از هر اقدامی برای برهم زدن امنیت ملت ایران استفاده می‏کند. اتفاقاتی که طی هفته‏های اخیر در سیستان و بلوچستان و کردستان رخ داده، همچنین حوادث و انفجارهای ماه پیش و در کنار اینها اقدامات و تحریم های شورای امنیت سازمان ملل، به روشنی گواه آن است که آمریکا و متحدان این کشور، از گسترش نفوذ و ارتقای جایگاه ایران در منطقه و جهان نگرانتر شده و اقدامات خود را برای برهم زدن امنیت ملی ایران تسریع کرده‏اند.
از سالها پیش، آمریکا برای سلب امنیت ملت ایران، توافقات گسترده ای را با گروههای تروریستی انجام داده است.
این گروهها که عبارتند از: سازمان منافقین، گروه پژواک ، گروه پ ک ک. گروه موسوم به جندالله، گروه خلق عرب و ... گروههای یاد شده، گروه‏های عملیاتی آمریکا هستند که مستقیماً به اقدامات تروریستی مانند کشتار مردم از طریق انفجار بمب، حمله به پاسگاههای نظامی در مناطق مرزی، هدف قراردادن نظامیان غیرمسلح در شهر (مانند انفجار اخیر در سیستان و بلوچستان)، ناامن کردن استانهای مرزی مانند آذربایجان غربی، کشتار مردم غیرنظامی برای ایجاد رعب و وحشت و اخاذی از اهالی و ... می‏پردازند. اما پس از ناکامی های اخیر آمریکا در رسیدن به اهداف خود که همان ایجاد ناامنی در ایران بود این کشور رویکرد جدیدی را در استراتژی های خود انتخاب کرده است.
در این تاکتیک جدید که امریکا همیشه با استفاده از گروه های ضدانقلاب و معاند مسلح سعی در ایجاد ناامنی های سیاسی و امنیتی داشت با رویکرد جدید خود نه تنها این گروه های تروریستی را بلکه برخی از اراذل و اوباش و سارقان حرفه ای را به ایجاد ناامنی های اجتماعی سوق داده است. به طوریکه طی چند روز اخیر اخبار ناامنی های اجتماعی در کشور شدت یافته است. به طور مثال افزایش تولید مواد مخدر، افزایش قاچاق کالا و ارز و به طور ملموس هفته های اخیر سرقت از طلا فروشی ها رشد قابل توجهی داشته است.
اهداف پشت پرده از ایجاد ناامنی های اجتماعی
آمریکا در یک هماهنگی کامل با سران فتنه این سناریو را طراحی نموده و اجرای بخش عملیاتی آن را برعهده گرفته است و بخش تبلیغاتی آن برعهده رهبران فتنه و رسانه های آنها می باشد.
آمریکا با ایجاد ناامنی های اجتماعی اهداف زیر را دنبال می نماید:
1- تخریب و فاقد کارایی نشان دادن نیروی انتظامی
2- ناتوان نشان دادن دولت در تأمین امنیت
3- القاء وجود فقر و بیکاری که زمینه ساز ناامنی های اجتماعی نظیر سرقت می باشد.
4- بی ثباتی اقتصادی در حوزه های مختلف
5- نارضایتی تراشی مردمی
این مجموعه اهدافی است که از سوی امریکا دنبال می شود تا در انتها بتواند به جامعه جهانی و افکار عمومی در داخل کشور اثبات نماید که تحریم ها اثر بخش بوده و توانسته است نظام را به زانو درآورد .البته این اهداف بدون کمک سران فتنه و رسانه های آنها امکان پذیر نمی باشد.

دفاع فتنه از دیکتاتور خونریز عراق

دفاع همسر موسوی از دیکتاتور خونریز عراق

زهرا رهنورد در اظهاراتی توهین‌آمیز، نظام جمهوری اسلامی ایران را با حکومت "صدام حسین" مقایسه کرده و صدام را بهتر از مسئولان ایران دانسته است!

 همسر میرحسین موسوی که سابقه ارائه تئوری‌های جالبی را در کارنامه خود دارد، جدیدترین نظریه خود را خطاب به هفت نفر از مجرمان حوادث سال گذشته عنوان کرده است.

زهرا رهنورد که از سوی شوهرش به عنوان روشنفکرترین زن ایران معرفی شده، اعضای محکوم شده احزاب توقیف شده "مشارکت" و "مجاهدین" را به سبب نوشتن نامه ای به قوه قضاییه علیه سپاه پاسداران، "هفت دلاور" نامیده است.

همسر مصطفی تاج‌زاده هم صبح امروز شوهر خود و دیگر نویسندگان این نامه را "قهرمانان ملی" نامیده است.

خانم رهنورد همچنین در سخنانی جالب این نامه را ندای حق‌طلبی مردم دانسته که از "حلقوم" این افراد بلند شده است!

وی چندی پیش هم با استفاده از همین ادبیات جالب، خواستار آزادی زنان از "هلفدونی" شده بود!

البته زهرا رهنورد در پایان این سخنانش، در اظهاراتی توهین‌آمیز، نظام جمهوری اسلامی ایران را با حکومت "صدام حسین" مقایسه کرده و دیکتاتور سابق عراق را بهتر از مسئولان ایران دانسته است.

حمایت سران جریان فتنه از اعضای "مشارکت" و "مجاهدین" در راستای کاهش فشار افکار عمومی بر نویسندگان نامه مذکور ارزیابی شده است.

سران مجاهدین و مشارکت پس از نگارش نامه خود به قوه قضاییه، با اعتراض شدید فعالان سیاسی مواجه شده اند.
 

اولتیماتوم موسوی به سران پنهان و نیمه پنهان فتنه

اولتیماتوم موسوی به سران پنهان و نیمه پنهان فتنه

سازهای ناموزون در جریان فتنه موجب  رد و بدل های پیام هایی میان برخی سران و لایه های پنهان ونیمه آشکارفتنه شده است.

در پی عدم همراهی برخی از افراد و چهره های موثردر جریان فتنه در ماه های اخیر با میرحسین موسوی و فعال سازی تشکیلات موازی تحت عناوین مختلف بویژه شاخه ای استانی بنیاد باران،میرحسین موسوی پی به بروز این شکاف برده و از هم اکنون پیام هایی را به برخی لایه ها و افراد موثر جبهه اصلاحات ارسال کرده است.
ایفای نقش تقسیم کار شده و هدف گذاری شده،حضورموثر در جریانات و موضع گیری ها،عدم سازش مواردی بوده که گفته می شود مورد تاکید موسوی بوده است.
ازدیگر سو موسوی به برخی دیگر از عوامل پنهان فتنه نیزانتقادهایی مبنی برعدم التزام آن ها به حمایت هایشان از جریان سبزارسال کرده است.
در همین زمینه گفته می شود میرحسین موسوی اخیرا به این افراد اولتیماتوم داده که درصوتر تداوم این رویه و عدم التزام آنها به تعهداتشان، به تنهایی راه را ادامه خواهد داد و سازشکاران را افشا خوهاد کرد.
منابع آگاه در این زمینه معتقدند هشدار موسوی در این شرایط فارغ از عبور حامانیش از وی به دلیل نزدیکی برخی از آن ها به نظام بوده و وی خواهان موضع گیری شدید اللحن و حمله آن ها به تمام ارکان نظام می باشد.
،یکی از توهمات میرحسین موسوی که تاکنون وی از آن رنج می برد تلاش برای خیابانی کردن شرایط می باشد که این مساله با اطلاع دوستان وی نیز رسیده ولی انها تحرکات خیابانی را پایان یافته عنوان کرده اند.


اعتراف کروبی به دو واقعیت مهم

اعتراف کروبی به دو واقعیت مهم

مهدی کروبی که در انتخابات سال گذشته کمتر از یک درصد آرای شرکت کنندگان را به دست آورد به خاطر همراهی با جریانات ضد انقلاب و طرح اتهامات بی اساس به نظام از سوی طرفداران، لقب یکی از سران فتنه را دریافت کرد در مصاحبه با روزنامه انگلیسی گاردین به دو واقعیت مهم اعتراف کرد.


وی در پاسخ به این سئوال که جایگاه شما در میان مردم چگونه است با ناراحتی اعلام کرد من هر جا پا می گذارم با هواداران نظام مواجه می شوم که مرا مورد شماتت و سرزنش قرار می دهند.

کروبی در این مصاحبه همچنین در پاسخ به سئوالی درباره وضعیت جنبش فتنه و علت عدم تحرک این جنبش در ماه های اخیر گفت دیگر امکان اینکه هواداران این جنبش بتوانند به خیابان ها بیایند وجود ندارد و ما باید به سمت کارهای فرهنگی و روشن کردن افکار عمومی برویم!

موسوی:با دستگیری من جنبش شکست می‌خورد

اخیرا یکی از مشاوران میرحسین موسوی که تاثیر زیادی بر عملکرد وی دارد خواستار اتخاذ مواضع بسیار تندتری از سوی موسوی شده است اما میرحسین زیر بار نمی‌رود.

 

 



شنیده شده میرحسین موسوی در پاسخ به فشارهای وی گفته است: ما در روز 22 خرداد نتوانستیم هیچ تجمع و راهپیمایی برگزار کنیم و دچار ریزش هوادار شده‌ایم، درگیری‌ها و اختلافات داخلی نیز که مزید بر علت شده است، لذا اگر الان فضا را تند نماییم بدون شک نظام به شدت با ما برخورد می‌نماید و با دستگیری من جنبش به شکست می‌انجامد.

با این حال موسوی از سوی نزدیکان خود شدیدا به اعلام مواضع تند علیه نظام تشویق می شود.

دلایل شکست فتنه از زبان موسوی‌خوئینی‌ها

مرد خاکستری اصلاحات که اخیرا به شکست رسمی جریان فتنه اعتراف داشته ابعاد و دلایل این شکست را مورد بررسی قرار داده است.
وی در چند جلسه که با حضور سران فتنه نیز بعضا برگزار شده عامل اصلی درشکست این جریان را تندروی بدون مدیریت ذکر کرده و موارد دیگرهمچون، اختلاف میان بدن اصلاحات با جنبش سبز،موثر و فعال نمودن احزاب اصلاح طلب،عدم برنامه ریزی سناریو نویسی شده برای افکارعمومی مبتنی بر واقعیت های موجود را از عوامل شکست این جریان برشمرده است.

 


مرد خاکستری اصلاحات همچنین نسبت به قید نداشتن فعالیت های این جریان انتقاد کرده و تصریح کرده است،دین و مطالبات دینی تویط جریان جدی نگرفتنشد و کسانی وارد جریان شدند که مسیر را به سوی مباحث بعضا معرض با مطالب دینی بردند.
وی همچنین نبود رهبری واحد برای راس هرم و عدم تعریف نقش برای مهره های میانی را یکی دیگر از دلایل شکست جریان فتنه بر شمرده است.

نگرانی درباره تیم حفاظتی موسوی

سایت جرس از سایتهای وابسته به اپوزیسیون که گفته می شود به عطاء الله مهاجرانی وابسته است از آشفتگی در تیم حفاظت موسوی خبر داد و ازاین اتفاق ابراز نگرانی کرد!
به گزارش البرز، سایت جرس از سایتهای وابسته به اپوزیسیون که گفته می شود به عطاء الله مهاجرانی وابسته است از آشفتگی در تیم حفاظت موسوی خبر داد و ازاین اتفاق ابراز نگرانی کرد!

این سایت نوشت:تیم حفاظت بدون مسئول رها شده و نبودن سرپرست، که موجب نابسامانی و آشفتگی تیم حفاظت موسوی شده مایه نگرانی دوستداران و طرفداران اوست.

سایت مزبور افزود: افرادی که در این سه ماه به تیم محافظان موسوی پیوسته اند سابقه کاری مشخصی ندارند و کسی نمی داند آنها کیستند و از کجا پیدایشان شده است.آنهاافرادی بدون تجربه و با سابقه کاری نا مشخص هستند ،تا آنجا که اطرافیان موسوی هر لحظه بیم آن را دارند که برای وی اتفاقی ناگوار رخ دهد!








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۵/٢۳

نمایش اعتصاب غذای چند نفر از آشوبگران دستگیرشده با افتضاح تمام شد اما گویا سرزنش علیه معرکه گیران سیاسی در این ماجرا تمامی ندارد.

 


کسانی چون موسوی و کروبی و عبدالله نوری و برخی سرکردگان نهضت آزادی و جبهه ملی تلاش کرده بودند ضمن بهره برداری از این نمایش، خود را در حاشیه نگه دارند و همین امر باعث انتقادهای گسترده در محافل ضد انقلابی شده است. نویسنده سایت خودنویس در تحلیلی با اشاره به این که «قبلا به رهبران جنبش سبز تاخته و گفته بودیم که در ماجرای اعتصاب غذای زندانیان گوسفند نباشیم»، نوشت: چند وقت که گذشت واکنش ها شروع شد، واکنش تاثیرگذار را مهندس موسوی با نوشتن بیانیه ای ایجاد کرد که در آن با تاکید بر شنیده شدن صدای اعتراض زندانیان از آنان خواسته بود اعتصاب غذای خود را بشکنند بعد از او هم واکنش های دیگر هم شروع شد و از جبهه مشارکت تا فعالان ملی- مذهبی همگی واکنش نشان داده و تمامی شان هم همان طور که پیش بینی می شد حرکت در مسیری را پیش گرفتند که مهندس موسوی در آن پیشگام شده بود. اصلی ترین مسئله در آن درخواست از زندانیان برای شکستن اعتصاب غذا بود. شخصا از این واکنش ها شگفت زده شدم. در نظر داشتم که احتمالا باید پیام ها به زندان برسد وگرنه صدور آنها بی معنا خواهد بود. شگفتی خودم را پنهان کرده بودم. اما وقتی اعتصاب غذا خاتمه یافت پرسش ها سر باز کردند. از خودم پرسیدم چرا واکنش ها در این مسیر پیش رفت؟ این برداشت درست است که معنای پیام موسوی و پیام های مشابه عدم حمایت از حرکت زندانیان بود. موسوی با درخواست خاتمه اعتصاب غذا در واقع همان حرکت را که در 22 خرداد امسال تکرار شد، ادامه داد. این بار هم موسوی زندانیان را تنها می گذاشت. وقتی دستگیر شده ها اعلام کرده بودند برای پیگیری خواست شان اعتصاب غذا را ادامه می دهند، چه طور یک دفعه پشت آنها خالی می شود و اعلام می شود اعتصاب غذا ادامه نیابد؟

 


این سایت ضد انقلابی اضافه کرد: زیان عمده حرکت آقایان و خالی کردن پشت بازداشت شدگان این بود که یکی از مهمترین حرکت های اعتراضی زندانیان را از آنها گرفت و آنها را خلع سلاح کرد. تنها سلاح زندانی که می توانست با قمار روی آن به خواسته هایش دست پیدا کند، سوخت. حالا اگر هر زندانی ای اعتصاب غذا کند مسئولان اهمیتی به آن نخواهند داد و مسئولیت جان آنان را برعهده «بزرگا ن شان» خواهند گذاشت و اعتصاب کننده نیز مجبور خواهد شد اعتصاب غذای خود را بشکند، یا اصلا اعتصاب غذا نکند؛ چه، می داند این حرکت دستاوردی نخواهد داشت. زمانی که حکومت فهمید پشت زندانیان خالی شده و می تواند اصلا منکر این موضوع شود و زندانیان که می دیدند دیگر راهی نمانده و همه با حمایتی نصفه و نیمه از حرکت شان از آنها خواسته اند اعتصاب غذا را بشکنند، اعتصاب غذای خود را شکستند، زندانیان دیدند هزینه ای که دارند از جانشان خرج می کنند بیهوده است. حالا هم برخی از آنها همچنان در وضعیت سابق خود هستند یعنی تحمل این همه سختی عملا نتیجه ای دربر نداشته است. شخصا مسئولیت این موضوع را برعهده بی تدبیری موسوی می گذاریم.

پلتیک اعتصاب غذاراهم سوزاندیم و رفت

نمایش اعتصاب غذای چند نفر از آشوبگران دستگیرشده با افتضاح تمام شد اما گویا سرزنش علیه معرکه گیران سیاسی در این ماجرا تمامی ندارد.

 


کسانی چون موسوی و کروبی و عبدالله نوری و برخی سرکردگان نهضت آزادی و جبهه ملی تلاش کرده بودند ضمن بهره برداری از این نمایش، خود را در حاشیه نگه دارند و همین امر باعث انتقادهای گسترده در محافل ضد انقلابی شده است. نویسنده سایت خودنویس در تحلیلی با اشاره به این که «قبلا به رهبران جنبش سبز تاخته و گفته بودیم که در ماجرای اعتصاب غذای زندانیان گوسفند نباشیم»، نوشت: چند وقت که گذشت واکنش ها شروع شد، واکنش تاثیرگذار را مهندس موسوی با نوشتن بیانیه ای ایجاد کرد که در آن با تاکید بر شنیده شدن صدای اعتراض زندانیان از آنان خواسته بود اعتصاب غذای خود را بشکنند بعد از او هم واکنش های دیگر هم شروع شد و از جبهه مشارکت تا فعالان ملی- مذهبی همگی واکنش نشان داده و تمامی شان هم همان طور که پیش بینی می شد حرکت در مسیری را پیش گرفتند که مهندس موسوی در آن پیشگام شده بود. اصلی ترین مسئله در آن درخواست از زندانیان برای شکستن اعتصاب غذا بود. شخصا از این واکنش ها شگفت زده شدم. در نظر داشتم که احتمالا باید پیام ها به زندان برسد وگرنه صدور آنها بی معنا خواهد بود. شگفتی خودم را پنهان کرده بودم. اما وقتی اعتصاب غذا خاتمه یافت پرسش ها سر باز کردند. از خودم پرسیدم چرا واکنش ها در این مسیر پیش رفت؟ این برداشت درست است که معنای پیام موسوی و پیام های مشابه عدم حمایت از حرکت زندانیان بود. موسوی با درخواست خاتمه اعتصاب غذا در واقع همان حرکت را که در 22 خرداد امسال تکرار شد، ادامه داد. این بار هم موسوی زندانیان را تنها می گذاشت. وقتی دستگیر شده ها اعلام کرده بودند برای پیگیری خواست شان اعتصاب غذا را ادامه می دهند، چه طور یک دفعه پشت آنها خالی می شود و اعلام می شود اعتصاب غذا ادامه نیابد؟

 


این سایت ضد انقلابی اضافه کرد: زیان عمده حرکت آقایان و خالی کردن پشت بازداشت شدگان این بود که یکی از مهمترین حرکت های اعتراضی زندانیان را از آنها گرفت و آنها را خلع سلاح کرد. تنها سلاح زندانی که می توانست با قمار روی آن به خواسته هایش دست پیدا کند، سوخت. حالا اگر هر زندانی ای اعتصاب غذا کند مسئولان اهمیتی به آن نخواهند داد و مسئولیت جان آنان را برعهده «بزرگا ن شان» خواهند گذاشت و اعتصاب کننده نیز مجبور خواهد شد اعتصاب غذای خود را بشکند، یا اصلا اعتصاب غذا نکند؛ چه، می داند این حرکت دستاوردی نخواهد داشت. زمانی که حکومت فهمید پشت زندانیان خالی شده و می تواند اصلا منکر این موضوع شود و زندانیان که می دیدند دیگر راهی نمانده و همه با حمایتی نصفه و نیمه از حرکت شان از آنها خواسته اند اعتصاب غذا را بشکنند، اعتصاب غذای خود را شکستند، زندانیان دیدند هزینه ای که دارند از جانشان خرج می کنند بیهوده است. حالا هم برخی از آنها همچنان در وضعیت سابق خود هستند یعنی تحمل این همه سختی عملا نتیجه ای دربر نداشته است. شخصا مسئولیت این موضوع را برعهده بی تدبیری موسوی می گذاریم.

کروبی میزبان افطاری سیدحسن

اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد که جریان فتنه در تلاش است از فرصت ماه مبارک رمضان برای پی گیری برنامه های هدف گذاری شده خود بهره برداری کند.
این جریان تاکید کرده است که استفاده از ظرفیت یک ماه ماه مبارک رمضان می تواند پوشش مناسبی برای این جریان باشد،برهمین اساس تاکید کرده اند که ضمن برگزاری مراسم های مختلف گردهمایی عناصر خود را رقم زده و به تجدید روحیه حامیان بپردازند.

 


گفته می شود اوج این تحرکات قرار شده در یک مراسم گسترده برگزار شود لذا در این خصوص پیشنهاد شده است که این جریان سعی نماید در ویژه برنامه های حرم امام خمینی(ره) که به مدت چند شب در ایام شب های احیا برگزار می شود حضور پیدا کرده و ضمن گنجاندن برخی چهره های خاکستری برای سخنرانی در این ایام نظیر(م.الف)،زمینه حضور حامیان خود را در این شب ها فراهم آورند.

 


در همین راستا شنیده شده است،مهدی کروبی درادامه دیدارهای نوبه ای خود که هر 20 تا 30 روز یکبار با سید حسن مصطفوی برگزار می شود و امشب نیزموعد میزبانی کروبی از سید حسن وسید یاسر مصطفوی می باشد، قرار است موضوع بهره گیری و استفاده ازظرفیت حرم مطهر امام خمینی(ره) با میهمانان خود درمیان بگذارد.

جلسه"شورای فتنه"درمنزل مردخاکستری

نشستی محفلی تحت پوشش مراسم افطاری با حضور برخی تصمیم‌گیرندگان جریان فتنه و با هدف تشریح برنامه‌های این جریان در ماه مبارک رمضان، پنجشنبه شب در منزل مرد خاکستری اصلاحات در شمال تهران برگزار می‌شود.


 این جلسه افطاری با حضور قریب به 200 نفر از فعالان جریان اصلاحات و همچنین دو تن از سران فتنه برگزار می‌شود.
در این نشست محفلی، در خصوص بدنه از دست رفته جریان موسوم به سبز و برنامه ریزی برای استفاده از ظرفیت ماه رمضان برای احیای بدنه اجتماعی اصلاح طلبان، بحث و تبادل نظر می شود.
گفتنی است، اختلافات برخی چهره‌های اصلی این جریان باعث شده است تا یکی از سران فتنه به این بزم شبانه دعوت نشود.
گفته می‌شود عدم دعوت از این چهره برجسته منتسب به اصلاح‌طلبان دلخوری شدید وی را به همراه داشته است

موسوی:حتما که نباید بیانیه بدهم تا آشوب کنند!

آقای موسوی که از سوی مردم به عنوان یکی از سران فتنه 88 شناخته می‌شود، در جدیدترین سخنان خود ضمن اعتراف به انفعال شدید جریان اغتشاشات که سال گذشته به حمایت از وی پرداختند، خواستار احیای این جریان شده است.

به گزارش شبکه ایران، میرحسین موسوی تلویحا نارضایتی خود از ریزش شدید هوادارانش و پایان آشوب‌های خیابانی را اعلام کرد.

آقای موسوی که از سوی مردم به عنوان یکی از سران فتنه 88 شناخته می‌شود، در جدیدترین سخنان خود ضمن اعتراف به انفعال شدید جریان اغتشاشات که سال گذشته به حمایت از وی پرداختند، خواستار احیای این جریان شده است.

میرحسین موسوی در این اظهارات، اعلام کرده است که مردم نیازی به درخواست او در قالب بیانیه برای حضور در اغتشاشات ندارند و هر زمان که خود تشخیص دهند، به خیابان‌ها خواهند آمد.

البته فعالان سیاسی این اظهارات را در راستای روند سال گذشته آقای موسوی ارزیابی کردند.

او به همراه مهدی کروبی همواره با بیانیه‌های خود مردم را به حضور در خیابان‌ها دعوت می‌کردند و با این حال، این آشوب‌ها را اقداماتی خودجوش می‌نامیدند.

همچنین میرحسین موسوی به همراه آقای کروبی، چند ماه پیش و در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری دهم، ابتدا از هوادارن خود خواستند تا به احیای آشوب‌های خیابانی بپردازند اما بعد از چند روز و واکنش منفی و سرد جریان ضدانقلاب به آن‌ها، درخواست خود را پس گرفتند.

گفتنی است پس از اقدامات توهین‌آمیز حامیان آقای موسوی و هتک حرمت روز عاشورا، مردم نسبت به این مساله واکنش نشان دادند و در راهپیمایی‌های 9 دی و 22 بهمن، از این افراد که آن‌ها را "سران فتنه" خواندند، ابراز برائت کردند.

حضور گسترده و ده‌ها میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بهمن به نحوی بود که از سوی کارشناسان مسائل سیاسی به عنوان "دفن تاریخی فتنه" ارزیابی شد؛ مساله‌ای که با پایان یافتن آشوب‌های خیابانی و انفعال جریان فتنه، صحت آن اثبات شد.

چراهیچ آدم باشخصیتی به سمت ما نمی‌آید!

ک موسسه پوششی وابسته به آمریکا (تحت عنوان موسسه بین المللی مطبوعات) اکبر پونز را قهرمان مطبوعات معرفی کرد.
آلیسون بتل مکنزی مدیر این موسسه که در آمریکا اقامت دارد، یکی از عناصر معاند با انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی است. سایت موسسه یاد شده دروغ پراکنی های اکبر پونز در دوره اصلاحات از جمله ترور شخصیت هاشمی رفسنجانی و برخی چهره های دیگر به بهانه قتل های زنجیره ای را بهانه ای برای تمجید از وی قرار داده است که ادعایی بی پایه است. چه آن که این مهره فراری پول آن عملیات تروریستی را بارها از محافل آمریکایی گرفته است و حمایت های اخیر از وی به خاطر آن است که اکبرپونز چند ماه پیش در گفت وگو با بی بی سی الهی بودن قرآن مجید را منکر شد و با تکرار اراجیف برخی عناصر صهیونیست و مرتد علیه پیامبرگرامی اسلام(ص)، عصمت انبیاء و ائمه را نیز زیر سوال برد و در خاتمه نوکری منکر وجود امام زمان(عج) شد. این رفتارهای انتحاری دقیقاً همان چیزی است که جریان های صهیونیسم مسیحی و بهائیت به دنبال آن هستند.

 

به تازگی بنیاد میلتون فریدمن نیز از خیانت های اکبرپونز تمجید کرده بود. فریدمن موسس بنیاد مذکور، از حامیان ژنرال پینوشه مهره جنایتکار و کودتاچی آمریکا در شیلی بوده است.
گفتنی است چند ماه قبل یکی از تحلیل گران آمریکایی در روزنامه USA TODAY نوشته بود ممکن است مردم آمریکا و اروپا از جایگاه افرادی مانند اکبر گنجی و محسن سازگارا و... اطلاعی نداشته باشند و غلوگویی رسانه ها و مجامع ما را درباره آنها باور کنند ولی این افراد در میان ایرانیان داخل کشور شخصیت های کم ارزشی هستند و رویکرد ما به آنها می تواند نشانه خالی بودن دستهایمان از دسترسی و جلب حمایت شخصیت های اثرگذار و مطرح ایران تلقی شود

لبیک 15 دروغگوی افراطی به موسوی

در هفته های اخیر در رسانه های حامی میرحسین ادعا می شد که تعدادی از زندانی هوادار جنبش سبز به بهانه نداشتن امکانات دست به اعتصاب غذا زده اند البته تاکنون اسمی از این قهرمانان نازک نارنجی برده نشده که معلوم شود که آیا چنین افرادی از مادر متولد شده اند یا نه؟
میرحسین به عنوان فردی که عامل زندانی شدن این مدعیان بود هفته گذشته در پیامی از این مدعیان اعتصاب غذا خواست اعتصاب خود را بشکنند و این قهرمانان مقاوم هم از خدا خواسته بلافاصله به ندای میرحسین لبیک گفته و سر سفره نشستند.
در فضا سازی جدیدی که آغاز شده، این مدعیان اعتصاب غذا نام یاران گمنام جنبش سبز روی خود گذاشته و در پیامی از ملت ایران تشکر کرده اند. در بخشی از این نامه خنده دار این مدعیان اعتصاب غذا سردمداران روی صحنه و پشت صحنه جنبش سبز را معرفی کرده اند. در این نامه آمده ما از بزرگ جنبش سبز میرحسین موسوی، کروبی، عبدالله نوری، عزت سحابی، پیمان، ابراهیم یزدی و زهرا رهنورد که از ما خواسته اند اعتصاب غذا را پایان دهیم پیروی می کنیم. انتشار این نامه بیانگر این واقعیت است که عناصری چون کروبی و میرحسین سال ها خود را به عنوان یاور امام جا زده بودند در پشت صحنه با عناصر مطرود امام فالوده می خورند.

 


این نمایش سیاسی با عنوان اعتصاب غذا پایان یافت و سایت خودنویس از حامیان موسوی بخشی از نظرات کاربران در این باره را منتشر کرده است. یکی ازحامیان موسوی به این افراد مدعی اعتصاب غذا نوشته «آخه شما که این کاره نیستید چرا شروع می کنید که بعد بخواهید برای تمام کردن آن به بهانه نامه نگاری این و آن منت بگذارید!»
یک کاربر سایت خودنویس نوشته بعد از این اعتصاب غذا که کردید به محض بیرون آمدن ویزا و پناهندگی و درآمد و شغل در صدای آمریکا، رادیو فردا و بی بی سی و... در آن طرف آب برای شما تامین می شود!

افطاری‌های سیاسی اصلاح‌طلبان در کجاست؟

این نشست‌ها به صورت مستمر و ماهانه در منزل کروبی و با محوریت علی اکبر محتشمی پور برگزار می‌شود.
 
حامیان سنتی مهدی کروبی در این جلسه مقرر کرده‌اند از این پس حسینیه دارالزهرا ولنجک را برای برخی هماهنگی ها و پاتوق‌های مذهبی خود در طول سال به ویژه ماه مبارک رمضان تبدیل کنند.

از دیگر تصمیمات نشست مزبور برپایی جلسات مذهبی در ماه مبارک رمضان با سخنرانی چهره‌های اصلاح طلب هم چون محتشمی‌پور، کیان ارثی، منتجب نیا، محمد مقدم، محقق داماد و هادی خامنه‌ای در مساجد و حسینیه‌های تحت نفوذ این افراد پیرامون مسائل مربوط به انتخابات گذشته و تاکید بر ناکارآمدی حکومت در این خصوص بوده است.

 

 

دیدار مکرر با خانواده‌های زندانیان حوادث پس از انتخابات و نیز حضور در مراسم افطار این خانواده‌ها در مقابل زندان اوین از دیگر تصمیات جلسه مذکور است.

بر اساس برنامه‌ دیگری که در این نشست اجرای آن کلید خورده دیدار و گفتگو مستمر با طیف جوانان احزاب اصلاح طلب از جمله مشارکت، مجاهدین، کارگزاران برای احیای شبکه اجتماعی جریان برانداز است.
سال گذشته نیز در ایام ماه مبارک یکی از محفل‌های جریان فتنه برای برنامه ریزی در روز قدس حسینیه دار الزهرا و نیز اعضای همین حلقه بوده‌ است.
در پایان جلسه مورد اشاره تاکید شده است که بایستی از شرایط ویژه ماه مبارک رمضان برای شبکه سازی و جمع کردن نیروهای جوان استفاده کنیم.

 

 

گفتنی است، حسینه دارالزهرا(س) که سالهاست از سوی محتشمی پور اداره می‌شود پاتوق اصلی اعضای مجمع ورحانیون بوده و در ماه‌های محرم، رمضان و ایام مذهبی عمدتا اعضا مجمع روحانیون در این مکان گرد هم می‌آیند.
هم چنین مسجدی در صادقیه تهران نیز در اختیار رسول منتجب نیا قرار دارد و هموراه وی نقش فعالی را برای کروبی در این مسجد ایفا می‌کند.

گفته ها و نگفته ها درنامه عروس امام به سید حسن خمینی

 

در سالهای نه چندان دور مردم ایران اسلامی ، رهبر و مرادی را از دست دادند که از صمیم قلب به او عشق می ورزیدند. پس از ارتحال حضرت امام ، با دیدن چهره ی اعضای بیت ایشان ، به خصوص آقای سید حسن خمینی یاد و خاطره ی آن عزیز سفر کرده و یادگارش در دلها زنده می شد . اما جریانهای بعد از انتخابات و حضور آقای سید حسن خمینی در محافلی که مردم انقلابی انتظار آن را نداشتند باعث دلخوری و آزردگی خاطر دوستداران انقلاب و امام شد.

در روزهای اخیر نامه ای از طرف خانم فاطمه طباطبایی به فرزندش سید حسن منتشر شد که از جهات مختلف قابل تامل است.

در این نامه از سید حسن خواسته شده :" تلاش کن همواره در راه راست، ثابت قدم بمانی و حقیقت را فدای مصلحت نکنی؛ زیرا که هیچ مصلحتی با حق و حقیقت هم‌سنگ نیست." این در حالی است که سید حسن خمینی در روزهای اخیر همه را به صبر دعوت کرده بود.

نکته قابل تامل دیگر اینکه در این نامه حتی به بعضی از خاطرات سید حسن و امام اشاره شده ، اما هیچ اشاره ای به وصیت حاج احمد پدر سید حسن نشده . وصیتی که حاج احمد اینگونه نوشته بود:" به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آنست و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می‌خواهند. " انتظار از عروس مکرمه امام این بود که این وصیت مهم را در نامه ی خود یادآور شوند و با راهنمایی های خود از نفوذ جریان خلاف راه ولایت در بیت امام جلوگیری نمایند.

کروبی:راه بازگشت ندارم،کسی مرا تحویل نمی گیرد

یکی از محکومان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری با مهدی کروبی دیدار کرده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،فرد یاد شده در این دیدار ضمن انتقاد ازرفتارهای کروبی خواستار پایان دادن وی به رفتارهایش شده و بر بازگشت وی به دامن نظام تاکید کرده است.
گفته می شود کروبی نیز در پاسخ گفته است:"من مسیری را رفته ام که راه بازگشت ندارم.همه پل های پشت سرم را هم خراب کرده ام.اگر این فعالیت ها راهم نکنم باید منتظر مرگ باشم چون هیچ روزنه ای برای من وجود ندارد.در ضمن کسی هم نیست که مرا تحویل بگیرد".
در ادامه این دیدار میهمان کروبی از اظهارات کروبی باردیگر انتقاد کرده و گفته است،شما بازهم دارید اشتباه می کنید ،این رفتارهای تند فقط سقوط شما را سریع تر می کند.
گفته می شود این دیدار با تاکید کروبی بر ادامه مسیر خود پایان یافته است.

نوری‌زده: بهترین خدمتگذار ما کروبی بوده است!


علیرضا نوری زاده جاسوس دوجانبه در اظهاراتی جدید در حمایت از کروبی و موسوی گفته است اینکه فردی مثل مهدی کروبی در مقابل ولایت فقیه ایستاده است از افتخارات ما محسوب می شود.
به گزارش«جوان آنلاین»،این جاسوس در یک برنامه تلویزیونی که از شبکه صدای آمریکا پخش می گردید با طرح سوالی از بینندگان می گوید: « آیا ما بیشتر به نظام ضربه زدیم یا شخصی مثل مهدی کروبی ؟ سپس اظهار می کند وقتی شخصی مثل مهدی کروبی آنچنان به ضد انقلاب خدمت می کند نباید اجازه تخریب وی را بدهیم و باید حمایت نماییم. ما باید کروبی را بیشتر تشویق نماییم تا در مقابل ولایت فقیه نیز بایستد و آن را زیر سئوال ببرد.»
این در حالی است که برخی از رهبران فتنه از جمله شخص مهدی کروبی هنوز ادعا دارد که راه ما راه امام خمینی است. سوال اینست که ایا راه امام اینست که انچنان رفتار کنیم که دشمنان واقعیی امام و اسلام و دین وجود ما را موجب خدمت معرفی کنند؟
کسانی که ادعای راه امام خمینی را دارند باید بدانند اصلی ترین شعار حضرت امام مبارزه با استکبار جهانی بخصوص امریکا و اسرائیل جنایتکار بوده است.

مواضع شورای دونفره فتنه علیه نهادهای انقلابی

روز یک شنبه میرحسین موسوی نفر شماره یک فتنه به دیدار شیخ مهدی کروبی رفت تا شورای دو نفره برای بررسی تحریم‌های یکجانبه اروپا علیه کشورمان را تشکیل دهند و سیاست‌های کلی را در این خصوص تدوین کنند!

علت واقعی تحریم‌ها

پس از محکوم کردن تحریم‌ها توسط این دو، کروبی به حساب ذخیره ارزی اشاره می‌کند و اعلام نکردن موجودی آن را آن هم دراین شرایط حساس کشورمان از ریشه‌های تهدید می‌‌داند و می‌گوید: «متأسفانه بارها و بارها نمایندگان مردم خواستار شفاف‌سازی در مسأله حساب صندوق ذخیره ارزی شده بودند ولی دولت زیر بار ارائه گزارش صحیح از این حساب به بهانه محرمانه بودن آن نرفت!» مشخص نیست انتشار عمومی سرمایه‌نظام در این شرایط حساس چه مشکلی را از کروبی حل خواهد کرد که اینگونه بی‌صبرانه منتظر اعلام وضعیت صندوق است.

کی بود کی بود ما نبودیم؟

پس از انتشار نامه کروبی به آیت‌الله جنتی که با افتخار خود را یکی از سران فتنه نامیده بود و باعث شد بسیاری از شخصیت‌‌‌ها و رسانه‌ها این ادعای رقیب آرای باطله را به تمسخر بگیرند، اینک شعبان اصلاحات با تغییر موضع از اصل منکر فتنه شده و می‌گوید: «در کشور فتنه‌ای رخ نداده که سران فتنه‌ای داشته باشد. آنچه در این یک‌سال روی داده حرکت اعتراضی مردمی بوده که به دنبال حقوق از دست رفته‌شان بودند» مشخص نیست اگر فتنه‌ای رخ نداده پس چگونه آقای کروبی 48 ساعت قبل از این سخنان خود را یکی از سران فتنه می‌نامد و خواستار ارائه سند کمک مالی خارجی به خود شده است.

حمله به بسیج برای مقابله با تحریم‌ها

دومین سیاستی که دراین شورای دونفره برای مقابله با تحریم‌های غرب اتخاذ می‌شود، هجمه به بسیج است تا گرایی شفاف‌تر از مصاحبه چندروز گذشته کروبی با بی‌بی‌سی به اروپا و امریکا بدهند و با تخطئه این یادگار ارزشمند امام (ره)، امنیت کشور را تأمین کنند! این دو به بهانه خبر ایجاد 7000 پایگاه بسیج تا پایان سال از سوی رئیس سازمان بسیج مستضعفان که ظاهراً‌ آنان را بدجوری عصبانی کرده، ادعا می‌کند: «بسیجی که امام (ره) با هدف دفاع از صیانت و امنیت مرزهای کشور در مقابل تهدیدات خارجی بنا نهاد و هشت سال در جبهه‌های جنگ تحمیلی جانفشانی کرد، اکنون به حزبی نظامی ـ سیاسی برای سرکوب مردم، دانشجویان و دراویش و خواسته‌های مدنی آنان و مهندسی انتخابات بدل شده است.»

ظاهراً این دو کاندیدای ناکام انتخابات به خاطر تحمل فشارهای فراوان و شنیدن شعارهایی علیه خود حافظه‌شان را از دست داده‌اند. بسیج مردمی را مترادف ارتش می‌بینند که فقط وظیفه صیانت از مرزها را برایش متصورند و حفاظت از اصل انقلاب و دستاوردهای آن در مقابل دشمنان و منافقان داخلی و خارجی را از رسالت بسیج حذف کرده‌اند.

حمله سازماندهی شده به بسیج با کدام هدف؟

در شرایطی که اقدامات ساختار‌شکنانه حامیان فتنه طی یک سال گذشته غرب را نسبت به ایران گستاخ کرد، به گونه‌ای که فکر می کرد ایده‌ انقلاب مخملی‌اش در جمهوری‌های شوروی سابق عن قریب در ایران نیز محقق می‌‌شود و با لحاظ این شرایط گفتمان مذاکره را به گفتمان تهدید و تحریم تغییر داد، آقایان موسوی و کروبی ظاهراً به دنبال انتقام از بسیج افتاده‌اند چرا که این نیروی عظیم معنوی نشأت گرفته از دم مسیحایی حضرت امام (ره) بود که توانست در مقابل فتنه عظیم و عمیق آنان که دست تمامی سرویس‌های جاسوسی غرب را در برنامه‌ریزی خود داشت مهار کند، اکنون که خود آنان نمی‌توانند از بسیج انتقام بگیرند و از طرفی حرفشان نیز نه تنها از سوی مردم که حتی در میان هواداران سابقشان نیز خریداری ندارد که آنان را نسبت به این دو نهاد مهم انقلاب تحریک کنند لذا تصمیم گرفته‌اند تا با خط دادن به غرب، هجمه تحریم‌ها و تهدیدات خود را متوجه این دو کنند. کما اینکه چند روز گذشته نیز آقای کروبی در مصاحبه با بی‌بی‌سی به این موضوع اشاره کرد و سپاه را مقابل مردم ایران قرار داد.

نکته‌ای که در این هجمه موسوی و کروبی علیه بسیج مشاهده می‌شود علاوه بر آحاد مردم، دو قشر دانشجو و دراویش در خطاب آنان در اولویت قرار گرفته‌اند. ظاهراً توهمات کروبی در خصوص جایگاه دراویش، موسوی را نیز متوهم ساخته و فکر می‌کنند می‌توانند روی این قشر حساب خاص باز کنند.

سال گذشته یکی از دراویش در خارج از کشور مدعی شد سه میلیون درویش در ایران داریم و از آنجا که همه دراویش به آقای کروبی رأی داده‌اند پس تقلب مشخص است (!)‌.

مورد بعدی آنان دانشجویان بود که آنان را علیه بسیج تحریک کرده‌اند تا شاید بتوانند بسیج دانشجویی را به عنوان نهاد یادگار امام (ره) در دانشگاه‌ها تخطئه کنند و احتمالاً فضای دانشگاه‌ها را به دست عوامل خود در دانشگاه‌ها بسپرند.

رو نمایی تابلوهایی در حمایت از جریان فتنه

زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی قصد دارد در ادامه تلاش های ناکام برای احیای جریان فتنه از سه تابلوی نقاشی رونمایی کند.
به گزارش «جوان آنلاین»،زهرا رهنورد در اقدامی نمادین به منظور تحریک هواداران و زنده نمودن این جریان انحرافی مبادرت به تهیه سه تابلوی نقاشی با عناوین" روز وحشت در چشمان ندا، ما بی شماریم و شهدای عاشورا" نموده و قصد دارند در فرصتی مناسب که بیشترین بهره دهی برای فتنه را داشته باشد، این تابلوها را طی مراسمی رونمایی کنند.
گفتنی است در همین ارتباط مجسمه ای تحت عنوان شهدای عاشورا نیز توسط  خانم «ر. پ »ساخته شده است.

موسوی و کروبی چه چیزی را سانسور کردند؟

میرحسین موسوی و مهدی کروبی که روز گذشته با یکدیگر ملاقات کردند ،تصمیم به سانسور بخش هایی از محورهای گفتگوی خود گرفتند.
به گزارش«جوان آنلاین»،در حالی که سایت های متعلق به این دو کاندیدای شکست خورده دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به طرح مواردی ازدیدار روزگذشته این دو فرد پرداخته بودند اما اخباردریافتی از طرح مواردی دیگر و توافق موسوی و کروبی برای عدم انتشار آن ها حکایت دارد.
گفته می شود در این دیدار که که ساعت 9 و 30 دقیقه روزگذشته به میزبانی مهدی کروبی برگزار شده بود، میرحسین موسوی در این دیدارمطالبی را درخصوص شرایط زمان جنگ عنوان کرده است.
وی ضمن گلایه شدید ازبرخی شخصیت های سیاسی از جمله کسی که وی حمایت او را از خود درانتخابات افتخار خویش اعلام کرده بود، گفته است: این‌ها به هیچ کس رحم نمی‌کنند و به دنبال آن هستند که اشتباهات خود را درباره مدیریت جنگ را به گردن دیگران بیاندازند.
موسوی می‌افزاید: همه می دانند که یکی از علل ناکارآمدی جنگ نحوه اداره شخص آقای «...» بوده است.اشتباهات وی بود که نمی‌توانست جنگ را به خوبی اداره کند، ضمن اینکه وی مقداری هم ترسو بود.
میرحسین در ادامه ضمن ارائه آمار و ارقامی متناقض تصریح می‌کند که از 6 میلیارد دلار درآمدی که داشتیم 4 میلیارد آن هزینه جنگ می شد؛ اما امروز مدعی‌اند که ما کمکی برای اداره جنگ نمی‌کردیم.
موسوی در بخش دیگری از سخنانش تاکید می‌کند که من حرف‌های زیادی برای گفتن درباره جنگ دارم اما صبر می‌کنم تا اینها هرچه دارند رو کنند و ببینم تا کجا پیش می‌روند آن وقت ناگفته‌های خود درباه جنگ را رو می‌کنم.
در ادامه این جلسه، هم چنین درباره سخنان اخیر آیت الله جنتی مبنی بر کمک میلیاردی آمریکا به سران فتنه مباحثی بین طرفین عنوان می‌شود و کروبی می‌گوید: این پولها را که من و شما نگرفته‌ایم؛ پس حتما «...»،«...» گرفته‌اند.
کروبی ادامه می‌دهد سران فتنه که فقط ما نیستیم «...»،«...»هم هستند.
گفتنی است، در این جلسه کروبی و موسوی توافق می‌کنند که خبر این ملاقات با حذف بخش هایی در سایت‌های سحام نیوز و کلمه منتشر شود.

 
 
 
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٩
 

مشارکت از روی دست جند الله بیانیه نوشت!

به گزارش خبرنگار جهان در حالی که گروهک تروریستی و شیطانی جندالله، پس از عملیات انتحاری در مسجد زاهدان ، نظام و حکومت را در این فاجعه مقصر دانست، حزب منحله مشارکت نیز دولت را مقصر اصلی در کشته و زخمی شدن 330 نفر از هم میهنانمان در این عملیات تروریستی دانست.

در همین رابطه حزب منحله مشارکت که نفرات اصلی آن به اتهام دست داشتن در فتنه پس از انتخابات در زندان هستند،طی بیانیه ای نوشت که دولت با ایجاد تبعیض و دودستگی در کشور باعث ایجاد چنین حوادثی شده است.

این در حالی است که این ادعای مشارکت همان بهانه اصلی جندالله برای اقدامات تروریستی و کشتن مردم بی گناه است.جند الله عملیات های تروریستی خود را در پوشش مبارزه برای رفع تبعیض میان شیعه و سنی در منطقه بلوچستان انجام می دهد.

گفته می شود همه گروهای اهل سنت عملیات تروریستی مسجد جامع زاهدان را محکوم و این قبیل تحرکات را غیر شرعی و غیر انسانی و از دسیسه های آمریکا دانستند.

دیدار ربع پهلوی با برخی سران فتنه

 
رضا ربع پهلوی فرزند شاه معدوم در نشستی با گروهی از عناصر ضد انقلاب و همچنین برخی از هواداران جریان فتنه در شهر پاریس فرانسه آنان را تهدید به افشاگری رسانه‌ای کرده است. 

به گزارش خبرنگار سیاسی جهان در جریان این نشست با موضوع " هماهنگی بیشتر برای براندازی نظام ایران" درباره چگونگی عملکرد سران فتنه بحث و تبادل نظر شد که تملق‌گویی برخی از مدعوین از سران فتنه خشم رضا ربع پهلوی را برانگیخت. 

وی با اشاره به این که" سران فتنه ناتوان‌تر از مردم و گروه‌های وابسته به رژیم ایران" بوده‌اند تلویحا جریان فتنه را تهدید به افشاگری رسانه‌ای کرد و گفت:" .... روزی اگر گفته شود برای این جنبش چقدر هزینه پرداخته‌ایم یک لحظه رها نمی‌شوند...."
 
در این نشست، علی‌رضا نوری‌زاده – جاسوس سیا و موساد مقیم لندن- ، محسن مخملباف- سخنگوی میرحسین موسوی در خارج از کشور-، آیدین خوش بنیانی- عضو حزب مشروطه ایران شاخه آلمان-، رنجبر و تعدادی از عوامل اپوزیسیون خارج از کشور حضور داشته‌اند. رنجبر هزینه‌های مالی این نشست را بر عهده داشت. 

رضا ربع پهلوی فرزند شاه معدوم پیش از این به حمایت موسوی و جنبش پرداخته و به آنان وعده مالی داده بود. 
فرزند شاه معدوم گفته بود "....به نظر من موسوی و مجموعه جنبش سبز می‌توانند یاری رسان من باشند تا بتوانیم نظام دیگری را جایگزین جمهوری اسلامی کنیم...."

ناگفته های محسنی اژه ای از فتنه 88

حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور درباره مسائل انتخابات ریاست جمهوری، حادثه کهریزک و عملکرد خودی‌ها در جریان اتفاقات سال

88 اظهارات مهمی را بیان کرد.
گفتوی وی را با پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری بخوانید:
 
********

 
- مدل‌های حکومتی در دنیای امروز، بنا بر فلسفه و کارویژه‌های خود، نسبت خاصی را بین حکومت و مردم تعریف می‌کنند که میزان اهمیت مردم را در نگاه حاکمان می‌توان از همین تعاریف فهمید. این تعریف در تعیین نقش مردم در تصمیم‌سازی‌های یک ملت-دولت نقش بسزایی دارد. در قانون اساسی ما نیز بر اهمیت و نقش حضور مردم به روشنی اشاره شده است. اما به طور مصداقی در جمهوری اسلامی ایران، این رابطه به چه شکل است؟
اجازه دهید تا با ذکر نکته‌ای این مسأله را توضیح دهم. رهبر معظم انقلاب از سال‌های قبل - یعنی این‌که مخصوص امروزشان نیست- در همه‌ی انتخابات اصرارشان این بوده و هست که نظام کاری کند تا مشارکت حداکثری در انتخابات بوجود آید. از حدود پانزده، بیست سال پیش - مشخصاً‌ از دوره‌ی دوم ریاست‌جمهوری آقای هاشمی که بنده حضور ذهن دارم-  رهبر انقلاب بر تلاش برای حضور حداکثری مردم در انتخابات اصرار داشتند؛ در حالی که برخی دیگر از بزرگان نظام، مخالف چنین رویه‌ای بودند و نظرشان این بود که حالا یک کسی باید رئیس‌جمهور شود، چه با یک اکثریت بالاتر یا پایین‌تر؛ چرا باید فضایی را فراهم کنیم که بعدها نتوانیم آن را کنترل کنیم؟ اما رهبر انقلاب مخالفت می‌کردند. البته همان‌طور که اشاره کردم، این اختصاص به سال قبل ندارد و سنوات قبل هم همیشه اصرارشان بر این موضوع بود. لذا به شورای نگهبان، وزارت کشور، صدا و سیما و به بقیه دست‌ اندرکاران چه در جلسات خصوصی، چه در جلسات عمومی و چه در سخنرانی‌ها می‌گفتند که شما زمینه و بستر را برای مردم به شکلی فراهم کنید که مردم بیشتر شرکت کنند؛ این بُعد مشارکت مردم و به تعبیر دیگر جمهوریت نظام است.

اما نکته‌ی قابل تأمل دیگر، اعتماد رهبر انقلاب به حضور و مشارکت مردم است. بسیاری از مسئولین در دوره‌های مختلف نظام، نگران بودند که مثلاً این‌دفعه مردم کمتر شرکت می‌کنند، اما رهبر انقلاب جزء کسانی بود که در دوره‌های مختلف می‌گفتند که من مطمئن هستم مردم ما به صحنه می‌آیند، چون کشورشان را دوست دارند، اسلام را دوست دارند، نظام را دوست دارند، چون به مسئولین اطمینان دارند. بنابراین حتماً هم مردم شرکت می‌کنند، این‌بار هم شرکت می‌کنند و شرکت‌شان بیش از دفعه‌ی قبل است و باز هم دشمنان را ناامید می‌کنند. این واژه‌ها و جملات در کلام رهبر انقلاب چه به خاطر انتخابات و چه مناسبت‌هایی مانند بیست و دوم بهمن بارها تکرار شده است. در همین مناسبت‌های هرساله می‌بینیم که تا چهار روز تعطیلی متوالی می‌شود که ممکن است مثلاً از تهران خیلی‌ها بیرون بروند، یا مثلاً بحث دخالت‌های دشمن و یا بحث مسائل داخلی مطرح شده، برخی تردید داشتند که مردم شرکت می-کنند یا نه؟ یکی از کسانی که با اطمینان کامل می‌فرمودند که مردم با حد نصاب بالا شرکت می‌کنند رهبر انقلاب بوده است.

- این نقطه‌ی قوت نظام اسلامی همیشه مورد انکار یا تردید دشمنان نظام بوده که تمام سعی خود را برای مخدوش کردن این ویژگی نظام به کار برده‌اند. نمونه‌ی بارز آن، حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم بود. رهبر انقلاب اشاره داشتند: «هر طرف اگر پیروز می‌شد، هر کس سرِ کار باشد، اگر نتائج انتخابات غیر از این هم می‌شد، بنده به طور اطمینان می‌توانم عرض بکنم که باز اینجور حوادثى دیده می‌شد، باز این حوادث پیش مى‏آمد، براى اینکه اصلاً آرامش در کشور نباشد. آنها امنیت کشور را و آرامش کشور را هدف گرفته‏اند...» شما این اشراف بر ترفندهای دشمنان را چگونه می‌بینید؟
یکی از مسائلی که نشان داد رهبر انقلاب جامع‌تر و عمیق‌تر از همه، نقشه‌های دشمن را بررسی می‌کنند، جریان فتنه‌ی سال قبل بود. اما می‌خواهم برای روشن شدن این موضوع، از زاویه‌ی دیگری به این موضوع بپردازم. رهبری در صحبت‌های ابتدای سال 88 در مشهد فرمودند که بالأخره ما این دست چدنی را زیر دست‌کش مخملی می‌بینیم. برخی از مسئولین بلندپایه‌ی نظام وقتی که امریکا یک نرمش وچراغ سبزی نشان داد - البته آن چراغ سبزشان هم از روی استیصال بود- به رهبر انقلاب گفتند که چرا مذاکره نکنیم؟ بگذارید درهایمان را به سوی غرب و آمریکا باز کنیم، بگذارید ویزای یک هفته‌ای بدهیم هرکسی می‌خواهد بیاید وغیره. رهبری گفتند که اینها برنامه است، شاید گفتن این حرف‌ها از سوی مسئولین آمریکایی تاکتیک باشد.

حالا شما چقدر به قول آن ضرب‌المثل معروف از حول حلیم توی دیگ می‌افتید؟! یک مقداری صبر کنید، یک مقداری اندیشه کنید. آن روز که رهبر انقلاب تعبیر دست چدنی را به کار بردند که آن موقع حتی برخی مسئولین به سخن آقا اعتراض داشتند ولی علنی به زبان نمی‌آوردند که دست چدنی دیگر چیست و این حرف‌ها چه معنایی دارد؟ این جریان‌های اخیر نمونه‌ای از همان دست چدنی بوده و هست که می‌بینیم. نگاه رهبر انقلاب در ژرف‌نگری نسبت به توطئه‌های دشمن و مسائل خارجی، بی‌بدیل است و این موضوع را شما در قبل و بعد از انتخابات و در نماز جمعه‌ی تاریخی 29 خرداد می‌بینید.

- نقش مؤثر دیگری که رهبر انقلاب در روند خنثی‌سازی جریان فتنه‌ی سال گذشته ایفا کردند، بصیرت‌دهی و روشن‌گری بود. این نقش رهبری را چگونه می‌بینید؟

به نظر بنده شاید بتوان گفت تنها شخصی که به معنای واقعی کلمه یکّه و تنها - دیگران هم کمک کردند، دیگران هم تلاش کردند -  ولی کسی که توانست ابعاد واقعی فتنه را بشناساند و اصلاً عنوان فتنه را بر آن بگذارد، رهبری بودند. فتنه خصوصیاتی دارد. تا آن موقع افراد مختلف تحلیل‌‌های متفاوتی از جریان پس از انتخابات داشتند اما در چگونگی شناساندن این جریان و ابعاد آن برای خواص و توده‌ی مردم، رهبری بالاترین نقش را ایفا کردند و اولین پرچم را ایشان در طول این یک‌سال و اندی یعنی از قبل از انتخابات تا به امروز بر عهده داشته‌اند. شما ببینید رهبری در این مدت چند سخنرانی روشن‌گرانه داشته‌اند و چقدر دیگران را به روشن‌گری و بصیرت‌بخشی توصیه کرده‌اند! خیلی‌ها در این مدت زحمت کشیدند اما وزنی که در رهنمودهای آقا در جهت روشنگری و آگاهی‌بخشی به مردم بوده، بی‌نظیر است.

نکته‌ی حائز اهمیت دیگر، نگاه جامع ایشان به اطراف قضیه است، یعنی توجه به یک موضوع، ایشان را از موضوعات دیگر غافل نکرده است. گاهی وقت‌ها انسان‌ها با توجه به حجم بالای کار، یک موضوع یا موضوعاتی اینها را از موضوعات دیگر غافل می‌کند و یا اگر مسائل مهمی پیش بیاید، از مسائل کوچک غفلت می‌کنند. رهبری در خلال این جریان به توده‌ی مردم، به نیروهای دست‌اندرکار حکومت از نیروهای نظامی، اطلاعاتی، قضایی، انتظامی و سایرین که در این حوادث درگیر بودند، نسبت به معترضین، نسبت به اپوزیسیون، نسبت به فریب‌خوردگان، نسبت به دشمن و ضد انقلاب غفلت نکرده‌اند. در خصوص همه‌ی این موضوعات انسان می‌تواند کدهای متعدد ارائه دهد. آن‌جایی که باید برای هوشیاری و حضور در صحنه از مردم تقدیر کنند، تقدیر و حمایت کردند، ولی در عین حال نسبت به مشکلاتی که امکان دارد توسط مردم بوجود آید بی‌توجه نبودند؛ آنها را سفارش به تقوا کردند و گفتند که مراقب باشید تا افراط نکنید، مراقب باشید زمانی که متعرض به ارزش‌هاتان، به اموال‌تان، به نظام‌تان شده‌اند و احساساتتان برانگیخته می‌شود، دست به کارهایی نزنید که خود آن عمل شما برای نظام‌تان در مورد نیروهای اجرائی اعم از نظامی، انتظامی و امنیتی مشکلاتی را بیافریند. بخش‌هایی‌ را به صورت عمومی می‌فرمایند، اما یک بخش‌هایی را به صورت خصوصی که حالا بعضی از آنها را بنده خبر دارم به جد به بعضی‌ها سفارش می‌کردند که مواظب باشید به دلیل این‌که اینها به نظام ظلم کردند، این همه غائله آفریدند، این همه آب به آسیاب دشمن ریختند و در شرایطی که ما توانستیم با این مردم‌سالاری دینی و مشارکت حدود 85% جایگاه و اعتبار بالاتری را در دنیا کسب کنیم، خدشه بر آن وارد کردند و با حیثیت نظام بازی کردند، اما گفتند که نکند با همه‌ی این وجود و نیز دلسوزی که شما نسبت به نظام دارید، کاری کنید که در حق آنها ظلم بشود. من شاید مکرر بیش از دو، سه‌بار از زبان حضرت آقا شنیدم که به شدت تأکید به این نکته داشتند که شما نیروی انتظامی و شما قاضی نسبت به متهمین حواستان جمع باشد. یک وقت نکند مثلاً نسبت به یک متهم غافل بشوید و بیش از آنچه که حقش است، مجازات شود. اگر واقعاً این مقدار که رهبری حساسیت داشتند دیگران نیز به این شکل بودند، مشکلی پیش نمی‌آمد.

به بچه‌های وزارت اطلاعات در مقطعی که خودم وزارت اطلاعات بودم و به نهادهای مربوط دیگر تأکید داشتند به کسانی که در خیابان هستند، به کسانی که شما دستگیر کردید حواس‌تان باشد، به کسانی که محاکمه کردید حواستان باشد. اگر به بازرسی منزل می‌روید، رفتار شما با خانواده‌ی فرد مجرم باید متفاوت باشد. یعنی سفارش‌های مکرر نسبت به دست‌اندرکاران مقابله با این فتنه که باید مواظب و مراقب باشید و از حد و مرز الهی خارج نشوید. البته این دستورات در صحبت‌های عمومی هم بوده ولی در صحبت‌های خصوصی خیلی شفاف‌تر، روشن‌تر و با تأکید بیشتر بیان شده است. حتی در ذهنم هست که گفتند اگر جاهایی شما مرتکب این اشتباه‌ها شدید، شماها کمتر از آنها نیستید. باید مؤاخذه شوید و نقل به این مضمون که شما توبیخ و تنبیه می‌شوید.

حتی برخی افراد اتهاماتی به اشخاص می‌زدند. می‌گفتند آقا ایشان جاسوس است، ایشان وابسته به خارج است، ایشان ضد انقلاب است. رهبر انقلاب نهایت احتیاط را در این صحبت‌ها دارند. حتی در مقابل حرف دیگران که تذکر می‌دهند شما نباید به فلانی جاسوس بگویید. گاهی وقت‌ها به مدیران مسئول بعضی از نشریات تذکر می‌دهند چرا شما گفتید فلانی جاسوس است؟ دلیل دارید؟ بعضی از افراد دیگری که بعضی جاها یک صحبتی می‌کردند، جایی قلم می‌زدند، می‌گفتند شما واقعاً دلیل شرعی دارید و می‌توانید حرفتان را ثابت کنید؟ می‌گفتند که ما می‌گوییم این کار، کار بدی بود، کاری بود که به اسلام ظلم شد، به نظام ظلم شد، ظلم عظیمی به نظام کردند، اما این‌که ما به کسی نسبت بدهیم که این به خارج وابسته است یا جاسوس است، نیاز به دلیل و اثبات شرعی و قانونی دارد و لذا هم خودشان با نهایت احتیاط در مقابل انتساب یک مسأله‌ای به یک فرد که ظلمی با قصد خیانت انجام شده و... ایشان نه تنها نسبت نمی‌دادند بلکه دیگران را نیز از این کار نهی می‌کردند. اینها به نظر من آموزه‌های اخلاقی جامعه‌ی بشری امروز است.

- در جریان فتنه‌ی پس از انتخابات، نقش دو گروه از خودی‌ها پررنگ شد: اول خودی‌های معترض که به تدریج برخی از آنها از حالت اعتراض به حالت عناد و قانون‌شکن درآمدند. گروه دوم خودی‌های متخلف بودند که حوادثی نظیر کهریزک و کوی دانشگاه حاصل عملکرد آنهاست. رفتار و نحوه‌ی برخورد رهبر انقلاب با متخلفین گروه دوم که علی‌رغم توصیه‌ها و دستورات مؤکد ایشان، موجب بروز این تخلفات شدند، چگونه بود؟
خبرهایی به رهبر انقلاب رسیده بود که در کهریزک شرایط نامساعد است که آقا دستور دادند بسته شود. اما این تمام ماجرا نبود. قبل از آن هم که آقا متوجه شدند وضع کهریزک مناسب نیست، دستور دادند که دیگر به آن‌جا زندانی نبرید. یعنی اولین کسی که دستور دادند که افراد بازداشتی به کهریزک نروند، رهبر انقلاب بودند. حتی ظاهراً از ایشان پرسیده بودند- با واسطه شنیدم-  که ممکن است فلان بازداشتگاه‌مان جا نداشته باشد، گفتند اگر جا ندارید، آزاد کنید. افرادی که شما در خیابان می‌گیرید حتی به نظر شما متهم یا مجرم هستند، ولی اگر قرار است جایی ببرید که نامناسب باشد، آزاد کنید. یا به ایشان گفته بودند که فلان بازداشتگاه گفته که جا نداریم، رهبری گفتند که آنجا نبرید، بروند خانه‌شان. از طرف دیگر اولین شخصی هم که برای تخلفات قضیه‌ی کهریزک گفتند باید جدی پی‌گیری شود، باز شخص خود آقا بودند. ایشان اولین شخصی بودند که پیغام دادند آنهایی که در کهریزک هستند، باید از آن‌جا بروند. من یادم هست که نوزده تیر 1388 یکی از مسئولین دفتر آقا تماس گرفتند که این افرادی که الآن در کهریزک هستند، حتماً بگویید به جایی به غیر از کهریزک منتقل کنند. اتفاقاً ما همان شب جلسه داشتیم. آن زمان دادستان کل وقت، دادستان کل تهران، بعضی از افراد دیگر در وزارت اطلاعات وغیره بودند که در دفتر من جلسه داشتیم. من هم چون در آن جلسه با آن آقایان صحبت کرده بودم و خواستار این بودم که دادستان تهران آنها را هرچه زودتر منتقل کند و از آنجا ببرد و آنها هم قول داده بودند که ما این کارها را می‌کنیم، به همین دلیل به فردی که از طرف آقا تماس گرفته بودند، اطمینان دادم و گفتم که جلسه پایان یافته و اینها قول دادند که حتماً همین امشب همه اینها را منتقل می‌کنند. در این مورد نیز جامعیت نگاه رهبری مشهود است. این‌طور نبوده که توجه به یک موضوع، موجب غفلت ایشان از موضوع دیگری بشود.

- در دیدار اساتید دانشگاه در ماه رمضان سال گذشته، رهبر انقلاب گفتند که اگر جنایتی شده باشد ما پیگیری می‌کنیم. بعد از جریان کهریزک نیز  به نوعی این جریان و حادثه‌ی کوی دانشگاه برای مردم معیاری شده که ببینند واقعاً نظام در مقابل خطاهایی که برخی مرتکب شدند، چه برخوردی می‌کند؟
باید بگویم که ما در پی‌گیری آن کوتاهی کردیم یعنی ما دستگاه‌های قضایی، انتظامی و اطلاعاتی باید با آن حساسیتی که آقا داشتند، سریع‌تر کار می‌کردیم. من نمی‌خواهم بگویم که این کوتاهی، تقصیر هست یا نیست، ممکن است بالأخره آن افرادی که مسئول مستقیم بودند توجیهاتی داشته باشند که قانع‌کننده هم باشد، ولی در هر صورت به خاطر آن تأکیدی که آقا داشتند ما باید خیلی زودتر از این رسیدگی به پرونده‌ها را انجام می‌دادیم و به سرانجام می‌رساندیم. واقعاً باید برای مردم مشخص می‌شد که اگر کسی تقصیری داشته یا ظلمی کرده باید به میزان جرمی که مرتکب شده مجازات شود. البته این امر انجام شده ولی باید زودتر از اینها انجام می‌شد.

دادگاه کهریزک تشکیل شد و حکم اولیه‌ی آن صادر شد. فکر می‌کنم بهمن ماه بود که در خصوص پرونده‌ی کهریزک، دادگاه تعیین وقت کرد و کارش را از اسفند شروع کرد. اما پرونده‌ی کوی، متأسفانه تا آن‌جا که من خبر دارم، هنوز تکمیل نشده است. ولی برای پرونده‌ی تخلفات کهریزک، افراد نظامی و غیرنظامی را دعوت کردند؛ شاکیان هرکدامشان وکیل تعیینی گرفتند که بعضی‌هاشان انصافاً وکلای خیلی بدی بودند. وکلایی که با رادیوی بیگانه مصاحبه می‌کنند و سابقه‌ی کیفری دارند اما نظام تحمل کرد. کسی هست که مرتب با رادیوهای بیگانه علیه نظام مصاحبه می‌کند و تخلفات مختلفی دارد - نه در خصوص این پرونده -  سابقه کیفری دارد و با جریان‌های ضد نظام و اپوزیسیون کاملاً مرتبط است، ولی در خصوص این پرونده نظام ابایی ندارد. رویه‌ی خیلی از کشورها به این شکل نیست. اجازه نمی‌دهند که هر وکیلی وارد هر پرونده‌ای شود و به هر نحوی که می‌شود کنارشان می‌زنند، ولی ما در خیلی از پرونده‌هایی که برای نظام شاید حساس باشد این وکلا را راه دادیم، وکیل پرونده را خوانده، لایحه‌ی دفاعیه تنظیم کرده، در دادگاه شرکت کرده، با موکلش یا بدون موکلش در جلسات مختلف شرکت کرده و هرچه دلش خواسته گفته است.

- اما در مورد آن خودی‌هایی که در ابتدا به نتیجه‌ی انتخابات معترض بودند که متأسفانه با لجاجت آنها رفتار و عملکرد آنها زمینه را برای جریان فتنه هموار کرد، نحوه‌ی رفتار رهبر انقلاب چگونه بود؟
در مورد این گروه باید بگویم که سعه‌ی صدر و صبر و تحمل ایشان در برابر آنها حائز اهمیت است. رهبری در مقابل افرادی که با هر انگیزه‌ای حرف مخالف می‌زدند، میدان دادند تا حرف‌شان را بزنند. افراد خودشان آمدند، نمایندگان‌شان را فرستادند، حرف‌هایی که خیلی از مسئولین نمی‌توانستند تحمل کنند ولی رهبر انقلاب با سعه‌ی صدر تمام، میدان می‌دادند. رهبری فرمودند مگر شما اعتراض ندارید؟ در خیلی از انتخابات که افراد اعتراض می‌کردند چه مسیری را طی می‌کردیم؟ مسیر قانونی دارد. حتی اگر می‌گویید یک مقداری فراتر از روش‌های متعارف هم عمل بشود، می‌گوییم اشکالی ندارد، وزارت کشور و غیره هست، می‌گوییم اگر یک سؤالی دارید که رفع بشود، ما هم مشکلی نداریم، واقعاً اگر سؤالی دارید و می‌خواهید ابهامی رفع بشود مشکلی نیست. من سفارش می‌کنم اگر شما اشکال و ابهام واقعی دارید، بنشینید تعدادی از صندوق‌ها را به صورت رندمی و غیررندمی از یک شهر یا از چند شهر بررسی کنید. آقا تأکید داشتند کاری نکنید که بدعت‌گذاری کنید و در کشور یک خلاف قانونی را برای همیشه بگذارید. این کار صحیحی نیست و من باشم و شما باشی و هرکسی باشد، باید در مقابل او بایستیم. یک مَثل معروفی است که می‌گوید اگر کسی خواب است می‌شود بیدارش کرد، اما اگر کسی خودش را به خواب زده، نمی‌توان بیدارش کرد.

فعالیت صوفیانه به سبک صهیونیست ها!

فعالیت صوفیانه به سبک صهیونیست ها!

فرقه ضاله صوفیت در یکی از محله های کرج و در دل این شهر در حال انجام فعالیت گسترده ای است. 
 
در چند سال اخیر فرقه ضاله صوفی گری، علی اللهی در شهرهای مختلف در حال فعالیت بوده اند که در پی تخریب مسجد ضرار صوفیان در قم متحد می شوند و دست به تجمع گسترده می زنند که در این تجمع همه صوفیان کشور حضور فعالی داشتند که نهایت با دخالت نیروی انتظامی این شورش به اتمام می رسد.

دست اندرکاران این فرقه ضاله وقتی دیدند در شهر مقدس قم جایی برای فعالیت باقی نمانده تصمیم گرفتند مکان خود را تغییر دهند و به مکانی بروند که به پایتخت نزدیک تر باشد که در فتنه های آتی هم حضور موثری داشته باشند.

این فرقه در حال حاضر در یکی از محله های کرج که در دل این شهر واقع شده است در حال فعالیت هستند.

لازم به ذکر است این اشتباه همان اشتباهی است که مسوولین استان قم در سالهای گذشته انجام دادند و اجازه فعالیت این فرقه را دادند که منجربه یک شورش بزرگ در این شهر شد که اگر مسوولان کرج توجه لازم را نداشته باشند این حادثه با شدت بیشتری در این شهر تکرار خواهد شد.

در همین رابطه گزارش خبرنگار ما  نشان می دهد این فرقه اخیرا با استفاده از روش های صهیونیستی ، تصمیم به تصرف یک محله در کرج کردند وهمه ساکنین محل را با اذیت وآزار مجبور به فروش منزلشان کردند به طوری که مادر شهیدی که با دختر خود در آن محله سکونت می کرد و حاضر به فروش خانه نبودند چندین بار در شبانه روز مورد آزاد و اذیت قرار گرفتند که نهایتا در یک شب تاصبح که مورد آزار قرار می گیرند مجبور به فروش خانه و ترک آن محل می شوند.

مدتی پیش یکی از روحانیون قم نیز که قصد سخنرانی در این محله را داشت  با حضور حامیان این فرقه مواجه می شود و پس از درگیری تعدادی از همراهان این روحانی را مورد  ضرب و جرح قرار می دهند که موجب مجروح شدن تعدادی از آنها می شود.

گفته می شود تا به حال چندین مورد نسبت به وجود این گروهک غیرقانونی به مسئولین شهر هشدار مردمی داده شده است، ولی هیچ توجه ای از سمت و سوی مسوولین به این امر صورت نگرفته است.
 

وصیت‌نامه خواندنی عضو سازمان منافقین

وصیت‌نامه خواندنی عضو سازمان منافقین


خانواده باقرزاده یک خانواده مشهدی است که تمام اعضای آن (حتی پدر و مادر پیر خانواده) عضو فعال سازمان منافقین بوده اند اما دو نفر از آنان از این سازمان جدا شدند: طاهره باقرزاده و محمد باقر باقرزاده.

محمد باقر باقرزاده پس از دستگیری در سال 1364 به دلیل جرایم ارتکابی و اجرای عملیات های گروهک تروریسیتی منافقین، محکوم به اعدام شد ولی با وجود این، در زندان تحت تأثیر قرار گرفته و متنبّه و تائب شد. او حتی در وصیتنامه اش (که چند دقیقه پیش از اعدام نوشته است) هم به این امر اشاره نموده است. این در حالی است که اگر او تحت شکنجه و ... از سازمان منافقین ابراز برائت کرده بود دیگر لحظاتی قبل از اعدام نمی بایست دوباره بر این امر تأکید کند چرا که بالاتر از سیاهی که رنگی نیست!

طاهره باقر زاده در کتاب خاطرات خود در باره این برادرش نوشته است که خیلی از افراد حاضر در تشکیلات [سازمان منافقین]، و به خصوص رهبری این جریان، محمد باقرزاده را خوب می شناسند. وی پس از دستگیری نه تنها اطلاعات مرا حفظ کرد و خانه محل استقرار خودش را نیز نداد که در حقیقت حتی کوچک ترین کار اطلاعاتی هم نکرد و در همه مقاطع پایبند به حفظ اصول و ارزشها بود. اما همین فرد، هنگام اعدام، در وصیتنامه اش، کتباً و بدون هیچ گونه لرزشی، با شهامت و اعتقاد راسخ می نویسد: مرگ بر رجوی.

طاهر باقرزاده سپس متن کامل این وصیت نامه خواندنی را درج کرده که به این شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
انّا لله و انّا الیه راجعون
اشهد ان لا اله الّا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله و اشهد انّ علی ولی الله و اشهد انّ تسع معصومین من ذریة حسین (علیه السلام) اولیاءالله سلام الله علیهم
وصیت نامه اینجانب محمد باقر باقرزاده
پدر و مادرم، در این آخرین لحظات عمر وصیتنامه ام را خطاب به شما می نویسم. در درجه اول از اینکه نتوانستم برای شما پسر خوبی باشم معذرت می خواهم و امیدوارم مرا ببخشید. من در طول عمرم سعی کردم حتی الامکان در جهت رضای خدا حرکت کنم، ولی به دلایل متعدد هر بار گرفتار اشتباهات و گمراهی هایی شدم ولی خدا را شکر که بالاخره برادران سپاه پاسداران را موجب و وسیله ای برای هدایت من قرار داد که با دستگیری ام از اوج ظلالت و گمراهی نفاق و شرک رهایی یافته و به سوی خورشید ولایت فقیه رهنمون شدم.
من همچنانکه در صحبت های قبلی ام به شما گفته بودم، مدتی بعد از دستگیری، از سازمان منافقین برگشته و به تدریج به لطف خدا به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه معتقد شدم. در مورد سرنوشتم، شما هیچ کدورتی به دل نگیرید. به هر حال سرنوشت به دست خداست و اگر خیری در زندگی من بود، حتماً خداوند مرا زنده نگه می داشت. "عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئاً و هو شر لکم".
 شاید اعدام من وسیله ای برای مغفرت و آمرزش من باشد و به این ترتیب به رحمت لایتناهی خداوندی امید بیشتری داشته باشم.
شما هم صبر کنید که صبر به خاطر خدا اجر و پاداش زیادی دارد و از این بابت هیچ کدورتی نسبت به جمهوری اسلامی به دل نگیرید و بدانیدکه مسئول سرنوشت من دردرجه اول نفسانیات و هواهای نفسانی و اشتباهات خودم و در درجه بعد سازمان منافقین و در درجه اول رهبر خائن آن و شخص رجوی بوده است.
پدرم، اگر یادتان باشد یک شب در تیر ماه 60 در هنگام خروج با ماشین از منزل رضا در خیابان هدایت، با ماشین همسایه مقابل تصادف کردید و قرار شد که خسارت آن را بپردازیم که متأسفانه من دیگر نتوانستم بپردازم، به این خاطر برای آنکه دِینی به گردن من نباشد تقاضا دارم حتی الامکان به آن منزل مراجعه کرده و خسارت مربوطه را پرداخت کنید.
پدرم و مادرم شما از سوی من از هر کس که حقی به گردن من دارد حلال بودی بطلبید.
من تقاضا دارم در صورت امکان جسدم به مشهد مقدس انتقال یافته و در صحن [حرم مطهر] امام رضا (علیه السلام) دفن شود و یا در یکی از قبرستان های مشهد، و درغیر این صورت در قبرستان مسلمین (بهشت زهرا) یا محل دیگر.
پدرم و مادرم حتی الامکان هرگاه فرصتی پیدا کردید در بعد از ظهرهای جمعه برای من سوره الرحمن را تلاوت کنید. وسایل من شامل یک کیسه پلاستیک محتوی لباس هایم می باشد. حدود دو هزار تومان پول دارم که اگر حق تصرف برای من قائل هستید پول هایم را به عنوان کمک به جبهه بپردازید.
الله اکبر- خمینی رهبر- مرگ بر ضد ولایت فقیه- مرگ بر منافقین- مرگ بر رجوی
محمد باقر باقرزاده
2/2/1364 (اول شعبان 1405)»

طاهر باقر زاده سپس به مطلبی اشاره کرده است که نمونه ای است از میزان صداقت سازمان منافقین:
«وقتی در سال 64 کاظم [دیگر برادر خانواده که در همان وقت عضو شورای مرکزی سازمان منافقین و ساکن خارج از کشور بود] از من خواست تا شرحی از وضعیت محمد در همه ابعاد بنویسم، من وصیتنامه اش را برایش فرستادم و نوشتم "تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل". و جالب است که این موضوع در تشکیلات مطرح نمی شود، و با تمجید از محمد، به عنوان "یک مجاهد خلق پایبند به رهبری سازمان و اهداف آن" زندگی نامه اش را از رادیو مجاهد پخش می کنند و از او با نام شهید یاد می کنند.»
(قدرت و دیگر هیچ، خاطرات طاهره باقرزاده، انتشارات اطلاعات، صفحات182 تا 185)

درخواست‌های BBC از سفارت انگلیس در تهران

درخواست‌های BBC از سفارت انگلیس در تهران

کارگزاران دستگاه امنیتی انگلیس و بی‌بی‌سی دست نیاز خود را به سوی وزارت امور خارجه انگلیس دراز کرده و از سفارت خود در تهران تقاضاهایی داشته اند.

 با افشای نیت سوء دولت تونی بلر در خصوص اخبار دروغ مرتبط با ایران توسط سفیر سابق این کشور در تهران و همچنین کمبود اخبار ضد جمهودی اسلامی ایران در بنگاه شایعه پراکنی بی‌بی‌سی و شکست مأموریت‌های این رسانه‌ها در جنگ نرم علیه ایران، کارگزاران دستگاه امنیتی انگلیس و بی‌بی‌سی وادار شدند دست نیاز به سوی وزارت امور خارجه انگلیس دراز کرده و از سفارت خود در تهران بخواهند با جمع آوری اخبار اجتماعی و فرهنگی ایران دور تازه‌ای از خبرسازی و رخنه فرهنگی و ساختارشکنانه را در جامعه ایران بویژه جوانان و نوجوانان فراهم سازند.

در تقاضانامه‌ای که از سوی بی‌بی‌سی به وزارت امور خارجه انگلیس ارسال شده، پیگیری در بازار نشر ایران بویژه ترجمه، اخبار تئاتر و سینما بخصوص سیاه نمایی جامعه ایران پس از انقلاب، آسیب‌های اجتماعی، چالش های اقتصادی و حتی پوشش و رفتارشناسی نسل جوان ایران بصورت جدی مورد توجه قرار گرفته است.

حمایت از گروههای موسیقی زیرزمینی
بر اساس گزارش جهان، در این درخواست همچنین جمع آوری اخبار در خصوص گرایش به موسیقی و اشاعه فرهنگ غربی در ایران و خوانندگان جوان زیرزمینی نیز موزد توجه قرار گرفته و از سفارت خانه‌های انگلیس در کشورهای همسایه ایران بویژه کشورهای حوزه خلیج فارس خواسته شده است از ایرانیان مسافر و مقیم این کشورها بیشتر در خصوص بافت ها فرهنگی و اجتماعی ایران اطلاعات جمع آوری شود.

رخنه در دانشگاهها و نشریات دانشجویی
رخنه هرچه بیشتر به دانشگاه‌های ایران، توجه به نشریات دانشجویی و شکار اطلاعات از طریق اینترنت با حیله‌های تازه و فراتر از آن بدست آوردن فیلم‌های کوتاه جوانان ایرانی و فیلم‌های مستند از دیگر تقاضاهای بی‌بی‌سی از دستگاه دیپلماسی انگلیس در ایران است.
اخیراً بی‌بی‌سی فارسی با افزایش نگاه خود به مسایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران فصل تازه‌ای از تخریب و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرده است.
شایان ذکر است، در جریان فتنه پس از انتخابات یکی از مسؤولین مهم سفارت انگلیس در تهران در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی ایران بشدت فعال بوده و در این راه گروهی از اتباع ایران را به استخدام خود درآورده بود. با این وجود با تنگ شدن حلقه‌های جاسوسی مرتبط با انگلیس و در هم شکستن جریان فتنه، فرافکنی دستگاه شایعه پراکنی لندن اکنون به اوهام و خیالات منتهی شده است.

ماموریت جدید مسجد جامعی برای اصلاح طلبان

ماموریت جدید مسجد جامعی برای اصلاح طلبان
شنیده ها حاکی ازآن است که نفوذ به بیوت مراجع و علما به عنوان راهبرد اصلی اصلاح طلبان در شرایط کنونی مطرح شده است.

بنابراین گزارش جریان تندرو اصلاحات مراجع را به سه دسته تقسیم کرده است؛یک دسته از مراجع پیر مردهایی هستند که از روی هم رساله چاپ می کنند و در مسائل سیاسی دخالت نمی کنند، دسته دوم هم مراجعی هستند که بر علیه اصلاح طلبان و جنبش سبز موضعگیری می کنند. دسته سوم مراجع هم کسانی هستند که همراه با جنبش سبز و اصلاحات می باشند .

در همین راستا و با توجه به نیاز جریان اصلاحات به حمایت مراجع از آنها تصمیم گرفته شده احمد مسجد جامعی از اعضای شورای شهر که به لحاظ سوابق فردی و خانوادگی از شرایط مناسبی برای مذاکره و برخورد با علما برخوردار می باشد بعنوان مذاکره کننده با علما و مراجع سفرهایی به بیوت این افراد در قم و شهرهای مختلف داشته باشد.

گفته می شود نفوذ و جذب مراجع به هرقیمتی از ماموریتهای تعریف شده برای این فرد می باشد.

موساد: مجاهدین خلق شریک استراتژیک ماست

موساد: مجاهدین خلق شریک استراتژیک ماست
ما نیروهای کرد معارض عراقی را در اسرائیل و کردستان آموزش داده ایم و برخی از آموزش های ما به این افراد نیز در پادگان سازمان مجاهدین (منافقین) صورت گرفته است.
رئیس دفتر سازمان جاسوسی موساد در کردستان عراق هم به ارتباط بین رژیم صهیونیستی و گروهک منافقین اعتراف کرد.
هر چند منافقین تاکنون ارتباط های گسترده ای با رژیم اشغالگر قدس داشته اند اما همواره به دلیل حساسیت عمومی مردم نسبت به این رژیم، تلاش کرده اند از رسانه ای شدن و پرداختن به ابعاد دیدارهای خود با مقامات اطلاعاتی رژیم صهیونیستی پرهیز کنند.
با این حال بعد از افشاگری های رسانه ای فراوان بالاخره «الیعیزر تسفریر»، رئیس دفتر سازمان جاسوسی موساد در کردستان عراق در گفت وگو با رادیو ارتش این رژیم دست هم پیمانان خود را رو کرد و گفت: ما نیروهای کرد معارض عراقی را در اسرائیل و کردستان آموزش داده ایم و برخی از آموزش های ما به این افراد نیز در پادگان سازمان مجاهدین (منافقین) صورت گرفته است. این به آن دلیل است که مجاهدین خلق همواره شریک راهبردی اسرائیل بوده است.
البته دیدار مریم رجوی با جدعون مائیر سفیر رژیم صهیونیستی درایتالیا در جریان سفرش به رم، حمایت وی از افسانه هولوکاست، پوشش و حمایت ماهواره ای اسرائیل برای پخش برنامه های تلویزیونی منافقین، ارتباط رسانه ای میان منافقین و اسرائیل که با در اختیار گذاشتن اطلاعات جاسوسی هسته ای ایران توسط اسرائیل و رسانه ای کردن آن توسط منافقین که همچنان ادامه دارد و مسائلی از این دست، از جمله موارد شاخص ارتباط میان این گروهک و رژیم اسرائیل است که بارها در رسانه های گروهی به آن اشاره شده اما واکنش منافقین در این خصوص تکذیب بوده و مسئولان اسرائیلی نیز ترجیح می دادند در مقابل انتشار این اخبار سکوت کنند ولی این بار بالاخره مقام امنیتی رژیم صهیونیستی سکوت را شکست و از ارتباط نزدیک موساد با منافقین پرده برداشت.
گفتنی است که در سال 58 رادیو بغداد در یک تفسیر خبری از سازمان منافقین تجلیل و تقدیر کرده بود که این اقدام دولت عراق با واکنش شدید منافقین روبرو شد و تیتر اول نشریه مجاهد- ارگان منافقین- به انکار این ارتباط اختصاص یافت که در آن صدام را دیکتاتوری بی رحم و خونریز نامیده بودند، اما دو سال بعد رسماً به عراق نقل مکان کرده و به عنوان بخشی از ابواب جمعی ارتش عراق در خدمت صدام قرار گرفتند.

تصاویر عاملان حادثه تروریستی زاهدان

گروهک جندالشیطان، عکس های دو عامل انتخاری که با انفجار مسجد زاهدان ده ها نفر از هموطنان بیگناهمان را به شهادت رساندند را در سایت خود منتشر کرد.
، این گروهک  مدعی شده است که این افراد به نام‌های «عبدالباسط ریگی» معروف به اسلام جان و« محمد ریگی» معروف به جنیدجان عملیات تروریستی انتحاری خود را در مقابل مسجد جامع زاهدان انجام داده‌‌ و به هلاکت رسیده‌اند.
گفتنی است عبدالمالک ریگی سرکرده معدوم گروهک جندالشیطان، در اعترافات خود گفته بود که عملیاتهای این گروهک توسط نیروهای امنیتی آمریکا هدایت می شده و عوامل گروهک جندالشیطان، در حین عملیات تروریستی خود با تهیه فیلم و عکس و ارسال این اسناد برای نیروهای آمریکایی، از آنها پول دریافت می کرده است.


 

 

 

 

گروهک ریگی عامل انفجارها

بر اثرانفجار مقابل مسجد جامع زاهدان شماری از هموطنانمان شهید و زخمی شدند.



گروه جندالله مسئولیت انفجارهای شهر زاهدان، که منجر به کشته شدن دست‌کم ۲۱ نفر شد را بر عهده گرفت. این گروه در تماس با شبکه‌ تلویزیونی العربیه در دوبی اعلام کرد که این انفجارها در پاسخ به اعدام عبدالمالک ریگی رهبر این گروه است.در بیانیه‌ گروهک جندالله آمده است که دو تن از بستگان رهبر این گروه به نام‌های عبدالباسط و محمد ریگی عامل دو انفجار انتحاری در شهر زاهدان بودند.

عبدالمالک ریگی ۳۰ خرداد ماه اعدام شد.

انفجار اول در محل ورودی مسجد بوقوع پیوست و انفجار دوم نیز هنگام تجمع آمبولانس ها و خدمت رسانی بـه زخمی ها در خیابـان آزادی جنب مسجد جامع اتفاق افتاد .هنگام وقوع دو انفجار مراسم دعای کمیل به مناسبت میلاد امام حسین (ع) در مسجد جامع زاهدان برپا بود .

 


 

 

 

 

 

تهدیدها پوشالی باشد یا واقعی، باید آماده بود


تهدیدها پوشالی باشد یا واقعی، باید آماده بود

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه سوم شعبان، میلاد مبارک سیدالشهدا (ع) و روز پاسدار در دیدار هزاران نفر از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شاکله معنوی سپاه را عامل اصلی "انعطاف پذیری و عملکرد تحسین برانگیز " این نهاد مردمی و انقلابی در عرصه‌های مختلف و شرایط متفاوت سه دهه گذشته خواندند و با تبیین واقعیات مهم داخلی و بین المللی تأکید کردند: همه مسئولان کشور باید با عمل به وظایف سنگین خود در عرصه‌های مختلف عمل کنند و همچون 31 سال گذشته، برای روبرو شدن با هر شرایطی آماده باشند که البته و بدون کوچکترین تردید، ملت بزرگ ایران و جمهوری اسلامی، همچون گذشته پیروز این میدان رویارویی مستمر خواهند بود.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار، ماه شعبان را ماه ذکر و توسل و خودسازی خواندند و با تبریک حلول این ماه عظیم و میلاد مبارک حضرت اباعبدالله الحسین، امام سجاد و حضرت ابوالفضل العباس (علیهم السلام)، سپاهیان پاسدار را "رهروان صادق و عاشق راه خدا و ائمه هدی " برشمردند.
ایشان، سرداران سپاه و دیگر پاسداران را رهروان شهدای گرانقدری چون باکری - همت، بروجردی و دیگر شهیدان سرافراز سپاه دانستند و در تبیین شاکله معنوی و باطنی سپاه افزودند: دل‌های مشتاق به مجاهدت فی سبیل الله در هر عرصه و میدان - زبان‌های صادق و نگاه‌های حق بین و حق شناس، سه عنصر اصلی شاکله و هویت حقیقی سپاه پاسداران را تشکیل می‌دهند.
فرمانده کل قوا با استناد به مناجات شریف ماه شعبان، افزودند: در شاکله معنوی سپاه، آتش اشتیاق دل‌های پاسداران را به خدا نزدیک می‌کند و صداقت و وفاداری آنان در نیت و گفتار و عمل، همچون کلمه طیبه رفعت می‌گیرد و به سوی پروردگار تعالی می‌یابد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای نگاه حق بین و حق شناس را عنصر سوم شاکله و هویت حقیقی سپاه خواندند و افزودند: این نگاه حق بین، در هر شرایطی حتی اوضاع غبارآلود و پرابهام، واقعیات صحنه را تشخیص می‌دهد و وظیفه و راه عمل به وظیفه را درک می‌کند.
فرمانده کل قوا، با اشاره به چگونگی شکل گیری سپاه پاسداران، سپاه را نهادی جوشیده از "دل مساجد و مدارس و دانشگاه‌ها " و برآمده از خانه‌ها و دل‌های مؤمن مردم برشمردند و افزودند: کسی سپاه را خلق نکرد بلکه این نهاد به اقتضای نیاز زمان شکل گرفت و هر جا و هر عرصه‌ای که لازم بود به پاسخگویی به نیازهای انقلاب و کشور پرداخت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حفظ هویت و شاکله اصلی و عمل براساس نیاز زمان را ویژگی بارز سپاه خواندند و خاطرنشان کردند: سپاه در سال‌های اولیه انقلاب، در مقابله با ضدانقلاب در خیابان‌های تهران - در مسائل استان‌های مرزی - 8 سال دفاع مقدس و دیگر عرصه‌های متفاوت و مختلف، هویت خود را حفظ کرد اما با انعطاف لازم، شکل خود را براساس نیاز زمان، تنظیم کرد تا بتواند به وظایفش عمل کند.
ایشان با اشاره به درخواست مسئولان دولت وقت پس از جنگ برای ورود سپاه به عرصه سازندگی افزودند: در این عرصه نیز سپاه هر جا حضور یافت بهترین اقدامات سازندگی را انجام داد و این واقعیات نشان می‌دهد که این نهاد مردمی، در پرتو وفاداری به شاکله معنوی خود، از سازمانی منعطف برخوردار است که براساس نیازهای زمان، روز به روز متحول و متکامل نیز شده است.
رهبر انقلاب اسلامی، ایجاد نهادهای مختلف از جمله سپاه و جهاد سازندگی را هنر بزرگ انقلاب برشمردند و افزودند: این نهادها، ساختاری انطباق‌پذیر همراه با بعد ارزشی قوی دارند و ضمن نظم و قانون پذیری، از مشکلات سازمان‌های متعارف از جمله "شکنندگی و خشکی سازمانی " به دور هستند.
فرمانده کل قوا با تأکید بر لزوم حفظ هویت نهادی سپاه، این نهاد را شجره طیبه‌ای خواندند که به فرموده قرآن کریم در هر دوره، ثمره خاصی بروز می‌دهد که این عملکرد و ویژگی تحسین برانگیز باید ادامه یابد.
رهبر انقلاب اسلامی، شناخت واقعیات امروز، و بررسی و پیش بینی شرایط فردا را لازمه برنامه‌ریزی صحیح برای حرکت به سمت تحقق اهداف دانستند و با اشاره به مسئولیت فرماندهان - نیروهای مختلف و آحاد سپاهیان در این زمینه افزودند: حفظ کامل شاکله معنوی سپاه تشخیص واقعیات امروز و پیش بینی تحولات آینده را امکان پذیر می‌کند و این شناخت و آگاهی، زمینه برنامه‌ریزی و اقدامات صحیح را فراهم می‌آورد.
ایشان در ادامه همین بحث به تبیین واقعیات امروز کشور و صحنه جهانی پرداختند.
نخستین واقعیت انکارناپذیری که رهبر انقلاب اسلامی در ترسیم شرایط موجود به آن اشاره کردند ثبات انقلاب بود.
حضرت آیت الله خامنه ای برای درک بهتر این واقعیات، ضمن مقایسه ای میان انقلاب اسلامی و انقلاب فرانسه، به مراحل متعدد و کاملاً متفاوت و متضاد انقلاب فرانسه در دهه های اول شکل گیری و پیروزی اشاره کردند و افزودند: انقلاب اسلامی برخلاف دیگر حرکتهای سیاسی - اجتماعی قرنهای معاصر، پس از گذشت 31 سال پرفراز و نشیب، همچنان در مسیری که اسلام ترسیم کرده و امام راحل عظیم الشأن آن را به تعبیری ریل گذاری نمودند حرکت می کند و این واقعیت بسیار مهم، نشانه دست حمایت پروردگار از این انقلاب است.
حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به سخنان مقامات امریکایی درباره تلاش برای تغییر رفتار ایران خاطرنشان کردند: منظور و مفهوم حقیقی این سخنان، تلاش برای تغییر مسیر حرکت انقلاب اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی، دلهای مؤمن ملت ایران را مظهر قدرت الهی خواندند و تأکید کردند: آنچه حرکت انقلاب را در همان مسیر اصلی، امکان پذیر کرده، عشق ملت ایران به اسلام است که خاکریزی بزرگ و نفوذناپذیر برای انقلاب اسلامی و کشور بوجود آورده است که اگر مسیر عوض شود و اسلام از دست برود این خاکریز دیگر وجود نخواهد داشت و پای زورگویان و متجاوزان به کشور باز خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی پیشرفتهای کشور را، واقعیت دوم عرصه داخلی برشمردند و افزودند: براساس آمار جهانی، شتاب پیشرفت و رشد علمی کشور چند برابر متوسط جهانی است البته همچنان فاصله با قافله علم فراوان است اما این شتاب پرافتخار را نباید از یاد برد.
رهبر انقلاب اسلامی، پختگی سیاسی و مجرب شدن مردم را از دیگر واقعیات ایران دانستند و افزودند: مردم، جوانان و حتی نوجوانان بر اثر حوادث پی در پی، تجربه سیاسی خوبی به دست آورده اند و خوشبختانه مسائل را تا حد زیادی خوب می فهمند به گونه ای که حتی اگر مسئله شبهه ناکی بتواند نظر آنان را جلب کند، بعد از درک واقعیت، به سرعت، جهت گیری خود را تغییر می دهند که در قضایای فتنه سال 88، این واقعیت کاملاً مشهود بود.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور مؤثر و آشکار دین در حوزه زندگی جوانان را واقعیت بسیار مهم دیگری برشمردند که در داخل کشور قابل درک است.
ایشان، حضور پرشور جوانان در مراسم اعتکاف، نمازهای جماعت دانشگاهها و دیگر اماکن، و شرکت پررونق جوانان در مجامع مذهبی را از نشانه های واقعیت یاد شده خواندند.
گسترش تفکر انقلاب اسلامی در جهان واقعیت دیگری بود که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند.
ایشان معنای حقیقی صدور انقلاب را صدور عطر افکار و آرمانهای انقلاب اسلامی خواندند و با اشاره به استقبال مشتاقانه مردم کشورهای مختلف از مسئولان جمهوری اسلامی افزودند: عطر اسلام و انقلاب اسلامی با وجود همه تلاشهای دشمنان، قلبهای ملتها را پرنشاط کرده است و این، واقعیتی انکارناپذیر است.
رهبر انقلاب اسلامی، ادامه فعالیتهای جبهه معارض انقلاب اسلامی را از دیگر واقعیات پیرامونی انقلاب اسلامی خواندند و با اشاره به تلاشهای بی وقفه اما ناکام رژیم صهیونیستی و امریکا برای مقابله با حرکت عظیم ملت مسلمان ایران افزودند: انقلاب اسلامی، ایران پرعظمت را با موقعیت راهبردی و منافع فراوانش از چنگ امریکایی ها درآورده است و بساط حقارت در مقابل زورگویان جهانی را در این کشور برانداخته است به همین علت آنها در تمامی سالهای گذشته به دشمنی و توطئه در مقابل ملت ایران ادامه داده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای امریکا را به زورگویی تشبیه کردند که در سطح جهان، به دنبال باج گیری است اما روز به روز اوضاع نابسامان تری پیدا می کند.
ایشان خاطرنشان کردند: عده ای برای حفظ کاسبی خود به این زورگوی جهانی، باج می دهند، عده دیگری که قدرت نسبی دارند اما تمایلی به مقابله با امریکا ندارند عملاً به نوچه سیاسی - نظامی او تبدیل می شوند اما برخی در مقابل این زورگویی می ایستد که جمهوری اسلامی به یمن پایداری مردم و مسئولانش، در صف مقدم این ایستادگی قرار دارد.
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح روند روزافزون نفرت ملتها از امریکا، به ادعاهای این کشور پس از فروپاشی شوروی و بلوک شرق اشاره کردند و افزودند: دولت امریکا در آن زمان ادعای نظم نوین جهانی را به رهبری کاخ سفید مطرح می کرد اما امروز مسئولان این کشور با تظاهرات و مخالفت روزافزون مردم جهان روبرو هستند و هر کاری می کنند از میزان منفوریت آنها کاسته نمی شود.
رهبر انقلاب اسلامی ناکامی امریکا در عراق - افغانستان - لبنان و فلسطین را یادآور شدند و افزودند: امریکا با همه ادعایش همراه با رژیم صهیونیستی، در سرنگونی حکومت حماس در نوار باریک غزه ناتوان مانده است و این نشانه واقعیتی انکارناپذیر یعنی ضعف روزافزون این کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به صدور قطعنامه تحریم علیه ایران، و به موازات آن حرفهای بظاهر رنگین و تهدیدهای گاه به گاه نظامی تأکید کردند: آنها به گونه ای سخن می گویند که ما فکر کنیم در پشت این تهدیدها چیز فوق العاده خطرناکی نهفته است البته چه تهدیدها پوشالی باشد چه واقعی، بدون شک ما برای حفاظت از انقلاب اسلامی، ملت عزیز ایران و کشور پرافتخار ایران باید برای هرگونه شرایطی آماده باشیم.
در همین زمینه حضرت آیت الله خامنه ای طرحها و برنامه های امریکا را عمدتاً سیاسی خواندند و خاطرنشان کردند: در فتنه سال گذشته نیز امریکایی ها به سرعت وسط میدان آمدند و به صراحت و ذوق زده، از مسئولان فتنه و کسانی که گردنشان واقعاً زیر بار مسئولیت فتنه است، حمایت کردند اما پروردگار متعال و هوشیاری و ایستادگی ملت آنها را شکست داد.
حضرت آیت الله خامنه ای، توجه مستمر به واقعیات درونی و بیرونی کشور و تأمل در بازخوردهای عملکرد دشمن در داخل را، وظیفه همه مسئولان فرهنگی - سیاسی - اقتصادی و اجتماعی برشمردند و تأکید کردند: مسلماً و بدون تردید، ملت ایران، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، همچون گذشته پیروز این میدان رویارویی هستند چرا که خداوند به صراحت، به متقین وعده پیروزی نهایی داده است و وعده خدا، بدون کوچکترین تردیدی، محقق خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی، ایمان، تقوا و عمل صالح را زمینه ساز پیروزی حتمی در رویارویی با دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی دانستند و خاطرنشان کردند: همین عوامل و عناصر، تاکنون انقلاب را در مقابل هر توطئه و اقدامی، پیروز و با ثبات نگه داشته است و از این پس نیز چنین خواهد بود.
فرمانده معظم کل قوا در پایان سخنانشان، تبلیغات شدید دشمنان و دنباله های داخلی آنان را بر ضد سپاه پاسداران، نشانه مؤثر بودن سپاه در تداوم حرکت عزتمند و مقتدرانه ملت ایران دانستند و پاسداران پرافتخار را به مراقبت روزافزون درونی، و احساس مسئولیت مداوم در قبال وظایف عظیم این مجموعه توصیه کردند.
ایشان سپاه پاسداران را خانواده ای بزرگ، زنده و پرنشاط خواندند و با ضروری خواندن تعامل بخشهای گوناگون این نهاد عظیم افزودند: حتی بازنشستگان سپاه پاسداران نیز، اعضای وابسته سپاه محسوب می شوند و باید همچون دیگر اجزای این نهاد، سپاه را از خودشان بدانند و سپاه هم آنها را از خود بداند.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به حرکت مجموعه سپاه در چارچوب مقررات و موازین شرعی گفت: سه هدف عمده یعنی معیارهای پاسدار مطلوب، ساختار سازمانی و نظامات مطلوب و فرهنگ سازمانی مطلوب در سپاه در حال تدوین و ابلاغ است.
سردار سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم گزارشی از نوزدهمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران بیان کرد و گفت: آمادگی همه جانبه سپاه، نقش سپاه در دهه چهارم انقلاب یعنی پیشرفت و عدالت، تحول و تعالی مجموعه سپاه و راههای مقابله با جنگ نرم از جمله محورهای اصلی این نشست سراسری بود که در آن راهکارهای عملی برای رسیدن به نقطه مطلوب و مورد نظر بررسی شد.

جاسوس موساد، مواضع کروبی را "شجاعانه" خواند


جاسوس موساد، مواضع کروبی را "شجاعانه" خواند

علیرضا نوری زاده، سلطنت طلب و مستخدم مطبوعاتی سفارت آمریکا در رژیم پهلوی، در گفتگو با شبکه تلویزیونی العربیه درباره اینکه هدف اصلی تحریم های ضد ایرانی، سپاه پاسداران است، گفت: قطعا سپاه پاسداران به طور کلی هدف قرار گرفته است و اسامی برخی از فرماندهان سپاه در لیست سیاه وارد شده است.

همکار دوجانبه موساد و سیا همچنین با اشاره به ادعاهای مهدی کروبی درباره سپاه پاسداران به تمجید از شیخ اصلاحات پرداخت و وی را فردی "شجاع" توصیف کرد. نوری زاده مدعی شد که "گروهی در داخل سپاه وجود دارد که به تحریم ها به عنوان باب جدیدی برای بدست آوردن ثروت بیشتر می نگرد و کروبی دیروز در اشاره به اینها بسیار شجاع بود با توجه به اینکه اینها بر اقتصاد کشور و امنیت کشور و همه چیز تسلط دارند."
پیش از این هم، مجید محمدی که وابستگی خود به موساد و سفرش به اسرائیل را نشانه روشنفکری بی تعصب! می داند در مقاله ای ضمن مقایسه موسوی و کروبی می نویسد؛ «کروبی برخلاف موسوی، خود را در مقام یک رهبر اپوزیسیون می بیند به همین لحاظ مرتبا دیدگاه هایش را علاوه بر سایت خود(سحام نیوز) در مصاحبه با رسانه های خارجی در میان می گذارد و متهم کردن کروبی به عامل خارجی بودن نیز هیچ تاثیری در رفتار سیاسی وی نداشته است».
محمدی در ادامه مقاله خود تاکید کرد: «او نیازی نمی بیند تا شعارهای مردم مثل «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را به «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران» تغییر دهد تا به حاکمیت بقبولاند او ضداسرائیلی است.»
گفتنی است که مهره های سازمان های جاسوسی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی هر از چند گاهی با "شجاعانه" خوانده مواضع مهدی کروبی وی را به اتخاذ رویکردی افراطی تر ترغیب می کنند؛ کروبی هم تاکنون به درخواست های آنان پاسخ مثبت داده است.


یادداشت عضو سابق ستاد موسوی


یادداشت عضو سابق ستاد موسوی
به جای لفاظی و ماهی گرفتن از آب گل آلود از نگرانی مردم بکاهید

علی اصغر شفیعیان دبیر سیاسی اسبق ایسنا و عضو سابق ستاد میرحسین موسوی در یادداشتی در وبلاگ شخصی اش به انتقاد از نامه اخیر میرحسین پیرامون مسائلتحریم پرداخته و نقدهای جالبی را پیرامون اینگونه اقدامات این عنصر معلوم الحال نوشته است .


 این عضو حزب منحل شده ی مشارکت با آنچنانی خواندن دولت میرحسین را نه تنها مخالف دولت بلکه مخالف حکومت نامیده است .
وی در بخشی از انتقادش به مقاله موسوی نوشت :
"ببینیم واقعا امروز که تمام دنیا دست به یکی کرده اند از شرق تا غرب، از چین گرفته تا آمریکا، در چنین موقعیتی که همگی قطعنامه ی تحریم 1929 را امضا کرده اند آیا وقت صدور یادداشت یا بیانیه ای با هشدارهای عجیب و غریب و کوبیدن بر طبل نامشروع بودن این و آن است یا وقت تقویت اتحاد ملی؟"

وی در ادامه یادداشت خود با بی نتیجه خواندن ژست های موسوی آورده است:

"ژست روشنفکرانه ی سال گذشته چه نتیجه ای داشت که امروز با چنین ژست های نابجا بخواهیم نفتی بر آتش افروخته بریزیم به جای تقویت اتحاد ملت در مقابل تحریم کنندگان. مردم از سیاسی کردن همه چیز خوششان نمی آید، این طور نمی شود حمایت شان را جلب کرد که هیچ؛ فقط کسانی برایمان دست می زنند که نمی دانند چه خاکی با این خودزنی ها بر سرمان می شود. به خدا همه ی اتفاقات جهان پس از 22 خرداد 88 به آن انتخابات برنمی گردد؛ از جمله اتفاقات اخیر بازار تهران هیچ ربطی به جنبش سبز ندارد که دوستان بدشان نمی آید همه چیز را به آن ربط بدهند."

شفیعیان ضمن چراغ سبز خواندن یادداشت میرحسین به دولت های قلدر جهان می نویسد:
"دولت های قلدر جهان از روسیه و چین تا آمریکا و اروپایی ها خود به خوبی می دانند که اگر ما مردم دولت را "نامشروع و سرکوبگر و در حال جنگ با ملت" بدانیم، چنین دولتی "نمی تواند در مقابل تهدیدات بیگانه مقاومت نماید". آنها اساسا دنبال یک چراغ سبز و تبلیغات بر روی آن هستند تا بر فشارها بیافزایند و آتش بگشایند؛ آن را هم که ما به دست خود می نویسیم و پایش را امضا می کنیم."

"مگر آمریکا که میدان داری این دشمنی ها با کشور ایران است دولت های دیگر بعد انقلاب را مشروع تر می دانسته که حالا این دولت را مشروع بداند؟ از نظر آنها نه دولت احمدی نژاد مشروعیت دارد و نه حتی دولت های دیگر خواه موسوی، کروبی یا محسن رضایی هم مشروعیت نمی داشتند."

عضو سابق ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در مهمترین قسمت مطلب منتشر شده در وبلاگش با ادبیاتی جالب به نقد کاندیدای فتنه گر انتخابات ریاست جمهوری پرداخته و با یاد آوری مسائل اینچنینی در زمان جنگ تحمیلی می نویسد:

"چرا، چرا وقت نمی شناسیم و چرا برای "ایران" حاضر نمی شویم کمی از غرور خود بکاهیم و کمی به جای لفاظی و ماهی گرفتن از آب گل آلود سیاست، از ولوله انداختن به جان مردم و نگرانی آنها بکاهیم. چرا یادمان می رود که در زمان جنگ تحمیلی نقد های نهضت آزادی به سیاست های دولت را تضعیف کننده ی کشور محسوب می کردید و حالا چون جایمان عوض شده است این نقدها می شوند "تدبیر"؟ الان پیشنهاد برگزاری رفراندوم می دهیم اما مگر برای پایان دادن به جنگ بعد از فتح پیروزمندانه ی خرمشهر هم باید رفراندوم برگزار می شد و نشد؟"

وی در پایان یادداشت خود خطاب به موسوی و همفکران خارجی و داخلی اش می گوید:
از خود بپرسیم که آیا صادر کنندگان قطعنامه ی 1929 تحریم ایران از چنین یادداشت ها و اظهارنظرهایی ناراحت می شوند یا از شادی پر می گیرند و آن را به بهانه های خود بر علیه "ایران" می افزایند؟

گفتنی است پس از صدور قطعنامه جدید علیه ایران میرحسین موسوی کاندیدای شکست خورده انتخابات و سردسته ی فتنه گران خیابانی با انتشار یادداشتی توهین آمیز و سراسر اتهام به جای محکوم کردن قطعنامه در همصدایی با آمریکا ، غرب و رژیم صهیونیستی به دولت، سپاه و مردم هشدار داده است!


خشم فائزه

بعد از  انتشار خبر پخش بیانیه آقای هاشمی مبنی بر صدور بیانیه به مناسبت آخرین حضور در نماز جمعه، فائزه هاشمی به شدت نسبت به تقدیر و تشکر هاشمی از مقام معظم رهبری در خصوص رفع مشکلات و تدبیر ایشان ابراز مخالفت نموده  است.

بیانیه ای جدید از هاشمی رفسنجانی

برابر برخی شنیدها دفتر آقای هاشمی در حال تهیه بیانیه ای به مناسبت آخرین حضور ایشان در نماز جمعه تهران می باشد . قرار است در این بیانیه بر محورهای مطرح شده از سوی آقای هاشمی در نماز جمعه مذکور که در تقویت و همسویی با جریان فتنه مطرح شد تاکید گردد. ضمنا از رفع بعضی از خواسته ها توسط مقام معظم رهبری تقدیر وتشکر گردد. برابر همین گزارش مقرر است در این بیانیه نسبت به وضعیت فعلی کشور (سیاسی و اقتصادی) به شدت سیاه نمایی و اوضاع کشور بشدت بحرانی تلقی شود.

دیدار مهدی هاشمی و محمد رضا خاتمی در آلمان

دیدار مهدی هاشمی و محمد رضا خاتمی در آلمان
مهدی هاشمی و محمد رضا خاتمی برادر رئیس جمهور سابق در آلمان با یکدیگر ملاقات کردند.

به گزارش بیست و سی ( بمب خبری ) ، بر اساس منابع موثق در خارج از کشور  چند روز قبل در جریان سفر محمد رضا خاتمی به کشور آلمان ، در شهر مونیخ  با مهدی هاشمی دیداری داشته است .

بنابراین گزارش ؛ محمد رضا خاتمی به همراه زهرا اشراقی به منظور ملاقات با دختر و دامادش که ساکن لندن می باشند و برای تفریح در  آلمان به سر می بردند راهی این کشور شده اند .

شنیده ها از آن حکایت دارد که محمد رضا خاتمی در این سفر ضمن دیدار با مهدی هاشمی ، یک خانه نیز در شهر مونیخ آلمان خریداری کرده است .



نوشته شده توسط | لینک ثابت |چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389| دیدار مهدی هاشمی و محمد رضا خاتمی در آلمان

ظهارات شبیه جوک موسوی

میرحسین موسوی که سال گذشته هتاکان به امام حسین و روز عاشورا را انسان های خداجو خوانده بود دیروز در اظهاراتی متفاوت و گمراه کننده گفت:شعار جنبش سبز ادامه دهنده راه امام حسین و حضرت عباس است.

  وی بدون اشاره به اینکه چطور ممکن است آمریکا و رژیم صهیونیستی و شبکه های ضد انقلاب از جنبشی که راه ائمه را دنبال می کند حمایت کنند اظهار داشت:این ایستادگی‌ها سختی‌هایی دارد، اما بدانیم که وعده قرآن است که ان مع العسر یسری، با سختی گشایش است و ما این گشایش را در جامعه خود و در حوزه عمومی امروز ملاحظه می کنیم. علی رغم تحمل سختی‌ها، زندان‌ها، کشتارها، فشارها و کهریزک‌ها امروز نشاطی در میان ملت به ویژه جوانان برای میل به جامعه‌ای عادلانه و فارغ از ظلم و جور دیده می‌شود 


میرحسین موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که «دروغ و ظلم و قانون‌ستیزی مشروعیت نظام را ذوب می‌کند» و «ظلم باقی ماندنی نیست»، هدف از جنبش سبز را حاکمیت آرای مردم برشمرد.

آیت‌الله مکارم شیرازی تأکید کرد: برخوردهای خشن در مقابله با بدحجابی کارساز نیست

برابر برخی شنیده ها دفتر آقای هاشمی در حال تهیه بیانیه ای به مناسبت آخرین حضور ایشا


این مرجع تقلید گفت: برخورد با بدحجابی با برخوردهای خشن کارساز نیست. کار فرهنگی و موعظه بهترین روش در این زمینه به شمار می‌رود که بحمدالله همت رهبر معظم انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی و دیگر قوا نیز در این جهت معطوف است.

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی طی سخنانی در صحن جامع حرم مطهر رضوی، گفت: فاجعه جنایت رضاخان در مسجد گوهرشاد با وجود این همه شهید جای هیچ شک و تردیدی را در مسئله حجاب باقی نمی‌گذارد و نمی‌توان به راحتی از آن عبور کرد.

 


این مرجع تقلید همچنین اظهار داشت: بدحجابی تبعات فراوانی از جمله تزلزل خانواده‌ها، زیاد شدن فحشاء، به وجود آمدن بچه‌های بی‌سرپرست و گناهان فراوانی برای زن و مرد را در جامعه به همراه خواهد داشت.
ایشان زمزمه بعضی از افراد جامعه را مبنی بر آزاد شدن حجاب خنده‌دار عنوان کرد و افزود: آزاد شدن حجاب، آزادی شراب‌خواری، فحشاء، ربا و گناهان دیگر را موجب می‌شود و دیگر عنوانی از جامعه اسلامی هم باقی نمی‌ماند.
آیت‌الله مکارم شیرازی ترویج امر به معروف و نهی ازمنکر را در جامعه خواستار شد و تصریح کرد: زمزمه‌های آزاد شدن حجاب از سوی افرادی غرب‌زده است و مسئولین باید تمام تلاش خود را در مبارزه با بدحجابی معطوف کنند تا مردم انگ کاستی و طرفداری از لیبرال اخلاقی را به آن‌ها وارد نسازند.
ایشان همچنین برخورد با بدحجابی را با برخوردهای خشن کارساز ندانست و ادامه داد: کار فرهنگی و موعظه بهترین روش در این زمینه به شمار می‌رود که بحمدلله همت رهبر معظم انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی و دیگر قوا نیز در این جهت معطوف است.

ن در نماز جمعه تهران می باشد .

 

قرار است در این بیانیه بر محورهای مطرح شده از سوی آقای هاشمی در نماز جمعه مذکور که در تقویت و همسویی با جریان فتنه مطرح شد تاکید گردد. ضمنا از رفع بعضی از خواسته ها توسط مقام معظم رهبری تقدیر وتشکر گردد.

برابر همین گزارش مقرر است در این بیانیه نسبت به وضعیت فعلی کشور (سیاسی و اقتصادی) به شدت سیاه نمایی و اوضاع کشور بشدت بحرانی تلقی شود.

فتنه‌های اخیر انسان‌های نیمه هشیار را از چرت بیرون آورد

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تأکید کرد: فتنه اخیر شوکی در مردم و انسان‌های هوشیار ایجاد کرد و به انسان‌های نیمه هوشیار یادآور شد که از چرت بیرون بیایند.

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در پانزدهمین دوره آموزش مقامی اندیشه اسلامی (طرح ولایت) که پیش از ظهر امروز چهارشنبه در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، گفت: تردیدی نیست که بزرگترین امتیاز انسان بر سایر مخلوقاتی که می‌شناسیم این است که انسان قدرت کسب علم، معرفت و بینش بیشتری دارد.

وی افزود: سایر موجودات هرچند کمابیش قدرت یادگیری دارند اما دایره یادگیری آنها محدود است و یادگیری آنها تؤام با ناآگاهی است.


آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه کسب علم و معرفت آگاهانه از امتیازات ویژه انسان است، خاطرنشان کرد: دایره علم معرفت بسیار وسیع است و هر روز گسترده‌تر شده و دارای شاخ و برگ‌های بیشماری می‌شود و کسب آن برای همه انسان‌ها تقریبا یکسان است.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه تصریح کرد: انسان‌ها می‌توانند از علومی چون پزشکی، مهندسی و تجربی بهره‌مند شوند و نژاد، قومیت، اقلیم و مذهب هیچ دخالتی در کسب این علوم برای انسان ندارد.

سردار صفوی: امیدواریم قوه قضائیه ظالمان در حق نظام اسلامی را مجازات کند

 سرلشکر صفوی با اشاره به فتنه اخیری که ایران از سر گذراند، تصریح کرد: امیدواریم قوه قضائیه ظالمان در حق نظام اسلامی را مجازات کند.

 سردار سیدیحیی رحیم‌صفوی سه‌شنبه شب در چهارمین یادمان شهدای عملیات رمضان در شهرستان آران و بیدگل افزود: در زمان امام علی (ع) هنگامی که مردم از اطراف امام کنار رفتند، اشرار تسلط یافتند و این همان دلیل لزوم پیروی و پشتیبانی مردم از رهبری و ولی‌فقیه است.

وی تصریح کرد: پس از 10 سال رهبری امام راحل، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 21 سال است که به رهبری پرداخته‌اند و در این سال‌ها فتنه‌های متعدد داخلی و خارجی و سه جنگ کویت، افغانستان و عراق در خاورمیانه رخ داد که ایران اسلامی نیز می‌توانست از این حوادث لطمه ببیند اما چیزی که مانع از این خطر بزرگ شد تدبیر، حکمت و رهبری مقام عظمای ولایت بود.
صفوی ادامه داد: در فتنه‌هایی مانند 18 تیرماه سال‌های قبل که برخی دست‌اندرکاران دولت نیز در آن حضور داشته و یک هفته تهران را به آتش کشیدند و نیز جریانات اخیر تنها با رهبری حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به آرامش مبدل شد.

تعامل گروه‌های سیاسی به معنای بالا بردن دست‌ها به نشانه تسلیم نیست

خاتمی درباره تعامل گروه‌های سیاسی مختلف گفت: تعامل به آن معنی نیست که از آنچه که حق دانسته می‌شود دست برداشته شود و دست‌ها به نشانه تسلیم بالا برود. صرف نظر از اصولی که وجود دارد ؛چهارچوب‌هایی نیز است که باید عاقلانه و واقع بینانه و به دور از تخیلات به آن توجه کرد.

حجت‌الاسلام سید‌محمد خاتمی در دیدار جوانان احزاب و روزنامه‌نگاران اصلاح طلب با تبریک اعیاد مذهبی ماه مبارک رجب ونیز ماه مبارک شعبان خصوصا عید مبعث پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) گفت: عید مبعث یکی از مهمترین اعیاد اسلامی است و برای ما نیز اهمیت ویژه ای دارد چرا که سرچشمه ارزش‌ها و اصولی است که ما به آن اعتقاد داریم.

رییس‌جمهور‌سابق کشورمان افزود:دین در کشور ما جایگاه بسیار مهمی دارد و در تمامی جنبش‌های مدنی ایران و در مبارزه با استعمار و استبداد نقش کلیدی بازی کرده و انقلاب اسلامی ایران با محتوای بعثت نسبت نزدیکی دارد.
وی خاطر‌نشان کرد: روح فرهنگ ما اسلامی و شیعی است‌؛ البته این به این معنی نیست که غیر مسلمانان ایرانی یا مسلمان غیر شیعی نقش و اعتبار ندارند.همه ملت ایران و فرهنگ غنی ایرانی دارای حرمت و جایگاه وی‍ژه‌اند ، ولی ‌حتی ایرانیان سنی و یا غیر مسلمان نیز به اهل بیت گرایش و علاقه خاصی دارند و قرائت اهل بیت از اسلام قرائتی است انسانی وعدالت محور.
خاتمی معتقد است : البته باید توجه کرد که دین یک شمشیر دولبه است و تا جایی‌که به دنبال احقاق حقوق مردم و برقراری عدالت و خیرخواه مردم باشد موفق است، اما زمانی‌که از دین ابزاری برای توجیه ناروایی‌ها و نارسایی‌ها ساخته شود خطرناک و ناموفق می‌شود.
رییس دولت اصلاحات افزود: در اوایل بعثت روزی که پیامبر، یاران و افراد خانواده خود را جمع کرد و فرمود که انی قد اتیکم خیر الدنیا و الاخره، یعنی من خیرو نیکی دنیا و آخرت را برایتان آورده‌ام‬. خیر آخرت که مطمئنا در عمل به گفته‌های خدا و اطاعت از او و انجام دستورات دینی حاصل می‌شود؛ اما خیر دنیا در چیست؟
خاتمی ادامه داد: درجامعه‌ای که انسان‌ها امکان بروز و‌ظهور شخصیت انسانی خود را نداشته باشند خیر وجود ندارد، جامعه‌ای که در عرصه جهانی از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی عقب افتاده است در آن خیری نیست. در چنین جوامعی خیری که مد‌نظر پیامبر بود وجود ندارد؛ بنابر‌این می‌توان ملاکی روشن بدست آورد تا جامعه مورد نظر پیامبر را تشخیص داد.
وی افزود: در‌جامعه‌ای که مد‌نظر پیامبر است انسان‌ها در آن امنیت دارند، سرنوشتان را خود تعیین می کنند، سربلند و برای دیگران الگو هستند و بر آن جامعه عدالت حکم فرما است، البته نه ‌عدالتی که مارکسیت‌ها می‌گویند آن‌هم برداشتی سطحی ازعدالت مارکسیستی که فقط امکانات بصورت یکبار مصرف ‌بین مردم توزیع شود، بلکه عدالتی که همه جوانب را در برمی‌گیرد ، اسلامی است.
وی درباره تعامل گروه‌های سیاسی مختلف نیز گفت: تعامل به آن معنی نیست که از آنچه که حق دانسته می‌شود دست برداشته شود و دست‌ها به نشانه تسلیم بالا برود. صرف نظر از اصولی که وجود دارد ؛چهارچوب‌هایی نیز است که باید عاقلانه و واقع بینانه و به دور از تخیلات به آن توجه کرد.
رییس دولت‌اصلاحات تصریح کرد:همه هویت انقلاب ما به مشروعیتی مردمی بود و نقش امام آن روحانی بزرگوار و از خود گذشته سبب شد که تمامی مردم حول محور وجودش جمع شوند.
رئیس موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در خصوص شرایط خارجی کشور معتقد است: اگر سیاست‌ها و رفتارها درست باشد بسیاری از توطئه‌های خارجی اتفاق نمی افتد.
وی معتقد است: متاسفانه به جایی رسیده‌ایم که حتی مجلس نیز نمی‌تواند جلوی بی‌قانونی‌ها را بگیرد از دولت انتقاد کند و اگر تصمیمی نیز می‌گیرد تحت فشار و هیاهو از جنس تهاجم به بیوت مراجع و اجتماعات آن را وادار به عقب‌نشینی می‌کنند و این فاجعه است که مجلسی که باید در راس امور باشد نیز مورد تعرض قرار می‌گیرد.
خاتمی خاطر‌نشان کرد: اخیرا گفته‌اند فقط یک حزب وجود دارد و همه تشکل‌ها و احزاب ناباب و باطلند، واقعا عجیب است.
وی در خصوص عدالت نیز خاطر‌نشان کرد:عدالت اقتصادی مهم است، اما عدالت باید در تمامی سطوح اجرا شود.مطمئنا همه چیز نمی‌تواند کامل باشد و انسان کامل نیز وجود ندارد و ما همگی ناقص هستیم و ایراداتی داریم. اما بعضی‌ها فکر می‌کنند که برترهستند و خود را ملاک حق می‌بینند و این انحراف از اصول دینی است. حتی امیرالمونین نیز با تمامی آن سجایا و کمالی که داشت می‌فرمود حق را بشناسید اهل آن را خواهید شناخت.
خاتمی خاطر‌نشان کرد: مایی که علاقه‌مند به نظامی هستیم که به نام اسلام، پیامبر برای مردم ایران و با محوریت مردم تاسیس شده است باید تمامی تلاش خود را معطوف به این نکته کنیم که این نظام برای همه الگو شود. عدالت بیشتر، حرمت انسان‌ها، آزادی‌های سیاسی ، اقتصادی، تامین معیشت مردم و ... از جمله مواردی هستند که باید به عنوان یک وظیفه و کار انقلابی مد نظر قرار بگیرد تا بتوانیم الگویی خوب برای دیگران باشیم.

فیدل کاسترو :ایرانی ها یکپارچه درمقابل هر حمله ای

رهبر انقلابی و رئیس جمهور سابق کوبا هنگام حضور کم سابقه در یک برنامه تلویزیونی درباره احتمال بروز جنگ علیه ایران هشدار داد.

 

فیدل کاسترو رهبر انقلابی کوبا در مصاحبه با تلویزیون ملی کوبا به جهانیان هشدار دهد که رویارویی غرب با ایران می تواند به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود.

 

کاسترو همچنین گفت باور دارد که به علت ادامه تمرین های نظامی امریکا و کره جنوبی در شبه جزیره کره ،احتمالا در این منطقه جنگی روی خواهد داد.

فیدل کاسترو در خصوص رزمایش مشترک امریکا و کره جنوبی گفت آنها این روند را مدام ادامه می دهند و این مسئله متوقف نمی شود. من گفته ام که این دریایی از اتش و شعله ها خواهد بود. سئول به دریایی از شعله ها تبدیل خواهد شد.

کاسترو همچنین افزود زمانی که امریکا به اتفاق اسرائیل برای اعمال تحریم های بین المللی علیه ایران به علت برنامه هسته ای این کشور تلاش کند، احتمال اغاز جنگ همه جانبه وجود دارد. کاسترو تصریح کرد ایران برای مقابله با حمله احتمالی، علاوه بر امادگی ملی ،از تسلیحات لازم برخوردار است .

کاسترو از زمان عمل جراحی خود در ژوئیه دو هزار و شش گهگاه در عکس ها یا تصاویر ویدئویی دیده شده است. فیدل کاسترو در فوریه سال دو هزار و هشت از قدرت کناره گیری کرد و مجلس ملی کوبا نیز رسما رائول کاسترو را به عنوان رئیس جمهور جدید این کشور برگزید.

کاسترو همچنین در این برنامه تلویزیونی خاطر نشان کرد هر گونه حمله ای علیه ایران با مقاومتی فراگیر وغیر قابل تصور مواجه خواهد شد. رئیس جمهور سابق کوبا گفت عراق هیچ تسلیحاتی نداشت و کشوری بود که میان کردها، شیعیان و سنی ها تقسیم شده بود. هیچ یک از این تقسیمات در ایران وجود ندارد. بنابراین درگیری با ایران بر خلاف حمله به عراق برای امریکایی ها بسیار دشوار خواهد بود. کاسترو افزود:بدترین ووحشتناک ترین چیز برای امریکایی ها مقاومتی است که در ایران با ان مواجه خواهند شد. این مقاومت بر خلاف جنگ امریکا با عراق، مسئله ای تضمین شده است.

کاسترو گفت ایرانی ها به همه جوانان خود اعم از زن و مرد یعنی کسانی که بیش از دوازده سال و زیر شصت سال سن دارند اموزش می دهند. انان مسلمان وشیعه هستند، ومواجه با بیست میلیون شیعه اموزش دیده بسیار دشوار است . به همین علت من نمی فهمم فکر شکست دادن ایرانی ها از کجا به ذهن امریکایی ها خطور کرده است.

کاسترو سخنان خود را با ذکر این مسئله که احساس می کند احتمال جنگ بین امریکا و ایران به علت اقدامات امریکا افزایش یافته است، جمع بندی کرد. وی گفت تصور می کنم خطر جنگ به شدت افزایش یافته است. انان با اتش بازی می کنند.

دشمنان با ناامیدی از جریان فتنه به اختلاف بین قوا چشم دوخته‌اند

 عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: دشمنان ایران بعد از جریان فتنه و وقایع بعد از انتخابات اکنون از آن روند ناامید شده‌ و چشم به اختلاف بین قوا دوخته‌اند و مجلس و دولت باید با هوشیاری لازم در زمینی که دشمنان برای آنها تعریف کرده‌اند، بازی نکنند.

 



زهره الهیان با اشاره به ضرورت وحدت میان قوا، اظهار داشت: مساله اختلاف بین قوا، موضوعی است که دشمنان ایران و حتی جریان فتنه بر روی آن برنامه‌ریزی کرده‌ و یکی از برنامه‌های دشمنان ایران، اختلاف قوا است.
وی ضمن اشاره به برنامه‌ریزی دشمنان در شرایط فعلی و اینکه گاهی دوستان نادان به آن دامن می‌زنند، ادامه داد: دشمنان ایران بعد از جریان فتنه و وقایع بعد از انتخابات الان از آن روند ناامید شده‌ و چشم به اختلاف بین قوا دوخته‌اند که ضرورت دارد مجلس و دولت هوشیاری لازم را داشته باشند و در زمینی که دشمنان برای آنها تعریف کرده‌اند، بازی نکنند.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه برنامه‌ریزی‌های سران سه قوه باید به گونه‌ای باشد که حداکثر تعامل، ارتباط و وحدت بین قوا ایجاد شود، گفت: جلسه سران سه قوه بیشتر در حد جلسه‌های تشریفاتی است، از این رو باید کمیته‌های کاری شامل کارشناسان و صاحب‌نظران و نمایندگان مجلس و وزرایی تشکیل شود که سران قوا در این کمیته‌ها بر حسب ضرورت و موضوع به تبادل‌نظر بپردازند.
وی با تأکید بر اینکه مجلس و دولت باید به تصمیماتی برسند که از سطح شعار و جنبه‌های تشریفاتی خارج شود و به جنبه‌های کارگروهی و کار مستمر تبدیل شود، تصریح‌کرد: جلسه سران سه قوه باید از پشتوانه‌های کارشناسی و علمی و تعامل در سطح کارگروه‌ها برخوردار باشد.

آیت‌الله نوری همدانی: سکولارها نباید در شغل معلمی باشند

 آیت‌الله نوری همدانی گفت: معلمان سکولار و کسانی که با انقلاب سر و کاری ندارند، نباید در این شغل باشند، باید معلم در فضای اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر و ظلم ستیزی گام بردارد.

 


 آیت‌الله حسین نوری همدانی پیش از ظهر امروز در دیدار با جمعی از فرهنگیان استان کرمان اظهار داشت: یکی از مسائل مهم در قرآن کریم، ذکر قدرت‌نمایی خداوند است که خداوند از یک موجود پایین، یک موجود بدیع به وجود آورد.

بی‌بی‌سی فارسی رسماً از گروهک تروریستی منافقین دفاع کرد

رسانه رسمی دولت انگلیس در پوشش خیرخواهی و حس بشر دوستی از گروهک تروریستی منافقین رسماً حمایت کرد.
شبکه‌های رسانه‌ای صهیونیستی بالاترین،‌ دویچه وله، ‌رادیو فردا، مردمک،‌ العربیه [بخوانید العبریه] و دیگر رسانه‌های همسو که در فتنه 88 علیه ملت ایران به فرافکنی پرداختند، نسبت به صدور حکم بازداشت مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی و مسعود رجوی واکنش نشان دادند.

این رسانه‌ها سعی دارند صدور حکم دادگاه عالی عراق مبنی بر بازداشت مریم و مسعود رجوی و 39 تن از سران منافقین را سیاسی جلوه داده و با فرافکنی و پرخاش رسانه‌ای این حکم را مخدوش کنند.
در این میان شبکه بی‌بی‌سی فارسی بیش از همه تلاش می‌کند از گروهک تروریستی منافقین در عراق حمایت کند.
سازمان منافقین که در پوشش نفاق و انسان دوستی منویات خود را با حمایت بنی صدر پیش می‌بردند در 31خرداد سال 60 رسما اعلام نبرد مسلحانه با ملت ایران کردند و سپس با حمایت صدام در جنگ تحمیلی عراق بر ایران در پایگاه اشرف عراق مستقر شدند.
این گروهک که تا چندی پیش در لیست گروه‌های تروریستی قرار داشت اکنون مورد حمایت رسمی رسانه دولت بریتانیا قرار گرفته است.
البته بی‌بی‌سی فارسی نتوانست با حیله رسانه‌ای جنایات وحشیانه منافقین علیه بشریت را نادیده بگیرد اما این حکم را تحت فشار دولت عراق دانست.

اهمیت استراتژیک تنگه هرمز؛ تنگه‌ای که اگر بسته شود، اقتصاد دنیا سقوط می‌کند

زبان تهدید رسانه‌‌ای غرب و همراهان عربی آنها درباره تحریم‌های اخیر یک جانبه آمریکا علیه کشتیرانی و تجارت ایران در حالی دراز شده است که گویا اقتصاد تمام وابسته آمریکا، اروپا و عربی به نفت و تجارت نسبت به اهمیت تنگه هرمز غافل شده و فراموش کرده که بسته شدن این تنگه اقتصاد دنیا را فلج می‌کند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، اهمیت استراتژیک تنگه هرمز با توجه به عبور حجم بالا و غیر قابل جایگزین حامل‌های انرژی از آن غیر قابل انکار است. این مساله با توجه به عرض کم مناطق قابل کشتیرانی در این تنگه که چیزی در حدود 3 کیلومتر برای هر یک از خطوط رفت و برگشت است و از میان جزیره‌های ایرانی می‌گذرد اهمیت تسلط بر این منطقه را دو چندان می‌نمایاند.

بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه 16.5 تا 17 میلیون بشکه نفت خام از منطقه خلیج‌فارس عمدتا به مقصد ژاپن، آمریکا، اروپای غربی و دیگر کشورهای آسیایی صادر می‌شود که تمام آن از تنگه هرمز عبور می‌کند و این به جز حجم عظیم فرآورده‌های نفتی، گاز مایع و مایحتاج کشورهای منطقه است که از این تنگه عبور می‌کند.

نادر طالب‌زاده : خدا مقدر کرده با هجمه شیطان، رسانه انقلاب متحول شود

نادر طالب‌زاده معتقد است که تقدیر خداوند بر این بوده است که به وسیله فشار و هجمه‌ای که شیطان وارد می‌کند، سیستم رسانه‌ای انقلاب اسلامی ما متحول شود. شبکه‌های ماهواره‌ای که تا یک دهه پیش برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی خط قرمز محسوب می‌شدند و از سویی نظارت سخت‌گیرانه‌ای در فروش، نصب و نگهداری آنتن‌های ماهواره‌ای وجود داشت، اکنون در بین خانواده‌ها جا باز کرده‌اند و به صورت‌ مهمانانی نا‌خوانده و با چهره‌ای بزک‌کرده اما با ماهیتی خطرناک و خانمان‌سوز وارد حریم خانواده‌ ایرانی شده‌ است. آنچه در طول سالیان اخیر این وضعیت را به آستانه هشدار و وضعیت قرمز رسانده، ورود شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان به این عرصه کارزار بوده، شبکه‌های فارسی زبانی که تنها و تنها کیان خانواده ایرانی را هدف قرار داده‌اند؛ شبکه‌های ماهواره‌ای برای متلاشی کردن بنیان مستحکم خانواده ایرانی که در طول تاریخ ایران‌زمین همواره عنصر قدرت و برتری ما در تمام عرصه‌های خطیر و سرنوشت‌ساز بوده، اکنون وارد عرصه شده‌اند.
اما به راستی راهکار‌های مقابله، مواجهه و مصونیت در مقابل این هجمه سنگین رسانه‌ای چیست، علت گرفتار شدن ما در وضعیت فعلی چه‌ بوده، چرا رسانه‌های ما نتوانسته‌اند محتوایی درخور برای مقابله با این شبکه‌های ماهواره‌ای و جذب مخاطبان ایرانی ارائه کنند؟ این موارد، سؤالاتی است که ما در گفت‌وگو با «نادر طالب‌زاده» فیلم‌ساز و منتقد سینما به بررسی آن پرداخته‌ایم؛

برای صدور رأی نهایی؛ پرونده کهریزک به دادگاه تجدید نظر رفت


 رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح گفت: پرونده کهریزک هم‌اکنون مرحله نهایی تجدید نظر را سپری می‌کند و به زودی حکم قطعی در مورد متهمان اجرایی می‌شود.

به گزارش خبرگزاری خبرنگاران آزاد ایران ( ریفنا ) ،حجت‌‌‌الاسلام محمدکاظم بهرامی در مورد آخرین وضعیت پرونده کهریزک گفت : حکم اولیه متهمان این پرونده صادر شده و با توجه به اعتراض متهمان و محکومین پرونده برای تجدیدنظر در مرحله رسیدگی نهایی است.
وی گفت: در این پرونده‌ها هم محکومین و هم شکات می‌توانند اعلام تجدید نظر کنند و ما قرار است بعد از اعلام رای قطعی مراحل اجرای احکام صادره را مطابق با قانون اجرایی کنیم.
بهرامی در ادامه به برنامه‌های پیشگیرانه این سازمان در وقوع جرایم اشاره کرد و افزود: هرچند به صورت لحظه‌ای نمی‌توان در مورد کاهش وقوع جرایم در نیروهای مسلح سخن به میان آورد اما ما در سه برنامه پنج ساله و با تدابیر اندیشیده شده سعی کردیم با راهکارهای قانونی از وقوع جرم در نیروهای مسلح پیشگیری کنیم.

alt

وی گفت: بعد از اجرای این برنامه‌ها ما امروز می‌توانیم ادعا کنیم که با برنامه‌های پیگیری که از 12 سال پیش شروع کردیم و هم‌اکنون نیز در سال سوم برنامه پنج‌ساله سوم هستیم با کمک فرمانده‌هان و مسئولان نیروهای مسلح میزان جرایم را متوقف کرده‌ایم.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح اظهار داشت: حتی به همان میزانی که به صورت معمول جرایمی رخ می‌داد از تعداد پرونده‌ها کاسته‌ایم و در مجموع با کاهش چشمگیر وقوع جرایم در نیروهای مسلح مواجه هستیم.
بهرامی افزود: اصولاً در نیروهای مسلح با توجه به انضباطی که حاکم است و حساسیت‌ها نسبت به وقوع این جرایم شاهد کاهش جرایم و پرونده‌های تشکیل شده در این زمینه هستیم.
وی گفت: با توجه به این که در نیروهای مسلح گزینش افراد به نحو درست انجام می‌شود میزان جرایم در مقایسه با سایر اقشار و گروه‌ها در نیروهای مسلح زیاد نیست و حتی کمتر نیز است.
رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح به خبرنگار فارس در اردبیل افزود: با توجه به حساسیت نیروهای مسلح حتی جرم کم نیز بر خلاف مسایل انضباطی و دیگر اعمال مجرمانه گاه در جامعه بزرگ جلوه می‌کند و نسبت به آن حساسیت ایجاد می‌شود.
بهرامی در پایان سخنان خود گفت: با توجه به این حساسیت‌ها با همراهی فرماندهان نیروهای مسلح سازمان قضایی در تمامی استان‌ها کوشیده است تا میزان جرایم را کاهش داده و با پیاده کردن سیاست‌گذاری‌های پیشگیرانه جلوی بسیاری از اعمال مجرمانه را بگیرد

ماموریت جدید مسجد جامعی برای اصلاح طلبان

شنیده ها حاکی ازآن است که نفوذ به بیوت مراجع و علما به عنوان راهبرد اصلی اصلاح طلبان در شرایط کنونی مطرح شده است.

بنابراین گزارش جریان تندرو اصلاحات مراجع را به سه دسته تقسیم کرده است؛یک دسته از مراجع پیر مردهایی هستند که از روی هم رساله چاپ می کنند و در مسائل سیاسی دخالت نمی کنند، دسته دوم هم مراجعی هستند که بر علیه اصلاح طلبان و جنبش سبز موضعگیری می کنند. دسته سوم مراجع هم کسانی هستند که همراه با جنبش سبز و اصلاحات می باشند .

در همین راستا و با توجه به نیاز جریان اصلاحات به حمایت مراجع از آنها تصمیم گرفته شده احمد مسجد جامعی از اعضای شورای شهر که به لحاظ سوابق فردی و خانوادگی از شرایط مناسبی برای مذاکره و برخورد با علما برخوردار می باشد بعنوان مذاکره کننده با علما و مراجع سفرهایی به بیوت این افراد در قم و شهرهای مختلف داشته باشد.

گفته می شود نفوذ و جذب مراجع به هرقیمتی از ماموریتهای تعریف شده برای این فرد می باشد

مجاهدین خلق شریک استراتژیک ماست

ما نیروهای کرد معارض عراقی را در اسرائیل و کردستان آموزش داده ایم و برخی از آموزش های ما به این افراد نیز در پادگان سازمان مجاهدین (منافقین) صورت گرفته است.
رئیس دفتر سازمان جاسوسی موساد در کردستان عراق هم به ارتباط بین رژیم صهیونیستی و گروهک منافقین اعتراف کرد.
هر چند منافقین تاکنون ارتباط های گسترده ای با رژیم اشغالگر قدس داشته اند اما همواره به دلیل حساسیت عمومی مردم نسبت به این رژیم، تلاش کرده اند از رسانه ای شدن و پرداختن به ابعاد دیدارهای خود با مقامات اطلاعاتی رژیم صهیونیستی پرهیز کنند.
با این حال بعد از افشاگری های رسانه ای فراوان بالاخره «الیعیزر تسفریر»، رئیس دفتر سازمان جاسوسی موساد در کردستان عراق در گفت وگو با رادیو ارتش این رژیم دست هم پیمانان خود را رو کرد و گفت: ما نیروهای کرد معارض عراقی را در اسرائیل و کردستان آموزش داده ایم و برخی از آموزش های ما به این افراد نیز در پادگان سازمان مجاهدین (منافقین) صورت گرفته است. این به آن دلیل است که مجاهدین خلق همواره شریک راهبردی اسرائیل بوده است.
البته دیدار مریم رجوی با جدعون مائیر سفیر رژیم صهیونیستی درایتالیا در جریان سفرش به رم، حمایت وی از افسانه هولوکاست، پوشش و حمایت ماهواره ای اسرائیل برای پخش برنامه های تلویزیونی منافقین، ارتباط رسانه ای میان منافقین و اسرائیل که با در اختیار گذاشتن اطلاعات جاسوسی هسته ای ایران توسط اسرائیل و رسانه ای کردن آن توسط منافقین که همچنان ادامه دارد و مسائلی از این دست، از جمله موارد شاخص ارتباط میان این گروهک و رژیم اسرائیل است که بارها در رسانه های گروهی به آن اشاره شده اما واکنش منافقین در این خصوص تکذیب بوده و مسئولان اسرائیلی نیز ترجیح می دادند در مقابل انتشار این اخبار سکوت کنند ولی این بار بالاخره مقام امنیتی رژیم صهیونیستی سکوت را شکست و از ارتباط نزدیک موساد با منافقین پرده برداشت.
گفتنی است که در سال 58 رادیو بغداد در یک تفسیر خبری از سازمان منافقین تجلیل و تقدیر کرده بود که این اقدام دولت عراق با واکنش شدید منافقین روبرو شد و تیتر اول نشریه مجاهد- ارگان منافقین- به انکار این ارتباط اختصاص یافت که در آن صدام را دیکتاتوری بی رحم و خونریز نامیده بودند، اما دو سال بعد رسماً به عراق نقل مکان کرده و به عنوان بخشی از ابواب جمعی ارتش عراق در خدمت صدام قرار گرفتند.

 
 
 
نویسنده : - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ تیر ،۱۳۸٩
 
عروسی "م.ح.د" فرزند"س دباغ" در یکی از باغ‌های اطراف تهران به محفلی برای تمسخر اعتقادات مردم از سوی سران فتنه تبدیل شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی جهان، سران فتنه که این روزها برای حضور در برنامه‌های مختلف به تکاپو افتاده و حضور خود به عنوان به اصطلاح زنده نگه‌داشتن جنبش سبزنام می‌برند،‌ در مراسم عروسی پسر"س" حاضر شدند.
 
"س" که ادعاهای وی درباره پیامبراسلام(ص) و قرآن و همچنین باورهای دینی مردم با بازتاب غیرتمندانه جامعه روبه رو شده و وی را وادار به خروج از کشور کرده است، در این مراسم با پیام تلفنی از سران فتنه استقبال کرد و به میهمانان بزم تمسخرآمیز فرزند خود خوشآمد گفت.
 
برپایه این گزارش در این محفل علاوه بر کروبی، عباس عبدی، خاتمی و جمعی از عناصر اصلاح طلب از جمله تعدادی از اعضای گروهک نهضت آزادی حضور داشتند.
 
موسوی نیز به این بزم دعوت شده بودند که تنها یک‌ساعت قبل از برگزاری آنان از حضور در این بزم عذرخواهی کردند.
 
به این مراسم سید حسن خمینی نیز دعوت شده بود که در نهایت این دعوت را نپذیرفت و در مراسم اهالی فتنه شرکت نکرد. 

گزارش خبرنگار سیاسی جهان حاکی است،  پس از حضور خاتمی در این محفل، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا برای سلامتی " سران فتنه " صلوات بفرستند.
 
شرکت در عروسی فرزند کسی که بیشترین و زشت ترین سخنان را درخصوص قرآن و پیامیر داشته است چه معنایی می تواند داشته باشد.آیا این به تمسخر گرفتن ارزشهای اسلامی نیست؟
در جریان برخورد با عوامل بروز فتنه پس از انتخابات علاوه بر آحاد مردم، نمایندگان مجلس و برخی از مسئولان خواستار برخورد قانونی و قاطع قوه قضائیه با سران فتنه شده‌اند که تاکنون هیچ اقدامی دراین باره صورت نگرفته و بلکه موسوی همچنان با استفاده از ادبیات عاریه‌گرفته از گروهک نفاق به شانتاژآفرینی‌ علیه ارکان و مسئولان نظام می‌پردازد!


ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
موسوی: مُرده باد سپاه، زنده باد لاریجانی!
سپاه نمی تواند برای تامین امنیت کشور مورد اعتماد باشد. با شرایط ناشی ازقطعنامه و تحریم ها[ی سپاه] بازبینی نقش سپاه و بسیج یکی از مهمترین اقداماتی است که نیروهای خیرخواه از هر جناح و دسته ای باید خواستارآن باشند.
"صراط" – سردسته کودتاچیان وابسته به سرویسهای جاسوسی غرب پس از تصویب قطعنامه باج خواهانه و استعماری 1929 توسط اربابانش بیانیه جدیدی علیه نظام جمهوری صادر کرد تا بار دیگر ثایت کند بدون ذره ای تردید؛ موسوی سخنگوی ایرانی صهیونیستهای جهانی است.

موسوی در حمایت آشکار از آنهایی که بر کرسی حاکمیت کشورهای آمریکا و انگلیس و آلمان و ... تکیه زده اند نوشت:
«مگر تردید داریم که مسئولان کشورهای غربی همواره منافع خود را در چهارچوب منافع ملی کشورشان تعریف می کنند و نه متاسفانه مانند سیاستمداران ما که منافع خود رابه جای منافع ملی جا می زنند.»

به گزارش صراط این کودتاچی ناکام در ادامه با تکرار حرفهای مجری شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی مطابق خواست اربابانش در راستای بزرگنمایی خطر تحریمهای مشتی جنایتکار بین المللی افزود:
«برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثرخواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشترمعیشتی واجتماعی قرار خواهد داد و فاصله ما را ازکشورهای در حال رشد جهان بیشتر خواهد ساخت.کدام عقل سلیم است که نداند کشورما امروز پس از صدور قطعنامه آسیب پذیرتر و منزوی تر از گذشته شده است؟»

وی در ادامه ضمن مقایسه ایران با حکومتهای دیکتاتور منطقه مثل عراق در زمان حاکمیت صدام افزود:
«سرنوشت کشورهای دیگر در منطقه که در دام لفاظی های مغرورانه ومیان تهی دولتیانشان افتادند وسرنوشت شوم و ترحم برانگیزی پیدا کردند باید جلوی چشم همه ما باشد. »

موسوی که گویا از بی محلی رسانه ملی به اربابان صهیونیستش خیلی کلافه شده بود در حالی که خیلی دوست داشت او هم راه حل بدهد(!)‌ افزود:
« اولین وضروری ترین راه حل و حتی فوری ترین آن اطلاع رسانی صادقانه به ملت است. این حق مردم است که ماهیت قطعنامه و تحریم های دیگری که در حال افزوده شدن به آن است بشناسند. باید آنها بدانند این تحریمها چه اثری بر سفره آنها و روی نرخ بیکاری و تورم وتولید وپیشرفت کشورو امنیت می گذارد. صرفا گفتن اینکه این قطعنامه یک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمی کند.»

از نکات جالب این بیانیه (البته بی توجهی مردم به بیانیه های قبلی این کودتاچی آماتور باعث شده که بیانیه جدید وی در قالب یک مقاله در سایت اینترنتی کلمه منتشر شود) عصبانیت نماینده سیا و موساد از مقابله نظام اسلامی با رسانه های فتنه گر و مجری عملیات روانی سرویسهای اطلاعاتی غرب است. موسوی در اینباره می نویسد:
«بسیاری از ملت ما نمی دانند مسیری که با ندانم کاری و گزافه گوئی های بی مورد درآن افتاده ایم تاچه حد خطرناک است. اینکه کسانی بخواهند با بذله گوئی و رجزخوانی خیال خود ومردم را راحت کنند خیانت به مردم است. اگر این اقدام برای مسوولان کشور دشوار است حداقل رسانه های غیر دولتی آزاد (بخوانید همان رسانه های سازمان سیا که کودتای پارسال را راه اانداختند) گذاشته شوند که بدون اغراق و دلسوزانه اطلاعات و تحلیل های لازم را به مردم انتقال بدهند.»

نکته دیگری که خصوصا برای علی لاریجانی - که اخیرا در حمایت از کارتل مالی جریان فتنه (دانشگاه آزاد) با تمام قوا در مجلس از خود مایه گذاشت – شایان توجه می باشد، اعلام همپیالگی این کودتاچی ورشکسته با خاتمی و حسن روحانی و آقایان هاشمی و خاتمی است. موسوی در این زمینه می نویسد:
«خطرآنچنان مهم است که به خاطرآن استفاده ازتجربیات ومنزلت شخصیت هائی چون جنابان هاشمی و خاتمی و روحانی و لاریجانی و… ضرورت داشته باشد. کیست که نداند اغلب مدیران برجسته و نیروهای زبده برای اداره کشور در شرایط بحرانی کنونی ازمدار تصمیم گیری ها و سیاستگزاری ها به کناری گذاشته شده ا ند؟ آیا این واقعیت آشکار، دلهره آور و شک برانگیز نیست؟»

کاندیدای خشونت طلب انتخابات ریاست جمهوری اخیر که شیمون پرز و نتانیاهو و اوباما و میلی بند و هیلاری کلینتون رسما از او به خاطر پیمودن راه مورد نظر سیا و موساد حمایت کرده بودند در ادامه در حالی که از خارج شدن اسرار ملت ایران از دسترس کودتاگران وابسته به موساد ، شدیدا عصبانی به نظر می رسید افزود:
«چرا باید چند نفر پنهان از نظر مردم در مورد پرونده هائی که به سرنوشت همه ملت مربوط است تصمیم بگیرند؟»

موسوی به سیاق فحاشی های یک ساله اخیر بار دیگر دولت جمهوری اسلامی را به دلیل پافشاری بر عزت ملی و مقابله با زیاده خواهی های اربابانش به باد فحاشی گرفت و گفت:
«نتایج ناشی از تقلب انتخاباتی و سرکوبهای بعد از انتخابات ومصائب ناشی از سوء مدیریتها و فساد و دروغ و آشفتگی سیاستهای اقتصادی و فرهنگی منجر به بحران اعتماد به حکومت و فاصله گرفتن مردم از دست اندرکاران شده است. یک دولت نامشروع و سرکوبگر ودر حال جنگ با ملت خود نمی تواند در مقابل تهدیدات بیگانه مقاومت نماید. در چنین حالتی یا باید به بیگانگان باج دهد و یا کشور را در آستانه خطرات مهلک افکند.»

اما جالب ترین و البته عبرت آموز ترین بند این بیانیه (عبرت آموز برای مسئولان همیشه ساکت دستگاه های قضایی و امنیتی کشور) به همنوایی آشکار این فتنه گر ورشکسته با صهیونیستها در مقابله با تنها قدرتی که توان برخورد قاطع با تعرضات هر مستکبری را دارد؛ یعنی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی و بسیج مستضعفین، باز می گردد. موسوی در حالی که هدف تحریمهای جدید صهیونیستهای جهانی علیه ایران، تضعیف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است می نویسد:
«سپاه امروز درگیر مسائل سوال برانگیزی است. از سویی اسلحه سپاه وبسیج به جای دشمن در مقابل مردم قرار گرفته است ودر سرکوب و دستگیری ها و بازجوئی ها ی نیروهای سیاسی و معترضین نقش درجه اول دارند و از سوی دیگر سپاه در حجم غیر قابل باوری درگیر مسائل اقتصادی است. سپاه نمی تواند برای تامین امنیت کشورو انقلاب مورد اعتماد باشد. ومتاسفانه در این معرکه ما شاهد زوال اعتبار قدیمی و پشتیبانی مردمی سپاه خواهیم بود. قابل پیش بینی است که با ادامه این روند سپاه به جای دفاع از کشور وانقلاب به دفاع از سازمان و تشکیلات خود بغلطد ویا به تمامی در اختیار یک قدرت مستبد و ضد مردمی قرار گیرد. از یاد نبریم نفرت مردم از نهادهای اقتصادی و امنیتی رژیم شاهنشاهی تا چه حد در ظهور و بروز خشم مردم موثر بود. با شرایط تحمیلی ناشی ازقطعنامه و تحریم ها بازبینی نقش سپاه و بسیج یکی از مهمترین اقداماتی است که نیروهای خیرخواه از هر جناح و دسته ای باید خواستارآن باشند.

گفتنی است نمایش قدرت نظام جمهوری اسلامی در 9 دی و 22 بهمن 88 و نهایتا شکست نقشه کودتای سبز خشم و همنوایی توئمان صهیونیستهای جهانی و عناصر داخلی آنها را در پی داشته است. تا جایی که اعمال تحریمهای بی فایده علیه سپاه پاسداران و گُنده گویی های خشمگینانه امثال موسوی را در همین راستا می توان ارزیابی کرد.


ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
عد از وقوع حادثه 18 تیر ماه 78 بعد از اظهار نظر مسئولان‌، گروه‌ها، احزاب و رسانه‌های جمعی، اقشار مختلف مردم در 21 تیر ماه 78 با مقام معظم رهبری دیدار کردند. در این دیدار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن ابراز ناخشنودی از حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان و سفارش آنان به دشمن‌شناسی، از سردمداران خطوط و گرایش‌های سیاسی خواستند که پرداختن به قضایای بیهوده موجبات سوء استفاده دشمن را فراهم نیاورند


متن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسب واقعه‌ کوی دانشگاه به شرح ذیل است:


بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏
برادران و خواهران عزیز؛ خیلی خوش آمدید. حرفهای گفتنی زیاد است؛ اما مطلبی که از نظر من مهمتر از همه است و ذهن مرا مشغول کرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‏دار کرد؛ حادثه غیر قابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعی - بخصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت - به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. جوانان این کشور - چه دانشجویان و چه غیر دانشجویان - فرزندان من هستند و هرگونه چیزی که برای این مجموعه‏ها مایه اضطراب و ناراحتی و اشتباه در فهم باشد، برای من بسیار سخت و سنگین است. هرکسی بوده، فرق نمی‏کند؛ چه در لباس نیروی انتظامی، چه در غیر آن. مسلماً با کسانی‏که در نظام جمهوری اسلامی تخلّف می‏کنند، باید برخورد شود؛ اما با کسی که تخلّفی نکرده است؛ کسی‏که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویی، کار بسیار خطا و ناروایی است اگر برخورد شود.
این که صد نفر یا دویست نفر از کوی دانشگاه خارج شدند و حرفهایی زدند و شعارهایی دادند، بهانه و مجوّزی نمی‏شود برای این‏که کسانی، در هر لباس و با هر نامی، وارد آن محیط شوند و کارهای ناروایی انجام دهند؛ بخصوص وقتی که نام مقدّس نیروی انتظامی در میان می‏آید، عملی که موجب شود نیروی انتظامی بدنام گردد، قضیه را سخت‏تر می‏کند. شما می‏دانید که امروز نیروی انتظامی در اطراف کشور، در جاده‏ها، در مرزها، در برخورد با اشرار، چه جانفشانی‌هایی می‏کند و چه زحماتی می‏کشد. چقدر از اینها برای حفظ امنیت ما، جان خود را از دست می‏دهند. با این حال، به‏وسیله چند نفر عملی انجام شود که چهره این خدمتگزاران در نظر بعضی تیره گردد؛ آیا این انصاف است؟! یا آن طوری که نقل کرده‏اند، بعضی با آوردن نام مقدّس «یا حسین» و «یا زهرا» وارد اتاق دانشجوی بسیجی یا دانشجوی جانباز شوند و او را از خواب بپرانند، یا آن‏طور حوادثی را به‏وجود آورند؛ آیا این درست است؟! اینها قلب را می‏فشارد. این همه جوان مؤمن، عاشقان امام حسین، عاشقان فاطمه زهرا، در همه جای کشور، در خدمت اسلام، در خدمت کشور، در طول دوران دفاع مقدّس، در هر خطری که این کشور را تهدید کند، سینه سپر می‏کنند و وارد می‏شوند؛ اما بعد کسانی با استفاده از این نامها حوادثی را به‏وجود آورند. برای من، حادثه خیلی تلخی بود. البته من تأکید کردم که اطراف این حادثه تحقیق شود و بروند حادثه را درست بسنجند. قرار شد رئیس جمهور محترم و مسئولان، هیئت تحقیقی را تعیین کنند؛ من هم ممکن است خودم کسی را در این هیئت بگذارم.
من چند حرف دارم؛ یک حرف با دانشجویان، یک حرف با عموم ملت ایران، یک حرف، بخصوص با شما جوانان، یک حرف هم با دشمن. حرف من به دانشجویان این است که مراقب دشمن باشید؛ دشمن را خوب بشناسید؛ مبادا از شناسایی دشمن غفلت کنید. غریبه‏هایی را که در لباس خودی خودشان را در همه جا داخل می‏کنند بشناسید؛ دستهای پنهان را ببینید. هیچ کس به‏خاطر غفلت ستایش نمی‏شود. هیچ‏کس به‏خاطر چشمها را بر هم گذاشتن، مدح نمی‏شود. اگر بر آدم غافل ضربه‏ای وارد شد، اوّل کسی که مسئول و مذموم است، خود اوست؛ مراقب باشید. دانشجو، قشر فاخر و با ارزشی است. دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعی می‏کنند بلکه بتوانند دانشجویان را در مقابل نظام قرار دهند؛ اما موفّق نشدند؛ بعد از این هم موفّق نخواهند شد. اگر یک عدّه نفوذی خواستند از فرصتی استفاده کنند و از آب گل‏آلودی ماهی بگیرند - وارد اجتماع دانشجویان شدند و شعارهایی درست کردند و حرفهایی زدند - خیال نکنند که ما اشتباه خواهیم کرد؛ نه، ما اشتباه نخواهیم کرد. ما مخاطب و طرفِ خودمان را می‏شناسیم. دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به این کشور است. دشمن است که می‏خواهد با نام دانشجو یا با نام نفوذ در میان دانشجویان، فساد و تباهی کند؛ خود دانشجویان بایستی هوشیارانه متوجّه باشند.
در یک چنین موقعیّت و فصل حسّاسی مثل این فصل سال - فصل امتحانات دانشجویی، فصل کنکور؛ که همه خانواده‏هایی که جوانی دارند، این فصل که می‏شود، همه همّت خودشان را می‏گذارند که جوانشان حواسش جمع باشد و بتواند در امتحان یا در کنکور موفّق شود - آن کدام دستی است، آن کدام دشمن آینده این مملکت و دانشگاه این مملکت است که این طور جوانان را به یک سمت انحرافی می‏کشاند، سرگرمی درست می‏کند و تشویق می‏نماید به این که سراغ درس و سراغ امتحان نروید؛ اجتماع کنید؟! اوّل کسی که این جا باید هوشیارانه چشم خود را باز کند و تصمیم بگیرد، خودِ دانشجوست.
به ملت ایران هم عرض می‏کنم؛ ای ملت بزرگ و شجاع که بیست سال است دشمنی را که انقلاب از این کشور بیرون راند، با قدرت پشت در نگه داشتید و نگذاشتید که این دشمن از هیچ منفذی وارد شود؛ به هوش باشید. این معنای حرفهای مکرّری است که من در این چند سال به ملت ایران و به مسئولان عرض کرده‏ام که دشمن درصدد نفوذ است. هر پنجره‏ای پیدا کند، وارد خواهد شد؛ هوشیاریتان را بیشتر کنید. دشمن، امنیت ملی ما را هدف گرفته است. امنیت ملی برای یک ملت، از همه چیز واجبتر است. اگر امنیت ملی نباشد هیچ دولتی نمی‏تواند کار کند؛ برای سازندگی، هیچ سنگی روی سنگ گذاشته نخواهد شد. وقتی که هرج و مرج و ناامنی باشد، هیچ مشکلی از مشکلات مملکت حل نخواهد شد؛ نه اقتصاد مردم، نه فرهنگ مردم، نه مسائل اجتماعی مردم، نه مسائل سیاسی مردم. وقتی امنیت نبود، همه اینها از بین خواهد رفت. دشمن این را هدف گرفته است. این را ملت ایران در همه جای کشور باید بفهمد؛ که البته می‏فهمد و می‏داند. بحمداللَّه ملت هوشیار است.
یک حرف هم به شما جوانان عرض می‏کنم. جوانان عزیز! شما امیدهای انقلاب و اسلامید. رفتار شما می‏تواند این مملکت را در جهت شکوفایی، با سرعت به پیش ببرد. وقتی جوان مملکت هوشیارانه، با تدبیر، با حلم و با توجه به موقعیتها، حرف بزند و تصمیم بگیرد و عمل کند، کشور گلستان خواهد شد. وقتی هیجانات کور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد کرد. بارها گفته‏ام، باز هم تکرار می‏کنم؛ من معتقدم که جوان مملکت بایستی در همه میدانها حضور و آمادگی داشته باشد؛ منتها با انضباط. این‏گونه حرکاتی که ملاحظه شد کسانی به دانشگاه حمله کنند، ناشی از بی‏انضباطی است؛ با هر نامی انجام گیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام گیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام گیرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‏ام در اجتماعات کسانی که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونت‏آمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال می‏کند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمی‏کنند؟! حتّی اگر یک حرفی که خون شما را به جوش می‏آورد به زبان آورند - مثلاً فرض کنید اهانت به رهبری کردند - باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید. نیرویتان را برای آن روزی که کشور به آن نیازمند است، برای آن روزی که نیروی جوان و مؤمن و حزب‏الّلهی باید در مقابله با دشمن بایستد، حفظ کنید، و الاّ حالا فرض کنیم یک جوان، یا یک دانشجوی فریب‏خورده‏ای هم حرفی زد و کاری کرد؛ چه اشکالی دارد؟ من از او صرف‏نظر می‏کنم.
و اما یک مطلب به دشمن می‏گویم؛ هر که هست و هرجا هست. دشمنان اصلی ما در سازمانهای جاسوسی، طرّاحان این قضایا هستند. این پولی که مجلس امریکا تصویب کرد که باید برای مبارزه با نظام ایران صرف شود، این پول و چندین برابر این پولها کجا مصرف شد؟! معلوم است؛ برای همین‏طور طرّاحیهایی مصرف می‏شود؛ شکّی نیست. این دشمنان بدانند که خواب برگشتن امریکا به این مملکت، یک خواب پریشان و غیرقابل تعبیر است. این عناصر داخلیِ حقیر، این عناصر سیاسیِ مطرود و منفور، که ملت اینها را مثل دندان فاسدی بیرون آورد و به یک طرف پرتاب کرد، هجده، نوزده سال است که کمین گرفته‏اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بکشند. اینها هم بدانند که اشتباه کردند؛ در همین قضیه هم اشتباه کردند، خودشان را لو دادند و چهره خودشان را مشخص کردند. درست است که به دستگاه اطّلاعاتی ما آن ضربه ناجوانمردانه را وارد کردند؛ به دستگاه انتظامی ما هم در این‏جا این ضربه را وارد کردند، اما عناصر خدمتگزار و سربازان مخلص و بدون نام و نشان جمهوری اسلامی، اطّلاعات را کسب می‏کنند و می‏فهمند که چه کسی در کجاست و چه‏کار می‏کند. نمی‏توانند این ملت را با این روشها از صحنه مبارزه در راه استقلالشان، در راه اسلام عزیزشان و در راه مبارزه با دشمنانشان عقب برانند.
یک نکته هم به این خطّ و خطوط سیاسی عرض کنیم. آقایانی که سردمداران خطوط سیاسی و گرایشهای سیاسی هستید، حالا برسید به این حرفی که ما می‏گوییم شما خودیها وقتی سر قضایای بیهوده این‏طور با هم درگیر می‏شوید، دشمن سوءاستفاده می‏کند؛ بفرمایید، این یک نمونه؛ دیدید دشمن چطور استفاده کرد؟! دیدید دشمن چگونه نیش خود را زد؟! این مسائل را کنار بگذارید. البته ما اصرار نداریم که همه یک طور فکر کنند؛ اما برای کار سیاسی و درگیری سیاسی، حدّی قائل شوید و خطّ قرمزی بگذارید. بی‏حساب و کتاب با هم مبارزه نکنید که آن‏قدر مشغول شوید که به دشمن اجازه دهید این‏طور بیاید و داخلِ این میدانها بشود. سرِ این قضیه قانون مطبوعات و سرِ قضایای گوناگون دیگر، چه جنجال و چه دعوایی به راه افتاد! همه‏اش مسائل خطّ و خطوط! برای چه؟ برای این که قانونی در مجلس تصویب می‏شود! من به یک جریان سیاسی خاص اشاره نمی‏کنم؛ خطاب من به همه است. برای من، آن خطّ و این خط و هر خطّ سیاسی و سلیقه سیاسی دیگر، تفاوت نمی‏کند. برای من، مناط و ملاک، راه خدا و راه امام و راه اسلام و حفظ کشور و رعایت مصالح مردم و حفظ آینده کشور مطرح است. برای من فرقی نمی‏کند که فلان کس متعلق به خطّ «الف» است، فلان کس متعلّق به خط «ب» است. من به همه عرض می‏کنم؛ شما هم هشیار باشید.
آخرین جمله را هم به امام و مقتدای خودمان ولیّ‏عصر ارواحنافداه عرض کنیم: ای سیّد و مولای ما! پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده‏ایم. بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راهِ پُرافتخار و پُرفیض و پُربهجت، جان خودم را تقدیم کنم. ان‏شاءاللَّه خداوند متعال شما را موفّق و مؤیّد بدارد.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‏



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
آنچه قابل تامل است انبوه نوشته های گذشته نوری زاد درباره مواضع ضدانقلابی و خیانت های همین ملاقات کنندگان می باشد. نوشته هایی که آرام آرام نوری زاد را به جرگه نیروهای انقلاب وارد کرد تا پروژه نفوذ عناصر وابسته به اردوگاه غرب در میان انقلابیون کامل شود...

صراط - شماری از عناصر ساختارشکن و وابستگان به گروهک ها پس از آزادی محمد نوری زاد (نفوذی جریان وابسته به آمریکا در بدنه نیروهای انقلاب) به خانه وی رفتند. در یکی از این ملاقات ها توسلی از اعضای نهضت آزادی (جاسوسان کد دار سیا مطابق اسناد لانه جاسوسی) به همراه برخی وابستگان گروهک تحکیم حضور داشتند.

در ملاقات دیگر، عبدالله نوری (از تئوریسینهای پروژه سیا برای براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی) به همراه غلامحسین کرباسچی (دبیرکل کارگزاران و رابط ستاد کروبی با تلویزیون کاخ سفید)، محسن امین زاده(معاون و همه کاره وزارت خارجه دولت اصلاحات و عضو حزب مشارکت)، مرتضی مبلّغ(معاون وزارت کشور دولت اصلاحات) و علی حکمت از مدیران روزنامه های زنجیره ای حضور بهم رسانده و با نوری زاد دیدار کردند.

آنچه قابل تامل است انبوه نوشته های نوری زاد درباره مواضع ضدانقلابی و خیانت های کسانی چون وابستگان گروهک نهضت آزادی، عبدالله نوری، کرباسچی و تندروهای ساختارشکن دولت اصلاحات می باشد. نوشته هایی که آرام آرام نوری زاد را به جرگه نیروهای انقلاب وارد کرد تا پروژه نفوذ عناصر وابسته به اردوگاه غرب در میان انقلابیون کامل شود

با توجه به همه شواهد موجود قطعا ملاقلات کنندگان با نوری زاد از خیانت های خود کمترین ندامت و عقب نشینی نکرده اند و محل ابهام است که پس چه نسبتی می توانند با امثال نوری زاد داشته باشند... الا اینکه خوش بینانه بگوییم به عنوان مهمان های ناخوانده و پررو، وی را در رودربایستی انداخته و برای خود دعوت گرفته باشند! و البته نگاه واقع بینانه به به این ملاقاتها آن است که نوری زاد به جرگه ضدانقلابیون پیوسته و اکنون مزد خیانتهای چند ماه اخیر خود به اسلام و انقلاب را از دشمنان قسم خورده اسلام می گیرد.

از خبرهای جالب مربوط به این ملاقاتها پیدا شدن سروکله کرباسچی بود. کرباسچی پس از راهنما زدن به سمت کروبی و رای دادن به موسوی! و پس از اوج گیری آشوب ها ناگهان از انظار عمومی و رسانه ها غایب شد و اکنون با حضور در خانه آقای نوری زاد... خبر سلامتی خود را می دهد!



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط

موسوی بجنوردی می گوید : میرحسین فاسق است و با آمدنش فعل حرام انجام داده است !

 

 

مجید انصاری می گوید : وقتی میرحسین آمد پیروزی ۱۰۰٪ ما تبدیل به باخت ۱۰۰٪ شد .

متن پیاده شده سخنرانی یکی از مسئولین در خصوص افشا گریهای جریان فتنه و سرانشان

مجمع روحانیون مبارز ، حزب مشارکت ، حزب کارگزان سازندگی ، حزب همبستگی ، حزب مردمسالاری ، احزابی هستند که از بین ۲۶- ۲۷ حزب جریان اصلاحات ، پنهانی و بدون آنکه احزاب دیگر خبر داشته باشند در آن ۸ سال ، دولت خاتمی را اینها اداره می کردند . آن چیزی که در عرصه های مختلف سیاسی - اجتماعی - فرهنگی - سیاست خارجی - مذهبی و ... و آن هجمه هایی که در دولت خاتمی برعلیه انقلاب و دین مشاهده کردید محصول آن تفکراتی بود که در این گروه جی ۷ تصمیمگیری می شد .

 تمام آن اتفاقاتی که خاتمی می گفت هر ۹ روز ۱ بحرانی امنیتی برای من درست کردند از درون همین جلسات خودشان طراحی می شد و به اجرا در می آمد . موضوع آقای سعید اسلامی ، ترور حجاریان و اتفاقات دیگری ، که در ان دوران در کشور ایجاد می شد ، محصول همین جلسات بود .

در جلسات جی ۷ برای شوراها طراحی شد که در دولت اصولگرا بتوانند شوراها را سکویی برای انتخابات مجلس و سپس انتخابات ریاست جمهوری بسازنند . در انتخابات شوراها علیرغم تمام تلاشی که انجام دادند دچار ۱ شکست اساسی شدند . در سراسر کشور تلاش شدیدی انجام دادند اما نتوانستند کرسیهای قابل توجهی را در اختیار بگیرند . در اینجا بود که اتاق فکر جریان اصلاحات احساس شکست کرد اما تمام هم و غمش را برای این گذاشت که بتواند در انتخابات مجلس به پیروزی برسد . در آن انتخابات لیستی به نام یاران خاتمی دادند و از اسم میرحسین استفاده کردند .




ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط


27 بهمن 1387 بود که مجلس با تلاش برخی از نمایندگان طرح تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را به تصویب رساند. دکتر حداد عادل رئیس وقت مجلس طی مکاتبه‌ای خطاب به رئیس وقت قوه قضائیه (آیت‎الله هاشمی‌شاهرودی) با معرفی تعداد 15 نفر از اعضای هیأت تحقیق و تفحص، از وی می‌خواهد در اجرای ماده 201 قانون آیین‎نامه داخلی مجلس دستور دهد تا دستگاه‎‎های مربوطه همکاری لازم را معمول دارند. با وجود مخالفت دستگاه قضائی با این موضوع که آن را نمونه بارز دخالت قوا در فعالیت یکدیگر می‌دانست، کار تحقیق و تفحص سه سال به طول انجامید و در نهایت در صحن مجلس قرائت شد؛ اما این مساله پایان ماجرا نبود بلکه دستگاه قضا به شدت نسبت به گزارش واکنش نشان داد و آن را برگرفته از شایعات و نامه‌ها و گزارشات غرض‌آلود عنوان کرد. هنوز اختلافات دو قوه فروکش نکرده بود که فردی به نام پالیزدار به یکباره محور اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی شد. وی با سخنرانی در برخی از دانشگاه‌ها به چهره‌های مطرح نظام اتهاماتی را وارد کرد و از آنجایی که وی عنوان دبیر کمیته تحقیق و تفحص از قوه قضائیه را یدک می‌کشید سخنان وی مورد توجه قرار گرفت. اتهامات وی که عمدتا متوجه چهره‌های قدیمی جناح به اصطلاح راست بود واکنش‌های بسیاری را برانگیخت. پس از نفوذ این سخنان در متن جامعه، وی به یکباره دستگیر شد و همه مرتبطین وی در مجلس به انکار نقش‌اش در جریان تحقیق و تفحص یعنی دبیری کمیته پرداختند.



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
برنامه ریزی بقایای فتنه گران برای 18 تیر

  پس از شکستهای پی د رپی  خیابانی جریان فتنه و تغییر رویکرد فتنه گران  و روی آوری به فریب کاریهای قانون مداری و به راه انداختن جنگ روانی ، فرسایشی به واسطه ریزش نیرو و انتظاراتی که جریان اصلاحات و شخص محمد خاتمی از جنبش سبز مبنی بر "تغییر استراتژی به سوی گفتمان اعتراضی و انتقادی" و به وجود آوردن فرصت برای بازسازی و اثبات موجودیت وورود به حاکمیت به شکل قانونی داشته است ، لایه های اصلی این اپوزیسیون که متشکل از منافقین ، سلطنت طلبان و سایر جریانات مطرود و فراری می باشند ، با عدم پذیرش این طرح و نافرمانی از جنبش سبز تصمیم گرفته است در سالگرد 18 تیر با اندک هواداران تشکیلاتی خود در دانشگاه ها تحرکات اغتشاشی به راه بیاندازند .
بنا براین گزارش  این لایه ها ، همان عناصر تند رویی هستند که تاکنون در پوشش فتنه گران سبز به غائله آفرینی می پرداخته اند و خالص ضد انقلاب محسوب می شوند وهرکدام نمایندگی گروهک های محارب را برعهده دارند .
این تحرکات علیرغم خواست سران فتنه و همانند لکه های اعتراضی 22 خرداد امسال می باشد ، که اثبات کرد که هواداران فتنه هیچکونه تمکینی از سران فتنه نداشته اند .
کارشناسان امر برخورد شدید با این عناصر را و جمع آوری آنها برای همیشه را تضمینی برای سلامت محیط های دانشگاهی می دانند و در ضمن عقبه های تشکیلاتی این جریانات در داخل نیز مشخص تر خواهد شد .
میرحسین و کروبی علاوه بر طراحی اقدامات جدید قصد صدور بیانیه ای تند و ساختار شکنانه دارند که البته این اقدام با مخالفت مشاورانشان مواجه شده است.
ازسوی دیگر شنیده های خبرنگار جوان آنلاین حاکی ازآن است  که مشاوران سران فتنه با توجه به شرایط فوق الذکر و با توجه به ریزش شدید نیروها و اینکه دیگر توان به صحنه کشاندن هواداران را به خیابان نداریم بهتر است از صدور بیانیه شدید الحن و تند خودداری شود و حتی برخی از مشاوران به وی توصیه کرده اند اصلاً بیانیه ای صادر نکند اما از شواهد پیداست که مهدی کروبی به این صحبت ها توجهی نکرده و قصد دارد در روز 18 تیر بیانیه صادر نماید.
گفته می شود زهرا رهنورد نیز به موسوی فشار می آورد که هرطور شده بیانیه ای صادر نموده و در آن به وضعیت دانشجویان اعتراض نماید ضمن اینکه در این بیانیه قصد دارند به وضعیت دانشگاه آزاد نیز گذری داشته باشند.



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط

هرچند لغت نامه دهخدا را که مرورمی کنی به واژه «آقازاده» می رسی،پاسخ «زادگان مردان بزرگ» دریافت می کنی اما در ادبیات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران بزرگ زادگانی که با استفاده از موقعیت و جایگاه سیاسی ،اقتصادی و حتی مذهبی و معنوی پدر،یک شبه راه صد ساله را می پیمایند و با بهره گیری از ارتباطات خاص موقعیت هایی کسب می کنند که دیرگان با سال ها کار و تلاش و تحصیل علم راهی به سوی آن ندارند.

هرچند پس از پیروزی انقلاب اسلامی این واژه خیلی قابل لمس نبود اما با شروع دوران سازندگی و به تبع آن برخی روابط ناسالم اقتصادی و زدو بندهای فراقانونی واژه آقازاده ها کم کم کم در سپهرادبیات سیاسی ایران به یک کلمه آشنا تبدیل شد و این طیف یک طبقه خاص و البته ویژه را در دهک های اجتماعی به خود اختصاص دادند.
طبقه ای که اگر نسب آنان مورد دقت قرار گیرد هر کدام آنان(به واسطه پدر) از دهک های مختلف اجتماع برخاسته اند و از روستاهای ایرانشهر و چابهار گرفته تا تا تجریش و شهرک غرب تهران اما این افراد حالا همگی در یک طیف و دهک جای می گیرند؛طبقه ای مرفه زاده،راحت طلب،برخوردار از امتیازات خاص اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی که البته از زمین و زمان هم طلبکارند و خود را میراث دارانحصاری ملکی می دانند که با تلاش و خون صدها هزار جوان ایرانی به بار نشسته است.

اقتصاد اولویت اول آقازاده‌هااین طبقه اجتماعی که راه ورود به حیطه اقتصاد کلان و نفوذ در پروژه‌های بزرگ برایش سهل‌الوصول است در درجه اول حوزه اقتصاد را به سایر حوزه‌ها ترجیح می‌دهند، چرا که این حوزه پولساز است و کم‌حاشیه و مانند حوزه سیاسی با فراز و نشیب فراوان و مواخذه دستگاه‌های نظارتی و مجلس و... مواجه نیست، بدین‌منظور این افراد سعی می‌کنند با ایجاد شبکه‌های اختاپوسی در عرصه اقتصاد و تشکیل شبکه‌های گسترده اقتصادی در کمترین فرصت ممکن به سرمایه‌ای دست یابند که برای مردم عادی حتی قابل تصور هم نیست. چنانچه از این افراد سؤال شود از کجا آورده‌اند، نبوغ و کیس بودن خود را به رخ می‌کشند و عدم وجود این مؤلفه‌ها در دیگران. غافل از اینکه جایگاه پدر است که نقش کاتالیزور برای فعالیت آنان دارد و با بهره‌گیری از این جایگاه به عنوان جاده صاف‌کن، با سرعت مافوق صوت در بزرگراه اقتصاد ناسالم تخته‌گاز می‌روند و ترمزی نیز برای حرکت خود تعبیه نمی‌کنند.

سیاست، پیش‌نیاز اقتصاد
این طبقه پس از چندسال تجربه در عرصه اقتصاد به این ‌نتیجه می‌رسند که برای مصونیت بخشی به فعالیت خود و تشکیل حیاط خلوت حوزه کاری نیازمند پیوند گسترده با سیاسیون هستند تا با پشتوانه آنان ابتدا ضریب امنیت کاری خود در داخل و خارج را ارتقا دهند و درثانی با رانت‌هایی که صاحبان قدرت برای آنان فراهم می‌کنند راه‌های جدید کسب سرمایه‌های هنگفت و غلبه ناعادلانه بر رقیبان را آزمایش کنند. از این‌روست که می‌بینیم این طبقه تافته جدابافته از خلق طی انتخابات سال گذشته با آوردن سرمایه عظیمی به ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها و حمایت همه‌جانبه از وی سعی می‌کنند با پیروزی بر رقیب عدالتخواه وی، آینده سیاسی و اقتصادی خود را تضمین کنند.

ظرفیتی بالقوه برای جنگ نرم علیه نظام
برخی آقازادگان مشغول تحصیل در خارج از کشور و سایرین از آنجا که شرایط محیطی به‌تدریج باورها و علایق آنان را تغییر داده و با تأثیرپذیری از محیطی که در آن زیست می‌کنند تمایلات سکولاریستی در آنان تقویت می‌شود و به همین ترتیب راه نفوذ سرویس‌های جاسوسی غرب در آنان افزایش می‌یابد و آنان آگاهانه یا ناآگاهانه در دام این سرویس‌ها قرار می‌گیرند. خصوصاً اینکه شرایط پس از انتخابات و عدم اطلاع صحیح خارج‌نشینان از تحولات داخلی باعث شد این تغییر نگاه آنها با اصول انقلاب زاویه بیشتری بگیرد و بستر فعالیت آنان علیه نظام فراهم‌تر گردد.

تشکیل اولین کمپ آقازادگان در مالزی
پتانسیل مناسب این طبقه خاص برای بهره‌گیری از آنان علیه نظام، سران فتنه و تئوریسین‌های آنان را بر آن داشت تا با ایجاد یک تشکیلات منسجم از حداکثر ظرفیت آنان بهره گیرند.
بدین‌منظور «اولین نشست هم‌اندیشی هسته‌ای سبز مالزی» چندی پیش با حضور این افراد و همچنین کسانی که از داخل به جمع آنان اضافه شدند تشکیل شد. طی توافقات صورت گرفته قرار است برخی آقازاده‌های داخل کشور و آقازاده‌هایی که در کشورهای مختلف زندگی می‌کنند با پیوستن به آنان یک تشکیلات قوی و انسجام یافته را تشکیل دهند و با این حربه که فعالیت در خارج از کشور محدودیت فعالیت در داخل را ندارد با فراغ بال به طراحی توطئه‌های مختلف علیه نظام اقدام کنند. از دلایل انتخاب کشور مالزی به عنوان نقطه هدف این تشکیلات می‌توان به عدم نیاز به ویزا، سهولت سفر به این کشور و نیز مجاورت معنوی با کشورمان اشاره کرد.

گسیل‌ پیک‌های مخصوص به سوی کمپ منافقین جدید
با توجه به اینکه دیگر سران فتنه عرصه‌ای در داخل کشور برای مانور دادن ندارند، کمپ‌هایی مانند کمپ مالزی را کورسوی امید خود در این شرایط مرگ و زندگی تصور می‌کنند. بنابراین باید سرمایه‌گذاری لازم روی این کمپ‌ها صورت گیرد. بدین‌خاطر چندی پیش (س.ع.س) فرزند (ف.ع.س) که به همراه مادر خود به مالزی سفر کرده پیش از ترک تهران با سران فتنه دیدار کرد و در حقیقت حامل پیام آنان برای کمپ منافقین جدید که باید آن را «پادگان اشرف 2» نامید، بود تا با تحریک آنان بتوانند طراحی‌های خود را جهت تحت تأثیر قرار دادن محیط داخل سریع‌تر عملی سازند چرا که معتقدند«اگر حرفی از بیرون به داخل بیاید مؤثرتر است».


ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط

جریان فتنه سال 88 هر روز که از آن سپری می‌شود در ذهن آحاد ملت کمرنگ‌تر شده و دیری نخواهد پایید که کورسویی از یک خاطره بیشتر در ذهن آنان باقی نماند. فتنه‌ای که حاصل توهم و عدم تمکین به قانون عده‌ای از خواص جامعه ماست که در ادبیات سیاسی ایران به اصلاح‌طلب شهره شده‌اند. طیفی که از سال 76 در کشورمان متولد شد و پس از چندسال رشد و نمو با ساختارشکنی‌ها و رفتارهای متناقض که می‌توان از آن به «نفاق جدید» یاد کرد، موجبات طرد خود از سوی توده مردم را فراهم ساخت و طی پنج سال گذشته انواع ترفندها را آزمایش می‌کند که حاکمیت گذشته را برای اجرایی کردن تئوری‌های زاویه‌دار خود با اصول انقلاب به‌دست آورد.

پارادوکس امروزی رهبر اصلاحات

پس از آنکه خاتمی مجبور شد تا به‌جای خود میرحسین موسوی را رهسپار رقابت در انتخابات کند و با شکست این جریان، آنان نتوانستند این شکست را تحمل کرده و با نافرمانی و اغتشاش‌طلبی سعی کردند نظام را به مبارزه بطلبند اما پس از چندماه فقط عده‌ای بهایی و سلطنت‌‌طلب از آن لشکر 13میلیونی برایشان باقی ماند که حتی جرأت خروج از منزل را نیز ندارند، حال خاتمی سخت در تلاش است تا آب رفته به جوی را برگرداند و با به حاشیه کشیدن نام جنبش سبز و موسوی و مطرح ساختن مجدد اصلاحاتی که خود رهبری آن را برعهده داشت، جایگاه حاکمیتی همفکرانش درنظام را فراهم سازد. بدین‌منظور حربه پیروی از خط امام و انقلاب را به‌عنوان نقابی جدید برگزیده‌اند تا شاید با این ترفند بتوانند جایگاه خود را در کشتی نظام محکم سازند. اما آیا واقعاً این طیف به اندیشه‌های مستحکم امام و انقلاب اعتقاد دارد یا این الفاظ، ماسکی است که اکنون مصلحت است بر چهره خود بزنند؟ برای کاوش حقیقت این امر بدنیست قدری به گذشته برگردیم و اندکی از اندیشه‌ها و رفتار شخص وی و دولت برآمده از اندیشه‌های او را بازخوانی کنیم.

حاکمیت اصلاحات و رواج ایسم‌های غرب

آن روزی که وزیر ارشاد دولت کوپنی که سالیانی بود درکتابخانه ملی منزوی شده بود با رأی تعجب‌آور، ردای ریاست‌جمهوری را برتن کرد کمتر کسی باور می‌کرد که وی و دولتش در تضاد کامل با گفتمانی که هم‌مسلکانش در زمان جنگ مطرح می‌کردند، به‌یکباره با استقبال از اندیشه‌ها و مکاتب غربی، به ادبیات رایج مرسوم انقلاب و امام پشت کند.مستقر شدن دولت اصلاحات پس از چندی روزنامه‌های زنجیره‌ای را برای نظام به ارمغان آورد که صفحات هر روز آنها پر بود از ترویج لیبرالیسم، اومانیسم، فمینیسم، پلورالیسم و... در مجموع هرمکتبی که برآمده از فرهنگ غربی بود تقدیس شده و فرهنگ دینی مبتنی بر وحی تخریب می‌شد. شخص خاتمی وادادگی خاصی نسبت به فرهنگ غرب داشت و تمام سعی خود را برای حاکمیت اسلامی سازش‌پذیر با مکاتب غربی به‌کار گرفت.روزنامه سلام سوم اردیبهشت 75 به نقل از خاتمی می‌نویسد: «توسعه به معنای امروزی‌اش میوه و یا شاخ و برگ درخت تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده توسعه هم خواهد آمد، به این معنا، سخن کسانی که می‌گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غربی باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت.» خاتمی شهریور 78 می‌گوید: «شما برای اینکه بتوانید پیشرفت کنید راهی جز راه غرب ندارید و راه غرب یعنی پذیرش خرد‌غربی.»

اولویت آزادی بر دین در نگاه خاتمی

شاید بیشترین واژه‌ای که خاتمی طی 8 سال ریاست خود بر زبان راند، کلمه «آزادی» بود. البته آقای خاتمی هیچ پیشوند و پسوندی برای آزادی مطرح نمی‌ساخت تا هرکس از ظن خویش یار وی شود. اما وقتی سخن صریح او در دانشگاه تهران که گفت: «اگر دین هم در برابر آزادی قرار گیرد این دین است که باید محدود شود نه آزادی(!)» را می‌شنویم متوجه می‌شویم که آزادی موردنظر خاتمی برگرفته از اندیشه‌های ناب اسلام نیست بلکه او دقیقاً کلمه‌ای را بازگو می‌کند که طی قرن‌های اخیر تئوریسین‌های غرب برای مهار حکومت‌های دینی و اسلامی مطرح می‌سازند.

نگاه خاتمی به مقوله حجاب

اگر امروزه شاهد برخی ناهنجاری‌ها در باب حجاب و پوشش زنان هستیم، قطعاً نقطه جهش آن دولت اصلاحات است که اندیشه‌های خاتمی و اشخاصی مانند مهاجرانی بر وی حکومت می‌کردند. شاید برخی تصور کنند که این تغییرات اجتماعی و گذشت زمان است که باعث می‌شود در پوشش و باورهای اجتماعی تغییر ملموسی حاصل شود و دولت اصلاحات در این قصه دخیل نیست اما وقتی مصاحبه خاتمی با شبکه ان‌اچ‌کی را می‌خوانیم که می‌گوید: «اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعاً مضر است... مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه‌های مختلف حضور داشته باشند» با اوج نگاه زاویه‌دار او با مکتب اصیل اسلامی آشنا می‌شویم و البته اندیشه مهاجرانی وزیر ارشاد او تکمیل کننده این سخنان است که می‌گوید: «نظریه غیرت‌ دینی ویران‌کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است».

خاتمی و پیروی از سروش

وقتی مصاحبه معروف عبدالکریم سروش که از نظر خاتمی ملاصدرای زمان است درباره قرآن انتشار یافت خیلی با تعجب به آن می‌نگریستند، غافل از اینکه ریاست دولت اصلاحات که به قرآن سوگند یاد کرده بود که پاسدار اسلام و قانون اساسی باشد خود قرآن را قابل استناد نمی‌داند. وی در جمع زنان مشارکتی می‌گوید: «این سخن عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری که وحی الهام بر پیامبر بوده و ماهیت قرآن بر ما آشکار نیست و نمی‌توان به آن استناد کرد، درست است...»

سکوت خاتمی درباره هتک حرمت حضرت امام (ره)

هنگامی که در 14 خرداد مردم عاشق امام با شعار علیه سران فتنه خواستار جدایی نوه امام از این عناصر می‌شوند، خاتمی و رفقایش آن را هتک حرمت امام و بیت معظم ایشان تعبیر می‌کنند و آه و فغان سرمی‌دهند که حتی حرمت امام نیز نگه داشته نمی‌شود. یا هنگامی که یک سایت گمنام مطلب طنزی درباره سید حسن می‌نویسد فریاد وا امامای رئیس دولت اصلاحات بلند می‌شود، اما وی اگر حافظه‌اش یاری کند حاکمیت او مواجه بود با صدها توهین و افترای زشت به امام راحل و او هرگز کوچک‌ترین اعتراضی به آنان نکرد، بلکه مورد حمایت همه‌جانبه ارکان دولت اصلاحات بودند. محمدرضا خاتمی اندیشه امام را قابل نقد می‌داند، گنجی از لزوم سپردن اندیشه امام به موزه سخن می‌گوید، دفتر تحکیم نورچشمی خاتمی با وقاحت تمام از لزوم محاکمه امام در دادگاه تاریخ به دلیل عبور از قانون اساسی سخن می‌‌گوید، در کنفرانس برلین زشت‌ترین اهانت‌ها به امام می‌شود، اما آیا آقای خاتمی و رفقایش این سخنان را نمی‌شنیدند، یا آنکه اندیشه امام را با اصلاحات موردنظر خود در تعارض می‌دیدند.

خاتمی و حاکمیت مردم

یکی از گفتارهایی که خاتمی مدام بر آن تکیه می‌کرد حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش بود. وی با سوء‌استفاده از جمله حضرت امام یعنی «میزان رأی ملت است» رأی مردم را حتی اگر در تعارض با وحی و آموزه‌های دینی بود در اولویت می‌دانست کما اینکه سال گذشته در روز انتخابات نیز وی در حسینیه جماران می‌گوید همگان باید به رأی مردم تمکین کنند اما وقتی که می‌بیند دموکراسی و مردم‌سالاری‌ای که وی مدام از آن دم می‌زد، به ضرر آنان تمام شد، با چرخش 180 درجه‌ای و شروع حرکت آنارشیستی و فاشیستی سعی کردند تا قدرت از دست رفته خود را به دست آورند، ولو با کشتار مردم و آسیب رساندن به نظام.

شریک جرم موسوی و کروبی خاتمی این روزها سعی می‌کند از خودشخصیتی مدافع نظام، معتدل و درون حاکمیت جلوه دهد تا با به حاشیه رفتن میرحسین و کروبی به دلیل رفتارهای ساختارشکنانه شان بار دیگر افسار شتر رمیده اصلاحات را به دست گیرد، اما کیست که نداند رئیس دولت اصلاحات با آنکه یقین داشت هیچ‌گونه تقلبی صورت نگرفته (و بدین‌خاطر نام تقلب را کمتر بر زبان‌ جاری ساخت) اما با سکوت و پشتیبانی از موسوی و کروبی آتش فتنه را شعله‌ور ساخت و حال که آتش فتنه با پتک جمهوریت خاموش شده و ظرفیتی برای آنان باقی نمانده از لزوم اعتدال و وحدت نیروهای درون نظام سخن می‌گوید



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
سران فتنه که این روزها برای حضور در برنامه‌های مختلف به تکاپو افتاده و حضور خود به عنوان به اصطلاح زنده نگه‌داشتن جنبش سبزنام می‌برند،‌ در مراسم عروسی پسر"س" [پسر سروش دباغ، نوه عبدالکریم سروش]حاضر شدند تا به صحنه‌گردانی تمسخرباورهای دینی و اعتقادات مردم بپردازند.
"س" که ادعاهای وی درباره پیامبراسلام(ص) و قرآن و همچنین باورهای دینی مردم با بازتاب غیرتمندانه جامعه روبه رو شده و وی را وادار به خروج از کشور کرده است، در این مراسم با پیام تلفنی از سران فتنه استقبال کرد و به میهمانان بزم تمسخرآمیز فرزند خود خوشآمد گفت.
برپایه این گزارش در این محفل علاوه بر کروبی ، عباس عبدی و خاتمی و جمعی از عناصر معلوم‌الحال سیاسی از جمله تعدادی از اعضای گروهک نهضت آزادی و دیگر عناصر وابسته به غرب حضور داشتند.
موسوی نیز به این بزم دعوت شده بودند که تنها یک‌ساعت قبل از برگزاری آنان از حضور در این بزم عذرخواهی کردند.به این مراسم سید حسن خمینی نیز دعوت شده بود که در نهایت این دعوت را نپذیرفت و در مراسم اهالی فتنه شرکت نکرد. 
  پس از حضور خاتمی در این محفل، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا برای سلامتی " سران فتنه " صلوات بفرستند.
خاتمی و برخی دیگر از مطرودان مردم و نظام با قهقه‌های خود شرکت‌کنندگان را برای تمسخرباورهای دینی و اعتقادی جامعه ترغیب و تشویق می‌کردند


ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
آیا علامه فضل الله سبز بود؟

روز گذشته همزمان با انتشار خبر درگذشت عالم نستوه و مجاهد علامه فضل الله، جریان سبز امریکائی-وطنی تلاش کردند، به انحای مختلف و تهمت ها این مرجع عالیقدر را مخالف نظام و رهبری نشان دهند از نام ایشان هم بهره برداری سیاسی کنند.

در برخی از این سایتها دروغ های شاخ داری به علامه فضل الله نسبت داده شده است که خلاف همه سخنان و موضع ایشان در سالهای گذشته است.

مرور بخش هائی از مواضع این عالم جلیل القدر در همین رابطه قابل توجه است:

* مردم ایران در کنار رهبر خود باشند
- علامه فضل الله تاکید داشت: مردم ایران همواره در کنار دولت و رهبری اسلامی باشند و این پیام قاطعانه را به استکبار برسانند که ایران یک جبهه واحد و به هم پیوسته را در مقابل برنامه‌ها و توطئه‌های دشمنان برای بر هم زدن امنیت و از بین بردن حقوق استراتژیک آن تشکیل داده است.

*حوادث پس از انتخابات
- نظام جمهوری اسلامی ایران توانست حوادث پس از انتخابات را پشت سرگذارد و در داخل مقتدرتر شود و به مسائل اسلامی و مسئله فلسطین و روابط با کشورهای عربی با رویکردی باز برخورد کند.
وی با اشاره به دخالت‌های خارجی در حوادث پس از انتخابات ایران افزود: برخی طرف‌های بین المللی در اوضاع داخلی ایران دخالت کردند و برخی دیگر نیز برای تحمیل واقعیت جدید بر نظام جمهوری اسلامی و ایجاد تزلزل سیاسی و امنیتی در ایران طراحی کردند اما نتایج این‌گونه اقدامات در نهایت معکوس شد و جمهوری اسلامی قدرتمندتر از پیش شد.

*تضعیف ایران
علامه فضل‌الله همچنین به تلاش برخی رسانه‌های غربی برای تخریب چهره نظام جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی جهان اشاره کرد و گفت: اتفاقات پس از انتخابات در ایران باعث شد که این حوادث منفی بر دستآوردهای مثبت و بزرگ آن تأثیری نداشته باشد به‌ویژه اینکه نظام جمهوری اسلامی زمینه وسیعی برای آزادی و فعالیت آزادانه است اگرچه برخی رسانه‌های غربی و برخی دستگاههای اطلاعاتی سعی کردند چنین وانمود کنند که جمهوری اسلامی آزادی‌ها را سرکوب می‌کند و اتهام‌های کذب و باطلی را به ایران وارد کردند.
وی تصریح کرد: اوضاع جمهوری اسلامی در مسیر درست حرکت می‌کند و ایران بار دیگر توانست ویژگی و مشخصه دیگری به تجربه‌های خود اضافه کند و دشمنان را از نفوذ به صحنه داخلی خود باز دارد.

*برنامه هسته‌‌‌ای
مرجع شیعیان در لبنان همواره در خطبه‌های نماز جمعه که به امامت ایشان در مسجد الامامین الحسنین منطقه حاره حریک بیروت برگزار می‌شد از برنامه هسته‌‌ای صلح آمیز ایران حمایت می‌کردند:

- علامه فضل الله تاکید داشت: سیاست ساخت و در اختیار گرفتن تسلیحات هسته‌ای سیاست غربی و صهیونیستی است نه سیاست عربی و اسلامی.
علامه فضل الله ادامه داد: احمدی‌نژاد در کنفرانس نیویورک تاکید کرد که کشورش به دنبال دست یافتن به سلاح هسته‌ای نیست و سوال‌های زیادی را درباره اصرار این کشورها برای سرپوش گذاشتن بر سیاست تعمدی ابهام هسته‌ای در قبال رژیم صهیونیستی و سرپوش گذاشتن بر خطرات هسته‌ای زرادخانه‌های بزرگ اسرائیل و دیگر کشورهای هسته‌ای غربی مطرح کرد.

علامه فضل الله پس از امضای بیانیه سه جانبه تهران میان ایران، ترکیه و برزیل در زمینه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بر اهمیت این بیانیه تاکید کرده و گفت که آمریکا و اسرائیل از این بیانیه شوکه شده‌اند، چون آنها فکر می کردند که سیاست‌های ایران از سوی اشخاص بی تجربه‌ای اداره می‌شود، اما ناگهان با این واقعیت روبرو شدند که سیاستمداران ایران افرادی کارکشته هستند.

*جایگاه ایران در منطقه
- علامه فضل‌الله پنجم خرداد ماه گذشته نیز در در دیدار با “غضنفر رکن آبادی ” سفیر جدید ایران در بیروت با درخواست از ایران برای پافشاری به حقوق ملی مشروع خود تصریح کرد گفت: ایران دیگر نماینده خود نیست، بلکه نماینده استقلال سیاسی در منطقه و جهان است و در خط بازدارندگی و حامی مقاومت و آزادیخواهان جهان قرار دارد و باید در تمام سطوح از آن‌ها حمایت کند.
وی تاکید کرد: ایران مرحله خطر را پشت سر گذاشته است و مرحله فشارها و تهدیدها را فراروی خود دارد.

*هشدار علامه فضل الله درباره فتنه‌های مذهبی
-علامه فضل‌الله: فتنه‌های مذهبی اهداف دشمن را تحقق می‌بخشد
وی افزود: استکبار برای تکمیل طرح خود در جهت سلطه بر پایگاه‌های استراتژیکی امت از طریق جنگ‌های رسانه‌ای و روانی، وحدت اسلامی را نشانه رفته است که هدف از آن برانگیختن گروهی از امت علیه گروه دیگر است.



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
واقعه 18 تیر از اتاق خبر ایرنا هدایت می شد

عبدالرضا داوری گفت و گویی با هفته نامه پنجره انجام داده است که در ذیل به آن اشاره شده است.


وی در خصوص سابقه ایرنا گفت :فعالیت ایرنا رادردومقطع تاریخی می توان به وضوح ازهم تفکیک کرد. یک مقطع ، مقطع قبل از تکثر خبرگزاریهاست که از ابتدای تأ سیس ایرنا تاحول وحوش سال 1379و 1380 را شامل می شود که زمان ظهور خبرگزاریهای دیگر مانند ایسنا وفارس ومهر است.

داوری ادامه می دهد :دراین دوره که انحصار خبر دراختیار ایرنا بود، طبیعتاً هژمونی فضای خبری کشور دراختیار ایرنا بود؛ بطوریکه حتی صدا وسیما هم اخبار خودرا با ایرنا تنظیم می کرد وازطرف دیگر ستاد تبلیغات جنگ هم درایرنابود . دردوردوم که ازاواخر دهه 70و اوایل دهه 80 شروع می شود ، بازارکار ایرنا به هم می خورد .

معاون خبر سابق ایرنا افزود: ایرنا درمقطع اول خیلی مخاطب محور نبود وروند کار طوری بود که یک خبر خام را با یک تیتر معمولی دراختیار روزنامه ها قرار می داد وآن این خبر را که گاه خیلی هم بلند بود ، توزیع می کردند که درحقیقت ایرنا ایرنارامی شد مادر اخبار کشور نامید. اما دردور دوم ، اوضاع تغییر کرد و دیگر مخاطب براساس تیتر ولید ، خبر را انتخاب می کرد. در این دوره که دیگر شیوه خبرنگاری دست خوش تحولات زیاد قراگرفته بود، ایرنا دررقابت بادیگر خبرگزاریها قدر عقب افتاد وهمین الان هم می بینیم ایرنا نسبت به سابقه اش از مراجعه کمتری نسبت به خبرگزاریهای دیگر برخورداراست . امروز هم شاهدیم که ایرنا هنوز نتوانسته جایگاه خودرا درعرصه خبری بدست بیاورد .چرا که دیگر بایک تیتر ساده نمی توان مخاطب راجذب کرد.

وی در پاسخ به این سئوال که شما دلیل این عدم تطابق باشیوه خبری جدید رادر چه چیزی می بینید ؟ادامه می دهد: شاید یکی ازاین دلایل رابتوان سایه ستادتبلیغات جنگ دانست که هنوز این سایه بر سرایرنا حس می شود ودر حقیقت ، ستاد تبلیغات جنگ هم یعنی خبر محافظه کار ، چرا که شما باید رویکرد امنیتی رادرنظر بگیرید .

وی تاکید کرد : وقتی این رویکرد دربدنه تزریق می شود، خودیه خود اخبار را به سمت نوعی محافظه کاری می برد. مسئولین خبرگزاری هم نتوانستند این فضا بشکنند. اگر شاهد شکسته شدن این فضا دربرخی زمینه ها درزمان آقای بهداد بودیم ؛ اقداماتی بود که توسط افراد خارج ازمجموعه صورت گرفت واین ذهنیت از داخل نشکست .

معاون خبر سابق ایرنا در پاسخ به این سئوال که به لحاظ سیاسی چطور؟ تاکید می کند:  ایرنا همواره ابزار دولتها بوده وکسی هم دراین موضوع شکی ندارد و هیچ دوره ای ازمدیریت خبرگزاری هم نمی تواند ادعا کند که یک مشی مستقل راپیش گرفته است . این یک امر طبیعی است .

وی گفت :مثلاً در مقطع دولت آقای موسوی ، تیم حاکم بر خبرگزاری تیم همراه با وزیر ارشاد وقت یعنی آقای خاتمی بود که شمال افرادی مانند خرازی ونصیری می شد که گرایش چپ داشتند. وقتی آقای لاریجانی به جای خاتمی وزیر ارشاد می شود چون سبقه سپاهی دارد ، آقای وردی نژ اد را از سپاه می آورد ور دردوره اصلاحات هم مقطعی آقای وردی نژاد وبعد هم تیمی ازمجاهدین انقلاب روی کار می آیند که هم سو بادولت وقت بودند .دراین دولت هم همینطور است ؛ هرچند شاید تعدادتغییرات دراین دولت ازبقیه زمانها بیشتربود. از طرف دیگر مدیران عامل ایرنا معاون وزیر ارشاداست و طبیعتا باید سیاست های دولت  دنبال کند.

سرپرست سابق ایرنا گفت :البته باید قبول کرد که در دوره هایی تندروهایی  وجود داشته است. مثلا در دوره آقای ناصری فارغ از اختلاف نظرهای سیاسی ؛ یک اتفاقات بدی افتاد مثلا ایشان تمام سوابق خبری ایرنا که گاه سابقه 60 ساله داشت از ایرنا خارج و به یک سوله خارج از تهران برد که به مرور ؛ این اسناد از بین رفت. و این به دلیل نا آشنایی آنها با کار خبر و خبررسانی بود.

داوری در پاسخ به این سئوال که اینها انتقادات روشنی است در مباحث دیگر در موضعات سیاسی چطور؟گفت:در مسائل سیاسی اگر بخواهم مصداق عرض کنم مثلا اسنادی وجود دارد که واقعه 18 تیر از درونت اتاق خبر ایرنا هدایت می شد و یا اینکه مسئولان خبرگزاری از برخی اتفاقات مشکوک حتما قبل از وقع مطلع بودند. که برخی از آنها قابل طرح نیست. یعنی ایرنا در آن زمان فقط کار کرد رسانه ای نداشت بلکه کارکرد امنیتی پیدا کرده بود.

 وی در خصوص مدیرت بهداد در ایرنا اضافه کرد: خاطر هم هست که زمانی که بهداد ایرنا را تحویل داد رتبه این خبرگزاری 32 بود امام چندی پیش که این رتبه را بررسی می کرد به 72 رسیده است این به دلیل محافظه کاری اعمال شده در این خبرگزاری است.

 داوری ادامه داد: اقای بهداد صحبت های آقا در سال 1373 در دیدار با کارکنان ایرنا به من داد و گفت این سخنان را تحلیل کنید تا به عنوان یک منشور مبنای کار ما شود. آقا در آن زمان دو نکته را فرمودند که یکیش خیلی برجسته شد نکته اول این بود که فرمودند شما دست بزن نظام هستید ؛ نکته دوم هم این بود که فرمودند مارکسیست ها حرفهای غلط زیاد دارند و یکی از حرفهای آنها که درست است این است که مبارزه را یک علم می دانند. و غیر علمی نمی شود.مبارزه کرد.

وی تصریح کرد: این یعنی اینکه وقتی می خواهید در این عرصه اجتماعی یا سیاسی و فرهنگی مبارزه کنید باید ببینید که مرز مبارزه کجاست ما اگر می خواهیم یک خبرگزاری را مدیریت کنیم باید این باور را داشته باشیم که در میدان جنگ هستیم پس باید تیرانداز خوبی باشیم.



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط

18تیر، اشتباه استراتژیک جبهه دوم خرداد

ارسطو در کتاب «سیاست» می‌نویسد: اشتباه همیشه در آغاز رخ می‌دهد. در باب حرکت‌های اجتماعی و سیاسی شاید این آغاز را بتوانیم زیرساخت‌های معرفتی یا پایه‌های تئوریک آن حرکت اجتماعی یا سیاسی بدانیم و شاید برای کشف چگونگی بروز یک اشتباه بتوان به نخستین گام‌های پیدایش آن حرکت در فرآیند تحولات تاریخی‌اش رجوع کرد.

در ایران هر زمان که از پدیده حرکت‌‌های دانشجویی سخن به میان می‌آوریم از آن با عنوان «جنبش دانشجویی» یاد می‌شود.
اما آیا حرکت دانشجویی در ایران را می‌توان جنبش نامید؟ اصولاً چه تفاوتی میان حرکت ساده سیاسی و یک جنبش سیاسی و اجتماعی وجود دارد؟
«گی‌روشه» در تعریف جنبش اجتماعی می‌نویسد: جنبش اجتماعی عبارت از سازمانی کاملاً شکل گرفته و مشخص است که به‌منظور دفاع یا گسترش یا دستیابی به هدف‌های خاصی به گروه‌بندی و تشکل اعضا می‌پردازد. «آنتونی گیدنز» هم در کتاب جامعه‌شناسی خود جنبش اجتماعی را کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک یا تأمین هدفی مشترک از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی تعریف می‌کند. از سوی دیگر، «ترنر» و «کیلیان» نیز در کتاب رفتار جمعی خود جنبش اجتماعی را اقدام دسته‌جمعی مجموعه‌ای از افراد جامعه می‌دانند که برای تبلیغ و ترویج و نهایتاً عملی‌ ساختن یا جلوگیری از تغییری در جامعه به‌طورکلی یا بخش و پاره‌ای از جامعه یعنی در بین گروه‌ها یا عده‌ای از افراد جامعه، بسیج‌شده و اقدام می‌کنند.
در واقع پیرامون ویژگی‌های جنبش، اندیشمندان به پنج خصوصیت مشترک ساختار سازمانی، الگوهای عضوگیری، ایدئولوژی، تعهد شخصی و حریفان جنبش‌های اجتماعی اشاره و تأکید دارند.
بر این اساس حرکت دانشجویی در ایران به‌ویژه در دوره مورد مطالعه یعنی پس از دوم‌خرداد 76 اساساً با تعاریف علمی جنبش فاصله داشته و نمی‌توان کاملاً بر آن عنوان «جنبش» را اطلاق کرد، زیرا سازماندهی دقیق و به‌ویژه مستقل از نیروهای عامل در صحنه سیاست چونان احزاب سیاسی را نمی‌توانستیم در حرکت دانشجویی مشاهده کنیم و تشکیلاتی چون تحکیم‌ وحدت هم بیش از آنکه مظهر یک جنبش دانشجویی به‌شمار رود، حرکتی سیاسی و مستهلک‌شده در زمینه پشتوانه‌های تئوریک بود که برای بهره‌گیری از امکانات رسمی نهان‌روشانه به اختفای استهلاک و دگرگونی عقیدتی خود پرداخته بود و عملاً در صحنه سیاست به‌عنوان ابزار تهییج و تشجیع بخشی از نیروهای اجتماعی درآمده بود که مستقیماً اهداف سیاسی بعضی از جریانات سیاسی را تأمین می‌کرد چنانچه سیاست دوری و گسست از قدرت که آنان اکنون دنبال می‌کنند ناشی از علم بر این واقعیت است که در جریان تحولات سیاسی آنان مورد سوءاستفاده سیاسی قرار گرفته‌اند.

 گرچه نمی‌توان منکر شد که جریان دانشجویی در آن روزها موجی سنگین در عرصه سیاسی پدید آورد، اما موجی بود در خود شکسته که نهایتاً به‌سان موجی سرگردان و ابتر نمودار شد.

اما نتایج در خود شکستن جریان 18 تیر در اجتماع و سیاست ایران باعث بروز چه تحولاتی شد؟
1-‌ فرار احزاب دوم‌خردادی از پرداخت هزینه استراتژی‌های غلط در پیش گرفته شده و تحمل بار سنگین بدبینی نظام سیاسی حاکم نسبت به جریان دانشجویی به‌دلیل رفتار رادیکال 18 تیر.
2-‌ آغاز افول مقبولیت اجتماعی و سیاسی دوم‌خردادیان زیرا آنان تمامی پتانسیل جریان دانشجویی را در قمار همه یا هیچ گرفتار کردند. نتیجه آن تحمل باری سنگین بود که منجر به درهم‌شکستن جریان دانشجویی (به‌ویژه دفترتحکیم) شد.
3-‌ آغاز فرآیند پیدایش احساس یأس و مغبون‌شدگی دانشجویان در سیاست.
4-‌ افزایش احساس خودباوری و حتی خودیافتگی جریان سیاسی منتقد دولت خاتمی.
5- بالارفتن ظرفیت نظام در رویارویی با حرکت‌های دانشجویی و مشابه.
6-‌ کشف مدل «شورش‌شکنی» به‌ویژه در برابر نیروهای پرانرژی که تحت مدیریت نهان سیاسی عمل می‌کنند.
7-‌ خنثی‌سازی حداکثر ظرفیت نیروهای اپوزیسیون و آستانه‌یابی میزان تحمل فشار.
8-‌ ....
 به عبارت ساده‌تر 18 تیر 78 اشتباه استراتژیک جبهه‌ دوم‌خرداد بود که مهم‌ترین ظرفیت در آستین خود را در بدترین زمان ممکن و عجولانه‌ بیرون آورد و نتیجه آن، سوختن آن برگ و نیز افتادن در سراشیب دوری از اقبال عمومی بود، البته شاید جریان دانشجویی هزینه سنگینی را در 18 تیر پرداخت، ولی دریافت اگر نتواند برای خود استراتژی تعریف کند، مسلماً در بازی اهل سیاست نقشی فراتر از مجری استراتژی یا ابزار کسب قدرت آن هم برای دیگران نخواهد داشت.



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
سفر همزمان سه چهره سیاسی -مذهبی به مشهد


درپی انتشار خبر سفر آیت الله آملی لاریجانی به مشهد مقدس اخبار بدست آمده البرز حکایت از سفر همزمان برخی چهره های سیاسی و مذهبی دیگر به این شهر مذهبی دارد.
این گزارش حاکیست روز گذشته ساعت 10صبح رئیس دستگاه قضایی کشور در یک سفر غیر منتظره وارد فرودگاه هاشمی نژاد مشهد شده و پس از حضور خود بلافاصله جلسات کاری خود را آغاز میکند.
دراولین روز از ورود آیت الله لاریجانی دو جلسه بدور از چشم خبرنگاران برای وی ترتیب داده میشود که حساسیت برسراین سفر را بیشتر میکند.
ازسوی دیگر مطلع شدم آیت الله مکارم شیرازی نیز که هرساله دراین ایام در مشهد حضور میابد سفر امسال خود را نیز همزمان با ورود آیت الله لاریجانی آغاز کرده است .
این مرجع جهان تشیع به منظور زیارت بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) روز گذشته وارد شهر مشهد شد.
مسؤول دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی دراین خصوص گفت : هدف از سفر این مرجع تقلید به مشهد مقدس زیارت بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع) و دیدار با علما، نخبگان و مردم استان خراسان رضوی است.
دولتمند این سفر را یک سفر متداول برای آیت الله ناصر مکارم شیرازی عنوان کرده و خاطر نشان کرد: سفر مذکور یکماه به طول خواهد انجامید. 
پاسخ به استفتائات و سوالات شرعی و برگزاری جلسات معنوی و علمی از مهم ترین برنامه های سفر تبلیغی ایت الله مکارم شیرازی است.
گفتنی است طبق سنوات گذشت امامت نماز جماعت مغرب و عشاء صحن جامع رضوی طی این مدت برعهده این مرجع تقلید تشیع خواهد بود.
ازسوی دیگر خبر میرسد همزمان با سفر این دو چهره مذهبی و سیاسی کشور مهدی کروبی نیز آخر هفته جاری وارد این مشهد خواهد شد.
یک روزنامه صبح تهران با اشاره به مشخصات کروبی از سفر یکی از سران  فتنه به مشهدباهدف عادی سازی روابط خود با دانشجویان و مردم خبر داده است .
به گزارش البرز ،روزنامه رسالت هدف ازاین سفر را سخنرانی بین تعدادی از مردم و تهیه عکس و فیلم برای عادی سازی روابطش با بدنه جامعه قلمداد کرد.
دراین خبر آمده است : شنیده های موثق از محافل نزدیک به یکی از سران فتنه حاکی است در جلسه ای که مشاوران و نزدیکان این کاندیدای شکست خورده با هم داشتند این بحث مطرح شده است که روند فعلی که این فرد به هر مکان و محفلی می رود با حضور اعتراض آمیز مردم روبه رو می شود سبب تحقیر و آبروریزی او و طرفدارانش شده است و باید تدبیری برای حل این مشکل اندیشیده شود.
در این جلسه یکی از مشاوران با طرح این ادعا که ارگان های نظامی افرادی را سازماندهی می کنند و به سران فتنه اعتراض می کنند گفته است سفر این فرد به قم و دانشگاه شریف بدون اطلاع قبلی صورت گرفت و ما نباید خودمان را گول بزنیم.
جمع بندی مشاوران و نزدیکان این کاندیدای شکست خورده و احساسی که مواضع ضد و نقیض وی سبب کاهش وجاهت او در میان مردم و حتی اصلاح طلبان شده است این شد که برای ایام جشن های شعبانیه و یا روز مبعث پیامبر اکرم(ص) سفری بی سرو صدا برای مشهد فراهم کنند تا این فرد که ماه ها است عملا در خانه خود بی تحرکت مانده است و امکان حضور بی دردسر در محافل عمومی را ندارد، بتواند در حرم حضرت رضا علیه السلام حضور یافته و در کنار زیارت حرم مطهر برنامه ای طراحی شود تا وی بتواند در جمع تعدادی از مردم شرکت و سخنرانی کند تا بتوانندبا انتشار عکس و فیلم از این سفر زمینه عادی سازی حضور وی را در جامعه فراهم کنند.


ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
رهنورد محل اختلاف خاتمی و موسوی!

علی رغم تلاش رسانه های اصلاح طلب نشست اخیر میرحسین موسوی با سید محمد خاتمی با حواشی و در فضایی تلخ انجام شد.

 
در این جلسه که هر دو سعی داشتند در قامت رهبری آشوب طلبان مواضع خود را بیان دارند اما نتوانستند طرف مقابل را مجاب به تبعیت از سیاست های خود نمایند. 

خاتمی در این دیدار با ایراد انتقادات جدی به موسوی مبنی بر اینکه مرزهای اصلاح طلبان با ضد انقلاب خارج از کشور را به واسطه عملکرد خود بر هم زده است مواضع زهرا رهنورد را مورد نقد جدی قرار داد و عملکرد رهنورد را مانند تریبون ضد انقلاب در منزل موسوی دانست، خاتمی از موسوی خواست در ظاهر مشی تعامل با نظام را پیش بگیرد تا بتوان در لایه های دیگر به چانه زنی پرداخت. 

موسوی نیز در مقابل خاتمی را به عدم ثبات و قاطعیت متهم کرد و تاکید کرد جنبش سبز اختلافات جدی با اصلاح طلبان دارد و اگر اصلاح طلبان خود را با راهکارهای جنبش سبز که دامنه شمول آن مرز و حدی ندارد تطبیق ندهند نمی توانند برای خود حقی قائل شوند. 

موسوی عملکرد8 ساله اصلاح طلبان با محوریت خاتمی را زمینه قدرت یافتن اصولگرایان دانست و به خاتمی گفت به میخ هایی که بر تابوت اصلاحات کوبیده شده است نگاه کنید تا از وضعیت خود ارزیابی مناسبی داشته باشید .موسوی پیشنهاد خاتمی را حرکتی نادرست خواند که عامل اصلی انحراف در اصلاحات به شمار می رفت. 



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
مصدق از لژ فراماسونری  آدمیت تا زندانی کردن شهید نواب

نهال نیوز: قسم نامه ی فراماسونی بودن مصدق به هیچ روی قابل کتمان نیست. هم چنان که سعی در بی ارزش نمودن متن قسم نامه مصدق نیز راه به جایی نمی برد، آن که بخواهیم مصدق را از اعضای غیر فعال و دیده ناشدنی لژ آدمیت بدانیم، به هیچ روی توجیه کننده امضای او نمی باشد. مصدق به خواسته ی خود پای سوگند نامه این لژ را امضا می کند و سوگند به وفاداری مادام العمر به آن می خورد.

از نقاط مه آلود تاریخ ایران، ماجرای ملی شدن صنعت نفت است که هنوز هم زخم های این تغییر و جا به جایی گه گدار سر باز می کند و گریبان گیر عام و خاص میشود. در این نوشته سعی بر آن ست که بر نقش دکتر محمد مصدق در این نقطه از تاریخ ایران، نگاهی نو و حقیقت بینانه داشته باشیم.


خانواده و ثروت مصدق
دکتر محمد مصدق در تاریخ29/2/1361 ه.ق در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت الله وزیر دفتر و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) از نوادگان فتحعلی شاه قاجار بود.
مصدق قجر زاده ای بود که از نظر مالی جزو مالکین بزرگ و اشرافی به حساب می آمد و روستای بزرگ او در احمد آباد بخشی از ثروت عظیم او را تشکیل می داده است. قسمت های زیادی از خیابان کاخ (فلسطین) به صورت منزل شهری و املاک و مستغلات استیجاری او بودکه از جمله یکی از این ساختمان ها را در زمان نخست وزیری خود به اداره ی اصل 4 ترومن (که لانه ی جاسوسی امریکا در ایران بود) اجاره داده بود.


فراماسونر بودن مصدق
قسم نامه ی فراماسونی بودن مصدق به هیچ روی قابل کتمان نیست. هم چنان که سعی در بی ارزش نمودن متن قسم نامه مصدق نیز راه به جایی نمی برد، آن که بخواهیم مصدق را از اعضای غیر فعال و دیده ناشدنی لژ آدمیت بدانیم، به هیچ روی توجیه کننده امضای او نمی باشد.
مصدق به خواسته ی خود پای سوگند نامه این لژ را امضا می کند و سوگند به وفاداری مادام العمر به آن می خورد. باید پذیرفت که مصدق نیز چون فروغی و سپهسالار به آن لژ پیوسته و از سوی پدر همسر (میر سید زین العابدین امام جمعه که از رؤسای لژ فراماسونری بود)، خواهرزاده (سهام السلطنه بیات)، داماد(متین دفتری) و از سوی دیگر فراماسون ها حمایت بسیار می شده است.
چه کسی می تواند کتمان کند که فراماسون ها جاده صاف کن استعمار غرب بوده اند و این "قانون" روزنامه سیاسی و ضد استبدادی میرزا ملکم خان بود که به منظور برقراری ارتباط با انگلیس و ایجاد حاکمیت سیاسی آنان با سلطنت قاجار مخالفت هایی می کرد و نه به منظور نامشروع و نامقبول دانستن نفس سلطنت و دیکتاتوری شاهان قجری.



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
گزارش لحظه به لحظه از فتنه کوی دانشگاه

حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 یکی از حوادث ناگوار تاریخ معاصر است که ابعاد مختلفی از آن تاکنون مورد بررسی قرار گرفته است. ناآرامی کوی دانشگاه در تیرماه سال 78 که به بهانه توقیف روزنامه سلام آغاز شد و تا چند روز پس از آن نیز ادامه داشت، اینگونه رقم خورد که ساعت 21 پنجشنبه 17 تیرماه تعدادی افراد با هویت نامعلوم با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون اعتراض به توقیف «سلام» در مقابل سینمای کوی دانشگاه تجمع کردند و با تحریک دانشجویان و پخش اعلامیه جرقه‌های اولیه آشوب را ایجاد کردند و این عده با گذشت کمتر از یک ساعت با خروج از کوی اقدام به تجمع غیرقانونی و سردادن شعار در خارج از کوی کردند و با حمله به تعدادی خودرو، فضای رعب‌ و وحشت ایجاد کردند. تلاش نیروی انتظامی برای بازگرداندن دانشجویان به خوابگاه بی‌نتیجه می‌ماند و رفته رفته تظاهرکنندگان با نیروهای انتظامی حاضر در صحنه درگیر شدند، تحرکاتی که با تحریکات انجمن اسلامی دانشجویان و برخی چهره‌های سیاسی رفته رفته شدت می‌یافت با حمایت سلیمانی معاون امور دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تهران همراه شد و این حمایت‌ها جسارت تظاهرکنندگان به عوامل انتظامی را بیشتر و بیشتر می‌کرد.

نیمه شب 18 تیرماه، تشنج در خیابان‌های اطراف کوی شدیدتر شد، شکستن شیشه‌های مهدکودکی در مقابل کوی، آتش زدن لاستیک و حمله به خودروها و بستن معابر و هجوم به ناجا و گروگان گرفتن سه سرباز نیروی انتظامی چاشنی درگیری‌های 18 تیر شد و تا صبح ادامه داشت و سخنرانی‌های تحریک‌آمیز اعضای انجمن اسلامی دانشجویان بر آتش آشوب‌ها می‌افزود. دستور خروج ناجا از صحنه درگیری‌ها پس از جلسه شورای تأمین استان موجب شد تا تعدادی از عناصر مشکوک نیز وارد صحنه شوند و درگیری‌ها تا عصر جمعه 18 تیرماه ادامه داشت و پرتاب کوکتل به سمت عوامل نیروی انتظامی مستقر در مقابل کوی دانشگاه به آتش گرفتن دو تن از عوامل وظیفه انتظامی منجر شد. موسوی لاری و مصطفی معین وزرای کشور و آموزش عالی به دانشجویان کوی ملحق شدند، اما تجمع‌کنندگان به موسوی لاری حمله‌ور شدند، در این میان بعضی فعالان سیاسی از جمله فائزه هاشمی، مجید انصاری و فاطمه کروبی به نوبت در جمع دانشجویان حاضر شدند.
بعد از غائله 18 تیرماه بود که مصطفی معین با استعفای خود، برخورد با تجمع‌کنندگان را «حمله به حریم امن دانشجو» خواند و سیدمحمد خاتمی از آن به عنوان تاوان افشای قتل‌های زنجیره‌ای یاد کرد.

روز شنبه- تاریخ 19/4/78
ساعت 20/00 بامداد تعداد سه عدد کوکتل از طرف دانشجویان به سمت عوامل انتظامی پرتاب می‌گردد که آنان مجبور به عقب‌نشینی می‌شوند، گفته می‌شود که طی دقایق گذشته سه نفر در خیابان امیرآباد شمالی خارج از کوی دانشگاه به شکل نامشخصی با سلاح گرم مجروح گردیده‌اند.
ساعت 40/00 بامداد تعدادی از دانشجویان شعار «عزا عزاست امروز خاتمی بت شکن صاحب عزاست امروز» را سر می‌دهند.
نوشته‌ای با مضمون «5 شهید به نام‌های رهبری، ذاکری، سهرابی و امامی» به چشم می‌خورد.
شایان ذکر است یکی از افراد حاضر در محل مذکور شایعه نموده، شهدای فوق توسط کماندوها شهید شده‌اند.
ساعت 30/9 محدوده در اصلی کوی دانشگاه (100 متر بالاتر و 100 متر پائین‌تر از در) کاملاً توسط دانشجویان بسته شده است.
دانشجویان نگذاشته‌اند که عوامل شهرداری صبح امروز بقایای آتش و... از روزهای قبل را تمیز نمایند و همچنین اعلام نمودند که امروز ساعت 11 صبح در مقابل در دانشگاه تهران تحصن خواهند نمود. همچنین در این روز، روزنامه خرداد با تیتر درشت در صفحه اولش نوشت: «کوی دانشگاه به خون کشیده شد.»
ساعت 35/10 تعدادی حدود 1000 نفر از دانشجویان لحظاتی در میدان انقلاب می‌نشینند و پس از گردش دور میدان انقلاب به سمت دانشگاه تهران حرکت می‌نمایند.
تعدادی حدود 1500 نفر در حوالی خیابان 16 آذر به سمت دانشگاه تهران در حرکت هستند. دقایقی بعد دانشجویان در مقابل در دانشگاه رسیده‌اند و تجمع کنندگان اصرار دارند در اصلی دانشگاه را باز نمایند و برخی نیز در حال شکستن در می‌باشند.
تعدادی حدود 500 نفر به داخل دانشگاه رفته و شعارهای ذیل را سر می‌دهند:
مرگ بر انصار حزب شیطان- دانشجو دانشجو بپا خیز برادرت کشته شد. چوب و چماق و چاقو دیگر اثر ندارد- عزا عزاست امروز- دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد- زندانی سیاسی آزاد باید گردد- نیروی انتظامی نیروی صهیونیستی.
ساعت 12 در مقابل دانشگاه تعدادی حدود 4 هزار نفر شعار ذیل را سر می‌دهند:
«حکومت زور نمی‌خواهیم پلیس مزدور نمی‌خواهیم- فرمانده آتاتورک اعدام باید گردد- مرگ بر انحصار- قتل عام دانشجو اصلاح باید گردد.»
ساعت 45/12 آقای سلیمانی معاون وزیر علوم در جمع دانشجویان حاضر شده و سخنانی را با عناوین و سرفصل‌های زیر ایراد کرد: «حمله غیرقانونی به دانشجویان- ضرب و شتم دانشجویان توسط نیروی انتظامی محکوم است.»
ساعت 10/13 تعدادی از دانشجویان به سمت میدان انقلاب حرکت می‌نمایند و طی مسیر با تعدادی از عناصر حزب اللهی درگیر می‌شوند، یکی از دانشجویان بشدت مضروب گردیده که آن را در بالای دست می‌گیرند و با عناصر حزب اللهی شدیداً درگیر می‌شوند و موتور یکی از عناصر حزب اللهی را نیز گرفته و آتش می‌زنند.
ساعت 40/14 تعدادی حدود 2 هزار نفر در مقابل دانشگاه شعارهای ذیل را سر می‌دهند: «خوئینی خوئینی حمایتت می‌کنیم، روزنامه مردمی حمایتت می‌کنیم، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، خاتمی خاتمی حمایتت می‌کنیم.»
ساعت 15/16 تقاطع فاطمی- امیرآباد تعداد 100 نفر به سمت کوی دانشگاه با شعارهای «می‌کشم می‌کشم آنکه برادرم را کشت» حرکت می‌کنند.
ساعت 50/17 یک دستگاه خودرو بسیج که از تقاطع جلال آل احمد به سمت کارگر- فاطمی در حرکت بوده است با تعدادی از دانشجویان مواجه که آنها اقدام به تخریب خودرو فوق می‌نمایند و پس از آسیب از صحنه خارج می‌گردد.
ساعت 05/18 جمعیت تظاهرکننده در حدود 1500 نفر می‌باشند که در تقاطع فاطمی- کارگر در حرکت هستند و رویه اوباشگری را در پیش گرفته‌اند و در طول مسیر هر فرد حزب اللهی و دارای محاسن و یا خودرو نظامی را مشاهده می‌نمایند به آن حمله برده و خسارت وارد می‌نمایند و ظاهراً قصد حرکت به سمت وزارت کشور را دارند.
ساعت 20/18 تعدادی حدود 1200 نفر از داخل کوی دانشگاه سازماندهی شده و قصد حرکت به سمت وزارت کشور (و یا پاستور) را داشته و در عین حال در صفوف آنها اختلافاتی درخصوص دعوت از آقای خاتمی افتاده است و همچنین شعار «سپاهی- بسیجی خجالت خجالت» را سر می‌دادند.
ساعت 20/18 کمیته‌ای به نام «کمیته بحران» در کوی دانشگاه تشکیل گردیده است که به منظور سازماندهی می‌باشد و تعداد زیادی نیز به عنوان انتظامات با روبان سیاه بر روی بازو سازماندهی شده‌اند و اکثر افراد تظاهرکننده با پارچه و نقاب صورت خود را پوشانده‌اند.
ساعت 40/18 تعدادی از دانشجویان مقابل وزارت کشور رسیده‌اند و با سنگ به سمت ساختمان وزارت کشور حمله و یورش برده‌اند.
ساعت 50/18 جمعیت مقابل وزارت کشور شعارهای ذیل را سر می‌دهند:
«ایران شده فلسطین مردم چرا نشستین – حسین الله کرم اعدام باید گردد – ما منتظر خاتمی هستیم – مجلس صوری نمی‌‌خواهیم، ناطق نوری نمی‌خواهیم – وزیر انقلابی تشکر تشکر (منظور دکتر معین) دانشجو دانشجو تسلیت تسلیت – یا مرگ یا آزادی – یزدی (رئیس محترم قوه قضائیه) امامی پیوندتان مبارک – لطفیان آدمکش اعدام باید گردد و ...»
ساعت 55/18 از بلندگوی کوی دانشگاه اعلام می‌گردد که مراسم تا اذان مغرب ادامه دارد و سپس فردا ساعت 10 صبح در همین مکان تجمع می‌نمایند.
‌ساعت 01/19 آقای تاج‌زاده مقابل وزارت کشور در جمع دانشجویان صحبت نموده و این در حالی است که دانشجویان به سخنان وی اهمیتی نمی‌دهند و به سمت میدان فاطمی در حرکت می‌باشند.
ساعت 50/19 تعدادی حدود 1500 نفر در میدان فاطمی به سمت ریاست جمهوری حرکت می‌نمایند و همچنین تعدادی حدود
2 هزار نفر به سمت ولی عصر (عج) در حرکت می‌باشند. لازم به ذکر است که تعداد 4 نفر با بلندگوهای دستی تجمع‌کنندگان را به سمت دلخواه حرکت می‌دهند و تجمع‌کنندگان شعارهای ذیل را سر می‌دهند: « [رهبری] پاسخگو پاسخگو – جنتی اعدام باید گردد - علی فلاحیان اعدام باید گردد.»
ساعت 20/20 تعدادی از دانشجویان چوب و شیشه نوشابه با بنزین 4 لیتری جمع‌آوری می‌نمایند و با خودروی (با مشخصات معلوم) تعدادی حدود 10 گالن چهار لیتری تهیه نموده و به تجمع‌کنندگان می‌رسانند.
شایان ذکر است گروهی به نام پیمان به تعداد 15 نفر و با تجهیزات، هماهنگ‌کننده کلیه مراسم می‌باشند و هدف را اینگونه اعلام نموده‌اند که تا زمانی که کرجی‌ها (ظاهراً دانشجویان کرج قرار است ملحق شوند) بیایند همزمان به کوی دانشگاه وارد می‌‌شوند و مکرر اعلام می‌نمایند که امشب مهمان داریم و مصراً قصد درگیری و آماده شدن جهت درگیری امشب را دارند.
ساعت 50/21 عناصر دانشجو اقدام به ساختن تعدادی حدود 100 عدد کوکتل نموده‌اند و در حال افزایش آن نیز هستند. شایان ذکر است که این کوکتل‌ها در دانشکده فنی (جنب کوی دانشگاه) نگهداری می‌شوند.
ساعت 22 ستادی به نام اعاده حیثیت دانشگاه از سوی دفتر تحکیم وحدت اطلاعیه‌ای بدین مضمون منتشر کرد: این تحصن تا مدت نامحدودی ادامه دارد مگر شرط زیر برآورده شود:
«1- برکناری فرمانده نیروی انتظامی، 2- محاکمه مسببین جنایت، 3- عذرخواهی شورای امنیت ملی ایران»
ساعت 30/22 آقای ابطحی رئیس دفتر ریاست جمهوری در جمع دانشجویان مقابل در کوی دانشگاه حاضر گردید و عناصر دانشجو که تصورشان این بود که از مقامات نیروی انتظامی بوده است کلیه شیشه‌های ماشین او را خرد نمودند. در ساعت 30/23 تعداد 2 هزار نفر داخل کوی دانشگاه و تعدادی حدود 3 هزار نفر نیز بیرون از کوی دانشگاه حضور دارند. یک تیم ویژه جهت بازرسی برای کسانی که قصد ورود به داخل کوی دانشگاه را دارند را گذاشته‌اند که از ورود افراد دارای بیسیم و سلاح و تلفن همراه جلوگیری به عمل آورند. دانشجویان اعلام نموده‌اند که فردا ساعت 10 صبح مراسم برگزار خواهند نمود و همچنین نمایندگان دانشگاه آزاد نیز که در دانشگاه حاضر بوده‌اند اعلام می‌نمایند که فردا ساعت 12 ظهر در میدان انقلاب مراسم برگزار می‌نمایند.



ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
علی رغم تلاش رسانه های اصلاح طلب نشست اخیر میرحسین موسوی با سید محمد خاتمی با حواشی و در فضایی تلخ انجام شد.

به گزارش رسالت در این جلسه که هر دو سعی داشتند در قامت رهبری آشوب طلبان مواضع خود را بیان دارند، اما نتوانستند طرف مقابل را مجاب به تبعیت از سیاست های خود نمایند. 

خاتمی در این دیدار با ایراد انتقادات جدی به موسوی مبنی بر اینکه مرزهای اصلاح طلبان با ضد انقلاب خارج از کشور را به واسطه عملکرد خود بر هم زده است، مواضع زهرا رهنورد را مورد نقد جدی قرار داد و عملکرد رهنورد را مانند تریبون ضد انقلاب در منزل موسوی دانست. خاتمی از موسوی خواست در ظاهر مشی تعامل با نظام را پیش بگیرد تا بتوان در لایه های دیگر به چانه زنی پرداخت.
 
موسوی نیز در مقابل خاتمی را به عدم ثبات و قاطعیت متهم کرد و تأکید کرد جنبش سبز اختلافات جدی با اصلاح طلبان دارد و اگر اصلاح طلبان خود را با راهکارهای جنبش سبز که دامنه شمول آن مرز و حدی ندارد تطبیق ندهند، نمی توانند برای خود حقی قائل شوند.
 
موسوی عملکرد8 ساله اصلاح طلبان با محوریت خاتمی را زمینه قدرت یافتن اصولگرایان دانست و به خاتمی گفت به میخ هایی که بر تابوت اصلاحات کوبیده شده است نگاه کنید تا از وضعیت خود ارزیابی مناسبی داشته باشید.
 
موسوی پیشنهاد خاتمی را حرکتی نادرست خواند که عامل اصلی انحراف در اصلاحات به شمار می رفت.


ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط

علامه فضل‌الله یک هفته پیش از برگزاری راهپیمایی با شکوه 22 بهمن 88 که به ریزش شدید نیروهای جریان فتنه منجر شد، طی مصاحبه‌ای پیش‌بینی کرده بود که وحدت ملت و تدبیر رهبر ایران، برنامه‌های غرب برای "توطئه داخلی" را نقش بر آب خواهد کرد.
به گزارش جهان به نقل از شبکه ایران، گرچه کارکرد رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی، دویچه وله و دیگر رسانه‌های معاند ایران،‌ همواره مبتنی بر دروغ‌پردازی بوده و تحریف واقعیات از سوی این رسانه‌ها آنگونه که به ضرر جمهوری اسلامی ایران جلوه کند، دیگر ایرانیان را متعجب نمی‌کند اما، دروغ‌پردازی بیش از اندازه بزرگ این رسانه‌ها در مورد عالم ربانی بزرگ جهان اسلام علامه محمد حسین فضل‌الله و نسبت دادن جملاتی ضد مقام معظم رهبری و جمهوری اسلامی به ایشان، تعجب بسیاری را برانگیخته است. 

این رسانه‌ها به سبب میزان دشمنی بالای خود با جمهوری اسلامی، مدعی شده‌اند که علامه اساساً با جمهوری اسلامی مشکل داشته و حتی برخی شخصیت‌های ضدانقلاب که فضا را برای اتهام‌زنی به این عالم بزرگ باز دیده بودند، مدعی شده‌اند که علامه فضل‌الله حامی جریان فتنه در ایران بوده است و برخی شخصیت‌های این جریان که طی ماه‌های اخیر بر شعارهایی چون "نه غزه نه لبنان" ‌تاکید می‌کردند، برای اثبات "سبز بودن علامه"، هرکدام به صورت‌های جداگانه برای ارتحال این عالم مبارز و ضداستکباری پیام تسلیت هم فرستاده‌اند!

به همین مناسبت، "شبکه ایران" مصاحبه خواندنی علامه فضل‌الله با مختار پرتو دبیر بین‌الملل روزنامه عرب‌زبان الوفاق در تاریخ 15 بهمن 88 را که از آخرین مصاحبه‌های ایشان با رسانه‌های ایرانی است، برای بازخوانی تقدیم کاربران می‌کند تا میزان دشمنی رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی و دنباله‌روهای داخلی آن را با عزت جهان اسلام و شخصیت‌های انقلابی و ضد آمریکایی نشان دهد:

علامه سید محمد حسین فضل‌الله در این گفتگو با بیان اینکه انقلاب اسلامی، استراتژی امنیتی و سیاسی را در منطقه تغییر داد و صحنه سیاسی منطقه را به طور کامل رهبری نمود،‌ افزود: امام خمینی با رهبری مدبرانه خود،‌ ایران را در جهان اسلام، پرچمدار مقاومت کرد و مسائل جهان اسلام و مستضعفین دنیا را در راس اولویت‌های جمهوری اسلامی قرار داد که این باعث شد آمریکا نسبت به ایران کینه پیدا کند.
وی ادامه داد: انقلاب اسلامی تمامی پرونده‌های مرتبط به روابط غیرعادلانه و نامتوازن ایران قبل از انقلاب با کشورهای استکباری را بست و شرایط جدیدی را بر روابط ایران با کشورهای اروپایی و کشورهای شوروی سابق ایجاد کرد.
این عالم لبنانی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران پرچمدار احیای قضیه فلسطین بود،‌ اظهار داشت: یادمان نمی‌رود آن روزی را که ایران سفارت فلسطین را به جای سفارت اسراییل افتتاح نمود و از یاسر عرفات به عنوان رهبر مبارزان فلسطینی همانند یک قهرمان استقبال کرد.
همه این اقدامات یک پیام واضح داشت و آن اینکه ایران بعد از انقلاب، حامی اصلی ملت فلسطین است.

* غربی‌ها چشم دیدن ایران قدرتمند و مستقل را ندارند

علامه فضل‌الله با اشاره به اظهارات "موشه دایان" وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی هنگام پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تصریح کرد: دایان آن موقع به درستی اذعان کرد که پیروزی انقلاب اسلامی زلزله نابودکننده‌ای برای رژیم صهیونیستی است.
وی افزود: آنها درک می‌کردند که امام خمینی و انقلاب اسلامی و ملت و دولت ایران، حامی جدی ملت فلسطین هستند و تا پیروزی نهایی و احقاق حقوق ملت فلسطین دست بردار نخواهند بود.
این عالم برجسته جهان اسلام در پاسخ به این سوال که هدف از گسترش فشارهای غرب علیه ایران چیست؟ خاطرنشان کرد: غربی‌ها می‌خواهند منطقه را تجزیه کنند. آنها نمی‌توانند یک دولت اسلامی قوی و مستقل را که در حال پیشرفت همه‌جانبه است، ببینند. آن‌ها دوست ندارند ببینند که ایران امروز به قضایای جهان اسلام و مستضعفین که در تعارض با منافع آنهاست، اهتمام می‌ورزد. برای همین این فشارها را گسترش می‌دهند.
علامه فضل‌الله با بیان اینکه دشمنی غرب با اسلام و ایران بسیار عمیق است، ادامه داد: آنها می‌خواهند ایران را از محیط اسلامی خود خارج کنند و وضعیت ایران را به قبل از انقلاب باز گردانند. مسئله‌ای که ملت ایران آن را نمی‌خواهد چون این را انحراف از خط امام و انقلاب می‌داند که همچون دوران ستمشاهی،‌ ایران را وابسته به غرب و آمریکا می‌کند.
در واقع، هیچکس در تاریخ مثل امام نمی‌توانست چنین حرکت اجتماعی بزرگی را در جهان ایجاد کند.
این علامه بزرگ لبنان با بیان اینکه ایران در سال‌های اخیر موفقیت‌های مهمی داشته که قدرت ایران را چند برابر کرده و این مسئله نیز خوشایند غرب نیست، خاطرنشان کرد: آنها از یک قدرت اسلامی که در مقابل سیاست‌های استکباری آنها و حامی منافع ملت‌هاست، هراس دارند. جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر پایه‌های دولت اسلامی را مستحکم نموده و به تدریج در حال تبدیل شدن به مدینه فاضله‌ای است که پیامبران قصد ایجاد آن را داشتند.

* پیش‌بینی علامه از شکست جریان فتنه در مصاحبه بهمن 88

علامه فضل‌الله با اشاره به اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران تصریح کرد:‌ ملت ایران در راه تبدیل شدن کشورشان به این مدینه فاضله، بایستی با وحدت در مقابل فتنه‌های داخلی بایستند و در نظر داشته باشند که آنچه مهم است حفظ نظام اسلامی است که باعث شکست دشمنان اسلام شده است.
وی در پاسخ به این سوال که هدف غرب از جریانات پس از انتخابات چه بود؟‌ یادآور شد:‌ آنها از هر منفذی برای به هم ریختن اوضاع سیاسی ایران استفاده می‌کنند ولی به نظر من،‌ بیداری ملت ایران این برنامه‌های غرب را نقش بر آب می‌کند.
این فرد موثر در تاسیس حزب‌الله لبنان ادامه داد: به علاوه، تدبیر حکیمانه رهبر ایران تمامی برنامه‌های غرب و آمریکا و اسرائیل را که هدفشان به دست آوردن منافعشان از طریق این توطئه‌های داخلی است، به شکست خواهد رساند. کما اینکه آنان در تمامی توطئه‌های خارجی خود نیز شکست خوردند.
این عالم برجسته لبنان در ادامه این گفتگو با روزنامه الوفاق با بیان اینکه مسئله اول جهان اسلام موضوع فلسطین است، خاطرنشان کرد: ملت‌های اسلامی و عربی باید در این زمینه،‌ همانند ملت ایران از آغاز پیروزی انقلاب تاکنون، اهتمام بورزند.
وی با ابراز تاسف از اینکه عده‌ای از سران دولت‌های عربی، نقش مثبتی در مسئله فلسطین ندارند و تحت فشار اسرائیل و آمریکا به آنها باج می‌دهند، افزود: در اثر این عقب‌نشینی‌هاست که رژیم صهیونیستی نیز به شهرک‌سازی، محاصره غزه و یهودی‌سازی فلسطین ادامه می‌دهد.

* سران عرب بدانند که افزایش قدرت ایران قدرت آنها را هم افزایش می‌دهد

به گفته علامه فضل‌الله، اعراب و مسلمانان امروز باید بیش از پیش،‌ حضور خود را در مقابله با اسرائیل و آمریکا نشان دهند و با کنار گذاشتن موضع ضعف، به جبهه مقاومت که امروز باعث عزت اسلام شده است،‌ بازگردند.
وی ادامه داد: من تاکید می‌کنم که جهان عرب باید با ایران در قضیه فلسطین و علیه پروژه‌های صهیونیستی-آمریکایی همکاری کند و این نوید را می‌دهم که افزایش قدرت ایران به افزایش قدرت کشورهای عربی منجر می‌شود.
علامه فضل‌الله در پاسخ به این سوال که آیا جنگ دیگری بین لبنان و اسرائیل در می‌گیرد؟ خاطرنشان کرد: بررسی‌ها نشان می‌دهد که اسرائیل نمی‌تواند جنگی را آغاز کند چون شکست مفتضحانه آن‌ها از حزب‌الله در جنگ 33 روزه به طوری بود که نمی‌توانند فعلاً کاری از پیش ببرند و قدرت‌ دهه‌های قبل را ندارند.
وی ادامه داد: البته اسرائیل همواره دنبال جنگ است ولی مقاومت، ملت، ارتش و دولت لبنان، هرگونه حماقت صهیونیستی را کوبنده پاسخ خواهند داد.
این عضو موثر در تاسیس مقاومت اسلامی در لبنان خطاب به ملت ایران تصریح کرد: در پایان پیام من به ملت ایران این است که در مقابل تهدیدات خارجی متحد باشند.
علامه فضل‌الله افزود: رقابت‌های سیاسی نباید بدون توجه به مصلحت‌های نظام اسلامی باشد و پیش‌فرض همه گروه‌ها در این رقابت‌ها، باید حفظ و تعالی نظام اسلامی باشد چون دشمنان خارجی هیچوقت نمی‌توانند موفقیت ایران را ببینند، مردم ایران باید طوری عمل کنند که دشمنانشان را مایوس کنند.

ارسال در تاریخ پنجشنبه 17 تیر 1389 توسط
عروسی "م.ح.د" فرزند"س دباغ" در یکی از باغ‌های اطراف تهران به محفلی برای تمسخر اعتقادات مردم از سوی سران فتنه تبدیل شد.
به گزارش خبرنگار سیاسی جهان، سران فتنه که این روزها برای حضور در برنامه‌های مختلف به تکاپو افتاده و حضور خود به عنوان به اصطلاح زنده نگه‌داشتن جنبش سبزنام می‌برند،‌ در مراسم عروسی پسر"س" حاضر شدند.
 
"س" که ادعاهای وی درباره پیامبراسلام(ص) و قرآن و همچنین باورهای دینی مردم با بازتاب غیرتمندانه جامعه روبه رو شده و وی را وادار به خروج از کشور کرده است، در این مراسم با پیام تلفنی از سران فتنه استقبال کرد و به میهمانان بزم تمسخرآمیز فرزند خود خوشآمد گفت.
 
برپایه این گزارش در این محفل علاوه بر کروبی، عباس عبدی، خاتمی و جمعی از عناصر اصلاح طلب از جمله تعدادی از اعضای گروهک نهضت آزادی حضور داشتند.
 
موسوی نیز به این بزم دعوت شده بودند که تنها یک‌ساعت قبل از برگزاری آنان از حضور در این بزم عذرخواهی کردند.
 
به این مراسم سید حسن خمینی نیز دعوت شده بود که در نهایت این دعوت را نپذیرفت و در مراسم اهالی فتنه شرکت نکرد. 

گزارش خبرنگار سیاسی جهان حاکی است،  پس از حضور خاتمی در این محفل، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا برای سلامتی " سران فتنه " صلوات بفرستند.
 
شرکت در عروسی فرزند کسی که بیشترین و زشت ترین سخنان را درخصوص قرآن و پیامیر داشته است چه معنایی می تواند داشته باشد.آیا این به تمسخر گرفتن ارزشهای اسلامی نیست؟
در جریان برخورد با عوامل بروز فتنه پس از انتخابات علاوه بر آحاد مردم، نمایندگان مجلس و برخی از مسئولان خواستار برخورد قانونی و قاطع قوه قضائیه با سران فتنه شده‌اند که تاکنون هیچ اقدامی دراین باره صورت نگرفته و بلکه موسوی همچنان با استفاده از ادبیات عاریه‌گرفته از گروهک نفاق به شانتاژآفرینی‌ علیه ارکان و مسئولان نظام می‌پردازد!

 
 
 
نویسنده : - ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ تیر ،۱۳۸٩
 

پیشنهاد جدید زهرا رهنورد:بجای اعدام، ارشاد کنید!

http://greenwaymovement.files.wordpress.com/2010/03/1-1moazen-behnam.jpg
زهرا رهنورد که پیش از این نسبت به  اعدام چند تروریست بمب گذار در کشور اعتراض کرده بود این بار نیز نسبت به خبر اعدامی که خود آنرا شایعه می داند اطلاعیه ای صادر کرده و پیشنهاد جدیدی داده است.

به گزارش جهان وی که همسرش او را بانوی روشنفکر ایران می داند با اعتراض نسبت به اعدام فردی که عضو گروهک تروریستی پژاک بوده و به جرم محاربه و با حکم دادگاه در زندان به سر می برد و محکوم به اعدام شده است می نویسد:امیدوارم که این مجازات برای زینب جلالیان شایعه باشد وگرنه بیایید یک بار برای همیشه شمشیر را نه از رو ببندید و نه از زیر و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگرید.

در بخش دیگری از پیام زهرا رهنورد در حمایت از یک تروریست که اتهامات او در دادگاه اثبات شده است آمده است:آیا خدا را خوش می آید و شایسته است یک زن را که مظهر رافت و لطافت درهستی و در هر ملتی است، نابود و از از صحنه روزگار حذف کرد؟ به خصوص که زینب یک دختر جوان است.

همسر زهرا رهنورد بدون اشاره به اقدامات تروریستی و فعالیت های تجزیه طلبانه گروهک پژاک می نویسد:آیا بهتر نیست نظامی که به نام جمهوری اسلامی مزین است، قلب های دردمند مادران و تب و تاب جوانان را دریابد و با محبت با آنان رفتار کند؟

وی که خود را مفسر قرآن می داند پیشنهاد می کند حکم اعدام که به عنوان یک حکم دینی روشن در قرآن وجود دارد ، تعطیل شود و می نویسد: آیا بهتر نیست که از طریق فرهنگ و آموزش، روح و روان و اندیشه ها به بالندگی دعوت شود تا اینکه به اعدام اعدام و امحاء آنان اندیشیده شود؟ امروز بیش از دو سوم کشورهای جهان با این مجازات وداع کرده و مجازات دیگری جایگزین کرده اند. 
رهنورد در انتها می نویسد:اکنون در مقام ورود به لزوم تجدید نظر در مجازات مرگ نیستم اما می دانم تجربه نشان داده است بسیاری از اعدام شدگان به ارشاد احتیاج داشته اند اما اعدام دریافت کرده اند

دیدار گروه های تندرو با یکی از سران فتنه


 به گزارش جوان آنلاین جریان فتنه در دانشگاه ها بالاخص دانشگاه امیر کبیر در حال تهیه لیستی از نفرات قابل اعتماد از بین دانشجویان فعال در جریان اغتشاشات یکسال گذشته برای دیدار با سیدمحمد خاتمی می باشد.
این اقدام توسط دو تن از دانشجویان لیدر فتنه در دانشگاه امیرکبیر انجام می گیرد و قرار است در این دیدار برخی از اساتید دانشگاه که در جریان فتنه فعال می باشند نیز شرکت نمایند.
زمان و مکان این جلسه هنوز مشخص نشده است ولی قرار است این دیدار در آستانه روز 18 تیر انجام شود و آخرین راهکارها نیز در خصوص راهبرد بخش دانشجویی فتنه در این دیدار مورد بررسی قرار گیرد.


ارسال در تاریخ سه شنبه 8 تیر 1389 توسط
انجمن عدالت متشکل از خانواده های شهدای ترور در اعتراض به حمایت دولت فرانسه از منافقین فردا دوشنبه تجمعی در مقابل سفارت فرانسه برگزار می کند.

  این تجمع در سالروز بمب گذاری منافقین در هفتم تیر ماه و با حضور خانواده های شهدا و جمع کثیری از مردم تهران از ساعت 10 صبح فردا دوشنبه در مقابل سفارت فرانسه واقع در خیابان حافظ، خیابان نوفل لوشاتو برگزار می شود.

کشور فرانسه محل اسکان چند صد منافق است و انجمن عدالت (خانواده های شهدای ترور) در اعتراض به اقدام دولت فرانسه در حمایت بی چون و چرا از منافقین که ترور 12 هزار ایرانی را در کارنامه ننگین آنهاست این تجمع را ترتیب داده است

فراخوان تجمع خانواده کشته شدگان

انجمن عدالت متشکل از خانواده های شهدای ترور در اعتراض به حمایت دولت فرانسه از منافقین فردا دوشنبه تجمعی در مقابل سفارت فرانسه برگزار می کند.

  این تجمع در سالروز بمب گذاری منافقین در هفتم تیر ماه و با حضور خانواده های شهدا و جمع کثیری از مردم تهران از ساعت 10 صبح فردا دوشنبه در مقابل سفارت فرانسه واقع در خیابان حافظ، خیابان نوفل لوشاتو برگزار می شود.

کشور فرانسه محل اسکان چند صد منافق است و انجمن عدالت (خانواده های شهدای ترور) در اعتراض به اقدام دولت فرانسه در حمایت بی چون و چرا از منافقین که ترور 12 هزار ایرانی را در کارنامه ننگین آنهاست این تجمع را ترتیب داده است

طرح خروج اضطراری سران فتنه


یک منبع آگاه در گفت و گو با جوان آنلاین  اعلام کرد که اپوزیسیون خارج نشین یه همراه برخی ازفرزندان اصلاح طلبان که همگی در خارج از کشور به اسم ادامه تحصیل حضور دارند برای خروج از بن بست فعلی وافزایش ظرفیتهای مقابله با نظام درصدد ایجاد دو شعبه اصلی در یکی از کشور های غربی و آسیایی می باشند ، این طرح که هنوز جزئیات آن فاش نشده به عنوان خروج اضطراری مطرح است که با چند گزینه برای سران فتنه بالاخص  میر حسین موسوی وهمسرش ومهدی کروبی و برخی از اعضای اتاق فکر بالادستی این جریان آماده شده است . 
 
دراین طرح سه گزینه خروج رسمی ، خروج از جدار مرز و پناهندگی به یک سفارتخانه معروف دیده شده است . این منبع از فرد پنجمی که اکنون دارای مسئولیت می باشد نام می برد و البته با این تفاوت که برای ایشان خروج قانونی در نظر گرفته شده است .لازم به ذکر است آگاهان معتقدند که یکی از این کشورها احتمالا مالزی می باشد که اخیرا تشکیلاتی تحت عنوان هسته سبز مالزی در آن راه اندازی شده است

کنسول فرانسه عامل پیوند ضد انقلاب علیه ایران


اخیراً سرکردگان دو جناح انشعابی حزب منحله دمکرات که برای شرکت در کنگره اتحادیه میهنی کردستان عراق در شهراربیل حضور یافته بودند با میانجی گری کنسولگری فرانسه در این شهر با یکدیگر ملاقات و گفتگو کرده اند.
یک منبع آگاه با بیان این خبربه «جوان آنلاین» گفت: در این ملاقات طرفین جهت همکاری هر چه بیشتر جناحین و کمک به جنبش سبز و ادغام مجدد آنها مذاکراتی را به عمل آوردند که به دلیل اختلاف شدید سران حزب دمکرات با مواضع سران جنبش سبز این جلسه بدون توافق خاصی به پایان رسید. گفتنی است از مدتی پیش سرکنسول فرانسه در اربیل عراق تلاش های گستره ای را جهت برقراری ارتباط و هماهنگی گروهک های ضد انقلاب با جنبش سبز تلاش نموده و ملاقاتهایی نیز در این زمینه با سرکردگان آنها داشته و سعی دارد که بین آنها یک جبهه مشترک و متحد در برابر ایران ایجاد نماید .
گروهک تروریستی و منحله دموکرات همچون گروهک منافقین ، درسالهای آغازین انقلاب اسلامی با به راه انداختن ترورهای خیابانی در کردستان و استانهای غربی کشور بسیاری از بهترین جوانان ایران اسلامی را به خاک و خون کشید

عرضه بازی های رایانه ای دین ستیز در تهران

در ادامه اقدامات اسلام ستیزانه و جنگ نرم دشمنان علیه حاکمیت نظام اسلامی اخیراً یک بازی رایانه ای کفر آمیز تولید و به صورت گستره ای در سطح شهر تهران عرضه و به فروش می رسد .
در این بازی رایانه ای وجود خداوند متعال انکار و ازحضرت باریتعالی به عنوان موجودی پیشرفته تر از انسان یاد شده است. این بازی شرک آلود همچنین وعده های خداوند در قرآن مجید درخصوص بهشت و سیب های بهشتی را تنها وسیله ای برای تسلط بر انسان معرفی نموده است. این اقدامات ضد دینی در حالی صورت می گیرد که به موازات آن ترویج تفکرات شیطان پرستی و ارائه مظاهر آن به طرز مشکوکی در گوشه وکنار کشور درحال افزایش است و معلوم نیست که دستگاههای فرهنگی چرا تاکنون هیچ اقدام جدی ای در جلوگیری ازظهور وبروز اینگونه تفکرات انحرافی  انجام نداده اند

شوک جدید برای جریان فتنه در راه است

اخیرا  یکی از سایت های تند روی جریان  فتنه  اعلام داشت که یکی ا زمسئولین برجسته نظام تصمیم گرفته است از مسئولیت های فعلی کناره گیری نماید .
به گزارش جوان آنلاین این سایت در ادامه ضمن خرسندی از این اتفاق نوشت: از این به بعد  اوقات شریف  ایشان صرف مبارزه با کجی ها وغاصبین انقلاب  خواهد شد .
حساسیت این خبر از این روی می باشد که در طول هفته گذشته این چهره برجسته و با سابقه سیاسی کشورمان  در مصاحبه ای تقریبا همین موارد را اعلام داشته بودند و دلیل آنرا سن بالا وخستگی اعلام داشته بودند. از سوی دیگر اخباری مبنی بر فعال شدن و تحرکات جدید یک چهره اقتصادی- سیاسی فراری درلندن به گوش می رسد .
البته شنیده های خبرنگار جوان آنلاین حاکی از آن است که این چهره برجسته سیاسی کشور تاکنون چندین مرتبه اعتراضاتی به سران فتنه داشته و ا زعملکرد آنان در به چالش کشیدن نظام در عرصه های مختلف به شدت انتقاد کرده است. حتی بعضی از بزرگان جریان فتنه معتقدند حمایت این چهره سیاسی برای ما چندان هم مناسب نیست چون او درنهایت با نظام باقی خواهد ماند و حاضر نیست نظام را قربانی کند.
کارشناسان مسائل سیاسی معتقدند با ابراز خوشحالی جریان فتنه از اعلام خبر کناره گیری احتمالی این چهره سیاسی که بیشتر شبیه یک صحنه آرایی جدید می باشد و تحرکات مشکوک چهره فراری در لندن و ارتباطات خاصی که وی د رتهران دارد باید منتظر یک شوک جدید برای احیای جریان فتنه باشیم

ما راست قامتان جاودانه ی تاریخ خواهیم ماند



حکایت غریبی است حکایت این روزها و خاطرات و تکرار تاریخ و درس عبرت نگرفتن برخی از دوستان انقلاب دیروز که امروز نقد کننده و یا دشمن انقلاب شده اند!


ما راست قامتان جاودانه ی تاریخ خواهیم ماند.

                                                     شهید مظلوم دکتر بهشتی

 

29 سال از سالی میگذرد که اولین فتنه های خطرناک در راه این انقلاب و آرمانهایش توسط منافقین خلق و پیکاری ها و تکنوکرات ها و سلطنت طلبان و لیبرال ها و به اصلاح فداییان خلق و توده ای ها به راه افتاده بود.

 

29 سال از سالی میگذرد که مخالفین بهشتی و منافقین و خط آنها در تهران شعار میدادند: بهشتی بهشتی طالقانی رو تو کشتی!!!و شعار مرگ بر بهشتی میدادند در دانشگاه تهران و و حضرات محترم نهضت آزادی همانند احمد حاج سید جوادی مقاله مینویسند و در آن شهید مظلوم ما بهشتی را رضا خان دوم ایران نام مینهند!!!

 

29 سال میگذرد از زمانی که آیت الله محلاتی و قمی و اشراقی(داماد امام) و شیخ علی تهرانی(شاگرد معروف و برجسته امام) از بنی صدر تمام قد دفاع میکردند و نوه ی امام(ره) سید حسین خمینی(فرزند ارشد حاج آقا مصطفی) هم صدا با منافقین و لیبرال ها بر علیه بهشتی و باهنر و خامنه ای سخنرانی میکرد.

 

29 سال میگذرد از زمانی که بازرگان، منافقین برخواسته در مقابل خط انقلاب و ملت را مجاهدین جانباز و فداکار خطاب مبکند و سخت بر نظام میتازد که چرا با این مجاهدین عزیز اسلام اینگونه برخورد میکند!!!

 

29 سال میگذرد از زمانی که فتنه ها هر روز در این مملکت هویدا بود و این مردم بودند که در مقابل خط فتنه و نفاق ایستادگی میکردند و انقلاب را تا به امروز حفظ کرده اند.

29 سال میگذرد از زمانی که فرد خائنی همانند بنی صدر در مصاحبه با <میدل ایست> در تاریخ 8/1/1360 میگوید:این روزها میگویند طالقانی از بهشت برای آقای خمینی تلگرام زده است که من در بهشت با شاه ملاقت کردم اما از شهیدان انقلاب خبری نیست!!!

 

29 سال از مناظرات ایدئولوژیک و روشنگرانه ی سید مظلوم ما با چپ های توده ای و پیکاری آن روزها که امروز چپ امریکایی شده اند و حالا از طرف راست بر کشورشان خنجر میزنند میگذرد.

29 سال میگذرد از آن روزها پر فتنه و پر خطر و پر امتحان و 32 سال است که همانند این روزها و این خاطرات وجود دارد و اما این انقلاب استوار تر از همیشه ایستاده است.

29 سال میگذرد از زمانی که منافقین شعار میدادند نصر من الله و فتح القریب،مرگ بر این حزبک مردم فریب!(حزب جمهوری اسلامی)...

 

و 29 سال میگذرد از روز 30 خردادی که منافقین کثیف و مزدوران آمریکا شعار مرگ بر خمینی میدادند و برخی از روحانیون نامدار همانند شیخ علی تهرانی و ... از آنها حمایت میکردند.


 

حکایت غریبی است حکایت این روزها و خاطرات و تکرار تاریخ و درس عبرت نگرفتن برخی از دوستان انقلاب دیروز که امروز نقد کننده و یا دشمن انقلاب شده اند!

 

 

حکایت غریبی است که افراد اینها را یا دیده اند و یا شنیده اند و باز درس عبرت نمی گیرند از تاریخ اما این امتحانات همیشه هست تا افراد خودشان را در بزنگاه های تاریخ نشان دهند و اسلام لیبرالی و مرفهین بی درد(آمریکایی) از اسلام ناب محمدی(ص) مشخص و جدا شود و افراد با همین درسها و عبرتهاست که دیگر توجیهی برایشان قبول نمیشود که دشمنان نشان دار و بد نام فتنه ی دیروز چرا در فتنه ی امروز از آنها حمایت میکنند؟!

 

تاریخ همیشه تکرار میشود اما این ما هستیم که باید از آن درس بگیریم و شاخص های حق را از دست ندهیم تا مبادا راه حق را با جلوه گری ها و سفسطه ها و صحنه سازی ها و جار و جنجال و بی منطقی و نفرت های شخصی به خاطر بعضی مسائل از دست ندهیم.

تجمع در برابر سفارت فرانسه

 

جلسه مشترک هاشمی ،موسوی،جاسبی

جلسه مشترک هاشمی ،موسوی،جاسبی

 

یک خبر موثق حکایت از آن دارد که روز چهارشنبه 2/4/89، مهندس میرحسین موسوی در جلسه هیئت موسس دانشگاه آزاد که در دفتر آقای هاشمی رفسنجانی و در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل شده بود، شرکت کرده است.

 بعد از ورود وی به جلسه، آقای قمی به وی اعتراض کرده و می گوید براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی شما دیگر عضو نیستید و موسوی می گوید، می دانم که عضو نیستم ولی با اصرار فراوان آقای جاسبی در جلسه شرکت کرده ام. در ادامه این گفت وگو، آقای هاشمی رفسنجانی، ضمن تمجید از مهندس موسوی ابراز می دارد حالا که ایشان آمده است، بهتر است که در جلسه بماند!!
در این جلسه که یک روز بعد از اعتراض گسترده دانشجویان به مصوبه غیرقانونی 134 نماینده به نفع دانشگاه آزاد، تشکیل شده بود، آقای هاشمی رفسنجانی می گوید «ما وقتی می خواستیم این دانشگاه را تاسیس کنیم پنج شش نفر بودیم که رفتیم به ثبت شرکت ها و اینجا را به ثبت رساندیم و از جهت قانونی و قانون ثبت شرکت ها، مالک محسوب می شویم و در صورت فوت ما فرزندان ما می توانند برای تصاحب دانشگاه اقدام نمایند. ما طبق قانون ثبت شرکت ها مالک هستیم و می توانیم این مال را وقف کنیم و اگر وقف را باطل کنند ممکن است فرزندان ما نسبت به مالکیت دانشگاه اقامه دعوی کنند!! آقای دکتر جاسبی هرجا می رود با استقبال گسترده دانشجویان و اساتید روبرو می شود و جمعیت زیادی به استقبال ایشان می آیند و از ایشان حمایت می کنند!! آقای جاسبی می گوید که ایشان در اوج محبوبیت!! است!»
آقای رفسنجانی در ادامه به پیشنهاد آقای جاسبی اشاره کرده و در توضیح این پیشنهاد می گوید؛
«پیشنهاد مشخص آقای جاسبی این است که به تعدادی که شورای عالی به هیئت امنا افزوده است به همین تعداد از سوی ما به هیئت امنا افزوده شود که اگر این اتفاق بیفتد مشکل حل می شود و مسائل همینطور می ماند.»
در این جلسه آقای جاسبی اظهار می دارد که «اگر وقف دانشگاه آزاد به نتیجه برسد، همه چیز در اختیار هیئت موسس باقی می ماند و اگر تعداد هیئت امنا هم افزایش یابد ما از جهت تعداد آرا در اکثریت هستیم و هیچ مشکلی پیدا نمی شود... من دیگر مسئول نخواهم بود اما در هیئت موسس شرکت می کنم و یک دفتر هم در دانشگاه آزاد خواهم داشت.» آقای جاسبی درباره رئیس آینده دانشگاه آزاد می گوید «تعدادی افراد همسو معرفی می کنیم که هرکدام انتخاب شوند برای ما فرق چندانی ندارد».
گفتنی است علاوه بر اظهارات و نقشه های غیرقانونی مورد اشاره برای مالکیت دانشگاه آزاد و تصاحب مبلغ نجومی 250 هزار میلیارد تومانی بیت المال که نه فقط درخور تقبیح بلکه شایسته پیگیری قضایی و جلوگیری از حیف و میل آشکار بیت المال است، حضور مهندس موسوی در این جلسه نیز معنی دار تلقی می شود، چرا که وی به عنوان عامل مستقیم سرویس های اطلاعاتی آمریکا، اسرائیل و انگلیس و ایفای نقش ستون پنجم دشمنان بیرونی و ده ها و صدها جنایت و خیانت، بایستی به محاکمه و مجازات کشیده شود و حال آن که از سوی آقای جاسبی و با حمایت آقای رفسنجانی به جلسه هیئت موسس دانشگاه آزاد دعوت شده است!! انتظار آن است که دستگاه قضایی مسئولیت قانونی و شرعی و ملی خود را در برخورد جدی با این خیانت آشکار، فراموش نکند. که مخصوصا با توجه به شخصیت برجسته و دلسوز آیت الله آملی لار

درگیری شدید یکی از سران فتنه با مرد خاکستری اصلاحات

درگیری شدید یکی از سران فتنه با مرد خاکستری اصلاحات

پیگیری مسائل اقتصادی و زد و بندهای مالی در میان برخی از اعضای اتاق فکر بالادستی جریان فتنه به جایی رسیده که موجبات اعتراض برخی ازسران فتنه و نزدیکان آنها را فراهم آورده است.

  درآخرین جلسه ای  که یکی ازسران متوهم فتنه با مرد خاکستری اصلاحات داشته به شدت در این زمینه به وی اعتراض کرده است. و ی به مرد خاکستری اصلاحات گفت:" متاسفانه دوستان همه  دم از مبارزه می زنند ولی وقتی پای عمل و گذشتن از منافع مادی می شود همه کنار میکشند."
وی افزود:" مبارزه با عافیت طلبی سازگاری ندارد. آقایان باغهای جماران را به زور و با روشهای مختلف تصاحب کرده اند حالا امروز دم ازمبارزه و حق مردم میزنند. مگر آقای (م.الف) که ادعای ارتباط نزدیک با حضرت امام و بیت ایشان است در اوج بحران سال گذشته  به فکر خرید و فروش زمین در منطقه نیاوران نبود.من که چیزی ندارم از دست بدهم چه مادی و چه معنوی همه وضعیت اقتصادی من را می دانند و تا آخر ایستاده ام. شما فکری به حال دوستانتان بکنید."
 این کاندیدای شکست خورده سال 88 گفت:" خود حضرتعالی فقط یکی از دهها حساب بانکی تان در بانک..... 15 میلیون تومان به شما سود می دهد. خانه محله "دار آباد" میلیاردها تومان ارزش دارد. آیا حاضرید ازاینها بگذرید."
وی افزود:" من اطلاع دقیق دارم که باغهای منطقه جماران را چه کسانی و چگونه تصاحب کردند و مردم را از زمین و باغشان بیرون کردند. برادران(الف) آقای (ع.م.ل) ، آقای (م.ب) از کجا صاحب این همه ملک درجماران شدند. بعد این آقایان برای ما رهنمود مبارزه می دهند. آیا خودشان حاضرند از یک درصد دارائیشان برای مبارزه بگذرند و یا در اوج فشارهای یکسال گذشته به فکر تبدیل آنها به ارز برای خروج از کشور بوده اند."
این اظهارات که گویا به مذاق مرد خاکستری اصلاحات خوش نیامده بود باعث شد با ترشرویی از وی در پایان این جلسه جدا شود.
شنیده ها حاکی ازآن است که این سخنان از آنجا ناشی شد که هفته گذشته یکی از چهره های  نزدیک به سران فتنه اطلاعات مهمی از پشت پرده برخی معاملات اقتصا

تجمع خانواده شهدای ترور مقابل سفارت فرانسه

تجمع خانواده شهدای ترور مقابل سفارت فرانسه

 

در این تجمع که همزمان با سالگرد حادثه هفتم تیر و در اعتراض به حمایت دولت فرانسه از گروهک تروریستی منافقین صورت می‌گیرد، جمع کثیری از مردم حضور دارند.
شرکت کنندگان در این تجمع با سر دادن شعارهایی نظیر «مرگ بر فرانسه»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر انگلیس»، «منافق اعدام باید گردد» و «مرگ بر ضد ولایت فقیه» و حمل پلاکاردهایی همچون «فرانسه ننگت باد»، «فرانسه و انگلیس، حامیان تروریست» و «مرگ بر ضد ولایت فقیه» نسبت به حمایت دولت فرانسه از منافقین که ترور 12 هزار ایرانی در کارنامه ننگین آن‌ها قرار دارد، معترض هستند.
شرکت کنندگان در این تجمع تصاویر شهدای ترور را در دست دارند.
کشور فرانسه محل اسکان چند صد منافق بوده و روز 5 تیر نیز اعضای این گروهک در پاریس با مجوز دولت این کشور تجمعی علیه کشورمان برگزار کردند.

"صداهای جهان"؛طرح سایبری براندازی

"صداهای جهان"؛طرح سایبری براندازی

یکی  از پروژه هایی که برای رصد و برنامه ریزی عملیاتی درفضای سایبری برنامه ریزی شد پروژه «صداهای جهان» بود.   پروژه «صداهای جهان» زیر مجموعه مرکز برکمــن (دانشگاه هاروارد) در سال 2004 تعریف شد. هدف این پروژه تمرکز بر تمام بلاگرهای دنیا بخصوص کشورهای مخالف امریکا از جمله ایران است تا بتوانند به هدف خود که ایجاد جنگ روانی در این کشورهاست دست پیدا کنند.

 درهمین راستا یکی ا زفعالین رسانه ای جریان دوم خرداد که از سالهای گذشته بعنوان آموزش دهنده اصلی این جریان د رآشنایی با اینترنت و .... بوده است  می گوید:منابع مالی این پروژه را بنیاد سوروس ( OSi) تأمین میکند که به اکثر مؤسسات غیر دولتی در دنیا کمک مالی میکند. طراح و پیگیر این پروژه فردی به نام «زوکرمن» است که قبلاً در بنیاد سوروس فعالیت میکرده است. او بر روی استفاده از اینترنت برای براندازی نرم در کشورهای مختلف فعالیت زیادی داشته است و با نهادهای اطلاعاتی امنیتی غربی نیز رابطه دارد.
وی می افزاید: فرد فعال دیگر در این پروژه خانم «ربکامک کین» است که قبلاً در CNNفعالیت داشته است. بر اساس مشاهدات و اطلاعات موجود پروژه «صداهای جهان» توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ساپورت مالی میشود و این سازمان، آن را طراحی کرده تا بتواند درکشورهای مخالف امریکا نیروها را جذب کند و یک جنگ روانی از طریق وبلاگها علیه حکومت در آن کشورها راه اندازی کند.
گزارش خبرنگار جوان آنلاین حاکی از آن است که جذب روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای ایرانی یکی از اهداف پروژه های میان مدت و دراز مدت سازمانهای جاسوسی غربی بویژه «سیا» در پروژه های مربوط به جنگ نرم میباشد البته شاید سیا مشخصا خود وارد این یارگیری نشود ولیکن از طریق برخی سرویسهای واسطه این جذب نیرو صورت خواهد گرفت.
برای جذب افراد مختلف از طرق مختلف وارد میشوند آنها میدانند که یک فرد رسانهای علاقه به مطرح شدن دارد چه از طریق مصاحبه و گفتوگو با نشریات و رسانه های گوناگون، استفاده از این افراد به عنوان کارشناس در رادیو، تلویزیون و... . روشهای جذب افراد مختلف است و بستگی به نقاط ضعف آنها دارد.
بنابر این گزارش، جذب برخی بر اساس مسائل مالی صورت میگیرد و یا از طریق مسائل جنسی و ارتباط جنسی مخالف جذب این سازمانها میشوند اما روش مالی برای جذب افراد در ایران کاربرد بیشتری داشته است. در این میان NGOها نقش مهم و به نوعی محلل در این خصوص بازی میکنند NGOهایی که منابع مالی شان از خارج کشور تأمین میشود به گونه ای به آنها پول تزریق میشود که قابل بررسی نیست.
این فعال رسانه ای جریان دوم خرداد در ادامه می گوید: مؤسسه گفت وگوی ادیان متعلق به محمد علی ابطحی و یا مؤسسه گفت وگوی تمدنهای محمد خاتمی و صادق خرازی از طریق دیگر مؤسسات خارجی مانند «هیفوس»، «سوروس»، «کلوپ مادرید»، «جرمن مارشال فایند» و. . . تأمین مالی میشوند. مؤسسات خارجی بیشتر در زمان جنگ سرد بوجود آمدند اما بعداز ماجرای 11 سپتامبر رشد و گسترش قابل توجهی پیدا کردند.
جوان آنلاین بزودی در گفت وگ ویی  اختصاصی با این فعال رسانه ای جریان اصلاحات از پروژه های رسانه ای براندازی که در سالهای تسلط جریان دوم خرداد طراحی شده بود پرده خواهد برداشت

تجمع بزرگ مردمی

فراخوان تجمع خانواده کشته شدگان

انجمن عدالت متشکل از خانواده های شهدای ترور در اعتراض به حمایت دولت فرانسه از منافقین فردا دوشنبه تجمعی در مقابل سفارت فرانسه برگزار می کند.

  این تجمع در سالروز بمب گذاری منافقین در هفتم تیر ماه و با حضور خانواده های شهدا و جمع کثیری از مردم تهران از ساعت 10 صبح فردا دوشنبه در مقابل سفارت فرانسه واقع در خیابان حافظ، خیابان نوفل لوشاتو برگزار می شود.

کشور فرانسه محل اسکان چند صد منافق است و انجمن عدالت (خانواده های شهدای ترور) در اعتراض به اقدام دولت فرانسه در حمایت بی چون و چرا از منافقین که ترور 12 هزار ایرانی را در کارنامه ننگین آنهاست این تجمع را ترتیب داده است.

نقلی بر رابطه فرانسه و گروهک منافقین

وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ  وَإِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ  کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ  یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ  هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ  قَاتَلَهُمُ اللَّهُ  أَنَّى یُؤْفَکُونَ [سوره المنافقون آیه 4]

هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده‌اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟!

"""""""""""""""""

 

زمانی‌ که پیامبر اکرم(ص) در مدینه حکومت اسلامی را تشکیل داد، همزاد با آن، بحث نفاق در مدینه شکل گرفت و شش‌ ماه پس از حکومت اسلامی، سوره بقره نازل شد که ۱۲ آیه آن ویژه منافقان است.۱۳ سوره دیگر از قرآن مجید نیز از منافقان سخن به میان آورده است.

 همانگونه که می‌دانیم، یک سوره در قرآن به نام سوره منافقان وجود دارد، ولی اینکه سوره بقره بیدرنگ پس از تشکیل حکومت اسلامی نازل می‌شود، دلیل بر همزادی نفاق با حکومت اسلامی است.

در خصوص انقلاب اسلامی نیز همین‌گونه بود و منافقان همراه با این حکومت شکل گرفتند.

این گروهک بلافاصله پس از انقلاب اسلامی دست به ترور شخصیت‌های درجه اول زد، کسانی که با شعار ضدآمریکایی آمده بودند، به کمک آمریکا شتافتند و چون به لحاظ عقیدتی مشکل پیدا کرده بودند، از هیچگونه شرارتی فروگذار نکردند.

پس از گذشت 30 سال از انقلاب ، مجاهدین خلق به دنبال خلع سلاح در عراق و کنترل پادگان اشرف توسط نیروهای آمریکایی قصد داشت تا مقر خود را عملا از این پادگان به فرانسه انتقال دهد. این اقدامات مجاهدین خلق نگرانی های جدی برای سرویس های امنیتی فرانسه به وجود آورد.  بسیاری از ناظران سیاسی دستگیری مریم رجوی را واکنش دولت فرانسه به تحرکات تروریستی مجاهدین خلق ارزیابی کردند . از جمله روزنامه "نیویورک تایمز" انگیزه دولت فرانسه از دستگیری مریم رجوی را «جلوگیری از انتقال کانون سیاسی ـ عملیاتی سازمان مجاهدین خلق از عراق به فرانسه» عنوان کرد. در این حین بود که تعدادی از اعضای گروهک، سراسر اروپا و فرانسه را با اقدام به خودسوزی   غافلگیر و متحیر کردند و در واقع دولت فرانسه را ناگزیر کردند برای مصون ماندن از عواقب بعدی و جلوگیری از هزینه های سنگین تر مریم رجوی را آزاد کنند.

عملکرد خوب دولت فرانسه در دستگیری مایکل کاررا ساروب رهبر گروه تروریستی و جدائی طلب باسک اسپانیا چهره ای ضد تروریستی و طرفدار حقوق بشر  از این کشور را در جوامع بین الملل نشان داد اما با حمایتهای بی اساس این کشور از سازمان تروریستی مجاهدین خلق (منافقین)  نمونه ای دیگر از تناقض در رفتار مقامات غربی و به خصوص دولت فرانسه در مبارزه با تروریست در ذهن انسان تداعی میشود و این پرسش در ذهن آدمی بوجود می آید که آیا تروریست هم خوب و بد دارد؟

چگونه است با مایکل کاررا آنگونه رفتار میشود و با گروهک تروریستی مجاهدین خلق که سابقه ی به شهادت رساندن بیش از 12 هزار نفر از مردم بیگناه ایران را دارند و از اجرای هرگونه خشونتی نسبت به مردم بی دفاع امتناء نمیکنند بدین شکل رفتار میشود؟

فرانسه در برخورد با گروهک‌های تروریستی به جای برخورد با تروریسم و اقدامات تهدید کننده حقوق بشر تنها به منافع خود توجه می‌کند.تناقضاتی که بی‌شک بنیان آن بر تفکرات غیر اخلاقی سران کشورهای غربی در تقسیم‌بندی تروریسم به دو نوع خوب و بد بنا شده و در آن نشانی از حسن نیت در مبارزه با پدیده شوم تروریسم وجود نداشته و تنها ملاک عمل در آن منافع ملی این کشورهاست.

گروهک منافقین در بسیاری از کشورهای جهان همچون ایران، عراق، کویت، امارات متحده، فرانسه، انگلیس، ایتالیا و سوئیس اقدامات تروریستی گوناگونی همچون هواپیما ربایی، پولشویی، آدم ربایی، شکنجه، خودسوزی و بمب‌گذاری انجام داده‌اند.  عامل اصلی اقدامات تروریستی منافقین تفکر فرقه گرایانه و زیاده خواهانه این سازمان است.

گروهک منافقین که از پیش از انقلاب اقدامات تروریستی خود را شروع کرده بود در تاریخ 30 خرداد 1360 به صورت رسمی آغاز مشی مسلحانه خود را اعلام کرد که نتیجه آن ترور بیش از 12 هزار انسان بیگناه بود، حال آنکه این اقدامات از دیده مقامات فرانسوی به دور مانده و آنها در تناقضی آشکار با تعهدات بین‌المللی خویش نسبت به حجم زیادی از قوانین، عرف‌ها، قطعنامه‌ها و کنوانسیون‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ضد تروریسم و از همه مهمتر اخلاق انسانی که گویا پایبندی به آن دیگر در غرب جایگاهی ندارد به حمایت همه جانبه از این گروهک تروریستی پرداخته‌اند.

پس از آنکه با تصمیم دولت عراق ، گروهک تروریستی منافقین پس از سالها جیره خواری و نوکری صدام معدوم، از این کشور اخراج شدند؛ سران سرگردان این گروهک اخیراً با هدف اعلام موجودیت و خروج از انزوا تصمیم گرفته اند، دست به تحرک تروریستی علیه منافع جمهوری اسلامی ایران در اروپا بزنند.

این گروهک همزمان با سالروز 7 تیر، تجمعی را در  حومه پاریس برپا ساخت.7 تیر سال 60 یادآور حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی بدست منافقین است که طی آن شهید دکتر بهشتی به همراه 72 تن از بهترین یاران امام در این عملیات  تروریستی به شهادت رسیدند. حادثه ای که بسیاری از ابعاد آن هنوز روشن نشده و پرونده این اقدام تروریستی همچنان باز است.

در همین راستا دولت فرانسه بار دیگر به حمایت از این گروهک تروریستی پرداخته و با اعطای مجوز برای تجمع منافقین در فرانسه ادعای ضد تروریست بودن خود را زیر سوال برده است .

 

دولت فرانسه روزی باید پاسخگوی این برخورد دوگانه خویش با تروریسم باشد و آن زمانی است که بار دیگر این گروهک تروریستی با اقداماتی همچون خودسوزی‌های سال 2003 امنیت شهروندان این کشور را با تهدید روبرو کند. چرا که این فرقه تروریستی هیچگاه نمی‌تواند دست از اعمال جنایتکارانه خویش بردارد و دلیل این مدعا نیز اعزام گروه‌های تروریستی در روزهای اخیر به ایران است که با هدف بمب گذاری در چند میدان مهم شهر تهران صورت گرفته بود

دعوت اتحادیه ها و اصناف تهران برای راهپیمائی

بیانیه اتحادیه ها و صنوف برای شرکت در تجمع 7 تیر مقابل سفارت فرانسه

 



بسم الرب الشهداء و الصدیقین

حال که کشورهای غربی که در رأس آنها فرانسه قرار دارد با ترویج فرهنگ تروریست خوب و بد به حمایت از گروهک منافقین مبادرت ورزیده است و با حمایت از این افراد سعی در زنده نگهداشتن فعالیتهای ددمنشانه و تروریستی گروهک را دارد خود را ملزم می دانیم تا اعتراض خود را به این اقدامات خبیثانه کشورهای غربی نشان دهیم.

بدینوسیله اعلام می داریم که به همراه امت حزب الله و منافق ستیز ایران اسلامی در تجمع بزرگ روز دوشنبه 7 تیر 1389 که مصادف با سالگرد انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال 1360 توسط منافقان کوردل و شهادت دکتر بهشتی و 72 تن از یاران باوفایش می باشد شرکت می کنیم .

وعده ما  ساعت 10 صبح در خیابان نوفل لوشاتو ،مقابل سفارت فرانسه

امضاء کنندگان :

اتحادیه صنف سازندگان و فروشندگان طلا ، جواهر ، نقره و سکه تهران تهران

اتحادیه صنف فرش فروشان تهران

اتحادیه صنف چایخانه داران تهران

اتحادیه صنف تولید کنندگان و فروشندگان پوشاک تهران

اتحادیه صنف قالیشویان

اتحادیه صنف نانوایان تهران

اتحادیه صنف درودگران و مبلسازان تهران

اتحادیه صنف فروشندگان چوب و تخته تهران

اتحادیه صنف ابزار فروشان تهران

اتحادیه صنف سراجان تهران

اتحادیه صنف خوار و بار فروشان تهران

اتحادیه صنف کفاشان

صنف بنکداران مواد غذایی تهران

استراتژی جدیدهواداران جاسبی

 

اتاق فکر حامیان هیئت امنا ی دانشگاه آزاد پس از مواضع جدید مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه از پیگیری امر(وقف دانشگاه ) ناامید شده و با اتخاذ تاکتیک جدیدی در صدد خارج نمودن اسناد و مدارک و پرونده های مسئله دار دانشگاه هستند .

در این راستا با سر کشی به معا ونتها و ادارات کل، خود را برای تحرکات بعدی آماده خمی کنند .

اینها که خود را پیرو ولایت ،خدمتگذار به اقشار جامعه خاصا دانشجویان میدانند چرا نگران حساب و کتاب خودهستند و به گونه ای عمل می کنند که انسان فکر می کند که حتما خبری هست ! که هست.

حراست از نظام از همه مسائل واجب‌تر است



حراست از نظام از همه مسائل واجب‌تر است



آیت‌الله حسین نوری همدانی  در دیدار جمعی از افسران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ضمن تبریک فرارسیدن فرخنده میلاد امیرالمؤمنین علی(ع)، این روز بزرگ را بسیار پرفضیلت و مبارک دانست و گفت: بیان و زبان ما از تجسم شخصیت برجسته حضرت علی، تبیین مناقب و بزرگواری‌های ایشان ناتوان است.
وی افزود: بیان ویژگی‌های خارج از حد تصور و درک بشر در کلام نبوی به خوبی تبلور داشته و افتخار ما شیعیان، ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) است، زیرا در روز غدیر خم که پیامبر اکرم(ص) منصب امامت ایشان را معرفی کرد، دین و نعمت کامل و تمام شد.
این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: عمل به تکلیف بر اساس شرایط و مقتضیات زمان یکی از پیام‌هایی است که از زندگی پربرکت وصی رسول‌الله(ص) درمی‌یابیم.
وی همچنین تصریح کرد: مؤمنان باید شرایط زمان و جریانات پیرامون را به خوبی بشناسند و بدانند که در هر دوران وظیفه و تکلیف ایشان چیست ودشمنان چه نقشه‌ها و دسیسه‌هایی برای ضربه زدن به نظام اسلامی در سر می‌پرورانند.
آیت‌الله نوری همدانی تأکید کرد: تشخیص وظیفه و گام برداشتن در مسیر انجام تکالیف بسیار مهم و حیاتی است و حضرت علی(ع) نیز در زمان بعثت رسول اکرم(ص) در کنار ایشان و همراه با ایشان گام برمی‌داشت و با حضور مؤثر در غزوات و صحنه‌های سیاسی موانع و سدهای دشمنان را درهم شکست.
وی با اشاره به ایجاد جریانات انحرافی پس از رحلت نبی مکرم اسلام(ص) و 25 سال خانه‌نشینی حضرت علی(ع) اظهار داشت: در آن زمان علی(ع) همان علی شجاع و مدبر زمان رسول‌الله(ص) بود، اما با وجود دشمنان خارجی و منافقان داخلی بسیار که به دنبال ریشه‌کنی اسلام بودند، ایشان بنابر مصلحت جهان اسلام تحمل کرد.
این مرجع تقلید با بیان اینکه امیرالمؤمنین علی(ع) پس از رسیدن به خلافت نخست حکومت اسلامی برپا کرد، ابراز داشت: امروز در کشورمان نظام اسلامی و ولایی با حضور رهبری فقیه، مدبر و آگاه به زمانه برقرار است و این موضوع بسیار با اهمیت بوده و حفظ و حراست از آن از همه چیز واجب‌تر است.
وی در ادامه افزود: نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به برکت مجاهدت امام راحل(ره) و خون پاک شهیدان بسیار به دست آمده و باید با همه توان از آن حفاظت کنیم و از شگردهای دشمنان برای ضربه زدن به نظام اسلامی آگاه باشیم.
آیت‌الله نوری همدانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فرارسیدن سالروز شهادت شیخ فضل‌الله نوری، به دارآویختن یک مجتهد جامع‌الشرایط را یک واقعه عجیب و دردناک تاریخی دانست و گفت: با نفوذ افراد غرب‌زده به جریان مشروطه متأسفانه این مسیر به انحراف کشیده شد و شیخ فضل‌الله با آگاهی از شرایط و حساسیت زمان در برابر آنها ایستادگی کرد و در این راه به شهادت رسید.
وی با بیان اینکه ایستادگی در برابر ظلم مستکبران و پایداری در مسیر حق و حقیقت بسیار مهم و حیاتی است، تصریح کرد: در طول تاریخ مردم و علمای دین در برابر استبداد و استعمار ایستادگی کردند، اما فقط امام راحل(ره) توانست رژیم طاغوتی را به کلی از میان ببرد.

جواد قدیری کیست؟

معاون وقت دادستان انقلاب در خاطرات خود تصریح کرده است که «جواد قدیری یکی از طراحان انفجار مسجد ابوذر بود.»
جواد قدریری البته شوهر خواهر عطریانفر عامل ترور آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر بود که پس از این عملیات در منزل عطریانفر مخفی شد و سپس گریخت و چندی بعد نیز خواهر خود را فراری داد. زهره خواهر محمد عطریانفر از مسئولان شاخه نظامی منافقین است و گفته می شود اکنون به صورت غیر رسمی همسر چهارم مسعود رجوی است.
عزت شاهی مبارز قدیمی و مسئول بازپرسی کمیته انقلاب اسلامی در کتاب خاطراتش به نکته مهمی در روابط عطریانفر و جواد قدیری  اشاره کرده و می گوید:
"من در جایی شنیدم که قبل از ترور آقای خامنه‌ای، جواد قدیری گفته بود که کار نظام در همین پنج ـ شش روز تمام است، و اینها (مسئولین نظام) هم بار و بنه‌اشان را بسته‌اند. من همان موقع به آقای خسرو تهرانی که در اطلاعات نخست وزیری بود پیغام دادم که جواد قدیری شوهر خواهر آقای عطریانفر (که در وزارت کشور است) چنین حرفی زده است. ما جای او را هم پیدا کرده‌ایم، بیایید پی‌گیری کنید که آنها این کار را نکردند. بعد خودمان حکم گرفتیم و رفتیم تا منزل او را بازرسی کنیم که دیدیم تخلیه شده است، گویا مدتی در منزل محمد عطریانفر در اختفا به سر می‌برد و بعد هم شنیدیم که از کشور گریخت و پس از چندی هم عطریانفر خواهرش زهره را به صورت غیرقانونی و قاچاق نزد وی فرستاد."
ذکر این خاطره تاریخی به معنای صحت و یا تائید آن از سوی جهان نیست. ادعایی است که در کتاب  خاطرات عزت شاهی مطرح و بارها نقل شده است. جهان بدون هرگونه پیش داوری، این فرصت را مهیا می کند تا به این بهانه تاریخی آقای عطریانفر دفاع یا توضیحات خود را مطرح کنند.


 
 
 
نویسنده : - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ تیر ،۱۳۸٩
 

خواب پریشان منافقین برای 7 تیر

پس از آنکه با تصمیم دولت عراق ، گروهک تروریستی منافقین پس از سالها جیره خواری و نوکری صدام معدوم، از این کشور اخراج شدند؛ سران سرگردان این گروهک اخیراً با هدف اعلام موجودیت و خروج از انزوا تصمیم گرفته اند، دست به تحرک تروریستی علیه منافع جمهوری اسلامی ایران در اروپا بزنند.
به گزارش جوان آنلاین این گروهک درنظر دارد همزمان با سالروز 7 تیر، ضمن تجمع مقابل سفارت ایران در پاریس این مکان را به اشغال خود درآورد.
7 تیر سال 60 یادآور حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی بدست منافقین است که طی آن شهید دکتر بهشتی به همراه 72 تن از بهترین یاران امام در این عملیات  تروریستی به شهادت رسیدند. حادثه ای که بسیاری از ابعاد آن هنوز روشن نشده و پرونده این اقدام تروریستی همچنان باز است. گفته می شود، رد پای برخی از متهمان فتنه سال گذشته در این پرونده وجود دارد که با اعمال نفوذهایی تاکنون از افشای آن جلوگیری شده است.

دیدار مسئولین دانشگاه آزاد با آقازاده فراری


آقازاده آشوبگر از لندن همچنان به خط دهی به برخی عناصر داخلی جریان فتنه مشغول است. به گزارش افشا نیوزشنیده شده که  اخیراً برخی از رؤسای دانشگاه آزاد بعضی استانها از جمله ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد (خ) که از عناصر وابسته به طیف اصلاح طلب می باشد به بهانه های مختلف بیماری و یا تفریح به انگلستان عزیمت نموده اند.
هدف از این سفرها برگزاری جلسه ای با محوریت  آقازاده آشوبگر و برخی از عناصر مرتبط با جریان فتنه در دانشگاه آکسفورد به مدت 10 روز می باشد.
جلسه مذکور در شعبه خارجی دانشگاه آزاد اسلامی ( واقع در دانشگاه آکسفورد انگلستان ) برگزار می گردد و محور اعلام شده این جلسه در ظاهر شیوه های آموزشی و تدریس در دانشگاههای آزاد خارج از کشور است .
ولیکن به نظر می رسد هدف واقعی این جلسه بررسی چگونگی بازسازی و سازماندهی دانشگاه آزاد اسلامی و استفاده از پتانسیل این دانشگاه در خصوص حمایت از جریان فتنه می باشد .
این منبع آگاه درادامه به  افشا نیوزگفت: یکی دیگر از دستورات این جلسه بررسی پرونده آقازاده آشوبگر و همچنین چگونگی تبرئه وی از اتهامات وارده می باشد.
لازم به ذکر است تعداد 80 نفر از مسئولین دانشگاه آزاد اسلامی در این جلسه شرکت داشته اند.

رأی دادگاه درباره دانشگاه آزادخلاف موازین شرعی است

دادستان کل کشور:
رأی دادگاه درباره دانشگاه آزادخلاف موازین شرعی است

روز شنبه، درست یک روز پیش از تصویب طرح جنجالی تایید وقف اموال دانشگاه آزاد در مجلس، شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی که صدور احکام تامل برانگیزی دیگری را در کارنامه دارد، در اقدامی عجیب حکم توقف اجرای اساسنامه جدید دانشگاه آزاد را که مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است، صادر کرد.

مدیران دانشگاه آزاد و دیگر سیاسیونی که از اساسنامه جدید این دانشگاه ابراز ناراحتی کرده بودند، صدور این حکم را اقدامی مثبت و خیرخواهانه نام نهادند و بار دیگر موضوع وقف اموال 250 هزار میلیارد تومانی دانشگاه آزاد را که خلاف قانون دانسته شده بود، مطرح کردند.

رای این شعبه از دادگاه عمومی در حالی صادر شد که رئیس دستگاه قضا خود یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی است و مصوبات این شورا با حضور وی مطرح و پس از تایید، برای اجرا به نهاد مربوطه ابلاغ می‌شود.

به دنبال این موضوع، موجی از انتقادات از سوی دانشگاهیان، فعالان سیاسی و نمایندگان مجلس به راه افتاد تا اینکه امروز دادستان کل کشور حکم مذکور را درباره دانشگاه آزاد، خلاف موازین شرعی تشخیص داد.

رئیس قوه قضاییه با درخواست دادستان کل کشور مبنی بر اعمال ماده 18 اصلاحی تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در خصوص دستور موقت شعبه 29 دادگاه عمومی (حقوقی) در خصوص پرونده دانشگاه آزاد اسلامی موافقت کرد.

به گزارش رجانیوز به نقل از روابط عمومی قوه قضائیه، متن کامل نامه دادستان کل کشور به رئیس قوه قضاییه به شرح ذیل است:

حضرت آیت ا... صادق آملی لاریجانی
ریاست معظم قوه قضاییه
سلام علیکم

با احترام، بدینوسیله به استحضار می‌رساند دادنامه شماره 8909970228900182 مورخ 17/3/89 صادره از شعبه 29 دادگاه عمومی(حقوقی) تهران مبنی بر صدور دستور موقت دایر بر توقف اجرای همه مواد مندرج در اساسنامه مصوب جلسات 597،651،654،656،660 شورای عالی انقلاب فرهنگی که در تاریخ 29/3/89 مورد تایید رئیس کل دادگاه های عمومی وانقلاب تهران قرار گرفته ملاحظه شد.

نظر به اینکه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در دایره وظایف و اختیارات آن شورا از بدو تاسیس در زمان امام راحل(رضوان ا... تعالی علیه) و در ادامه آن در دوران زعامت مقام معظم رهبری(حفظه ا... تعالی) به استناد امر ولی فقیه در حکم قانون بوده و آثار قانونی بر آن مترتب می‌باشد. علیهذا دستور موقت صادره به گونه ای که شامل تمام مواد اساسنامه باشد خلاف موازین شرعی بوده و پیشنهاد اعمال مقررات ماده 18 اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی وانقلاب نسبت به رای مذکور می شود.

بدیهی است بر اساس اصول 156 و 159 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران این امر نافی تظلم خواهی افراد حقیقی و حقوقی از محاکم دادگستری در موارد ادعای خروج از دایره وظایف و اختیارات، نمی باشد.

اعتراف حامی موسوی به شکست سبزها

اعتراف حامی موسوی به شکست سبزها
جنبش سبز به بن بست رسیده و هوادارانمان معتقدند روش کنونی فایده‌ای ندارد.

به گزارش "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس، رسالت نوشت؛ شادی صدر از نویسندگان روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلبان که پس از صدور حکم محکومیتش فرار را بر قرار ترجیح داد و امروز از نویسندگان سایت جرس و همکار اتاق فکر میرحسین محسوب می شود، در مقاله‌ای به تجزیه و تحلیل جنبش سبز پرداخته و نتیجه گرفته که جنبش سبز بدون استراتژی است و رهبرانی ترسو و بز دل دارد که توانایی برنامه ریزی ندارند و معلوم نیست هواداران خود را به کجا می خواهند ببرند.
شادی صدر در ادامه مقاله خود نوشته عقب نشینی‌های رهبران جنبش سبز و پرهزینه بودن اعتراضات خیابانی موجب ریزش شدید نیرو در بدنه جنبش شده و بسیاری از کسانی که ماه‌ها قبل حاضر به همراهی بودند امروز به سرزندگی خود برگشته و به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر فایده‌ای ندارد.
این حامی میرحسین و نویسنده سایت جرس پیشنهاد کرده برای فعال کردن جنبش سبز باید کارهایی مانند بسیج عمومی حول حمایت از اعتصاب کارگران فلان کارخانه کوچک در فلان شهرستان را مطرح کرد تا دولت وادار شود حقوق کارگران را بپردازد در این صورت بین جنبش و اقشار ضعیف جامعه ارتباط برقرار خواهیم کرد.
وی در ادامه پیشنهادات مضحک خود نوشته باید خبرنگاران با زنان کارگر مصاحبه کنند و آنها بگویند چگونه در خانه‌های مردم با ترشی و مربا درست کردن زندگی خود را اداره می‌کنند و بعد سیاستمداران جنبش به دیدار اعتصاب کنندگان بروند و خلاصه راه‌های امتحان نشده را بیازمایند تا جنبش از این وضعیت نجات یابد!

نامه نمایندگان درباره پشت پرده مصوبه اخیر مجلس


عضو کمیسیون آموزش مجلس خبر داد که نمایندگان بزودی بیانیه ای را درباره پشت پرده مصوبه اخیر مجلس در اختیار رسانه ها قرار می دهند.

به گزارش شبکه ایران، دانشجویان و تشکل های دانشگاه های مختلف کشور از صبح امروز در اعتراض به مصوبه روز یکشنبه مجلس در تایید وقف اموال دانشگاه آزاد، در مقابل ساختمان بهارستان تجمع کردند.

تعدادی از شخصیت های دانشگاهی و بیش از 20 نماینده مجلس در تجمع دانشجویان معترض حاضر شدند و برخی به ایراد سخنانی درباره مصوبه اخیر مجلس پرداختند.

یکشنبه سیاه مجلس

در این باره، عباس سلیمی نمین رئیس مرکز مطالعات تاریخ معاصر در جمع معترضان به مصوبه اخیر مجلس درباره تایید وقف اموال دانشگاه آزاد اشاره کرد و گفت: یکشنبه سیاه روزی بود که مجلس ما وقف دانشگاه آزاد شد.

وی در بیان اصلی ترین مطالبه منتقدان اعلام کرد: زمانیکه پول بیت المال در جایی متمرکز شده، آنجا باید قانونمند شود.

در ادامه مهدی کوچک زاده نماینده مردم تهران هم به میان اجتماع دانشجویان معترض آمد و گفت: نمی توان از نماینده ای پذیرفت که به خاطر فلان امتیازی که دانشگاه آزاد به حوزه انتخابیه وی داده است، به طرح خلافی رای دهد.

تهیه ساز و کاری در خصوص رابطه نمایندگان با دانشگاه آزاد 

وی گفت: به عنوان اولین قدم از هیئت رئیسه می خواهیم که ساز و کاری در خصوص رابطه نمایندگان با دانشگاه آزاد  تهیه نموده و بر این رابطه نظارت جدی داشته باشد.

همچنین رسایی، دیگر نماینده مردم تهران با اشاره به اینکه برخی نمایندگان رای دهنده معترض شده و به صراحت گفته اند که دست اندرکاران طرح سر ‌آنها کلاه گذاشته اند، اظهار داشت: برخی نمایندگان ما بصیرت لازم را ندارند.

نامه نمایندگان درباره پشت پرده مصوبه اخیر مجلس

در ادامه طیبه صفایی عضو کمیسیون آموزش مجلس هم ترجیح داد که به اجتماع دانشجویان بیاید. وی با اشاره به دیدار و گفت و گوی صبح امروز کمیسیون متبوعش با رئیس مجلس گفت: در این دیدار اعتراض خود را نسبت به تصویب این طرح اعلام کردیم.

وی خبر داد نمایندگان بزودی بیانیه ای را درباره پشت پرده مصوبه اخیر مجلس در اختیار رسانه ها قرار می دهند.

عباسپور، مقصر اصلی

همچنین محمد علی زاکانی، عضو کمیسیون آموزش مجلس نیز طی سخنانی رئیس این کمیسیون را مقصر اصلی این جریانات دانست.

رجوی از موسوی چه میخواهد؟!

چشم و چراغ دادنهای رجوی به مخالفان داخلی دولت، ‌برخلاف مصوبات و تصمیمات مجاهدین مبنی بر ممنوعیت هرگونه تعامل با هرجناح و فرد در درون حاکمیت و در تضاد با استراتژی سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی است!

اما چرا رجوی دست به این عمل می زند و مثلاً موسوی را آقای موسوی خطاب و وی را از اشتباه محاسبه برحذر می‌دارد و منافعش را به وی یادآوری می کند؟

آیا موسوی همان کسی نیست که از او با عنوان نخست وزیر جنایتکار نام برده می شد و در بحبوحه ی عملیاتهای تروریستی مجاهدین به عنوان مهم ترین مقام اجرایی مسئولیت مقابله با تهدیدات امنیتی را داشت؟

آیا موسوی تاکنون خواهان سرنگونی نظام و برچیده شدن تمامیت آن شده است تا با این تغییر رویکرد از خط قرمز مستثنی شود و رجوی با او مکاتبه کند و مستقیماً وی را مورد خطاب قرار دهد؟

پس یا رویه ی پیشین باندرجوی که به علت همین نامه نگاریها از اتحاد با استراتژیک ترین هم پیمانانشان همچون بنی‌صدر و حزب دمکرات سرباز زدند تغییر یافته است و یا در آن زمان نامه نگاری به افرادی در حکومت بهانه ای برای تخطئه انتقادات آنها بوده تا کناره گرفتنشان از مجاهدین را وارونه جلوه دهند!

از سوی دیگر این حرکت دقیقاً برخلاف استراتژی مجاهدین، یعنی سرنگونی تمامیت حاکمیت است . به این دلیل که رجوی موسوی و کروبی را جناح مغلوب می داند، اما رسماً اعلام می‌کند که در پی تقویت آنان در مقابل جناح غالب است،عملی که سایر گروههای اپوزیسیون به دلیل اقدام به کمتر از آن مورد حمله و فحاشی مجاهدین قرار می گیرند.

اگرچه این موضوعی برای پی بردن به بی اصولی و فرصت طلبی رجوی است. شخصی که در طول سی سال گذشته اولین ناقض اصولی ادعایی اش بوده و همین رفتار خائنانه موجب به گل نشستن تشکیلات و بن بست خطی مجاهدین شده است.اما اصل قضیه در ماجرای چشمک و چراغ دادن رجوی به مخالفان دولت در جای دیگری است.

اصولاً در تفکر و ایدئولوژی رجوی، نقش اصلی و بازیگر تعیین کننده ی صحنه سیاسی – که البته تعریفی جز تلاش برای به دست آوردن قدرت ندارد - مجاهدین و در رأس آن شخص وی است و آنچه با عنوان کارگر، دانشجو، خلق و انقلاب در ادبیات مجاهدین یافت می‌شود، واژه‌هایی است برای تعریف ابزار مورد لزوم در مسیر دست یابی به قدرت سیاسی که به وقت خود باید در سناریوی مورد نظر رجوی ایفای نقش کنند.

این ابزار در کنار ابزاری مانند کودتا، نفوذ، تحریک عامل خارجی برای دخالت در اوضاع داخلی و یا زد وبندهای سیاسی برای تضعیف حاکمیت مورد استفاده قرار می گیرد که به راحتی می توان به درجه ی پایین اهمیت آنها در دیدگاه مجاهدین نسبت به سایر وسایل پی‌ برد.

وجود واژگانی مانند " ضرورت پایان بخشیدن به مماشات "، " ضرورت تحریم همه جانبه " ، " تضعیف و تزلزل " ، شقه درونی " ، " تعمیق شکاف "، "جنگ و جدال جناحها " ، "اعتراف به ..."، " انزوای رژیم " و ... در تبلیغات و فعالیت های سیاسی مجاهدین مؤید این واقعیت است.

چشمک و چراغ دادن رجوی به موسوی و تلاش برای جذب ِ هواداران او به سبب اعتقاد ِ عمیق رجوی به کارآیی کودتا است. یک بار دیگر رجوی در سال 1360 این روش را تجربه و سعی کرد با جداکردن بنی صدر از حاکمیت و به اصطلاح سست نمودن پایه های حکومت، بستر مناسب برای موفقیت کودتای نظامی خرداد 60 را فراهم آورد اما ناکام ماند.

به این سبب از آنجا که موسوی را جناح مغلوب و جزیی از همین نظام می داند، تلاش دارد تا این تضاد را بارور ساخته و به زعم خود به جنگ و جدال بیشتر و تضعیف کل حاکمیت برساند و یک بار دیگر تجربه کودتای سی خرداد 60 را تکرار کند.

اما با یک مقایسه ساده با سال 1360 می توان به عمق اشتباه محاسبه رجوی رسید:

اولاً موسوی مدتها است از هرگونه منصب دولتی دور بوده و هیچ نقش و اثری در کل ساختار حاکمیت نداشته و ندارد،‌ برخلاف بنی صدر که به عنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوا همراهی اش با مجاهدین می‌توانست ضربه به حکومت باشد.

دوماً مجاهدین مدتها است - یعنی برای سه دهه ی متوالی – که هیچگونه نقشی در داخل کشور نداشته و اساساً نمی توانند رابطه ی تنگاتنگی با هیچ گروه و فردی به جهت تأثیرگذاری برقرار سازند و حداکثر کاری که رجوی می تواند انجام دهد همین نامه نگاریها است و طبیعی است که هیچکس گول فحوا و قول و قرار ها و تضمین های توخالی وی را نخواهد خورد و به علت حضور در داخل کشور بیش از هر جریانی از وزن و جایگاه مجاهدین مطلع باشند که خود یک عامل قوی و بازدارنده در هم پیمانی با مجاهدین است.

ضمن آن که هیچکس تجربه ی عبرت آموز بنی صدر و به لجن کشیده شدن وی و سقوط از اوج افتخار ِ ریاست جمهوری ایران به حضیض ذلت همپیمانی با وطن فروشان تروریست و آدمکش را از یاد و خاطر نخواهد برد.

سوماً رجوی با دیدگاهی فاشیستی و تنگ نظرانه همه ی فعالان عرصه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را حاکمیت می داند و به همین دلیل است که همواره به خط کشی قرمز با فعالین عرصه های مختلف فرمان داده و آنها را با عنوان هنرمندان رژیم، ورزشکاران رژیم و یا مطبوعات حکومتی و جناح مغلوب و ... توصیف نموده است. سانسور اخبار ورزش و فرهنگ و هنر و سایر شئون اجتماعی از سوی مجاهدین نیز به این علت صورت می گیرد که انعکاس آن را تقویت بنیانهای حکومت می دانند!

این در حالی است که در جامعه ایران هر کسی نقش خاص خود را دارد و به ویژه سیاسیون و دولتمردان در یک فرآیند دمکراتیک انتخاب و با پایان یافتن دوران مسئولیتشان از دور خارج می شوند و مانند کلیه کشورهای دمکراتیک صرفاً حق اظهار نظر و فعالیت سیاسی دارند و این گونه نیست که به سبب مسئولیتی که در گذشته داشته اند بتوانند سهم خواهی کنند.

از آنجا که رجوی هیچگاه در طول مدت عمرش تجربه ی دمکراتیکی نداشته و از جوانی در تشکیلات بسته و توتالیتر با قوانین فاشیستی و غیرانسانی که خود در وضع آن نقش بسزایی داشته زیسته و مدینه ی فاضله اش عراق ِ صدام حسین بوده است، قادر به درک این مناسبات نیست و از همین رو تحلیل های عجیبی در مورد حاکمیت و ایجاد شکاف در آن دارد.

در پایان بایستی یادآور شد که آمدن رجوی به سر ِ خط و نقطه ای که سی سال پیش نزاع با حاکمیت را شروع کرد اعتراف به بی نتیجه بودن ِ اقدامات سی ساله مجاهدین است، اعتراف به این است که در ایران خبری از قیام و انقلاب نیست، اعتراف به این است که رجوی همچنان کودتا و خیانت را تنها راه رسیدن به قدرت می داند.
[+]  نوشته شده توسط در سه شنبه یکم تیر 1389 در ساعت 18:17 | نظر بدهید |

حمله بروجردی به منتقدان دانشگاه آزاد

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس علی‌رغم مخالفت‌های گسترده جامعه دانشگاهی با مصوبه اخیر خانه ملت، مخالفان با اقدامات دانشگاه آزاد را به باد انتقاد گرفت.

به گزارش فارس، علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس علی‌رغم مخالفت‌‌های این روزهای جامعه دانشگاهی با مصوبه اخیر مجلس در حمایت از وقف اموال دانشگاه آزاد و همچنین انتقاد دانشجویان از مدیریت این دانشگاه، مصاحبه‌ای را در حمایت از این دانشگاه با پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه آزاد (آنا) انجام داده است که در ذیل به بخش‌هایی از آن اشاره می‌شود.

وی در این مصاحبه می‌گوید: دانشگاه آزاد اسلامی با تربیت نیروی انسانی کارآمد و شایسته، به توسعه آموزش عالی کشور کمک شایانی کرده است.

بروجردی با بیان این که افرادی سعی دارند با فشار به این دانشگاه، آن را زیر سوال ببرند، تاکید کرد: منتقدان دانشگاه آزاد، چشم خود را بر روی حقایق بسته اند و تنها، نگاه سیاسی به این قضایا دارند.

نماینده مردم بروجرد افزود: منتقدان معاند با دانشگاه آزاد اسلامی نمی‌توانند دستاوردها و خدمات این مجموعه آموزش عالی به کشور را انکار کنند.

وی افزود:اموال دانشگاه آزاد اسلامی متعلق به هیچکس نیست و سرمایه ای عظیم برای پیشرفت و اعتلای میهن اسلامی مان است.

حمله بروجردی به منتقدان دانشگاه آزاد

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس علی‌رغم مخالفت‌های گسترده جامعه دانشگاهی با مصوبه اخیر خانه ملت، مخالفان با اقدامات دانشگاه آزاد را به باد انتقاد گرفت.

به گزارش فارس، علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس علی‌رغم مخالفت‌‌های این روزهای جامعه دانشگاهی با مصوبه اخیر مجلس در حمایت از وقف اموال دانشگاه آزاد و همچنین انتقاد دانشجویان از مدیریت این دانشگاه، مصاحبه‌ای را در حمایت از این دانشگاه با پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه آزاد (آنا) انجام داده است که در ذیل به بخش‌هایی از آن اشاره می‌شود.

وی در این مصاحبه می‌گوید: دانشگاه آزاد اسلامی با تربیت نیروی انسانی کارآمد و شایسته، به توسعه آموزش عالی کشور کمک شایانی کرده است.

بروجردی با بیان این که افرادی سعی دارند با فشار به این دانشگاه، آن را زیر سوال ببرند، تاکید کرد: منتقدان دانشگاه آزاد، چشم خود را بر روی حقایق بسته اند و تنها، نگاه سیاسی به این قضایا دارند.

نماینده مردم بروجرد افزود: منتقدان معاند با دانشگاه آزاد اسلامی نمی‌توانند دستاوردها و خدمات این مجموعه آموزش عالی به کشور را انکار کنند.

وی افزود:اموال دانشگاه آزاد اسلامی متعلق به هیچکس نیست و سرمایه ای عظیم برای پیشرفت و اعتلای میهن اسلامی مان است.

فتنه گران زیر زمینی می شوند؟!

فتنه گران زیر زمینی می شوند؟!

جریان فتنه پس از شکستهای متوالی در ماههای اخیر بنا بر توصیه های تئوریسن های خود ازیک سو به دنبال کار تئوریک رفته و از سوی دیگر به سمت به اصطلاح روشنگری و اطلاع رسانی البته به سبک غیر قانونی و زیر زمینی رفته اند.

به گزارش جوان آنلاین، اخیرا باندی که به صورت سازمان یافته اقدام به توزیع شبنامه های در سطح یکی ا زشهرهای بزرگ کشورمی نمود شناسایی و دستگیر شدند  با پیگیریهای انجام شده تعداد بیش از10000 نسخه شبنامه که توسط جریان فتنه جهت توزیع در این شهر  تهیه شده بود که توسط عوامل امنیتی کشف و ضبط شد.

متن این شبنامه ها مربوط به وقایع خرداد ماه و تحریک مردم بوده است.

گفتنی است این باند اقدام به تکثیر 30 هزار نسخه از این شب نامه نموده بود و آنها را به رابطین خود جهت توزیع تحویل داده بود که قبل از هرگونه اقدامی کلیه اعضای این باند همگی دستگیر شدند.

تجمع بزرگ مردمی

کیف انگلیسی دانشگاه آزاد کار ساز شد

کیف انگلیسی دانشگاه آزاد

در شرایطی که طیف حامیان رئیس دانشگاه آزاد در مجلس، روز گذشته در برابر مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ، اساسنامه سابق دانشگاه آزاد را احیا کردند، علی عباسپور، بردار خانم رئیس دانشگاه آزاد و رئیس کمیسیون آموزش مجلس، مدعی شد که "مصوبه مجلس در تقابل با شورای عالی انقلاب فرهنگی نیست."

وی در عین حال گفت: در مصوبه مجلس تاکید شد که تغییر اساسنامه موسسات آموزشی غیردولتی تنها با پیشنهاد هیئت موسس امکان خواهد داشت؛ بنابراین مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی که بدون پیشنهاد اعضای هیئت موسس بوده است بااین مصوبه مجلس ملغی است.

عباسپور که بردار همسر عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد نیز هست با سخنان دیروز خود در حین تصویب طرح مذکور،عملا موضوع وقف این دانشگاه را هم به مصوبه نمایندگان رساند.

او در ادامه مصاحبه اش با سایت وابسته به مرکز تحقیقات مجمع تشخیص، نیت مسئولان دانشگاه آزاد از اصرار بر وقف اموال 250 هزار میلیارد تومانی این دانشگاه را "خیر" و اقدام آنان را "خیرخواهی" نامید.

وی همچنین در جملاتی مبهم، دولت را هم به تلاش برای حفظ "منافع خود" متهم کرد: در حکومت اسلامی اگرقرار است عده ای از سر خیرخواهی کاری انجام دهند طی مقرراتی که همان ابتدا وجود دارد عده ای تصمیم به انجام کار خیر از جمله احداث بیمارستان یا دانشگاه می گیرند اما این نباید به گونه ای باشد که هرگاه دولت تصمیم گرفت تغییراتی را لحاظ کند و یا به نفع خود آن را مصادره کند اجازه این کار را دارد این لطمه به همان خیرین است که نیت خیر داشته اند.

بر اساس اساسنامه جدید دانشگاه آزاد و نظر کارشناسان حقوقی، اموال دانشگاه آزاد جز "اموال عمومی" محسوب می شود و نمی توان سرمایه عموم مردم را وقف کرد.

شاید به همین دلیل است که رسانه ها،  دلیل اصرار هیئت موسس این دانشگاه به ریاست آقای هاشمی بر موضوع وقف را با هدف "حفظ منافع شخصی" مدیران آن مرتبط دانسته اند.

با این حال آقای عباسپور که به کمک معاون پارلمانی آقای جاسبی از رایزنی های اخیر در مجلس موفق بیرون آمده است، معتقد است که کسی نباید به این مصوبه ایراد بگیرد.

تشریح دلایل وقف اموال دانشگاه آزاد


تکلیف بیش از 40 هزار میلیارد تومان ثروت دانشگاه آزاد روشن شد!

وی درباره هدف مسئولین از وقف دانشگاه آزاد اسلامی افزود: امروز دانشگاه آزاد با بیش از 40 هزار میلیارد تومان ثروت سرمایه بزرگی برای کشور است که برای تداوم و پایداری هر چه بیشتر این دانشگاه تصمیم به وقف آن گرفته شد.

وقف اموال دانشگاه آزاد باعث می شود در صورت انحلال اموالش در اختیار هیچ نهادی!!! قرار نگیرد

معاون پارلمانی دانشگاه آزاد تصریح کرد: گرچه ما تا کنون با دولتهای مختلف مسئله خاصی نداشتیم و در حال حاضر نیز مشکلی نداریم و اقدامات دولتهای مختلف در کار ما مشکلی ایجاد نمی کند تنها برای اطمینان خاطر از آینده دانشگاه آزاد اسلامی و اینکه اگر روزی به هر دلیل این دانشگاه منحل شد!! ثروت آن در اختیار جاهای دیگر قرار نگیرد دانشگاه آزاد اسلامی را وقف کردیم.

وی افزود: در نقاط دیگر جهان هم این کار را به سبک خودشان انجام می دهند که کار شایسته و ارزنده ای است و باعث شفاف سازی بیشتر و شادی و امنیت خاطر مردم می شود. دانشگاه آزاد اسلامی نیز همین کار را کار تا شفاف سازی قابل توجهی صورت گیرد.

معاون دانشگاه آزاد اسلامی یادآور شد: مدتهاست که در برخی محافل گفته می شود که درآمد این دانشگاه به اعضای هیئت موسس می رسد در صورتی که این خلاف واقع بود و حال با وقف اموال این دانشگاه این شائبه نیز برطرف شده است و مردم اطمینان خاطر دارند که اموال این دانشگاه به شخص خاصی تعلق ندارد.


برخی منتقدان شیرینی وقف اموال دانشگاه آزاد را با برخی موضع گیریها تلخ نکنند.



تغییر اساسنامه در دستور کار

معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی درباره تغییر اساسنامه این دانشگاه خاطرنشان کرد: تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی در دستور کار هیئت موسس دانشگاه قرار دارد.

وی درباره اعضای جدید هیئت موسس این دانشگاه نیز  گفت: آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، دکتر عبدالله جاسبی، مهندس میرحسین موسوی، آیت الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، حجت الاسلام سیدحسن خمینی، دکتر ابراهیم حسن حبیبی، حجت الاسلام دکتر محسن قمی، دکتر علی اکبر ولایتی و دکتر حمید میرزاده اعضای جدید هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی هستند.

نکته : دانشگاه آزاد در انتخابات ریاست جمهوری از یکی از کاندیداها پشتبانی مالی در حد وسیع می کرد

برادر همسرجاسبی:انتقادها وارد نیست؛ نیت ما خیر بوده است

 در شرایطی که طیف حامیان رئیس دانشگاه آزاد در مجلس، روز گذشته در برابر مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ، اساسنامه سابق دانشگاه آزاد را احیا کردند، علی عباسپور، بردار خانم رئیس دانشگاه آزاد و رئیس کمیسیون آموزش مجلس، مدعی شد که "مصوبه مجلس در تقابل با شورای عالی انقلاب فرهنگی نیست."

وی در عین حال گفت: در مصوبه مجلس تاکید شد که تغییر اساسنامه موسسات آموزشی غیردولتی تنها با پیشنهاد هیئت موسس امکان خواهد داشت؛ بنابراین مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی که بدون پیشنهاد اعضای هیئت موسس بوده است بااین مصوبه مجلس ملغی است.

عباسپور که بردار همسر عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد نیز هست با سخنان دیروز خود در حین تصویب طرح مذکور،عملا موضوع وقف این دانشگاه را هم به مصوبه نمایندگان رساند.

او در ادامه مصاحبه اش با سایت وابسته به مرکز تحقیقات مجمع تشخیص، نیت مسئولان دانشگاه آزاد از اصرار بر وقف اموال 250 هزار میلیارد تومانی این دانشگاه را "خیر" و اقدام آنان را "خیرخواهی" نامید.

وی همچنین در جملاتی مبهم، دولت را هم به تلاش برای حفظ "منافع خود" متهم کرد: در حکومت اسلامی اگرقرار است عده ای از سر خیرخواهی کاری انجام دهند طی مقرراتی که همان ابتدا وجود دارد عده ای تصمیم به انجام کار خیر از جمله احداث بیمارستان یا دانشگاه می گیرند اما این نباید به گونه ای باشد که هرگاه دولت تصمیم گرفت تغییراتی را لحاظ کند و یا به نفع خود آن را مصادره کند اجازه این کار را دارد این لطمه به همان خیرین است که نیت خیر داشته اند.

بر اساس اساسنامه جدید دانشگاه آزاد و نظر کارشناسان حقوقی، اموال دانشگاه آزاد جز "اموال عمومی" محسوب می شود و نمی توان سرمایه عموم مردم را وقف کرد.

شاید به همین دلیل است که رسانه ها،  دلیل اصرار هیئت موسس این دانشگاه به ریاست آقای هاشمی بر موضوع وقف را با هدف "حفظ منافع شخصی" مدیران آن مرتبط دانسته اند.

با این حال آقای عباسپور که به کمک معاون پارلمانی آقای جاسبی از رایزنی های اخیر در مجلس موفق بیرون آمده است، معتقد است که کسی نباید به این مصوبه ایراد بگیرد. 

بردار خانم آقای جاسبی حتی منتقدان را هم به "سیاسی کاری" متهم کرده است.

او گفت: این مصوبه بحث‌های مربوط به مراکز آموزشی غیر دولتی درباره وقف و اساسنامه پایان داد و اگر عده‌ای به دنبال کار سیاسی نباشند قاعدتا دیگر نباید شاهد بحث‌های جدید در این خصوص باشیم.

به گفته آقای عباسپور وی و همراهانش اکنون منتظر نظر شورای نگهبان هستند و تصور می کنند که مصوبه مجلس مشکل قانونی و شرعی نداشته باشد.

در مقابل این پیش بینی حامیان آقای جاسبی، منتقدان معتقدند که طرح حمایت از وقف دانشگاه آزاد از سوی شورای نگهبان رد خواهد شد چرا که این وقف به معنی حراج 250 هزار میلیارد تومان پول از کیسه ملت خواهد بود.

ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد تشکیل شد


ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد تشکیل شد.

در بیانیه اعلام موجودیت ‌ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد آمده است: بی همتی عده‌ای از وکلای ضعیف النفس مجلس شورای اسلامی در تصویب طرحی که عزت و استقلال خانه ملت ایران را زیر سوال برده است دانشجویان را بر آن داشت تا خود راسا وارد صحنه شوند و نسبت به احقاق حقوق مردم اقدام کنند.

این بیانیه می‌افزاید: به فرموده امام راحل، مجلس در راس امور است و اقدام دانشجویان در جهت حمایت از مجلس می باشد تا نمایندگان آن وکیل ملت باشند نه جیره خوار عده‌ای خاص! اما مجلس با تصویب این طرح نشان داد که در راس آن قدرت‌مندان رانت‌خوار و لابی‌گران قرار دارد.

ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد در ادامه این بیانیه تصریح کرده است: این ستاد در پی حمایت از قانونگرایی و رعایت تکالیف قوا و حمایت از شورای عالی انقلاب فرهنگی و اختیارات آن بر اساس اصل 110 قانون اساسی و تاکیدات مقام معظم رهبری است.

این بیانیه می افزاید: ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد بدون هیچ رنگ و بوی سیاسی و دور از جدال‌های رایج میان احزاب و تشکل‌های سیاسی به دنبال حقوق ملت است تا هزاران میلیارد تومان از اموال مردم که تحت نظارت عده ای خاص قرار گرفته است را از زیر چنبره آنها درآورد.

این تشکل با تاکید بر اینکه این حرکت همانند جنبش حمایت از حقوق هسته‌ای ملت ایران جزو حرکت‌های اصیل دانشجویی است خاطرنشان کرده است: از عموم دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی دعوت می‌شود تا به این ستاد بپیوندند.

منتظر برخورد قاطعانه شما با جریان مافیای قدرت در بحث دانشگاه آزاد هستیم

بسیج دانشجویی دانشگاه‌های‌تهران‌بزرگ خطاب به رئیس قوه قضائیه:

منتظر برخورد قاطعانه شما با جریان مافیای قدرت در بحث دانشگاه آزاد هستیم

شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ در نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضائیه، اعلام کرد: ما در آستانه هفته بزرگداشت قوه قضائیه در انتظار برخورد قاطعانه حضرتعالی با جریان مافیای قدرت در بحث دانشگاه آزاد هستیم.

 متن کامل این نامه به این شرح است:

ریاست محترم قوه قضائیه
حضرت آیت الله آملی لاریجانی

سلام علیکم

همانگونه که مستحضرید یکی از شگردهای قانون گریزی باند مخوف زر و زور که قبلا هم به انحای مختلف برای فرار از چنگال قانون به آن دست یازیده، سوء استفاده از برخی احکام و افراد قضایی است که این بار در آستانه هفته قوه قضائیه اعتبار این نهاد عظیم قضایی را هدف قرار داده و آن را به سخره گرفته است.

بر اساس حکم امام راحل (ره) و منویات مقام معظم رهبری، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، بر سایر قوانین موضوعه در حوزه مسائل مربوط به نظام آموزشی عالی کشور رجحان دارد. حال چگونه می شود تصور کرد که یک قاضی بر خلاف این نظریه حکم به تعطیلی مصوبه شورا بدهد؛ لذا بسیج دانشجویی طرح این موضوع حاشیه ای در برهه کنونی را پوششی برای طرح مشکوکی می داند که مجلس شورای اسلامی آبستن آن است.

ورود عالمانه، انقلابی و عدالتخواهانه شما به این قضیه و ممانعت از حکم سوال برانگیز قاضی مزبور نشانگر جدیت و میزان صداقت شما در «مبارزه با مفاسد» در هفته قوه قضائیه بوده و یادآور آن صحبت حضرتعالی در روز معارفه خواهد بود که «نخواهیم  گذاشت حقی از کسی یا جریانی تضییع شود»،‌ همین مسئله در عین حال بهترین گزارش عملکرد شما در هفته قوه قضائیه به پیشگاه ملت شریف و عدالتخواه ایران اسلامی بوده و استقلال دستگاه قضایی را به رساترین بیان، فریاد خواهد زد.

ما دانشجویان بسیجی در آستانه هفته بزرگداشت قوه قضاییه در انتظار برخورد قاطعانه حضرتعالی با جریان مافیای قدرت در بحث دانشگاه آزاد اسلامی می باشیم.

شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ.

روزی که مجلس وقف دانشگاه آزاد شد!

برخی به این امید که به علت تناقض این مصوبه با تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد دانشگاه آزاد، این طرح از سوی شورای نگهبان رد خواهد شد به خود امیدواری می دهند اما ظاهرا قرار است تا در ادامه ی این سناریوی تکراری ، پس از رد شدن مصوبه دیروز مجلس از سوی شورای نگهبان با اصرار نماینده های مشتاق دانشگاه آزاد کار به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشیده شده و در آنجا دیگر تکلیف کار روشن شود!

 روز گذشته خبری منتشر شد که به بهانه طرح بررسی دانشگاههای غیر انتفاعی بحث بررسی وقف اموال دانشگاه آزاد در مجلس مطرح گردیده و جالب است که رای آورد!
به گزارش صراط با وجود انتقاد نمایندگان مخالف طرح و مرتبط دانستن این موضوع با بحث این روزهای دانشگاه آزاد یعنی برکناری جاسبی، ابتدا گفته شد که هدف از این طرح بررسی دانشگاههای غیر انتفاعی است و ربطی به دانشگاه آزاد ندارد ولی اشتیاق برخی نمایندگان مجلس به دانشگاه آزاد خصوصا شخص عباسپور رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و از اقوام جاسبی کار را به جایی رساند که بحث وقف اموال این دانشگاه در مجلس مطرح و در کمال ناباوری به تصویب رسید.
هرچند که عده ای از نمایندگان مجلس با این طرح به مخالفت پرداخته و سعی در اجرای درست قانون داشتند اما متاسفانه اکثریت نمایندگان بنا به دلائلی نامعلوم! موافقت خود را با طرح اعلام کرده و آنرا به تصویب رساندند!
برخی به این امید که به علت تناقض این مصوبه با تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد دانشگاه آزاد، این طرح از سوی شورای نگهبان رد خواهد شد به خود امیدواری می دهند اما ظاهرا قرار است تا در ادامه ی این سناریوی تکراری ، پس از رد شدن مصوبه دیروز مجلس از سوی شورای نگهبان با اصرار نماینده های مشتاق دانشگاه آزاد کار به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشیده شده و در آنجا دیگر تکلیف کار روشن شود!
این در حالی است که قدرت عجیب باند پارلمانی رئیس دانشگاه آزاد این دانشگاه را به امپراطوری تبدیل کرده است .

گفتنی است از آنجا که وظایف و اختیارات شورای عالی انقلاب فرهنگی و همچنین جایگاه حقوقی مصوبات آن در بعضی موارد مورد اختلاف نظر واقع می شد، پس از تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 1363، حضرت آیت‌الله خامنه‌ا‌ی( رئیس جمهور وقت) در بهمن ماه سال 63 طی استفساری(نامه شماره 9718/1 مورخ 29/11/1363) از حضرت امام(ره) این چنین مرقوم کردند:

" محضر مبارک رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی(مد‌ظله‌العالی)،
شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تأمین اهداف و دستوراتی که در حکم حضرت‌عالی بدان تصریح شده، ناچار است، ضوابط و قواعدی وضع کند. همکاری و دخالت قوه قضائیه در موارد لزوم، منوط به آن است که مصوبات این شورا دارای اعتباری در حد قانون باشد. مستدعی است، نظر شریف در این‌باره را ابلاغ فرمایید.
"سید علی خامنه‌ای، رییس جمهوری اسلامی ایران. "

حضرت امام خمینی در پاسخ به نامه مزبور چنین فرموده‌اند:
" بسمه تعالی، ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع می‌نمایند باید ترتیب آثار داده شود.
روح‌الله الموسوی الخمینی
6 اسفند 1363 "

پشت پرده تصویب طرح وقف، حفظ مدیریت دانشگاه آزاد نهفته است

حکومیت حمایت نمایندگان مجلس از جاسبی

جعفری: پشت پرده تصویب طرح وقف، حفظ مدیریت دانشگاه آزاد نهفته است

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با بیان اینکه نمایندگان باید در تصویب طرح‌ها تیزهوشی و بینش سیاسی را لحاظ کنند، گفت: متاسفانه پشت پرده تصویب طرح وقف دانشگاه آزاد، حفظ مدیریت این دانشگاه نهفته است.

بهروز جعفری ، در خصوص مصوبه دیروز مجلس مبنی بر موافقت با طرح وقف اموال دانشگاه آزاد، با اشاره به اینکه هدف از تصویب این طرح، حمایت از دانشگاه آزاد است، اظهار داشت: هر چند این طرح به صورت عام و در مورد مراکز و موسسات آموزش عالی غیردولتی است، اما در هر حقیقت با محوریت دانشگاه آزاد و حمایت از این مجموعه بوده است.

وی به استفساریه موجود در این خصوص اشاره و عنوان کرد: بر اساس استفساریه ای که به مجلس ارائه شد، شورای عالی انقلاب فرهنگی حق قانونگذاری در مورد دانشگاه آزاد را ندارد و فقط مجلس باید در این زمینه قانونگذاری کند.

عضو کمسیون فرهنگی مجلس تصریح کرد: این استفساریه برخلاف رای مقام معظم رهبری است که فرمودند در مسائلی که شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به آن ورود پیدا می‌کند مجلس نباید دخالت کند.

جعفری ادامه داد: در قضیه دانشگاه آزاد، اول شورای عالی انقلاب فرهنگی ورود پیدا کرد و اساسنامه جدیدی در خصوص دانشگاه آزاد ارائه داد، لذا با استناد به این مسئله مطمئنا شورای نگهبان با تصویب این طرح در مجلس مخالفت خواهد کرد.

این نماینده اصولگرای مجلس با بیان این مطلب که دلیل موافقت نمایندگان با این طرح استناد به فتوای مقام معظم رهبری بوده است، گفت:‌ این فتوا، فتوای عام بوده و مقام معظم رهبری فرموده اند که اگر کسانی اجازه تصرف مالکانه در مالی را داشته باشند می‌توانند آن را وقف کنند، بنابراین در صورتی که فردی صاحب مال نباشد نمی‌تواند آن را وقف کند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با بیان این مطلب که رئیس مجلس نیز مطرح شدن این طرح را خلاف قانون اساسی دانسته بود، گفت: این طرح با لابی‌هایی که صورت گرفته بود به تصویب رسید.

جعفری با بیان این مطلب که آیا مجلس باید گرفتار ماراتن قانون گذاری بین شورای عالی انقلاب فرهنگی و دانشگاه آزاد باشد، تصریح کرد: ‌در حقیقت پشت قضیه تصویب طرح حمایت از تاسیس و تقویت موسسات و مراکز آموزش عالی دولتی، حفظ مدیریت دانشگاه آزاد نهفته است.

عضو کمسیون فرهنگی مجلس با انتقاد از امضاکنندگان این طرح گفت: نمایندگان باید تیزهوشی و درایت خود را حفظ کنند تا در زمینه‌ای که نظر رهبری و دفتر ایشان و افکار عمومی و همچنین دانشجویان مخالف است، وارد نشوند.

ترفند جدید سبزها

یکی از مجریان شبکه‌های فارسی زبان از شیوه ابتکاری خود برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و شعار ملی سبزها رونمایی کرد
 شهرام همایون که ظاهرا به تازگی با آموزه‌های جین شارپ طراح اصلی انقلاب های رنگین آشنا شده، با کپی برداری ناقص از طرحهای او مانند مبارزه روانی با حکومت، گفت: شعار ملی ما از این پس کلمه "نه" خواهد بود.
وی افزود: همین یک کلمه می تواند شعار ملی باشد. این "نه" را بخاطر بسپارید.
همایون در تشریح شیوه استفاده از این کلمه سرنوشت‌ساز برای خارج نشینان گفت: در اداره به یکدیگر بگویید نه. هر جا و به هر کس که می رسید بگویید نه. به راننده تاکسی نه، به کارمند بانک نه، به معلم نه.
این مجری مبتکر تصریح کرد: از این به بعد به جای سلام و علیک بگویید نه. چون این نه باید یک کلام و شعار ملی بشود. به مغازه دار بگویید نه.
وی با اعتراف به اختلافات عمیق مخالفان جمهوری اسلامی اظهار داشت: بگذارید در برهه ای از زمان همه ما در یک نقطه و در یک مرحله با هم مشترک شویم چرا که ما هیچ چیز مشترکی نداریم و تمام تفاهم ما در نداشتن تفاهم است.
همایون افزود: به برنامه تلویزیونی یا رادیویی که زنگ می زنید اول بگویید نه، در خیابان که از کنار هم رد می شوید بگویید نه، روی دیوار بنویسید نه، سرچهار راه به محض این که فرصت پیدا کردید فریاد بزنید نه، در سبزی فروشی قبل از هر سلام و علیکی و پرسیدن نرخ سبزی ابتدا بگویید نه !
این کارشناس سیاسی لس آنجلس نشین در ادامه به انتقاد از برخی اقدامات سبزها پرداخت و با عصبانیت گفت: معجزه این نه را ملت ایران به زودی متوجه خواهد شد؛ نه به خاتمی، نه به عوامل بیگانه، نه به استعمار، نه به دولت های بیگانه.وی در پایان با توصیه به اینکه نوشتن کلمه "نه" حتی در کودکستان و مهدکودک ها باید همه گیر شود، ابراز امیدواری کرد با این اقدام ضربه محکمی به جمهوری اسلامی وارد شود.

پاتک دانشگاه آزاد به قانون

پاتک دانشگاه آزاد به قانون

سال 87 هنگامی که بحث مشکلات مدیریتی دانشگاه آزاد از سوی منتقدان مطرح شد و مطبوعات مواردی همچون سوء مدیریت، خروج سرمایه‌ها، اعطای مدرک تحصیلی و اخبار و مطالبی از این قبیل که مرتبط با دانشگاه آزاد بود را انعکاس دادند، دانشگاه آزاد طبق روال معمول از شیوه تهدید منتقدان استفاده کرد و با طرح شکایت از آنان و رایزنی با برخی مقامات ذی‌نفوذ، تلاش کرد واقعیات را وارونه جلوه دهد.

اما در این بین افکار عمومی قابل خرید نبود و مدیریت دانشگاه آزاد در میان توده مردم نفوذی نداشت. بنابراین مردم و به ویژه دانشجویان انتقادات گسترده‌ای را نسبت به مدیریت 25 ساله روسای دانشگاه آزاد خصوصا عبدالله جاسبی ابراز کردند و مطبوعات مستقل در این زمینه نقش فعالی داشتند. در این شرایط دانشگاه آزاد هم ساکت نماند و برای تضعیف منتقدان به راهکارهای گوناگونی توسل جست. یکی از این راهکارها «طرح وقف اموال دانشگاه آزاد» بود که البته این مورد نه تنها موجب سکوت منتقدان نشد بلکه بر دایره انتقادات افزود. در واقع وقف دانشگاه آزاد از منظر منتقدان به حدی طنزآلود می‌نمود که بسیاری از آنان بر این اعتقاد بودند:«مدیران دانشگاه آزاد اگر به امور وقف علاقه مندند، اموال شخصی خود را وقف کنند؛ چرا قصد وقف دانشگاه آزاد که از جنس مالکیت عمومی است را دارند؟»

کارشکنی‌ها همچنان ادامه دارد

پس از طرح وقف دانشگاه آزاد، مباحث فراوانی در محافل سیاسی و اجتماعی صورت گرفت؛ اما سرانجام اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی که از سال 1385 و حدود 40 ماه پیش اصلاح آن در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفته بود، پس نهایی شدن روز ‌شنبه 28 فروردین ماه 89 از سوی رئیس‌جمهور برای اجرا ابلاغ شد که در بخشی از ماده 4 آن آمده بود:«دانشگاه مؤسسه‌ای است عمومی و غیردولتی و اموال آن به‌عنوان اموال عمومی محسوب می‌شود.» این بند به گونه‌ای بر خیالات هیأت مؤسس و امنای دانشگاه آزاد برای وقف اموال دانشگاه آزاد خط بطان کشید. از طرفی در اساسنامه جدید ریاست دانشگاه آزاد دوره‌ای و چهار ساله شد. این موارد و مسائلی مشابه در نهایت موجب آن شد که اساسنامه جدید از سوی هیأت مؤسس دانشگاه آزاد مغایر با شرع و قانون اساسی اعلام شود. در ادامه این سیاست دانشگاه آزاد، در مورخ 28 اردیبهشت‌ماه، مجلس شورای اسلامی نیز طرح وقف اموال دانشگاه آزاد را با عنوان «طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی» با قید دوفوریت در دستور کار خود قرار داد که روز بعد از آن یک فوریت طرح مذکور در صحن علنی مجلس به تصویب نمایندگان رسید. در ادامه این کارشکنی‌ها که همه در پی راهی برای دور زدن مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌گردد، روز گذشته مجلس شورای اسلامی طرح حمایت از تأسیس و تقویت مؤسسات و مراکز آموزش عالی غیردولتی را بررسی و ماده واحده آن را تصویب نهایی کرد. نمایندگان مجلس در بخشی از این مصوبه مقرر کردند:«وقف عام اموال مراکز آموزشی عالی و غیردولتی، غیرانتفاعی و سایر مؤسسات غیردولتی غیرآموزشی که هیأت مؤسس یا هیأت امنای آن‌ها حق تصرف مالکانه نسبت به آن را دارند و تا تاریخ تصویب این قانون صیغه وقف آن جاری شده یا در آینده جاری شود، معتبر است.» نمایندگان مجلس با این مصوبه ضمن موافقت با وقف اموال دانشگاه آزاد، مصوب کردند که تغییرات اساسنامه دانشگاه و مراکز آموزش عالی غیردولتی با پیشنهاد هیأت مؤسس صورت بگیرد.

این اقدامات در‌حالی صورت گرفته است که اخیرا انتشار خبری جالب، پرده از حقایق برمی دارد. در حقیقت دستور موقت شعبه 29 دادگاه عمومی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران مبنی بر منع و توقف اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی ـ مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ از جمله پدیده‌های مبهم و شگفت انگیز است که هیچ توضیح قانع کننده‌ای برای آن وجود ندارد؛ زیرا رئیس قوه قضائیه از جمله اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی است. با این حال دستور مزبورکه صریحاً منع و توقف اساسنامه جدید دانشگاه آزاد را خواسته است به نوعی دلیل اصلی تلاش برخی از نمایندگان مجلس برای صحه گذاشتن بر اقدامات دانشگاه آزاد را نیز روشن کرده است. طرح «استفساریه اختیارات شورای عالی انقلاب فرهنگی» که از سوی برخی از نمایندگان مجلس مطرح است، شاهد دیگری بر این مدعاست.

دانشگاه آزاد حیاط خلوت مدیران سی‌ساله

اما مسئولان دانشگاه آزاد طی اقداماتی که با کمک برخی نمایندگان مجلس تلاش دارند مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره اساسنامه این دانشگاه را لغو و بر وقف اموال این دانشگاه تأکید کنند، در اظهاراتی دیگر اعلام کرده‌اند که دانشگاه آزاد بر اساس اساسنامه پیشین مصوبه سال 1366 به کار خود ادامه خواهد داد.

البته دانشگاه آزاد در حالی تأکید دارد که پایبند اساسنامه قبلی خواهد بود که طبق ماده 6 اساسنامه قبلی نیز این دانشگاه باید تابع شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد.

بنابراین اگر در این موارد دقت کافی به عمل آید قانون‌گریزی روسای دانشگاه آزاد کاملا روشن است؛ چنان‌که در مسیر قانون‌گریزی ضد و نقیض‌هایی را ابراز می‌کنند که با این عمل خطاهای آنان بیش از پیش روشن می‌شود.
لذا در این شرایط که عده‌ای قصد دارند دانشگاه آزاد را تبدیل به حیاط خلوت خود کنند، بسیار بجاست که قوای مقننه و قضائیه نیز با تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی که ریاست آن برعهده رئیس قوه مجریه است، همگام شوند و خود را از اتهاماتی که در افکار عمومی نسبت به آنان شکل گرفته است، پاک کنند.

امپریالیستی به‌نام مدیریت دانشگاه آزاد

امپریالیستی به‌نام مدیریت دانشگاه آزاد

در برهه ای از تاریخ ، واژه امپریالیسم در ادبیات سیاسی به شدت خودنمایی می کرد.در این ادبیات منظور از امپریالیسم قدرتی بود که با کنار زدن خرده سرمایه داران دایما در حال بزرگتر شدن بود و می رفت تا همچون گلوله ای برفی هر آنچه در راه خود می دید ببلعد و از این بلعیدن های پیاپی بزرگ و بزرگ تر شود.بعدها این واژه با نام استکبار جهانی در ادبیات انقلاب اسلامی نیز وارد شد و هنوز هم پس از 30 سال به کرات مورد استفاده قرار می گیرد.  این نوشتار با اذعان به نقش مثبت دانشگاه آزاد در کشور و ارج نهادن بر خدماتی که این نهاد در طی بیش از دو دهه برای کشور صورت داده است ، با بر شمردن سه مورد از  ویژگی های یک امپریالیست در پی نشان دادن تطابق رفتارهای اخیر دانشگاه آزاد اسلامی با چنین مفهومی است.
 
1- گلوله برف ثروت ؛ قدرتی تدریجی برآمده از سرمایه های اقتصادی
تمامی قدرتهای امپریالیستی قدرت خود را از طریق جمع آوری ثروت و متمرکز نمودن قدرت مالکیت بدست می آورند. قدرتهای استعمارگر پرتغال و سپس  انگلستان  و فرانسه با پشتوانه های نظری مرکانتلیستها در اقتصاد توانستند به قدرتهایی بزرگ تبدیل شوند. هدف‏های سیاستهای اقتصادی این مکتب در رسیدن کشور به ثروت و شهرت خلاصه می‌شد.این مکتب تنها روش ایجاد ثروت را از طریق مثبت شدن تراز تجاری ( و نه تولید ) می‌دانست و این روش عاملی بود که در دراز مدت  موجب تضعیف کشوری که تراز تجاری آن منفی شده و طلا از آن خارج کشته و قدرت یافتن کشوری که طلا به ان وارد گشته می‏شود. به این ترتیب با ادبیات سیاسی اقتصادی مرکانتلیستی رفته رفته و قطره قطره ثروت از جیب طرفهای اقتصادی خارج شده و به مرور زمان قدرتی اقتصادی با قطره های طلا به یک اقیانوسی از طلا تبدیل می شد.این روش دقیقا همان روشی است که در طی بیش از دو دهه موجب رشد تدرجی دانشگاه آزاد شد.شهریه های دانشجویان چه کم بضاعت و چه متمول رفته رفته قدرتی بزرگ برای دانشگاه آزاد در زمینه اقتصادی ایجاد کرد که امروزه آمارهای عجیب و غریبی از ثروت آن از گوشه و کنار به گوش می رسد.
 
2- تلاش برای تسلط بر مراکز تصمیم گیری
قدرتهای امپریالیستی غیر از ادبیات اقتصاد سیاسی مرکانتلیسم گوشه چشمی به نفوذ در مراکز قدرت داشته اند . کمپانی هند شرقی که درست در ابتدای قرن 17 میلادی از دست ملکه انگلستان امتیاز تجارت دریافت داشت پس از نفوذ در هند به بهانه تجارت رفته رفته توانست به مرکز قدرت حکومت گورکانیان هند نفوذ کرده و سرعت گلوله برفی ثروت خود را بیش از پیش افزایش دهد .چنین عملکردی به تدریج موجب تبدیل شدن هندوستان به مهمترین مستعمره انگلستان شد. دانشگاه آزاد نیز در ایران  چندی است که در پی نفوذ به ساختارهای قدرت سیاسی در ایران بوده تا در مواقع ضروری بتواند به گلوله برف ثروت خود شتابی بخشیده و یا آن را از چاله ها ی پیش رو برهاند. بارزترین این رفتارها از کاندیداتوری  چند باره رئیس این دانشگاه آغاز شد و در نهایت به نفوذ این نهاد در مجلس منتهی شد .گزارش ها و خبرهای جسته و گریخته از وامدار شدن بسیاری از افراد ،تحت عنوان اعطای مدرک  کارشناسی ارشد ودکتری و غیره به آنها حکایت می کند..این نفوذ به گونه ای است که مجلس یک کشور را در برابرشورای انقلاب فرهنگی قرار داده تا  متولیان دانشگاه آزاد بتوانند ثروتی را که متعلق به عموم مردم است را وقف کنند. شاید اگر تمامی مردم ایران که صاحبان دانشگاه آزاد هستند هم راضی به وقف آن باشند اما رضایت نداشته باشند که این وقف به عنوان ملک کسی رخ دهد چرا که در این حالت مالکان مصنوعی خواهند توانست تا ابد قدرت دخل و تصرف  مدیریتی را در موقوفه خود داشته باشند. به راستی موافقان وقف دانشگاه آزاد باید در پیشگاه ملت ایران به این سوال جواب دهند که آیا دانشگاه آزاد ملک آنهاست که بخواهند آن راوقف کنند؟ آنها پاسخ دهند که هدف از این وقف چیست؟آیا می خواهند منافع آن را به عموم مردم برسانند؟ مگر در حال حاضر چنین اتفاقی نمی افتد که چنین هدفی دنبال می شود؟
 
3-  عدم پاسخگویی به مراکز کنترل
با توجه به فلسفه مرکانتلیستی ، تمامی قدرتهای امپریالیستی همواره در پی ایجاد ابهام در عملکرد و مناسبات خود بوده اند. کسب ثروت به صورت تدریجی و با استفاده از نفوذ در مراکز تصمیم گیری و گاه استفاده از ثروتهای کوچک موجب رفتاری می شود که عدم شفافیت بهترین نمود آن است.در دوران استعمار این قدرتها گاه در پوشش سفیر و گاه در پوشش مبلغان مسیحی افرادی را در اجتماعات  و کشورها می فرستادند تا بتوانند هر اطلاعاتی که لازم است کسب کرده و هر اعمال نفوذ و شیطنتی را به نفع خود به انجام رسانند.چنین رویکردی بهترین روش برای پاسخگو نشدن در برابر مراکز کنترلی قدرتهای دیگر بود.در دهه های اخیر نیز قدرتهای امپریالیسم جدید تحت پوشش سازمانهای جهانی همچون شورای امنیت سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی در پی اندوختن قدرتی فراتر از دیگران برای خود هستند .قدرتی که به دیگران پاسخگو نیست اما دیگر قدرتها همه باید به آن پاسخگو باشند.متاسفانه دانشگاه آزاد در این زمینه هم چنین رفتاری را از خود بروز داده است. تحقیق تفحصهای مجلس از دانشگاه آزاد هیچگاه به جواب نرسیده است ، قوه قضائیه و سازمان بازرسی کل کشور به طور کامل و شفاف از عملکرد آن اطلاعی ندارند. این نهاد  از امکانات حکومت  مانند صدا و سیما برای رشد خود استفاده کرد ولی  کمتر خود را به آنها مقید نمود. عدم پاسخگویی و عدم شفافیت دانشگاه آزاد هواره موجب شده تا شایعات فراوانی بر علیه آن ایجاد شود.
 
نتیجه
این نوشتار برآن نیست تا دانشگاه آزاد را یک قدرت امپریالیستی بی بازگشت بنامد اما تذکری است تا نهادی که تا کنون خدمات زیادی را به کشور ارائه داشته است از مسیر اشتباه صورت گرفته بازگرداند.رفتار شبه امپریالیستی دانشگاه آزاد در دراز مدت به زیان آن و مدیران آن خواهد بود . اگر این نهاد از گام نهادن در موارد 3 گانه مورد اشاره خودداری کند آنگاه شایعات مربوز به آن نیز خود به خود کاهش خواهد یافت. دانشگاه آزاد اگر در پی تکمیل خدمت خود به مردم است از تبدیل شدن به یک کاسب خودداری کرده ، از نفوذ در مراکز تصمیم گیری خودداری کرده و در نهایت خود را مقید به یک نهاد نظارتی گرداند.


 
 
 
نویسنده : - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٩
 

اظهارات منتشر نشده ازمحمدعلی ابطحی


محمدعلی ابطحی از جمله کسانی است که در جریان طراحی و عملیاتی شدن فتنه پس از انتخابات،‌ از چهره‌های «مطلع» بود و به همین خاطر پس از دستگیری، اطلاعات گران‌قیمت فراوانی در اختیار نهادهای مسؤول قرار داده است که تنها پاره‌ای از آن اطلاعات منتشر شد. در همین راستا چندی پیش فیلم کوتاهی از بخش منتشر نشده‌ای از اظهارات ابطحی درباره فتنه پس از انتخابات، منتشر شد که از موارد جالبی برخوردار بود.

به گزارش  وطن امروز دربخش هایی از این اعترافات آمده است :

ابطحی در ابتدای این اظهارات درباره میرحسین موسوی می‌گوید: آقای موسوی توهمی داشت و اینکه جزئی از انقلاب و خط امام و حتی در بعضی از دوستاشون اِبا نداشتن بگن که حتی از رهبری هم به امام نزدیک‌ترند ، در حالی که ما این رو به شوخی در جلساتمان می‌گفتیم که اگر دوپینگ‌های روزانه امام نبود در زمانی که ایشون نخست‌وزیر بود، ایشون همون کارهای جاری کشور را نمی‌توانستند انجام بدن و حمایت‌های روزانه امام موجب می‌شد ایشون بتونن کارهای اجرایی را انجام بدهند. اما در عین حال ایشون تصورشون این بود که خط امام ملک رسمی ایشان است و او زیر این عنوان می‌تواند آرای مردمی را که واقعا به امام علاقه‌مند هستند [به دست بیاورد].

محمدعلی ابطحی در ادامه به جلسات متعدد تصمیم‌گیری برای مسائل بعد از انتخابات اشاره می‌کند و می‌گوید: یکی از اینها جلسه مشترکی بود که آقای موسوی، خاتمی و آقای رفسنجانی روز شنبه (یک روز بعد از انتخابات) برگزار کردند. توی اون جلسه، حمایت بسیار عجیبی از مهندس موسوی شکل گرفت. بعد به بعضی جاها پیغام داده شد که شما اگر در این شرایط حمایت کنید بسیار مهم است. مجمع روحانیون مبارز همان روز (شنبه 23 خرداد) جلسه گذاشت و در جلسه‌اش خواستار ابطال انتخابات شد.
 
اما اظهارات بعدی ابطحی درباره اهداف پنهان سران فتنه در ورود و طراحی فتنه بود. ابطحی در این بخش از اظهارات خود، درباره ویژگی «توهم» موسوی و رفتار متوهمانه وی و نیز دلایل دیگر افراد برای همراهی و دمیدن بر آتش فتنه به موارد قابل تاملی اشاره می‌کند: من فکر می‌کنم یکی از توهمات جدی مهندس موسوی این بود که فکر می‌کرد این مجموعه‌ها کسانی هستند که به خاطر خود آقای موسوی، دیدگاه‌های موسوی و به خاطر مبانی موسوی به وی علاقه‌مند هستند، در حالی که دلیل اینکه موسوی را تنها نمی‌گذاشتند، به خاطر منافع خودشان بود.

در اینجا از همه کسانی که اسم می‌آورم پوزش می‌خواهم، واقعا قصد اهانت و جسارت ندارم اما از روی اعتقاد دارم این نکته را می‌گویم که آقای موسوی از سر «نادانی» وارد این ماجرا شد، آقای خاتمی از سر «خیانت» وارد این ماجرا شد و آقای هاشمی رفسنجانی از سر «انتقام»‌گیری وارد این ماجرا شد. واقعا آقای موسوی نمی‌دانست که در مملکت چه خبر است. این را می‌شد حدس زد و به همین دلیل معتقدم از سر نادانی وارد این ماجراها شد. آقای خاتمی برعکس، اقتدار دولت، اقتدار نظام، اقتدار قدرت‌های انتظامی، نظامی، قضایی و اقتدار معنوی امام را در این کشور می‌دانست و برای انتقام از شکست خودش که حمایت از موسوی بود، موسوی را به کوبیدن بر این طبل (تقلب) وادار و از او حمایت کرد.


اما اظهارات ابطحی درباره رفتار هاشمی و حزب کارگزاران که در ادامه این فیلم آمده، بسیار حائز اهمیت است: در این انتخابات من به قدرت، اختیار و فعالیت آقای هاشمی‌رفسنجانی و حزب کارگزاران بسیار تاکید می‌کنم، چون حزب کارگزاران و آقای هاشمی رفسنجانی امکانات سیاسی و مالی فراوانی داشتند. برای آقای هاشمی رفسنجانی رقابت با آقای احمدی‌نژاد و نبودن آقای احمدی‌نژاد یک «اصل» بود که به هر دلیلی اگر می‌توانست به این اصل برسد، تلاش می‌کرد.


در اینجا جریان حزب کارگزاران و آقای هاشمی‌رفسنجانی را جریان غالبی می‌دانم. من خودم در جلسه مجمع روحانیون مبارز که خودش را وابسته به امام می‌داند، بودم. همه روحانی بودند. آقای مجید انصاری بود که عضو مجمع تشخیص مصلحت و عضو دفتر امام بود. مجید انصاری روز شنبه 23 خرداد دنبال نوشتن یک بیانیه در حمایت از آقای موسوی بود. می‌گفت، ما این بیانیه را فوری روی سایت مجمع قرار می‌دهیم و 2 دقیقه بعد می‌گذاریم روی سایت قلم‌نیوز که سایت آقای موسوی بود. انصاری گفت، 3 دقیقه بعد از اینکه سایت قلم‌نیوز این بیانیه را منتشر کرد، این بیانیه زیرنویس بی‌بی‌سی می‌شود، یعنی این مسیر با این سرعت شکل می‌گیرد برای یک مجموعه حتی یک مجموعه ارزشی.

فتنه گران در اغما/ 22 خرداد آرام تهران




فتنه گران در اغما/ 22 خرداد آرام تهر

در حالی که رسانه های بیگانه از صبح دیروز در حال القا دروغین فضای امنیتی در سطح شهر تهران بودند، گزارش های ارسالی خبرنگاران جوان آنلاین از سطح شهر تهران، حکایت کننده وجود فضایی آرام در تمامی نقاط تهران بود و روال عادی عبور و مرور شهروندان جریان عادی خود را داشت. این در حالی است که در برخی از نقاط تهران از جمله میدان فردوسی و انقلاب به دلیل استقرار واحدهای انتظامی ترافیک خودروهای عبوری ایجاد شده که ماموران راهنمایی و رانندگی در حال رفع این ترافیک هستند.


همچنین دیگر اخبار دریافتی از خیابانها و محورهای مختلف شهر تهران حکایت از یک روز آرام توام با فعالیت های عادی شهروندان در نخستین روز هفته داشت.

بر همین اساس، در محورهایی که پیش از این رسانه‌های بیگانه به عنوان مسیرهای اصلی تجمع فتنه گران در روز 22 خرداد مشخص کرده و در ایام اغتشاشات سال گذشته دوران پرتنشی را پشت سر گذاشت بودند که شامل محورهای پونک- صادقیه، ولیعصر- ونک، میدان امام حسین- میدان فردوسی، میدان فردوسی- میدان انقلاب، میدان انقلاب- میدان آزادی، محور خیابان جمهوری، بلوار کشاورز- میدان ولیعصر و میدان فاطمی- امیرآباد می‌شود در روز 22 خرداد سال 89 ساعتهای آرامی را پشت سر گذاشت. تنها مورد قابل اشاره در این بین در محور میدان فردوسی تا خیابان انقلاب بود که تعداد بسیار معدودی از اغتشاشگران قصد ایجاد ناآرامی برای شهروندان را داشتند که با حضور سریع نیروی انتظامی در این محل تلاش‌های آنها ناکام باقی ماند.

همچنین گزارشهای دیگری نیز از تلاش ناکام تعداد معدودی از حامیان فتنه سبز برای ایجاد ناآرامی در دانشگاه تهران حکایت می‌کند. بر این اساس حدود 30 نفر از حامیان میرحسین موسوی در دانشگاه تهران هنگام اذان ظهر و صرف ناهار با فریاد الله اکبر سعی داشتند تا دانشجویان را حتی المقدور به عنوان تماشاچی جذب کنند. اما دانشجویان که جهت برگزاری نماز و خوردن نهار از کلاس خارج شده بودند، با پوزخند و تمسخر از کنار این افراد عبور کردند. دانشجویان که از رفتار ساختارشکنانه افراد وابستهبه انجمن تهران به ستوه آمده اند به این تجمع بی رمق توجهی نشان ندادند تا کمتر از یک ربع ساعت این سر و صدا بخوابد. گزارشهای دیگری نیز از حمله برخی دانشجو نماهای حامی جریان فتنه در دانشگاه صنعتی شریف به دانشجویان ارزشی خبر می دهد. بر اساس این گزارشها دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به مناسبت حماسه 22 خرداد تجمعی را در اعتراض به عملکرد سران فتنه تدارک دیده بود که این تجمع با حمله دانشجویان حامی فتنه مواجه شد. در این بین حامیان مسوی هم که جمعیت انها حدود 50 نفر بود از ساختمان ابن سینا به سمت درب اصلی دانشگاه امده و شعارهای رادیکالی را فریاد می زدند.

حامیان موسوی که با جمعیت دانشجویان ارزشی روبه رو شدند تنها راهکار خود را در هجمه و حمله به دانشجویان دیدند.

حدود بیست نفر از این سبز پوشان با حمله به دانشجویانی که در حال فیلم برداری از این اقلیت رادیکال بودند این دانشجویان را به شدت مضروب کردند. قالب توجه است که حامیان موسوی با شعار مزدور مزدور این دانشجویان را به شدت زخمی و مجروح کردند.

پایگاه‌های اجتماعی فتنه گران به صفر رسید

این فضای آرام پایتخت در روز گذشته در حالی بود که رسانه‌های بیگانه پس از ناکامی در پروژه‌هایی اغتشاش آفرینی در روز معلم و روز کارگر تمامی توان خود را جهت جمع آوری نیرو برای سالروز 22 خرداد به کار بستند و شروع به پخش ویژه برنامه‌های احساسی در این باره کردند. در طرف مقابل نیز میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو تن از رهبران فتنه سبز تمامی تلاش خود را به کار بستند تا در حرکتی نمادین و با فرستادن درخواست صدور مجوز به وزارت کشور برای برگزار راهپیمایی در این روز میزان آمادگی نیروهای تحت امر خود را بسنجند اما با مشاهده عدم اقبال عمومی نسبت به این دعوت آنها مجبور به بازپس گیری درخواست خود از وزارت کشور شدند و در بیانیه‌ای مشترک برای جلوگیری از ایجاد افتضاح در تشکیلات خود، از حامیان نداشته خود خواستند تا به خیابانها نیایند. بنابراین می توان به صراحت اینگونه گفت که پس از حماسه بزرگ ملت در روز 9 دی و 22 بهمن و در نظر گیری عدم توفیق جریان فتنه در به آشوب کشیدن روز چهارشنبه سوری، روز سیزده بدر، روز معلم و روز کارگر و همچنین عدم حضور فتنه گران در سالروز 22 خرداد پایگاه‌های اجتماعی فتنه گران به کلی نابود و حامیان این جریان به صفر رسیده اس

اعتراض مردم به حضور یک فتنه گر در قم

به گزارش خبرنگار سیاسی جهان جمعی زیادی از طلاب، کسبه، زائرین و مردم عادی شهر قم با تجمع در برابر منزل آقای صانعی نسبت به ورود مهدی کروبی به شهر مذهبی و انقلابی قم اعتراض کردند.



گفتنی است امروز ظهر کروبی برای شرکت در مراسمی عازم قم شد و در منزل آقای صانعی ساکن شد. پس از آنکه خبر حضور کروبی در شهر پیچید و مردم مطلع شدند،جمع زیادی در برابر منزل وی تجمع کردند و علیه مهدی کروبی و فتنه گران شعار سر دادند.



"مرگ بر منافق"،شهر مقدس قم جای منافقین نیست"،خامنه ای کوثر است دشمن او ابتر است"از جمله شعارهای این تجمع اعتراض آمیز مردمی است.
از این تجمع حدود 4 ساعت می گذرد و هم اکنون ادامه دارد و هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می شود.

کروبی هفته گذشته نیز که با هدف سیاسی به مرقد امام رفته بود، با اعتراض مردم مجبور به ترک حرم شد.

جنایتکاری که پشت فتنه پنهان ماند

دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی جندالشیطان جزو اخباری بود که اگرچه حکایت‌کننده دستاوردی بزرگ در حوزه امنیتی بود اما این خبر پشت هزاران خبر فضای آلوده فتنه بازتاب درخور توجهی نداشت.
بامداد روز سه‌شنبه چهارم اسفند ماه سال 88 خبری روی خروجی خبرگزاری‌های داخلی قرار گرفت که موجی از شادی را در سراسر کشور به همراه داشت. این خبر بیان‌کننده دستگیری عبدالمالک ریگی شرور منطقه شرق ایران طی یک سلسله عملیات پیچیده امنیتی و اطلاعاتی بود. اما انتشار خبر دستگیری این شرور که دستش به خون افراد بیگناه زیادی آغشته بود آن طور که باید و شاید بازتاب مناسبی در سطح جامعه نداشت. شاید بتوان دلیل این امر را درگیری طولانی مدت رسانه‌های کشور با فضای فتنه و آگاه‌سازی درباره این ماجرای پیچیده دانست. اما این تنها یک بعد ماجرا بود، چراکه در طرف مقابل نیز دستگاه قضایی کشور که مسئول رسیدگی به پرونده جنایت‌های عبدالمالک ریگ بود، نتوانست آن طور که باید و شاید نسبت به آگاه‌سازی اذهان جامعه در مقابل جنایت‌های این شرور اقدام کند و پرونده این فرد را به سرانجام نهایی برساند. از این رو همزمان با ایجاد خلأ خبری در قبال جنایت این فرد، پرونده وی نیز که آغشته به خون هزاران بیگناه بود دچار اطاله دادرسی شد و صدور حکم قطعی اعدام وی به تأخیر افتاد. از این رو شایسته است دستگاه قضایی کشور هرچه سریع‌تر نسبت به صدور حکم این شرور سابقه‌دار مطابق با دستورات صریح دین مبین اسلام اقدام و وی را به سزای اعمال جنایتکارانه‌اش برساند.

مقابله با رهبری مقابله با امام است

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: مقابله با مقام معظم رهبری به منزله مقابله با امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی و اسلام است.
به گزارش فارس ، آیت‌الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ظهر در دیدار فرماندهان سپاه در سخنانی با تاکید بر اینکه طبق فرموده مقام معظم رهبری «شاخص، خط امام است»، اظهار داشت: این شاخص در وصیتنامه امام، منشور روحانیت و سخنان امام نهفته است.
وی در ادامه با اشاره به اینکه رهبری کشور در شرایط کنونی از سوی فردی آگاه، هشیار و بیدار اداره می‌شود، افزود: باید همیشه همراه رهبری حرکت کرده و پیرو ایشان باشیم.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به اهمیت پیروی همه از مقام معظم رهبری تاکید کرد: کسانی که در مقابل رهبری قرار گیرند، با اسلام، انقلاب و امام راحل مقابله کرده‌اند و قطعا دیر یا زود شکست می‌خورند.

سپاهیان یاوران حقیقی رهبری هستند

یزدی همچنین در سخنانی خطاب به سپاهیان گفت: یاوران حقیقی، اصلی و واقعی ولایت و رهبری شما هستید.
وی ادامه داد: سپاهیان در شرایط گوناگون همیشه توفیق این را داشته‌اند که از امام و رهبری حمایت کنند و امیدواریم که این توفیق را داشته باشند که همیشه در راه رهبری،‌ اسلام و حفاظت از حقایق دین تلاش و کوشش کنند.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه فطرت اولیه انسان به دنبال توحید است، تصریح کرد: عقل هرکسی پیامبر باطنی اوست و پیامبران الهی نیز عقل جمعی هستند.
وی ادامه داد: هر انسانی باید در درون خود بدی و خوبی و همچنین زشتی و زیبایی را تشخیص دهد و با کمک عقل و همچنین راهی که پیامبر و انبیا برای ما مشخص کرده‌اند در صراط مستقیم گام بردارد.
یزدی در ادامه با بیان اینکه درون انسان همیشه نفس و عقل با یکدیگر درگیر هستند، اظهار داشت: ممکن است که هواهای نفسانی انسان را دچار لغزش و اشتباه کند.
وی افزود: اگر گاهی در انسان لغزشی پیش آمد باید فرد بلافاصله توبه کرده و خداوند در این شرایط دست او را می‌گیرد، اگر کسی لغزش کرد باید تا زمانی که فرصت است و راه بازگشت باز است،‌ بازگردد، چراکه ممکن است زمانی برسد که امکان برگشت و توبه وجود نداشته باشد.
رئیس دبیرخانه خبرگان رهبری با اشاره به حدیثی از امام محمد باقر(ع) مبنی بر اینکه انسان‌ها از لحاظ قلبی به سه دسته تقسیم می‌شوند، اظهار داشت: دسته اول کسانی هستند که قلبی وارونه دارند و هیچ چیزی در آن نیست.
وی با اشاره به برخی از شرایط پیش آمده برای بعضی از افراد تصریح کرد: خانمی در ایران است و روزی در مجلس شورای اسلامی ما حضور داشت، ولی امروز در شرایطی می‌گوید که از چادر بدش می‌آید و در دولت جمهوری اسلامی می‌گوید که معلوم نیست که مسئله حجاب در دین مبین اسلام باشد و اظهار می‌دارد که حجاب از آداب و رسوم است.
یزدی گفت: او به جایی رسیده که در خارج از کشور روسری از سر برداشته و بدون حجاب حاضر می‌شود و وقتی خارج از جمهوری اسلامی است، رسما می‌گوید که حجاب را قبول ندارد.
وی ادامه داد: آیا این اقدام دوگانگی و به تعبیر من نفاق نیست، پایان و عاقبت این افراد این است که حکم خدا را کنار می‌گذارند.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یادآور شد: البته عکس این مسئله نیز وجود دارد و بسیاری پس از انقلاب متوجه شدند که اسلام دین درستی است و اگر روزی حجاب نداشتند، امروز چادر سر می‌کنند و به بانوانی برجسته در دنیای اسلام تبدیل می‌شوند.
وی اضافه کرد: همچنین ما شاهد بودیم که برخی از افرادی که همراه امام بودند، در یک هواپیما با ایشان بودند، در شرایط پیش آمده از نظام فاصله گرفتند و به تدریج این زاویه زیاد شد.
یزدی در ادامه با اشاره به برخی از سخنان در خصوص حقوق بشر و اسلام اظهار داشت: برخی به جایی رسیده‌اند که می‌گویند حقوق بشر از اسلام برتر است و حقوق بشر از قرآن برتر است.

اسلام منهای روحانیت معنا ندارد

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه در ادامه گفت: اسلام منهای روحانیت اسلام نیست، روحانیت است که اسلام را برای مردم تبیین می‌کند و اسلام منهای روحانیت اصلا معنا ندارد.
وی با اشاره به اینکه همه ما همیشه در معرض امتحان قرار داریم، گفت: امدیواریم که قلب ما هیچ وقت تیره و سیاه نشود.
عضو خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به اینکه نوع دوم قلب، قلبی است که یک نقطه سفید و یک نقطه سیاه دارد، ادامه داد: برخی از افراد هستند که گاهی می‌گویند ولایت فقیه را قبول دارند، اما شخص ولی فقیه را قبول ندارند، گاهی می‌گویند اسلام را قبول دارند،‌ ولی به دنبال اسلام منهای روحانیت هستند.
وی تصریح کرد: همانگونه که امام فرمودند اسلام منهای روحانیت اسلام نیست، روحانیت است که اسلام را برای مردم تبیین می‌کند و اسلام منهای روحانیت اصلا معنا ندارد.
یزدی در توضیح نوع سوم قلب نیز گفت: قلب سوم قلبی است که روشن و منور است و تا روز قیامت نیز نور می‌دهد و این نوع قلب مربوط به اولیا و شخصیت‌های درجه یک از نظر تقوا و دین است.
وی در ادامه با اشاره به انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب اسلامی از سوی خبرگان رهبری تاکید کرد: بدون دلیل کسی از سوی جمعی به عنوان فردی که مسئولیت امت اسلامی را عهده‌دار شود، انتخاب نمی‌شود.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به دوری کردن آیت‌الله خامنه‌ای از پذیرش این سمت قبل از انتخاب از سوی خبرگان رهبری اظهار داشت: وقتی که این سمت به دوش ایشان گذاشته شد، ایشان مردانه از این جایگاه صیانت کرده و همیشه به دنبال این هستند که دین و خواسته خدا را بر همه مقدم بشمارند.
وی با بیان اینکه مقام ولایت فقیه جایگاه نیابت عام امام زمان(عج) است، تاکید کرد: ایشان مسئولیت سرپرستی امت اسلام را عهده‌دار هستند و شرایط را به نقطه‌ای رسانده‌اند که امروز چشم امید همه مسلمانان در سراسر دنیا به جمهوری اسلامی ایران دوخته شده است. یزدی با اشاره به مدیریت و رهبری آیت‌الله خامنه‌ای در جریان فتنه گفت: هر کشوری در شرایط ایران در جریان فتنه قرار داشت، واژگون می‌شد، اما مقام معظم رهبری توانستند که فتنه‌های سنگین را خاموش کنند.
وی با بیان اینکه مقام معظم رهبری همچون نوری برای ما در شرایط کنونی هستند، ‌گفت: ایشان دارای فضیلت‌های درونی هستند و حمایت مردم از ایشان نیز نشانه همین امر است.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به حضور گسترده مردم در نماز جمعه 14 خرداد بیان داشت: مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه شاخص را خط امام عنوان کردند و این مهم در وصیتنامه، منشور روحانیت و سخنان امام راحل تبیین شده است.
وی تاکید کرد: ما باید با الگو قرار دادن فرمایشات مقام معظم رهبری خط خود را مشخص کنیم و در برابر دشمنان که جنگ سختی را علیه نظام اسلامی ایران آغاز کرده‌اند به مقابله برخیزیم.
یزدی با اشاره به اینکه ما باید همیشه پیرو و دنباله رو رهبر معظم انقلاب باشیم، یادآور شد: امروز شاهد هستیم که کسانی با رهبری مقابله می‌کنند که اینها باید بدانند که مقابله با رهبری مقابله با اسلام، انقلاب و امام است و این افراد البته دیر یا زود شکست می‌خورند. وی با اشاره به وظیف همه اقشار برای مقابله با فتنه و دشمنی‌ها گفت: تا اسلام وجود دارد، فتنه‌ها و دشمنی‌ها نیز وجود دارد و ما باید در برابر این فتنه‌ها ایستادگی کنیم.
عضو خبرگان رهبری با اشاره به ایجاد حکومت اسلامی در ایران بیان داشت: در جاهای دیگر دم از اسلام می‌زنند ولی آثاری از آن وجود ندارد، حکومتی اسلامی است که اسلام در تمام مراحل آن جاری باشد.

پازل فتنه چگونه کامل شد؟


 

مقدمه:
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، بی گمان یکی از پیچیده ترین انتخاباتی بود که در آن می توان یک برایند آشکار را مشاهده کرد؛ برایندی که یک سوی آن تلاش های داخلی برای براندازی نظام درقالب انقلاب رنگی بود و سوی دیگرآن تلاش های خارجی برای تاثیر گذاری و حتی حمایت و دخالت مستقیم به نفع برخی کاندیداها.
بنابراین بررسی ، کالبد شکافی و تدقیق در جریان انتخابات و اتفاقات پس از آن ،برای شناخت هرچه بیشتر انقلابهای رنگی لازم و ضروری بهنظر میرسد تا به عنوان یک تجربه مانع از ظهور و بروز دوباره آن در کشور شود. در این تحلیل تلاش خواهد شد، راهبردهای خارجی در قبال جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و سپس رفتارها و تحرکات عوامل مختلف در جریان پس از انتخابات کالبد شکافی شود.

راهبردهای امریکا علیه ایران
استکبار به رهبری امریکا در دهه ها ومقاطع مختلف، راهبردهای مختلفی را در مواجهه با ایران طراحی و عملیاتی ساخته است.راهبرد امریکایی ها در دهه اول انقلاب، بی شک راهبردی مبتنی برساختارشکنی بود.این ساختارشکنی با شیوه ها و مکانیسم های متفاوتی همچون تجزیه طلبی، ترور و کودتا در مقاطع مختلف پیگیری شد. قدرتهای بیگانه از این طریق قصد داشتند ساختار نظام جمهوری اسلامی را با شکست مواجه کرده و مانع ازبالندگی و حرکت رو به جلوی آن شوند ولی این راهبرد با توجه به روحیه جهادی ملت و رهبری داهیانه امام امت به نتیجه نرسید.این شکست بلافاصله از سوی امریکا با آنالیزوضعیت به سوی اتخاذ راهبردی دیگررهنمون شد و راهبرد «تغییر رفتار» به صورت تاکتیکی جایگزین «تغییرساختار» شد. دلیل اتخاذ این راهبرد نیز این بود که تئوریسین های امریکا بر این باور بودند که این کشور نمی تواند به صورت مستقیم تغییر ساختاردر ایران را عملیاتی سازد؛ مگر اینکه در راستای تلاش خود برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی در حوزه رفتار حاکمان و رفتار مردم در برخورد با استکبار فعال شود.
این تلاش برای تغییر رفتار که شکل محسوس آن تلاش برای ایجاد حاکمیت دوگانه و بروز انشقاق درجامعه بود، باردیگر به شکست منتهی شد و موجب گردید راهبرد جدیدی مبتنی بر ایزوله کردن ایران یا همان راهبرد «مهار» تئوریزه شود. بنابراین راهبرد مزبور در دهه سوم انقلاب در سطح بین المللی علیه ایران کلید خورد.صدور قطعنامه های مختلف علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت، تحریم های پی در پی،گشودن جبهه های مختلف و...از جمله اقداماتی بود که در این راهبرد سخت مورد تأکید قرار گرفت تا ایران به سوی انزوا رانده شده و ضمن کاسته شدن از قدرت نرم آن،غرب بتواند پروژه های خود را برای مهار منطقه ای ایران در کشورهایی همچون عراق، افغانستان، سوریه و عربستان عملیاتی سازد تا در یک فرصت مناسب و فارغ از حاشیه های منطقه ای بتوانند ایران را مورد تهاجم اصلی قرار دهند. اگرچه این راهبرد هم با شکست مواجه شد و غرب نتوانست جمهوری اسلامی را منزوی کند اما در این میان راهبرد چهارمی خلق شد که برایندش اعتراف به یک واقعیت بود؛نفوذ استراتژیک ، معنوی و قدرت نرم ایران در منطقه.
در حقیقت غرب با اتکا به راهبرد «مهار منطقه ای» معتقد بود، چون ایران در سطح بینالمللی قابل مهار نیست لذا با بلوک بندی حوزه تاثیرات ایران باید سعی کرد حوزه نفوذ آن درمناطق اتمیزه شده تر مهار شود.از این رو بر اساس راهبرد مزبورعملیاتی علیه لبنان و فلسطین طراحی شد و جنگهایی در این مناطق به وقوع پیوست که البته با شکست مواجه شد وحقایقی چون جنگ های 33 روزه و 22 روزه در تاریخ ثبت و ضبط شد.
وجود این وضعیت و شرایط موجود باعث گردید در دهه چهارم انقلاب اسلامی ایران،عرصه جهانی شاهد تغییرات رفتاری غرب باشد. لحن کشورهای متخاصم به محوریت امریکا تغییر یافت و راهبرد «تغییر» به منصه ظهور رسید.یک آستر سازی صورت گرفت و یک چهره جدید از گفت و گو و تغییر در سیاستها سخن به میان آورد. برای اولین بار، اوباما رئیس جمهور امریکا و نماد تغییر این کشور،در تاکتیکی در پیام نوروزی سال 1388،ملت ایران و حاکمیت را از هم جدا نساخت. این رویکرد به واقع تاکتیکی بود که رهبر معظم انقلاب،از آن به عنوان « مشت آهنین با دستکش مخملی» یاد فرمودند.
این تغییرکه نام دیگرش راهبرد «مهار داخلی» ایران بود، بی شک نیازمند شناسایی نقاط قوت و ضعف و نیروهای معتقد و معاند در ایران بود تا از این طریق بتواند به خوبی همه مسائل را در ایران شناسایی و ضمن برآورد و تخمین اطلاعاتی خود بتواند «ضربه از درون» را عملیاتی سازد . در این میان اما مانع بزرگ برای عملیاتی شدن این راهبرد، وجود گفتمان حاکم در جامعه(گفتمان امام(ره) و انقلاب اسلامی) به محوریت دولت موجود بود، چرا که با وجود این گفتمان و این دولت، امکان تحقق این راهبرد عملا ناشدنی بود لذا عملیاتی شدن این راهبرد منوط به روی کارآمدن دولتی شد که شرایط گفتگو،مذاکره و تامین خواست های آنان را مهیا سازد.در همین رابطه بررسی مواضع کشورهای غربی و عملکرد رسانه های غربی بوضوح بیانگر برجسته شدن خط تبلیغی «رای نیاوردن دولت موجود» می باشد.

گفتمان سازی درونی امریکایی ها
به موازات این تلاش ها ،با توجه به اینکه منسجم ساختن نیروها، توان ها و خطوط داخلی و خارجی نیازمند «خلق یک گفتمان» به مثابه «متحد سازی» است ،گفتمان سازی در دستور کار شبکه رسانه ای – دیپلماسی در محیط داخل و خارج قرار گرفت.
برهمین اساس، پیش از انتخابات براساس منطق «دوانگاره سازی» یا «دو قطبی سازی» گفتمان «جنگ طلب» و «صلح طلب» طراحی گردید تا این محور القا گردد که دو جریان در ایران وجود دارد که یکی به دنبال «جنگ طلبی و ویران سازی ایران» بوده و جریان دیگر به دنبال «صلح و تعامل» می باشد.
در همین راستا تلاش برای محور کردن این موضوع مورد تأکید جدی قرار گرفت وبرجسته سازی آن به عناصر داخلی انتقال یافت.
با رصد دقیق تر در لابهلای تحرکات و مواضع چهره های سیاسی متعلق به قطب تعامل، این «پیام» کاملاً قابل دریافت است که دولت موجود شرایط را به سوی جنگ و تحریم پیش برده وتنها راه جلوگیری از این وضعیت یعنی جلوگیری از تحریم ها و رفع مشکلات داخلی کنار زدن دولتی است که مخالف این روند است.
در همین رابطه و برای مستند سازی، پیام هایی نیز از خارج کشور به داخل مخابره شد که این گفتمان را موجه و قابل اعتنا سازد.این پیام البته نمی بایست سیمایی تهدید آمیز را به خود می گرفت.لذا تیم 1+5 برای مذاکره فعال شد و مرتب برای مذاکره پیام می داد زیرا برآورد این کشور ها این بود که با تند کردن شیب برای مذاکره و جلوه دادن دولت موجود به عنوان ناقض گفت وگو می توان شرایط را به سوی گفت وگو با تیم جدیدی که خواهان ویرانی ایران(!) نیست پیش برد.تأکید بر مذاکره و بازکردن شرایط جدید آن هم پس از انتخابات، در حقیقت تلاش برای ترغیبی بود که مبنایش تغییر داخلی برای تغییر تحریم و فشارها بود.
در این میان تأکید یکی از آقازاده ها که به دوستان تشکیلاتی خود گفته بود ما خواستار مذاکره با امریکا بعد از انتخابات ایران هستیم، در همین چارچوب قابل تفسیراست.
از دیگر سو با تأکید ایران جلوگیری از تأثیرگذاری کشورهای خارجی درانتخابات که تأکید بر عدم هرگونه گفت وگو با 1+5 قبل از انتخابات بود، این رویه شکل دیگری به خود گرفته و حتی رئیس جمهور امریکا اعلام کرد مذاکره را به بعد از انتخابات موکول کردیم تا مشخص شود چه کسی رئیس جمهور ایران می شود.
در این فاصله کشورهای غربی با طراحی استراتژی « برد – برد» برنامه ریزی جدیدی را در این زمینه در دستورکارخود قرار دادند.
محورهای این استراتژی این گونه بود که اگر دولت موجود رأی نیاورده و هسته مورد نظر آنان به قدرت برسد، با پتانسیل دلخواه خود به راهبرد مهار ایران خواهد پرداخت و تغییرات حقیقی قابل دسترس با پروژه «دولت سازی» در اختیار آنان خواهد بود و اگر دولت موجود بازهم به قدرت رسید، با توجه به ترسیم سیمای وانموده از آن که هدفش ناراضی سازی از دولت است میتوان به «ملت سازی» روی آورده و با لیدرساختن جریان مغلوب، مهار داخلی را از طریق ملت سازی عملیاتی ساخت.در همین راستا منابع و پشتوانه سازی برای هر دو لایه این استراتژی برد- برد تعریف شد.
برآوردهای اطلاعاتی از نیروهای داخلی برای ایجاد تقابل میان گروه های داخلی در دستور کار، و سازماندهی مورد توجه آنها که با پشتوانه عظیم رسانه به عنوان یک قدرت صورت گرفت، خطوط کلی ای را مد نظر قرار داد.
تلاش برای ناامید کردن مردم از روند جاری امور درکشور و تبلیغ برای مشارکت گسترده با تأکید بر ضرورت تغییر حاکمیت سخت نیز در دستور کار قرار گرفت.
تأسیس شبکه خبری بی بی سی فارسی همراه و همگام با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا نشانی بود از تلاش بی وقفه برای پیاده سازی استراتژی ذکر شده.در همین رابطه بررسی شبکه های مزبور نشان دهنده آن است که خط کلی بازنمایی افکار عمومی بر ضد احمدی نژاد، به عنوان یک خط کلی القا میشده است.
این شبکه ها با توجه به مدل «الماس خبری»زمان کمتری را به خبر داده و بیشتر زمان پوشش خبری را صرف تحلیل و جریان سازی می کردند.
بررسی های صورت گرفته نشان میدهد، سیاست سازان این شبکه های خبری بر اساس این مدل پس از طرح یک خبر به سرعت وارد مرحله تحلیل و بازخورد می شدند و در بخش های دیگر برنامه های خود همچون «نوبت شما»ی شبکه خبری بی بی سی فارسی سعی می کردند بازخورد رویدادها را نیز جزئی از مسیر اطلاع رسانی و جریان سازی خود نمایند.
این شبکه ها همچنین با استفاده بهینه از تاکتیک موزائیکی سعی در القای بی طرفی به مخاطبان داخل و خارج کشور داشتند و سعی می کردند برخورد سیاه و سفید با موضوع را در یک برنامه کنار هم قرار داده و یک ترکیب موزائیکی را ایجاد کنند به گونه ای که میزان جانبداری در آن به نفع یک طرف موضوع در ظاهر کم باشد، اما در حقیقت وجود داشت البته به حدی که مخاطب عام قادر به تشخیص آگاهانه نباشد اما در بلند مدت این تأثیر در ذهن ماندگار شده و بیشترین تأثیر را در ذهن او ایجاد کند، تا القای بی طرفی کند.
اما این همه ماجرا نبود.علاوه برکارکرد ویژه رسانه ها و شبکه های ذکر شده، گروههای معاند جمهوری اسلامی نیز که همواره در دوره های گذشته بر طبل تحریم انتخابات می کوبیدند، به خط دعوت به حضور گسترده در انتخابات پیوستند.این اتفاق در حالی رخ داد که برای اولینباراپوزیسیون و گروههای معاند بر حضور در انتخابات تأکید داشتند.از جمله این حمایتها میتوان به حضور« بهاییان»، جمهوریخواهان»،«ملی- مذهبی ها»،«مارکسیستها » و «سلطنت طلبان» اشاره کرد.
در حقیقت در این استراتژی تمامی عِدّه و عُدّه به میدان آمد تا در مسیر پروژه «ملت در برابر ملت » و پروژه «تقابل نخبگان و انشقاق در میان آنان» قرار بگیرد.در حقیقت هدف نهایی آن بود که باید در بخشی از افکار و باور عمومی تغییری به این معنا ایجاد کرد که رای شما به یک کاندیدای خاص موجب پیروزی حتمی وی خواهد شد و اگر جز این نشد در انتخابات تقلب صورت گرفته است. برهمین اساس گام بعدی در این استراتژی گسترش باور به انجام تقلب در انتخابات بود و تکرار دروغ گویی مسئولان دولت موجود تا ابتداییترین شکل ممکن اعتماد عمومی از دولت و برگزار کنندگان انتخابات سلب شود.

شکل گیری ائتلافهای جدید در داخل
اما این همه ماجرای انتخابات نبود.بررسی تلاش های داخلی صورت گرفته در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری جای بررسی های جدی تری دارد؛ گرچه در بیشتر موارد دو جریان داخلی و خارجی در تقاطع های بی شماری در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
اگر بپذیریم تلاش برای مشارکت بالا در انتخابات همواره باعث شکل گیری دو قطبی هایی در جامعه،ایجاد ائتلاف ها و اتحاد جریانات سیاسی شد همواره امری بدیهی بوده و چندان جای تعجب نداشته است.
این دو قطبی ها بارها میان «راست – چپ» و«اصولگرا- اصلاح طلب» وجود داشته، اما در انتخابات دهم شاهد ائتلاف و اتحادهای جدیدی بودیم که متفاوت از اشکال گذشته بود.اگرسپهر سیاسی کشور در نهمین دوره انتخابات شاهد قطب بندی «اصولگرایی و ضداصولگرایی» بود اینبار تلاش شدگفتمان جدیدی خلق شود.
این گفتمان در یک مقطع، شکل دهی به گفتمان «بیت امام – بیت رهبری» را کلید زد؛ به این معنا که کاندیدای اصلاح طلبان کاندیدای بیت امام بوده و رئیس جمهور فعلی کاندیدای بیت رهبری است. برهمین اساس چون رئیس جمهور وقت خود براساس گفتمان حضرت امام و عدالت به ریاست جمهوری رسیده بود،مسأله مصادره این گفتمان به نفع کاندیدای اصلاح طلبان به معضلی برای آنان تبدیل شد.لذا سعی کردند، جریان خود را به عنوان احیاکننده گفتمان امام مطرح کرده و گفتار مورد کاربرد رئیس جمهور را گفتمان بدلی عنوان کنند.

نه به احمدی نژاد
به موازات این تلاش از دیگر سو نیز بنا به توصیه مشاوران کاندیدای تجدید نظر طلبان بنا شد هویت کاندیدای تجدید نظر طلب ،هویت «اصلاح» طلبی که مدام به اصول مراجعه میکند، طرح و تبلیغ شود تا یک زنجیره هم عرض ، مخالفان احمدی نژاد را در یک صف قرارداده و جبهه«نه احمدی نژاد» و تقابل با آن را در سیما و جریان کاندیدای اصلاحطلبان ترسیم کنند.
در این طیف که بخشی از اصولگرایان منتقد،کارگزاران، مشارکتی ها، مجاهدینی ها و...حضور داشتند، یک خط کشی جدید ترسیم شد و سهامدار بخشی ازآن جریانی بود که به دنبال دو قطبی کلان تر بود و یک مقدار تعرض به حریم رهبری را هم طراحی کرده بود.

مماس خط داخلی و خارجی
در حقیقت با توجه به موارد مطرح شده می توان گفت که انتخابات دهم صحنه مماس داخلی و خارجی برخی جریان های سیاسی بود.
در جریان انتخابات این مسأله وضوح بیشتری می یابد وقتی مشاهده میکنیم که در برخی موارد شعارها و روش ها واحد می شود و از ابزارهای مشترک استفاده می گردد و بستر شرطی کردن جامعه وموضوع تقلب و نه احمدی نژاد به اشتراک گذاشته می شود.
این مماس شدن بی شک در قالب برخی پیاده نظام بیرونی ،ارتباط گیر با ستادهای انتخاباتی و نفوذ در احزاب و گروه ها و جریانات به منصه ظهور رسید و این باور القا شد که پیروزی کاندیدای اصلاح طلبان حتمی است؛ مگر آنکه در انتخابات تقلب شده باشد.
در حقیقت می توان گفت که این القا تا به حدی پیش رفت که کاندیدای اصلاح طلبان را به دو توهم دچار ساخت.توهم اول ظرفیت بالای وی برای بسیج نیروهای اجتماعی و توهم دوم پیروزی قطعی در انتخابات!

پیشنهاد به موسوی
میرحسین موسوی که با گفتمان امام و انقلاب به صحنه انتخابات پای گذاشت،گرچه با تأکید بر عدم چاپ پوسترهای رنگی و عدم تبلیغات وسیع و نیز شعارهای ملایم کار خود را آغاز کرد، اما به دلیل رشد کند وی در نظر سنجی ها و عدم تحرک اجتماعی اش به وی پیشنهادات چندی ارائه شد.گروه ها و برخی مشاوران موسوی با تأکید بر چالشی نبودن گفتمان وی، به موسوی تصریح کردند که باید سویههای گفته هایش تعارضاتی با حاکمیت داشته باشد تا وی بتواند برای به زیرآوردن گروه های زیر چترجریانی خود، تضمین هایی بدهد. در همین میان در ابتدا بحث تقلب در انتخابات مطرح شد و کمیته صیانت ازآرا شکل گرفت و با توجه به شیوه انقلاب های رنگی، نماد سازی در دستور کار قرار گرفت و مچ بند ، شال، روسری و پرچم سبزجهت سیالیت و دردید قرارگرفتن میان هواداران توزیع شد.
توجه به سیالیت وایجاد رعب تبلیغاتی به همراه عاریت گیری از شیوه انقلاب های رنگی همچون استفاده از شعارها، کاریکاتورها و نمادها، دیوارنویسی و زمین نویسی، پوششهای نمادین، ایجاد صداهای نمادین، آواز خوانی (سرود خوانی) و...موجب شد توهم فراگیری جریان سبز مطرح شده و تصریح شود که با این جمعیت به پیروزی رسیده و بعد از انتخابات نیز می توان با دستورالعملهای هزار صفحهای برگرفته از انتخابات سایر کشورها از این جمعیت به شکل مناسبت تری استفاده کرد.

آغاز پروژه جدی از 21 خرداد
ماجرای اردوکشی های خیابانی که به تعبیر یکی از متهمان حوادث بعد از انتخابات «کلید رمز اغتشاش» بود، در جریان تبلیغات انتخاباتی وجود داشت و اظهاراتی نیز مبنی بر تلاش برای تقلب درانتخابات مطرح شد.اما حرکت جدی برای کلید زدن اتفاقات اصلی و رفتن به سوی ایجاد انقلاب مخملین از 21 خرداد آغازشد.
برهمین اساس بعدازظهر پنجشنبه 21خرداد دو پیام کوتاه طراحی شد. یکی از این پیام های کوتاه انتساب جعلی پاسخ مقام معظم رهبری به نامه آقای هاشمی رفسنجانی بود .
پیامک دوم هم خبری بود مبنی بر «تجمع میلیونی، روبه روی وزارت کشور، ساعت 24 روز جمعه 22 خرداد». هدف اصلی از این پیامک این بود که جمعیتی را به سوی وزارت کشورسوق داده وآنان را آماده دو حرکت احتمالی نمایند.حرکت اول مربوط به انتشار خبر پیروزی بود تا جشن پیروزی برگزار شود و خبر دوم مربوط به انتشار خبر شکست بود که در این صورت به داخل وزارت کشورهجوم برده و بازی اصلی را درآنجا به پیش ببرند.
البته دراین میان تمهیداتی هم از سوی مسئولان امر اندیشیده شد.یک مورد آن مربوط به پیامک جعلی مربوط به مقام معظم رهبری بود که دفتر ایشان در مورد آن اطلاعیه داده و معظم له نیز صبح 22 خرداد به آن اشاره فرمودند.
قطع پیامک ها باعث شد پیام دوم نیز انتشار وسیع نیابد. تدابیرامنیتی هم برای وزارت کشور دیده شد تا روز جمعه 22 خرداد انتخابات در کمال سلامت و آرامش با مشارکت حداکثری برگزار شود.
اما این جریان از ساعت 2 بعدازظهر شروع به تکرار برخی تخلفات کرد.درسایت کلمه از ساعت 2 بعداز ظهر اخبار پیروزی مخابره شد. آقای خاتمی هم مصاحبه ای کرد و گفت: من پیشگو نیستم اما اخبار واصله نشان از پیروزی آقای موسوی با فاصله زیاد دارد. رسانه های خارجی هم در همین راستا با یک عملیات روانی شروع به خبرپراکنی کردند. ساعت 6 بعدازظهر 22 خرداد نیز ابوالفضل فاتح از اعضای ستاد آقای موسوی طی مصاحبه ای با سایت کلمه از پیشتازی موسوی خبر داد و از حامیان وی خواست برای این پیروزی با فاصله زیاد نماز و سجده شکر بجا آورند.
این روند ادامه داشت و حتی فرشاد مؤمنی، مشاور میرحسین موسوی طی اظهاراتی مدعی پیروزی کاندیدای موردنظر خود با آرای 30 میلیونی شد. در همین راستا و در شرایطی که جریان انتخابات کماکان ادامه داشت و تمام نشده بود، اولین اطلاعیه مهندس موسوی خطاب به مردم صادر شد که در آن ضمن تشکر از مردم و اشاره به تخلفات گسترده! خبر از پیروزی خود داده بود! و بعد از هشدار به مسئولین برای شمارش صحیح آرا، از مردم خواسته شده بود برای جشن پیروزی آماده باشند!
دراین بیانیه که هنگام انتشار آن هنوز انتخابات تمام نشده بود ،2 اتهام به جمهوری اسلامی زده شد: اول کارشکنی، تخلف و نارسایی درجریان انتخابات و دوم اینکه نتیجه انتخابات براساس اطلاعات واصله پیشگویی شده و شرط پیروزی اینگونه مطرح شد که مسئولین امر در شمارش آرا نهایت دقت را داشته باشند.
در همین حال با توجه به این اقدام سؤالات زیادی مطرح شد که ابهامات جدی بابت عملکرد ستاد آقای موسوی و شخص وی به وجود آورد. براستی چرا این جریان تا گزارش ناظرین سر صندوقها حاضر نشد صبر کرده وسپس تخلفات را به شورای نگهبان ارائه کند؟
نکته دیگر اینکه فرض موسوی و ستاد وی درست بود.کاندیدای اصلاح طلبان تصریح کرده بود اگر بر سر صندوقها دقت شود پیروزانتخابات خواهد بود.در این میان این پرسش مطرح است که اگرمشخص شد که ایشان پیروز انتخابات نیست و بر اساس گفته وی سر صندوقها مشکل ایجاد شده، چرا اعتراض خود را از مجاری قانونی دنبال نکرده است؟ بی تردید امرعاقلانه این بود که در اولین اقدام از شورای نگهبان می خواستند آرا را بازشماری کند.
این موضوع در حالی بود که طبق شواهد به دست آمده درهمان ایام در جلسه شورای عالی امنیت ملی، اعضای این شورا به وزارت کشور و شورای نگهبان توصیه کردند هر نوع همکاری با کاندیداها درخصوص بازشماری آرا و چک کردن تعرفه ها عملی شود. به هر حال بعد از گذشت 30 سال از انقلاب و پیشرفت دستگاهها و سیستم ها حتی امکان چک کردن تعرفه ها با سازمان ثبت احوال و آرای در صندوقها به صورت رندوم وجود داشت و حتی می شد صاحبان رأی را هم پیدا کرد. قطعاً بازشماری در این زمینه سهل الوصول ترین و عملی ترین امکان قانونی بود اما چرا این رویه اتفاق نیفتاد؟
مرور اخبار آن ایام بیانگر آن است که ستاد کاندیدای اصلاح طلبان که به هر ترتیب قصد پیروزی داشت،در این زمینه بحث و جدل کرده وجمع بندی نهایی شان این بود که دومین اطلاعیه را در خصوص انتخابات منتشر سازند که در آن از شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما سخن به میان آمده بود.در حقیقت به یکباره ادعای این جریان عوض شده وتصمیم گرفته شد فقط باید به سمت ابطال رفت.به بیان دیگر سخن از بازشماری و شکایت تغییر مسیر داد و فقط و فقط تأکید برابطال انتخابات شد.
برهمین اساس میرحسین موسوی ظهر شنبه 23 خرداد در جلسهای با حضورتعدادی از حامیان اصلی خود جمع بندی ستاد خویش مبنی بر درخواست برای ابطال انتخابات را مطرح و اعلام رسمی آن را منوط به حمایت این افراد بیان می کند.
وی به وضوح تصریح کرده بود که ابطال انتخابات را به شرطی اعلام خواهد کرد که این افراد تا آخر با او بوده و حتی اگر کار انتخابات به تنفیذ حکم و تحلیف رسید آنان در مراسم های مربوط شرکت نکنند و دقیقاً ماجرا اینگونه پیش رفت که یک مقام سابق اجرایی کشور که از همپیمانان موسوی بود بعد از جلسه به مجمع روحانیون مبارز رفته و این تشکل را مجاب به حمایت از خواسته موسوی می نماید که بیانیه ای را در این زمینه صادرنمایند.بیانیه ای که به سرعت بر روی خروجی خبرگزاری ها و شبکه های خارجی قرار گرفت و جبههای برای درخواست جهت ابطال انتخابات را به وجود آورد.

احزاب اصلاح طلب به میدان آمدند
بنابراین ملاحظه می گردد که با صدوراطلاعیه مجمع روحانیون در حمایت از میرحسین موسوی احزاب گوناگون دوم خرداد همگی به میدان آمده و یگان های عملیاتی برای کلید زدن فازجدید آماده می شوند. پس از میدان داری اولیه مجمع روحانیون در این زمینه، بیانیه سوم میرحسین موسوی مبنی بر ابطال انتخابات یکشنبه 24 خرداد ماه صادر می شود.در حالی که میرحسین موسوی پیش از این بر تقلب در انتخابات تأکید کرده بود بناگاه سیاق عمل تغییر پیداکرده وبنا به نبود مدارک جهت تقلب در انتخابات دریک حرکت رو به جلو اطلاعیه 8 بندی موسوی صادر می شود در آن مباحث متناقضی همچون موضوع مناظره ها،تبلیغات انتخاباتی و دیگرمسائل مطرح می شود.
نگاهی به درخواست موسوی در این بیانیه که با توجه به مناظره ها بر استفاده شورای نگهبان از نظارت استصوابی تأکید داشته و خواستار رد صلاحیت احمدی نژاد شده بود،بی شک از آشفتگی آشکار وی حکایت دارد. چرا که اگر وی پایبند به مر قانون بوده مگر جز این بود که این اتفاق قبل از 22 خرداد روی داده بود و چرا در آن زمان وی اقدام به این درخواست نکرده بود؟ به وضوح وی می توانست حتی اگر شورای نگهبان در آن زمان خواسته وی را اجابت کند،روز پنجشنبه 21 خرداد طی یک اعتراض در انتخابات شرکت ننماید، نه این که در انتخابات شرکت کرده و در مقاطع مختلف رأی گیری خود را پیروز انتخابات معرفی کند؟و حتی روز شنبه که شکست قطعی وی اعلام شد، مواضعی را اتخاذ کند و جمعیت تحریک شده ای را به خیابان ها روانه سازد!

انقلاب رنگی رنگ می گیرد
بعد از این اطلاعیه ها و فضاسازی هایی که درشبکه های خارجی و فضای سایبر داخلی صورت گرفت، یگانهای مخملین وارد عرصه شده و بازی را به شکل دیگری مدیریت و راهبری کردند.
بر اساس اصول اولیه انقلاب مخملین، اگر قرار باشد حادثه ای روی دهد باید جمعیت معترض را در خیابان نگاه داشت وسپس این حرکت را به یک جریان مداوم و با درگیری ممتد تبدیل کرد.جریان درگیریای که باید کشته گرفته تا برای مظلوم نمایی تشییع جنازهای صورت بگیرد و به مدد آن موج اعتصابات و اعتراضات و مواردی برای ساختار شکنی به یک حرکت فراگیر تبدیل شود.
بی تردید با توجه به این سناریو برای محقق شدن آن باید نیرویی را که در مقابل این ساختارشکنیها میایستد، در اذهان عمومی تخریب کرد. لذا مشاهده می شود که با توجه به سابقه و تجربه حوادث 18 تیر که در آنجا نیروی بازدارنده نیروی انتظامی مورد حمله قرار میگیرد، تلاشهایی برای تخریب نیروهای عمل کننده نیروی انتظامی و بسیج صورت گرفته و حوادث کوی دانشگاه و مجتمع سبحان شکل میگیرد.
گرچه در18 تیر این جریان یک کشته مشکوک می گیرد، اما دراین حوادث نتوانستند کشته بگیرند،ولی اعلام کشته کردند. به سرعت موضوع کوی و مجتمع سبحان را رسانه ای کرده و به سراغ خواص و نمایندگان مجلس رفتند که همراهی آنان را جلب نمایند و موج را به سمت بالا ببرند و یک موضوع جدید درست کرده و آن را چاشنی تقلب کرده و بعد اعلام کنند که تقلب شده است. درحقیقت این جریان به دنبال این بود که اینگونه طراحی کند که همان جریانی که تقلب کرده کارهای دیگری مثل کشتن و زدن را هم انجام می دهد.به بیان دیگر این طراحی انجام شد به این قصد که فضا را غبارآلود کنند و برای مردمی که می خواهند وارد صحنه شوند این تردید را به وجود آورند که فتنه کجاست و چه کسی خودی و چه کسی غیرخودی است؟

آغاز فاز آشوب و اغتشاش
با بروز این وقایع، بسیاری از خواص توصیه هایی را به این جریان گوشزد کردند که در ابتدا بهتر است خواسته خود را از مجاری قانونی دنبال کرده و دو موضوع را رها کنند: 1- به دنبال ابطال نبوده اما هرگونه اقدام قانونی لازم است انجام دهند چراکه نظام در قبال ابطال بدون دلیل کوتاه نمی آید و دوم اینکه کار خیابانی را جمع کنند، اما متأسفانه این نصایح کارگر نیفتاد. از این رو آن جمعیت معترض را که پرخاشگر هم شده بود، با جمعیتی که رسانه های خارجی با تبلیغات و القائات خود گردآورده بودند به میدان آوردند.
در این میان نکته قابل توجه اینکه حتی گروهکها و افرادی که رأی هم نداده بودند هم به میدان آمدند! از سوی دیگراین جریان به دلیل اینکه نتوانسته بود در کوی دانشگاه و مجتمع سبحان کشته بگیرد حمله به یک حوزه بسیج را طراحی کرد و این همان خط انقلاب مخملین بود که از خارج اداره می شد.چرا که در روشهای انقلاب رنگی حمله به مراکز دولتی و نظامی یکی از شیوه های توصیه شده است. بنابراین جریان مزبورتصمیم گرفت این حوزه را خلع سلاح کرده و سلاح ها را به داخل جمعیت تزریق کند تا ترورهای آنان همه با سلاح نظامی باشد.در حقیقت تلاش می شد با کشته گیری در تهران این موج را به شهرستان ها تعمیم دهند.شاید این اقدام بیش از هر چیزی از گفته یکی از تئوریسین های جریان اصلاحات نشأت می گرفت که پیش از انتخابات گفته بود حرکت ما خون می خواهد و همچنین گفته بود ای کاش ما یک رگه طالبانی در مجموعه داشتیم که خون لازم ریخته شود.

25 خرداد و آنچه گذشت...
با توجه به موارد گفته شده، حرکت 25 خرداد که یک حرکت غیرقانونی بود از میدان انقلاب تا میدان آزادی کلید زده می شود.اما آنچه در این میان مهم است، آن است که همه جمعیت حاضر شده در این روز همه اغتشاشگر نبودند، بلکه عدهای به قصد اعتراض آمده بودند وآن جمعیت اغتشاشگربرای بهره گیری از این جمعیت حمله به یک حوزه بسیج را طراحی کرد ودر این طراحی حتی بیش از 50 کوکتل مولوتف به سمت این حوزه پرتاب می شود .
تیراندازی هایی هم به سمت حوزه صورت میگیرد و با این حال نیروهای بسیجی با جوانمردی ماشینی را پشت در حوزه گذاشته که از در آن کسی نتواند وارد شود و خود نیز برای سنگرگیری به بالای پشت بام حرکت می کنند. اما اغتشاشگران سازمان یافته به آشوب ادامه می دهند که فیلم آن موجود می باشد.
اغتشاشگران گرچه موفق به خارج کردن اسلحه از این حوزه نمی شوند، اما اقدامات آنها متأسفانه موجب کشته شدن 7تن از جمعیت می شود.
در مجموع برنامه دوشنبه 25خرداد که تمام شد،سه شنبه26 خرداد شورای هماهنگی انقلاب درخواست حضور مردم در میدان ولیعصر را اعلام کرد.گرچه در این میان شواهد بهدست آمده حکایت از آن دارد که واسطه هایی از جریان فتنه خبر آوردند که اگر این تجمع را تعطیل کنید ما وارد مذاکره میشویم زیرا هدف آنها این بود که می خواستند جمعیت دوشنبه 25 خرداد را به عنوان یک جمعیت تثبیت کنند و بعد بنشینند با تکیه بر آن جمعیت مذاکره کنند. اما این تجمع لغو نشد و جمعیت زیادی در میدان ولیعصر جمع شدند و جریان مقابل هم جمعیت خود را به مقابل صدا و سیما کشاند که همچون روز 25 خرداد که فائزه هاشمی به اظهاراتی پرداخت بازهم در مقابل صداو سیما، وی تصریح کرد که کشتههای ما را بدهید، میخ واهیم تشییع جنازه برپا کنیم و بعد از آن هم اینگونه حرفها را ادامه دادند که از این پس خط مظلوم نمایی را دنبال کنند.

طراحی برای نمازجمعه 29 خرداد
پس از این وقایع مقام معظم رهبری تصمیم گرفتند نماز جمعه 29 خرداد را اقامه کنند و برای همه نیروها از هر طیفی نیزروشن بود که صحبتهای ایشان در خطبه ها فصل الخطاب است. براساس اخبار به دست آمده جریان فتنه طی جلسه ای درمیان خود تصریح کردند که اگر این صحبت ها به عنوان فصل الخطاب محسوب شود تمام فعالیتهای آنان خنثی شده و تمامی تلاشهای آنان نقش بر آب خواهد شد.
در همین رابطه چند راهکاردراین زمینه به بحث و بررسی گذاشته می شود.یکی از این طرح ها این بود که روز پنجشنبه یک جمعیت 70- 80 نفره اعم از استاد و دانشجو در دانشگاه تهران متحصن شوند و روز جمعه جمعیت خود را به سمت نماز جمعه آورده تا نماز برهم بخورد.
یکی دیگر از برنامه هایی که مورد بررسی قرار گرفت، این بود که جمعیتی را در حوالی نماز جمعه به راه انداخته و یک فضای دوقطبی را در آن منطقه ایجاد کنند، اما با توجه به هزینه بر بودن و عدم عملیاتی شدن این مسأله تصمیم گرفتند مجمع روحانیون مبارز بیانیه ای صادر و برای روز شنبه 30 خرداد تظاهرات کنند.این اقدام یعنی اینکه ما نمی خواهیم به طور علنی در مقابل نظام بایستیم اما پیش از آنکه نظام موضع بگیرد، ما درخواست مجوز برای راهپیمایی سراسری کرده ایم.
با این حال با توجه به برگزاری نماز جمعه 29 خرداد و تأکیدات مقام معظم رهبری که حتی طیفهای سبزبا دست بند و سربند سبز درنمازجمعه شرکت کردند، بخش عمده آنان بیانات مقام معظم رهبری را فصل الخطاب قرار داده و حرکات را تمام شده دانستند. درآن ایام نظرسنجی ها هم همین مسأله را نشان می داد؛ به گونه ای که بیش از 80 درصد مردم به روند انتخابات و پیگیری مسائل از طریق قانون نظر داشتند.درصدی هم قائل بر ابطال بودند و درصدی هم مسائل دیگری را مطرح کرده بودند. این امر به وضوح نشان می داد که توده مردم و افکار عمومی به روند قانونی پایبند بوده و جمعیت عمده 14 میلیونی حامیان موسوی به پیگیری مسائل از مسیر قانونی پایبندی نشان دادند.
دراین میان با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب در حالی که انتظار می رفت مجمع روحانیون مبارز با سرلوحه قراردادن قانون، راهپیمایی مورد تأکید خود را لغو کند اما متأسفانه این مسأله روز شنبه و تنها ساعتی مانده به زمان برگزاری راهپیمایی طی یک اطلاعیه عملی گردید. در حقیقت مجمع روحانیون مبارزبا این اقدام هم از بارحقوقی راهپیمایی خود را رهایی داد و هم این اقدام را پس از قطعی شدن سازماندهی برای راهپیمایی انجام داد؛ درست زمانی که کار از کار گذشته بود.

30 خرداد چه گذشت؟
اما چه اتفاقاتی در 30 خرداد به وقوع پیوست؟ براساس اطلاعات به دست آمده تمامی گروههای معاند نظام جمهوری اسلامی بویژه منافقین وارد عرصه شده و برای اغتشاش و آشوبآفرینی از هیچ اقدامی فرو گذار نکردند.
نگاهی به ماجراهای آن روزبی تردید در بردارنده بسیاری از مسائل است.دریک نمونه آن بعد از آن که تصویر دو تن از اغتشاشگرانی که یک بسیجی را کتک زده بودند در سیمای جمهوری اسلامی پخش شد وپس از دستگیری آنان مشخص شد که این دو با یکدیگرهمکار بوده وحتی یکی از آنها نیزعضو سابق حزب توده بوده است.به دیگر بیان هر کسی که زخمی از این انقلاب دیده بود آن روز برای انتقام گیری تلاش بسیاری کرد.

ماجرای ندا آقا سلطان
این اما بخشی از ماجرا بود.هنگامی که راهپیمایی در خیابان آزادی درحال برگزاری بود،پروژه ای ناجوانمردانه در خیابانی به دور از راهپیمایی کلید خورد که درآن ندا آقا سلطان به طرز مشکوکی به قتل رسید.
بهگونه ای که از زمان طراحی تا اجرای آن فیلمبرداری حرفه ای انجام شد و تصاویر آن به تلویزیون منافقین تحویل داده شد وتنها چهار ساعت پس از وقوع این حادثه کلیپ آن را ساخته و شبکه های بیگانه هر یک ربع یکبار آن را تکرار کردند.در همان ایام این موضوع وقتی اتفاق افتاد سفیر ونزوئلا در ایران به دبیرخانه شورای امنیت ملی رفته و تصریح کرد که این اتفاقی که صورت گرفته درانتخابات این کشور نیزعملیاتی شده و در آنجا هم دختری را با یک شکل خاصی ترور کرده و آن را تبدیل به نماد اعتراض کردند.
در این میان عزیمت سریع آرش حجازی، فرد همراه ندا آقا سلطان به انگلیس و نیز سفر کاسپین ماکان، نامزد آقا سلطان به تل آویو و دیدار وی با رئیس رژیم صهیونیستی ابعاد این مسأله را واضح تر ساخت.

امید به بازگشت
با توجه به تمامی موارد گفته شده، بعد از این اتفاقات برخی بزرگان فعال شده و برای بازگشت این افراد به دامن نظام رایزنیهایی را انجام داده و آنان را به حرکت در مسیر قانون رهنمون ساختند و با توجه به اینکه مهلت شکایت به شورای نگهبان به پایان رسیده بود این وقت برای رسیدگی ویژه تمدید شد و از معترضین خواسته شد که اعتراض های خود را برای رسیدگی، به این شورا اعلام نمایند.
در این میان البته پیش از این نیزآقای آخوندی نماینده آقای موسوی در شورای نگهبان گفته بود که با بازشماری صندوق ها کاری ندارند. در دیدار مسئولان ستادهای انتخاباتی کاندیداها با مقام معظم رهبری نیز وی مطرح میکند که این ستاد با بازشماری کاری نداشته و آنان خواستارابطال انتخابات هستند که این مسأله نشان می دهد این طیف به دنبال حل مسأله نبوده اند.

تولد طرح حکمیت
پس از تمامی این ماجراها، موضوع وساطت مطرح شد و امید بر این بود که معترضین بیایند و به قانون گردن نهند و به اطلاعیه اولیه خود بازگشته و بازشماری را بپذیرند. اما به جز این موضوع چند راهکار دیگر هم مطرح کردند. اول این که درخواست تعلیق بدون زمان شود. دوم اینکه شورای نگهبان پنج میلیون از آراء را ابطال کند تا انتخابات به مرحله دوم برود و دراین مرحله بین آقای موسوی و آقای احمدی نژاد رقابت انجام بشود. راه حل سوم نیز پیشنهاد حکمیت بودو بر همین اساس طرح حکمیت را از طریق یکی از همراهان خود در درون نظام آماده کرده و طی نامه ای سه نفر را به عنوان حکم انتخاب نمودند.
آقایان افتخار جهرمی، ری شهری و سیدحسن خمینی این سه حکم بودند و این جریان در نامه خود تصریح کردند،اگر شورای نگهبان بپذیرد، این سه نفر حکم شده و هر چه که افراد فوق قضاوت کردند آنان به نظر آنها تمکین خواهند کرد.
سپس هم به قم رفتند تا از مراجع درخواست کنند که به مقام معظم رهبری نامه نوشته و درخواست کنند که مقام معظم رهبری دخالت کرده و حکمیت پذیرفته بشود.
فاز بعدی که تصمیمگیری شد این بود که گفته شد اگر همه این اتفاقات نشد، برای خروج از این غائله، از مراجع بخواهیم که آقای هاشمی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به آقای موسوی نامه نوشته واز وی بخواهد که وی برای مصالح انقلاب از حق خود بگذرد وموسوی نیز در پاسخ به این درخواست اطلاعیه ای با این مضمون صادر کرده و تصریح کند که به رغم این تقلب حاضر است به خاطرمردم و انقلاب از حق خود گذشت کند!

آغاز بازشماری
در این میان درخصوص بازشماری آرا نهایتاً آقای وی، بازشماری را قبول کرده و در دو استان به صورت اتفاقی با حضور نماینده ایشان بازشماری انجام شد و محرز گردید که اصلاً در صندوقها تخلفی که منجر به ابطال یک صندوق شود، مشاهده نشده است. در همین رابطه شورای نگهبان پذیرفت تعدادی ازافراد مورد وثوق حضور پیداکرده و در برابر آنها و در مقابل دوربین ها به صورت اتفاقی 10 درصد از صندوقها بازشماری شود.دو کاندیدای دیگر نیز اعلام آمادگی کردند، اسامی را نیزاعلام کردند.اما در این میان قبل از اعلام نتایج، جلسه گرفته و چند مسأله را مورد بحث و بررسی قرار دادند.
اول اینکه اگر شورای نگهبان سلامت انتخابات را اعلام کرد،این جریان آن را نپذیرفته و مشروعیت دولت جدید را نپذیرند. دوم اینکه برای پیگیری رسانهای و حقوق بین الملل ساماندهی کرده و رسانه های داخلی و خارجی را برای استفاده از این مسأله آماده ساخت.سوم هم اینکه از این پس تکثر در رهبری این جریان بود.
بر همین اساس موقعی که نتایج اعلام شد، بلافاصله همان شب تلویزیون B.B.C فارسی، میزگردی با حضور شیرین عبادی و یک حقوقدان دیگر گذاشته و آنان ، ضمن اعتراف به اینکه پرونده انتخابات از نظر حقوقی بسته شده، ادعا کردند، اما از نظر مشروعیت و اعتبار مردمی تا زمانی که سایر کاندیداها و هواداران آنها را به رسمیت نشناسند، این پرونده مفتوح است و امکان پیگیری بیرونی دارد.

از ستادهای موسوی چه اسنادی به دست آمد؟
پس از این ماجرا ها بعضی از احزاب که تا دیروز ارتباط گیری با رسانه های خارجی را برای خودشان ممنوع می دانستند، خیلی شفاف با رسانه های بیرونی ارتباط برقرار کردند. به طور مثال همان شبی که ستاد قیطریه ضربه خورد و افرادش دستگیر شدند معلوم شد که این ستاد مجهز به سیستم استودیو است و از همین استودیو تولید برنامه می کند و برای تلویزیونهای خارجی مخابره می کند. موقعی که ستاد هفت تیر لطمه خورد، مشخص شد که نامه ای که با امضای جعلی وزیر کشور خدمت مقام معظم رهبری منتشر شده بود در آن جا تهیه شده بود. CD نود سیاسی نیز که قبل از انتخابات بیش از 5میلیون عدد از آن توزیع شده بود در این ستاد تهیه و تکثیر می شده است.

اهداف ستاد فتنه چه بود؟
با توجه به موارد ذکر شده می توان گفت که ستاد فتنه درمجموع دو هدف را دنبال می کند؛ اول ، مشروعیت دولت را در داخل و خارج با چالش روبرو کند. در داخل برای از دست ندادن قدرت و در خارج برای کم کردن قدرت مذاکره جمهوری اسلامی.
دوم هم که بحث حقوق بشری جمهوری اسلامی و مسأله زندانی ها را دامن بزند. برای این کار دنبال این بوده و هستند که سازمان خودشان را حفظ کنند. این سازمان به هر مناسبتی یک اعلام حضور اجتماعی دارد تا همیشه سیستم را درگیر نگه دارد و به سمت سازماندهی تحصن برود.

زحمت ارائه مدرک بر دوش کسانی است که ادعای تقلب کرده‌اند


 

زحمت ارائه مدرک بر دوش کسانی است که ادعای تقلب کرده‌اند، نه کسانی که تقلب را انکار کرده‌اند. به ویژه در کشوری که چنین روند دقیق و پیچیده‌ای برای نظارت بر انتخابات دارد. اکنون مستنداتی برای اثبات نادرست بودن اختلاف یازده میلیونی رای احمدی‌نژاد نسبت به موسوی وجود ندارد.
قسمت دوم و پایانی نوشتار "اریک بریل " حقوقدان آمریکایی که به بررسی علمی ادعای تقلب در دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران می‌پردازد را مطالعه می‌کنید:

مورد پنجم اعتراض:
- نتیجه انتخابات به دلیل در تضادبودن با پیش‌بینی‌ها قابل قبول نیست

بسیاری از تحلیلگران غربی تصور می‌کردند افزایش ناگهانی تعداد شرکت کنندگان در انتخابات به سود موسوی خواهد بود. این فرضیه بر بسیاری از فرضیه‌های دیگر نیز صحه می‌گذاشت. از جمله این فرضیه که بسیاری از رای دهندگان در سال 84 به این دلیل در انتخابات شرکت نکردند که مخالفت خود را با هر دو کاندیدای دور دوم نشان دهند. این فرضیه همچنین پایه‌گذار یک فرضیه دیگر نیز شده بود، درصد بالای رای خاتمی در سال 76(69 درصد) و سال 80(78 درصد) نشان‌دهنده اجتناب‌ناپذیر بودن آزادی در ایران بود. مسأله‌ای که می‌توانست باعث ظهور یک کاندیدای دیگر که شایستگی کسب رای خاموش این تعداد از مردم ایران را داشت، بشود. این طور به نظر می‌رسید که این کاندیدای مورد نظر میرحسین موسوی است. همچنین بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند تمام آن‌هایی که در دور اول انتخابات 84 به کروبی و دیگر کاندیداهای اصلاح‌طلب رای داده بودند، این بار نیز به کروبی و یا موسوی رای خواهند داد. در پایان باید گفت، تحلیل‌گران بسیاری حمایت همه جانبه روستاییان از احمدی‌نژاد را افسانه می‌پنداشتند (با در نظر گرفتن این نکته که بسیاری از روستاییان در سالهای 76 و 80 از خاتمی و در سال 84 از کروبی حمایت کرده بودند).

پاسخ مناسب برای این تحلیلگران رنجیده خاطر، این است که هیچ یک از این موارد اهمیتی ندارند. تنها سوال موجود در این زمینه این است که آیا احمدی‌نژاد در انتخابات عادلانه پیروز شد یا خیر، این که چرا مردم ایران بر اساس پیش‌بینی‌ها رفتار نکردند، اهمیتی ندارد. گفتن این جمله که نتایج انتخابات برخلاف پیش‌بینی‌ها بود و دولت باید اثبات کند که تقلبی صورت نگرفته است، به تنهایی برای اثبات ادعای تقلب کافی نیست.

زحمت ارائه مدرک بر دوش کسانی است که ادعای تقلب کرده اند، نه کسانی که تقلب را انکار کرده اند. به ویژه در کشوری که چنین روند دقیق و پیچیده ای برای نظارت بر انتخابات دارد. اکنون مستنداتی برای اثبات نادرست بودن اختلاف یازده میلیونی رای احمدی‌نژاد نسبت به موسوی وجود ندارد. مگر این که فردی به دلیل سرخوردگی، تردید، شنیدن شایعات و یا حدس و گمان چنین چیزی را مطرح کند. اگر صدها یا هزاران صندوق بیش از حد ظرفیت پر شده باشد، کافی تنها یک نفر یکی از این صندوقها را نشان دهد. در کدام محل اخذ رای خودکاری تقلبی که جوهرش پاک می‌شد، وجود داشت؟ در کدام یک از محل‌های اخذ رای، صندوقی مهر و موم نشده رها شد؟ اگر نمایندگان موسوی این مسأله را دیده‌اند، چرا هیچ یک از آنها گزارشی در این مورد ارائه نکرده‌اند؟ گزارش‌های معدودی که در این باره منتشر شده است، توسط افراد بی نام و نشان نوشته شده است که چهره هیچ یک از آنها دیده نشده است. در نظر گرفتن ادعای نادرست افرادی که نه نام و نشانی از آنها در دست است و نه مکان و زمان وقوع ادعای آنها مشخص شده است، کاری منطقی نیست. البته برخی گزارش‌ها به حدی دقیق بوده است که تشخیص جعلی بودن آنها مشکل است، اما این جزئیات دقیق هیچ اطلاعات مفیدی برای اثبات تقلب ارائه نمی‌دهند.

این که چرا نتایج انتخابات برخلاف پیش‌بینی‌ها بود، به یک پاسخ کامل نیاز دارد. بسیاری از تحلیل‌گران می‌گویند، حمایت شدید مردم از خاتمی در سالهای 76 و 80 لزوماً به معنای تأیید مواضع اصلاح‌طلبانه وی نبوده است. وی به دلیل شعارهای خود مبنی بر آزادی و توسعه سیاسی پیروز نشد. بلکه پیروزی وی به این دلیل بود که تصور می‌شد وی یک فرد صادق و فاقد فساد مالی و اداری است. همچنین سید بودن او نقش مهمی را برای محبوبیت وی در میان مذهبی‌ها ایفا کرد. شخصیت و شیوه عملکردش یک عامل اساسی در پیروزی چشمگیر وی بود. برخلاف خاتمی، موسوی هیچ گونه نماد روحانیت و عمامه مشکی نیز نداشت. علاوه بر این هم موسوی و هم کروبی متهم به فساد بودند. احمدی‌نژاد در مناظره خود با کروبی وی را به دریافت رشوه متهم و اعلام کرد، کروبی ممکن است از راه‌های نامشروع زندگی تجملاتی خود را به دست آورده باشد.

موسوی نیز به دلیل همکاری خود با رفسنجانی و فرزندان وی که همگی متهم به فساد مالی هستند، به فساد متهم شده بود. یک دلیل مهم برای موفقیت خاتمی در انتخابات سال 76 این است که بین او و رفسنجانی که به باور مردم ایران یک آدم فاسد از لحاظ مالی بود، تضادهای بسیاری وجود داشت. موسوی با همان شخصی متحد شده بود که خاتمی از وی جدا شده بود. اگرچه این اتحاد به معنای فاسد بودن موسوی نبود، اما به طرز چشم‌گیری شانس احمدی‌نژاد را برای پیروزی، در فاصله یک روز به زمان برگزاری انتخابات افزایش داد. در آن روز از مردم پرسیده شد، کدام کاندیدا را صادق‌تر می‌دانند، نتیجه این نظرسنجی نشان‌دهنده برتری 31 درصدی احمدی‌نژاد نسبت به موسوی بود.

علاوه بر این، بسیاری از رای‌دهندگان در مورد شایستگی موسوی برای ریاست جمهوری تردید داشتند، زیرا وی به مدت بیست سال از اجتماع و سیاست دور بود و وقت خود را به هنر و نقاشی می‌گذراند. اگرچه حامیان موسوی مدعی بودند، دور بودن وی از سیاست، نشانه خلوص و پاکی وی بوده است، اما رای‌دهندگانی که در مورد کاندیدای مورد نظر خود تصمیم نگرفته بودند، فردی را می‌دیدند که در این بیست سال به ندرت از تابلوی نقاشی خود دور می‌شد، و تنها چندماهی بود که به عرصه آمده و سخنرانی‌های فراوانی انجام می‌داد.

گذشته از این، عاقلانه نیست بگوییم، افرادی که در سال 84 از کاندیداهای اصلاح‌طلب حمایت کرده بودند، در انتخابات اخیر نیز به موسوی و کروبی رای خواهند داد. تحلیل‌گران عقیده دارند، یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت کروبی در سال 84، وعده وی به مردم مبنی بر اعطای پول نفت به آنان بود. در حالی که وی در سال 88 این پایگاه را از دست داده بود، زیرا احمدی‌نژاد این طرح را به خود اختصاص داده بود. علاوه بر این عقاید مذهبی مردم باعث شده بود تمایل بیشتری به احمدی‌نژاد در مقایسه با موسوی داشته باشند. احمدی‌نژاد در دوره اول ریاست جمهوری خود به تمام استان‌ها سفر و به افراد فقیر و روستاییان کمک کرده بود. وی همچنین با گسترش نظارت بر درآمدهای نفتی، توسعه طرح‌ها در مناطق روستایی، ارائه پول به کشاورزان فقیر، اعطای وام‌های کم‌بهره به زوج‌های جوان و متقاضیان مشاغل، افزایش حقوق کارمندان دولت و بیمه کردن زنان قالی‌باف، کارهای زیادی را انجام داده بود. این کارها احتمالاً بسیاری از کارمندان و روستایی‌ها را ترغیب کرد در روز انتخابات با تعدادی بسیار بیشتر از حد پیش‌بینی شده از وی قدردانی کنند.

مورد ششم اعتراض:
-درصد بالای رای احمدی‌نژاد به ویژه در شهرها و استان‌هایی که وی بومی آنها نبود، قابل قبول نیست


بسیاری از تحلیل‌گران عقیده داشتند این نکته که بسیاری از مردم ایران به ویژه در مناطق خاص به احمدی‌نژاد رای داده اند، عجیب و بی‌معنی است. آیت‌الله حسینعلی منتظری در این باره گفته بود: هیچ عقل سلیمی چنین چیزی را باور نمی‌کند. حتی برخی تحلیلگران به دلیل رای بالای احمدی‌نژاد بیش از پیش در این مورد تردید داشتند. (برخی از مخالفان صحت نتایج انتخابات عقیده دارند که متقلبان انتخاباتی بهتر بود بین 54 تا 55 درصد آرا را به سود احمدی‌نژاد اعلام می‌کردند، نه 62 درصد را زیرا در این صورت افراد کمتری شگفت زده می‌شدند). فریده فرهی، تحلیلگر ایرانی دانشگاه هاوایی خشمگینانه‌ترین جمله را در این مورد بیان کرده است: هیچ کس نمی‌تواند باور کند چنین چیزی اتفاق افتاده است.

برخی نظرسنجی‌های انجام شده پیش از انتخابات باعث خوش‌بینی حامیان موسوی شده بود. در نخستین نظرسنجی انجام شده که توسط دانشگاه تهران و در خردادماه انجام گرفت، احمدی‌نژاد برتری 44 درصدی نسبت به موسوی داشت، در حالی که نظرسنجی انجام شده توسط یک مؤسسه غربی این برتری را 20 درصد نشان می‌داد. البته هر دو نظرسنجی پیش از اعلام اسامی نامزدهای تأیید شده انجام شده بود. تا روز دهم خرداد بر اساس نظرسنجی دانشگاه تهران فاصله دو کاندیدا به 9 درصد کاهش یافته بود. اما حامیان سرمست موسوی نمی‌خواهند بپذیرند که به ویژه پس از برگزاری مناظره دو کاندیدا در روز 13 خرداد، فاصله بین احمدی‌نژاد و موسوی به 30 درصد افزایش یافته بود. برخی تحلیلگران احساس می‌کردند نظرسنجی قبلی معتبرتر است. برای مثال خانم فرهی عقیده داشت، نظرسنجی رسمی معتبر نیست، زیرا بر اساس رای‌گیری مخفیانه‌ای که توسط دولت ایران انجام شده بود، موسوی می‌توانست بین 16 تا 18 میلیون رای بیاورد و احمدی‌نژاد 6 تا 8 میلیون. حتی مازیار بهاری مقاله نویس نیوزویک ادعا کرده بود که درصد بالایی از کارکنان سپاه قصد داشتند به موسوی رای بدهند. این در حالی است که این یک ادعای عجیب بود، زیرا بسیاری از تحلیلگران بر این باور نبودند. بهاری همچنین ادعا می‌کند، خود احمدی‌نژاد هم از این مسأله آگاهی داشت و تلاش می‌کرد با اعطای پاداش به کسانی که در سخنرانی‌های وی شرکت می‌کردند و یا با کاهش تورم این روند را تغییر دهد. ادعاهای بهاری که از یک منبع ناشناس گرفته شده بود، به زودی در بسیاری از رسانه‌های جهان بازتاب یافت. مهم‌ترین دلیل تردید ایجاد شده این بود که آرای احمدی‌نژاد در شهرها و روستاهایی که کاندیداهای مخالف وی بومی آن جا بودند، بالا بود. با وجود این که احمدی‌نژاد مدتی شهردار تهران بود، اما این مسأله که وی در استان تهران رای بیشتری از موسوی آورده است، باعث ایجاد تردید شده بود.

3 روز پیش از انتخابات، حامیان موسوی یک زنجیره انسانی در تهران تشکیل دادند که تعداد این افراد بین 18هزار تا 100هزار نفر تخمین زده میشد. این در حالی بود که در همان روز یک زنجیره انسانی برای احمدی‌نژاد تشکیل شد که تعداد آن بین 180هزار تا یک میلیون نفر تخمین زده می‌شد.

اکنون این سوال مطرح است که احمدی‌نژاد چگونه توانسته در استان آذربایجان شرقی که محل تولد موسوی است، 56 درصد آرا را به دست بیاورد؟ تنها یک احتمال وجود دارد، قدردانی مردم آذربایجان از اقدامات سخاوتمندانه احمدی‌نژاد. به لطف تلاش‌های احمدی‌نژاد، دانشجویان بومی آذربایجان در دانشگاه تبریز می‌توانستند دروس خود را به زبان آذری بیاموزند. حادثه بد دیگری که برای موسوی رخ داد و باعث شد آرای وی در استان خودش کاهش یابد، این بود که آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران نیز آذری است. رای‌دهندگان آذری این طور تصور می‌کردند که تمایل رهبر به احمدی‌نژاد غیر آذری از موسوی آذری زبان بیشتر است. البته برخی از مردم آذربایجان تصمیم قطعی را در این مورد نگرفته بودند. زیرا نظرسنجی انجام شده در استان که 3 هفته پیش از برگزاری انتخابات انجام شد، نشان داد، احمدی‌نژاد برتری 50 درصدی نسبت به موسوی دارد و مشخص شد هنوز بسیاری از مردم استان تصمیم خود را نگرفته‌اند. البته باید به این نکته اشاره کرد که رای احمدی‌نژاد در آذربایجان شرقی نسبت به سال 84، 12درصد کاهش یافته بود. این تردیدها در مورد کروبی و استان وی نیز وجود داشت. وی اعلام کرد رای وی در استان لرستان به قدری مسخره و غیرقابل قبول است که هیچ کس نمی‌تواند در مورد آن صحبت کند. سرخوردگی و تردید کروبی کاملاً قابل درک بود. رای وی(330183) بسیار کمتر از میزان رایی بود که در سال 84 کسب کرده بود. دلیل مناسب برای این مسأله این است که کروبی یک رقیب جدی در انتخابات 84 بود که با شرکت در انتخابات 88 تمام رای‌های کاندیداهای دیگر را از بین می‌برد. به همین دلیل حامیان موسوی، از حامیان کروبی و رضایی می‌خواستند به موسوی رای دهند (اگرچه احتمال گرایش حامیان رضایی به احمدی‌نژاد بیشتر بود) شکست کروبی می‌تواند دلیلی بر این باشد که حامیان وی به موسوی رای داده‌اند. احتمال دیگر این است که رای دهندگان استان لرستان احمدی‌نژاد را ترجیح می‌دادند، وی در سال 84، 50 درصد از آرای مردم لرستان را کسب کرده و اکنون نیز رئیسجمهور بود. تجربه نشان می‌دهد که هرکدام از روسای جمهور ایران که بار دیگر در انتخابات شرکت کرده‌اند، با اکثریت آرا پیروز انتخابات بوده‌اند.

مورد هفتم اعتراض:
-اعلام پیروزی احمدی‌نژاد به طور شبهه‌انگیزی پیش از موعد اتفاق افتاد

موسوی به این مسأله اعتراض داشت که وزارت کشور، پیروزی احمدی‌نژاد را خیلی زود و در ساعات اولیه صبح فردای روز انتخابات اعلام کرد، در حالی که شمردن 40 میلیون رای باید بیشتر طول می‌کشید. حتی پایگاه‌های خبری رسمی دولت ایران پا را فراتر گذاشته و پیروزی احمدی‌نژاد را در شب انتخابات و تنها پس از شمردن 5 میلیون رای اعلام کرده بودند. براساس اظهارات موسوی، این اعلام پیش از موعد، ثابت می‌کند حکومت خیلی زودتر تصمیم گرفته بود احمدی‌نژاد پیروز انتخابات باشد. موسوی به ویژه از این مسأله آزرده خاطر بود که بر اساس ادعای وی، در شب انتخابات یکی از مقامات، وی را از پیروزی‌اش آگاه کرده بود. ممکن است همین مسأله باعث شده باشد موسوی پیروزی خود را در شب انتخابات و پیش از اعلام رسمی دولت اعلام کند. بیانیه پیش از موعد موسوی همان گونه که پیش‌بینی می‌شد، باعث شد هواداران شادمان وی به خیابان‌ها بریزند و جشن بگیرند، اگرچه خوشحالی آنها دیری نپایید و با اعلام پیروزی احمدی‌نژاد توسط پایگاه‌های خبری رسمی ایران، از بین رفت.

این ادعا هیچ پایه درستی ندارد، معمولا اگر قرار باشد در انتخاباتی تقلب صورت گیرد، عاملان این تقلب صبر می‌کنند تا شمارش آرا به طور کامل تمام شود و سپس پیروزی کاندیدای مورد نظر خود را اعلام می‌کنند. همچنین عاملان تقلب این کار بیهوده را که به کاندیدای بازنده اعلام کنند، در انتخابات پیروز شده، انجام نمی‌دهند تا اوضاع آشفته نشود. مهم تر از همه این که زمان بندی انتشار بیانیه‌های وزارت کشور ادعای موسوی را که اعلام زودهنگام نتایج انتخابات دلیلی بر تقلب است و شمردن چهل میلیون رای در این زمان ممکن نیست، به طور کامل رد می‌کند. کار وزارت کشور شمردن آرا نیست، بلکه وظیفه این وزارتخانه اعلام نتایج شمارش آرای 45692 صندوق اخذ رای است که زمان بسیار کمی را باید برای این کار صرف کرد. شمارش آرا قطعاً پیش از زمان انتشار بیانیه وزارت کشور کامل شده است، همانطور که در انتخابات پیشین انجام شده بود. علاوه بر این شمارش آرا در تمام صندوق‌های اخذ رای در سراسر ایران در همان شامگاه روز رأی‌گیری و زیر نظر نمایندگان تمامی کاندیداها آغاز شده بود.

مورد هشتم اعتراض:
-تظاهرات گسترده مردم و سرکوب آنها توسط حکومت ثابت می‌کند که اکثریت مردم ایران از جناح مخالف دولت حمایت می‌کردند

اگرچه تظاهرات پیش از انتخابات به راحتی و بدون کوچکترین دخالتی انجام می‌شد، اما تظاهرات پس از انتخابات با دخالت پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به خشونت کشیده شد، چند نفر کشته و بسیاری مجروح شدند، مخالفان مدعی شدند که این عکس العمل حکومت، هم نوعی سرکوب حقوق بشر است و هم نوعی اذعان به این است که آرای موسوی دزدیده شده است. حکومت مدعی بود، این عکس العمل کاملاً منطقی و درست بود، زیرا تظاهرکنندگان دست به اعمال خشونت آمیز می‌زدند و وسایل نقلیه را به آتش می‌کشیدند، به ماموران سنگ پرتاب می‌کردند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. در واقع تظاهرکنندگان خود را به عنوان پیشگامان دموکراسی حقیقی در نظر می‌گرفتند، در حالی که حکومت این افراد را به عنوان افراد آشوبگر و ضد دموکراسی معرفی می‌کرد که نمی‌توانستند شکست کاندیدای مورد نظر خود را بپذیرند.

حامیان موسوی بلافاصله پس از انتخابات چندین راهپیمایی گسترده برگزار کردند که این راهپیمایی‌ها در نیمه دوم سال 2009 میلادی نیز ادامه یافت. رسانه‌های غربی مانند دوران پیش از انتخابات پوشش گسترده تظاهرات مخالفان را در دستور کار قرار دادند. بر اساس اخباری که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد، منابع خبری مخالفان حکومت تعداد تظاهرکنندگان روز عاشورا را ده‌ها هزار نفر تخمین زده بودند، در حالی که منابع حکومتی این تعداد دو تا چهار هزار نفر اعلام کردند. منبع خبری دیگری که مخالف احمدی‌نژاد بود، تعداد افرادی را که در راهپیمایی نهم دی شرکت کرده بودند، یک میلیون نفر اعلام کرد. این برآورد جمعیت بسیاری از مخالفان را شگفت‌زده کرد، زیرا بسیاری از رسانه‌های غربی می‌کوشیدند اعلام کنند، تعداد تظاهرکنندگان موافق حکومت بسیار کمتر بوده است. برای مثال "مایکل اسلاکمن " در مقاله خود در نیویورک تایمز که ژانویه 2010 به چاپ رسید، به تظاهرات عاشورا اشاره و تعداد شرکت‌کنندگان را ده‌ها هزار نفر اعلام کرد، اما هیچ اشاره‌ای به تظاهرات موافقان حکومت در نهم دی نکرد.

رسانه‌های غربی در زمینه دیدگاه‌های ایرانیان در رابطه با انتخابات اخیر و راهپیمایی‌های مخالفان گزارش‌های درست و صادقانه‌ای منتشر نکردند. بسیاری از نویسندگان رسانه‌های غربی به اخبار پایگاه اینترنتی توییتر و پایگاههای مشابه آن تکیه می‌کردند. برای مثال "مارک آمبیندر " نویسنده نشریه آتلانتیک به خوانندگان خود هشدار داده بود، به توییتر اعتماد نکنند، اما پس از مدتی این توصیه خود را فراموش کرد و گفت: به نظر من توییتر پایگاه قابل اعتمادی است. چندی بعد پایگاه مورد اعتماد آمبیندر اعلام کرد، پلیس ایران با تبر مردم را مانند گوشت تکه‌تکه می‌کند و جنازه‌ها را در کامیون‌ها می‌ریزد. گزارش‌های دیگری نیز از این پایگاه منتشر می‌شد که البته کمی متعادل‌تر بود. از جمله این که تمامی مغازه‌ها تعطیل شده‌اند و هیچ کس نمی‌تواند جایی برود و یا این که اینترنت در ایران از کار افتاده است.

با وجود این، بررسی‌ها نشان می‌دهد، عقاید بسیاری از ایرانیان در مورد انتخابات با این ادعاها مغایرت دارد. نظرسنجی‌های انجام شده پس از انتخابات نشان داد، 76 درصد مردم(حتی آن‌هایی که به موسوی رای داده بودند)، معتقد بودند نتایج انتخابات سالم است. اما نظرسنجی دیگری که دو ماه بعد انجام شد، نشان داد این میزان به 83 درصد افزایش یافته است. بسیاری از مردم ایران معتقد بودند، اقدامات مخالفان و تظاهرکنندگان نادرست و تحریک آمیز بود و عکس العمل پلیس نیز در این مورد شدید نبود. برای مثال با وجود این که اکثر رسانه‌های غربی از عکس العمل حکومت بر ضد تظاهرکنندگان روز عاشورا انتقاد کردند، بسیاری از مردم ایران مخالفان حکومت را به دلیل برگزاری تظاهرات در روز مقدس عاشورا مورد انتقاد قرار دادند. مردم ایران معتقد بودند، به خشونت کشیده شدن اوضاع کشور با توجه به آتش زدن وسایل نقلیه پلیس از سوی مخالفان حکومت، کاملاً منطقی بود. برخلاف انتظار رهبران مخالفان، تنها تعداد کمی از مردم عقیده داشتند که عکس‌العمل دولت به خاطر این انجام می‌شود که دولت غیرقانونی است و می‌خواهد از این طریق این مسأله را پنهان کند.

مورد نهم اعتراض:
-تحلیل‌های آماری از شمارش آرا نشان می‌دهد تقلب صورت گرفته است

اگرچه پیش از این چندین مورد اختلافات آماری در نتایج انتخابات بررسی شده است، اما چند تحلیل آماری مبهم باید دقیق‌تر مورد بررسی قرار گیرد. این مسأله که اعداد یک تا 9 دارای دامنه و بسامد یکسان نیستند، در زندگی واقعی یک امر طبیعی است. در عوض هرچه عدد کوچک‌تر باشد، احتمال این که آن عدد به عنوان اولین عدد مهم در یک مجموعه اعداد قرار گیرد، بسیار زیاد است. این مسأله را می‌توان با استفاده از قانون بن فورد بهتر توضیح داد. اگر در موردی این ظن به وجود آید که یک دستکاری در محاسبه اعداد صورت گرفته است، می‌توان با استفاده از قانون بن فورد این مسأله را بررسی کرد. کسانی که از قانون بن فورد اطلاع دارند، همچنین می‌توانند تمام ارقام مربوط به کامپیوتر را جست و جو و بررسی کنند. برای مثال بر اساس قانون بن فورد، احتمال این که عدد یک به عنوان اولین عدد با معنا انتخاب شود، 30 درصد است.
چندین کارشناس آمار تاکنون نتایج آماری انتخابات سال 88 ایران را بر اساس قانون بن فورد مورد بررسی قرار داده‌اند. برای مثال پروفسور "بودوین روکما " تحلیلی در این مورد بر اساس قانون بن فورد و در سطح آمار استانی انجام داد. وی بر اساس این تحلیل نتیجه گرفت که وجود رقم هفت در شمارش آرای کروبی که کمتر از یک درصد آرا را به دست آورده بود، این تردید را به وجود آورده که تقلب صورت گرفته است. همچنین وجود تعداد زیادی رقم 2 و عدم وجود رقم یک به اندازه کافی در آرای احمدی‌نژاد این ظن را تقویت می‌کرد.

این در حالی است که پروفسور "روالتر مباین " به این نکته اشاره کرد که در بسیاری از انتخابات استفاده از قانون بن فورد مفید نبوده است. وی اعتقاد دارد این قانون تنها زمانی مفید است که دومین عدد معنی دار نیز مورد بررسی قرار گیرد. وی این کار را در مورد انتخابات ایران انجام داد و اطلاعات مربوط به آرا را هم در سطح منطقه‌ای و هم در صندوق‌های رای بررسی کرد. اگرچه وی به این نتیجه رسید که در اطلاعات مربوط به سطح منطقه‌ای هیچ اشکالی وجود ندارد، اما اعلام کرد که در شمارش آرای احمدی‌نژاد، کروبی و رضایی دستکاری‌هایی صورت گرفته است، اما در مورد موسوی این اتفاق نیفتاده است. پروفسور مباین اعتقاد داشت که ادعای تقلب در انتخابات بهترین توجیه برای آرای بالای احمدی‌نژاد بود، اما وی بر این نکته تاکید داشت که اثبات این ادعا مستلزم اطلاعات و تحقیقات بیشتر پیش از هرگونه نتیجه گیری است. اما دو کارشناس آماری دیگر به نام‌های "برند ببر " و "الکساندر ساکو " از دانشگاه نیویورک نیز این مسأله را بررسی و اعلام کردند، احتمال درست بودن شمارش آرا یک در دویست است.

فهمیدن این که نتیجه‌گیری این کارشناسان آمار، نادرست و بی‌اعتبار است، چندان سخت نیست. ابتدا نتیجه‌گیری ببر و ساکو را بررسی می‌کنیم. براساس تحلیل این دو، اگر از شخصی بخواهیم 100 عدد پنج رقمی را به دلخواه انتخاب کرده و بنویسد، احتمال این که در این اعداد، دو عدد آخر شبیه یکدیگر باشد، بسیار زیاد است. برای مثال انتخاب عدد 23 از انتخاب عدد 13 یا 64 بسیار محتمل‌تر است، زیرا مردم اعدادی را که به هم نزدیک‌تر باشند، ترجیح می‌دهند. بنابراین اگر فردی بخواهد اعداد را انتخاب کند، قطعاً اعدادی را که به هم نزدیک هستند، بیشتر انتخاب خواهد کرد. ببر و ساکو 116 رقم کل آرای هر چهار کاندیدا را در 29 استان بررسی کردند و نتیجه گرفتند که شمارش آرا که توسط وزارت کشور اعلام شد، به احتمال 99/5 درصد دستکاری شده است.

اما این ادعا درست نیست، زیرا کل صندوق‌های رای باید مورد بررسی قرار گیرند. در حالی که ببر و ساکو تنها آرای استانی را مورد بررسی قرار داده‌اند. همین مسأله در مورد تحلیل‌های مباین و یا روکما نیز صادق است. زیرا آنها با بررسی آرا در سطح منطقه‌ای به این نتیجه رسیده بودند که تقلب صورت گرفته است. آنها البته به این نکته اذعان کرده بودند که تعداد آرا در سطح استان‌ها با تعداد آرا در سطح منطقه‌ای برابر بود. بنابراین با توجه به این نکته، تحلیل اولیه آنها نیز پایه و اساس درستی نخواهد داشت.

تحلیل ببر و ساکو را با دقت بیشتری بررسی می‌کنیم. این تحلیل بیان می‌دارد که شمارش آرا باید ابتدا از سطوح پایین انجام و سپس تمام آرا با هم جمع شود تا عدد نهایی مشخص شود. منظور ببر و ساکو این است که به دلیل این که اعداد سطوح بالا مجموعه‌ای از اعداد سطوح پایین هستند، دستکاری در آنها ممکن نیست. اما اگر بررسی آرا از سطوح بالا آغاز و سپس با شمارش آرای سطوح پایین مقایسه شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ احتمالا ببر و ساکو این گونه نتیجه گرفته‌اند که وزارت کشور دولت احمدی‌نژاد در شب انتخابات تصمیم گرفته است در آرای وی در سطح استانها هماهنگی ایجاد کند، و سپس تصمیم گرفته است پنج میلیون رای بیش از تعداد آرای مورد نیاز برای پیروزی نهایی احمدی‌نژاد، به آرای وی اضافه کند. این هماهنگ‌سازی گسترده نیازمند این بود که در تمام سطوح استان‌ها انجام شود تا خطر بروز تردید و در نتیجه احتمال خطر بررسی آرا کاهش یابد. به همین صورت آرای استان‌ها باید در سطح مناطق گسترده می‌شد. البته ببر و ساکو برای به دست آوردن این نتیجه، تنها یک منطقه را در سطح هر استان در نظر گرفتند. این در حالی است که برای فهمیدن این که تقلب صورت گرفته است یا خیر، باید تمامی مناطق استانها بررسی می‌شد. با توجه به این مسأله سناریو بودن ادعاهای ببر و ساکو کاملاً مشخص می‌شود.

اما در مورد پروفسور مباین چطور؟ وی ادعا می‌کند که در شمارش آرای موسوی اشتباهی صورت نگرفته است، اما در شمارش آرای سه کاندیدای دیگر اشتباه صورت گرفته است. و جالب این جاست که در مورد شمارش آرای احمدی‌نژاد تنها یک توجیه می‌آورد، و آن این است که در مورد احمدی‌نژاد تقلب صورت گرفته است.
همان طور که قبلاً اشاره شد، اگر شمارش آرا در یک منطقه با شمارش آرا در کل صندوق‌ها یکسان باشد، در شمارش آرای منطقه نمی‌توان دستکاری کرد. با توجه به این مسأله میتوان گفت که بررسی‌های پروفسور مباین منطقی و قابل قبول نبوده است، زیرا بررسی‌های وی بر روی صندوق‌هایی صورت گرفته است که اعتبار و درستی آنها تأیید شده است. در واقع غیرممکن است که ناظران موسوی از این مورد آگاهی داشته باشند، اما هیچ اعتراضی نکرده باشند.

الویری:تخلّف شاید، تقلّب نه!

 

علی البرزی- مرتضی الویری از فعالان سیاسی با سابقه است. نمایندگی سه دوره اول مجلس شورای اسلامی،  ریاست سازمان مناطق آزاد تجاری،  شهرداری تهران و سفیر ایران در اسپانیا در سوابق سیاسی و اجرایی وی به چشم میخورد. وی مدتی با سازمان مجاهدین خلق همکاری داشت و در عملیات بمبگذاری دفتر مجله «این هفته»اولین مجله غیراخلاقی ایران،  نقش داشت. سپس مؤسس و عضو شاخص گروه فلاح شد که به مبارزه سیاسی علیه حکومت پهلوی میپرداخت. پس از انقلاب  1357این گروه به همراه 6 گروه دیگرسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و الویری به نمایندگی از گروه فلاح در شورای مرکزی اینسازمان تا سال 1362عضویت داشت. الویری از زمان تشکیل حزب کارگزارانسازندگی از اعضای اصلی این حزب به شمار میرود. وی در سالهای اخیر کمتر در پستهای سیاسی و اجرایی دیده شده است. ازسوی دیگر سوابق وی درپیش و پس از انقلاب از وی چهرهای ساخته که انتظار برخی حرکات و همسویی  با بعضی جریانات ضد نظام از وی  نمیرود. انتخابات خرداد88زمانی بود برای بازگشت مجدد وی به صحنه. الویری که در مرکزیت کارگزاران بود با غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران در تقسیم نقشی که در پشت پرده صورت گرفته بود مامور به ستاد کروبی شدند. فردی که از رأی نیاوردنش مطمئن بودند!جالب اینجاست که الویری در سال 87 با کاندیداتوری خاتمی و موسوی و کروبی مخالفت کرده بود!وی مسئولیت کمیته صیانت از آرای کروبی! را به عهده گرفت و پس ا زآن به عنوان عضو کمیته پیگیریامور بازداشتشدگان و آسیبدیدگان حوادث انتخابات مشغول شد تا 17شهریور88 که به دلیل ارائه لیست دروغین کشتهشدگان دستگیر شد. الویری دراین گفت وگو از بسیاری مواضع خود و دوستانش در مورد تقلب در انتخابات و کشته شدگان فاصله گرفته و مسئولیت عملکرد و سخنان کروبی و میرحسین موسوی را به عهده خودشان گذاشته است.

 


شما در جریان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ستاد آقای کروبی فعال بودید، شما در این ستاد چه فعالیتهایی را دنبال می کردید؟
فعالیت من در ستاد مثل همه ستادهای دیگر متعارف بود. پس از انتخابات هم به غیراز راهپیمایی 25 خرداد،  در هیچ تجمعی حضور نداشتم. تنها فعالیت تشکیلاتی من پس از انتخابات،  حضور در کمیته پیگیری آسیبدیدگان حوادث پس از انتخابات بود که توسط آقایان موسوی،  کروبی و خاتمی تشکیل شد و با دستگیری ما در 17 شهریورفعالیت این کمیته متوقف شد.


دلیل دستگیری شما چه بود؟
زمانی که در تحقیقات کمیته پیگیری آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات درتعداد کشته شدگان به عدد72 رسیدیم وبه محض اینکه آقای بهشتی سخنگوی کمیته اینآمار را اعلام کرد، بلافاصله هم دفتر کمیته پیگیری پلمب شد و تمام مدارک ووسایل ضبط و من و آقای بهشتی و آقای دکترامینی (استاد حقوق دانشگاه شیراز) دستگیرشدیم.


 به نظر میرسد در قضیه تعداد کشته شدگان سهواً یا شاید هم عمداً  آماری اعلام شد که نظام به طبع آن تحت فشار قرار بگیرد.  آماری که از طرف کمیته در رابطه با تعداد کشته شدگان اعلام شد تا چه میزان مستند و با توجه به واقعیتها بود؟
آقای بهشتی بر مبنای اطلاعاتی که در دفتر و توسط کارکنان دفتر کمیته به دست آمده بود،  این آمار را اعلام کرده بود و من هم تصورمی کنم که این آمار بدون هیچ قصد وغرضی اعلام شده است و تمام این موارد هم در دادگاه مطرح شد و همه ما در دادگاه در زمینه فعالیتهای کمیته اعم از جمع آوری پول برای کمک به خانوادههای آسیب دیده یا انتشار آمار جان باختگان و غیره تبرئه شدیم.


اما شما با وثیقه آزاد شدید؟
بله،  من به قید وثیقه آزاد شدم ولی این به معنی ثبوت مجرمیت نبود زیرا دادگاه من در آن زمان تشکیل نشده بود. سه اتهام از سوی دادستانی به من وارد شده بود، یکی فعالیت درکمیته پیگیری آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات. دیگری دررابطه با مصاحبههایی که انجام داده بودم و سوم شرکت در راهپیمایی 25 خرداد. در رابطه با مصاحبهها و حضور درکمیته پیگیری من دردادگاه تبرئه شدم،اما دادگاه دلایل من را برای شرکت در راهپیمایی نپذیرفت و من به یک سال حبس تعلیقی محکوم شدم.


در مجلس هم کمیتهای برای پیگیری همین موضوع کشتهشدگان تشکیل شد،اما در نهایتآمارارائه شده توسط مجلس باآمارمد نظر شما بسیار متفاوت و پایینتر است،  چطور شما به آمار 72 کشته دست پیدا کردید؟
ما اطلاعات و اسامی69نفر جانباخته را به مجلس ارائه کردیم،اما چند روزبعد مجلس اعلام کرد که هیچ اطلاعاتی ازطرف کمیته پیگیری دریافت نشده است،  مجدداً نسخه دیگری را برای کمیسیونامنیت ملی مجلس فرستادیم. تا آن زمان کمیته ما به عدد 69 رسیده بود و بعد به 72 رسید و با دستگیری ما کار متوقف شد.


شما این آمار کشته شدگان را براساس چه مدارک وتحقیقاتی به دست آوردید؟
کمیته پیگیری آسیب دیدگان شماره تلفن،  نشانی دفتر و نشانی الکترونیکی خود را در رسانهها منتشر کرد و از مردم خواست اطلاعات خود را در اختیار کمیته بگذارند.


یعنی تنها مبنای شما دررابطه با تعداد کشته شدگان تماس تلفنی و نظرات سایت بود؟
بعد ازهر تماس کمیته پیگیری با درج مشخصات تماسگیرندگان، اقدام به تحقیق وانجام مصاحبه با خانواده کشتهشدگان داشت که درنهایت اینآمار به دست آمد.


کمیته پیگیری که در آن زمان با ارگان و یا دستگاهی ارتباط نداشت، چگونه از صحت اطلاعات و مشخصات افراد مطلع میشدید؟
ما شخصی را بهسازمان بهشت زهرا معرفی کردیم تا اطلاعات بگیرد. جلسهای نیز با کمیته منتخب شورای شهر داشتیم. کمیسیونامنیت ملی مجلس هم از ما دعوت کرد تا برای تبادل اطلاعات هماهنگی کنیم.


مطالبی را که شما مطرح میکنید با اسناد به دست آمده تناقضات زیادی دارد. طبق اسناد به دست آمده پروژه  کشته سازی از ماهها قبل ازانتخابات کلید خورده بود، آنجا که بحث ترور یکی از کاندیداها یا همسرش در آستانه انتخابات مطرح شد یا موضوع ترور آقای خاتمی درپرواز اهواز- تهران و... به نظر میرسد این موضوعی نیست که یک شبه یا دوشبه اتفاق افتاده باشد. به نوعی دست جریانات خارجی و ضدانقلاب دراین جریان پیداست. البته این به آن معنا نیست که شما با اطلاع از این نیت ضدانقلاب دنبال اهداف آنها بوده اید، ولی این موضوع که جریان خارج نشین با هدف تهییج مردم در داخل دنبال کشته سازی بود غیر قابل کتمان است. از سوی دیگر بخش زیادی ازآمارهای موجود غیر واقعی و ساختگی است حداقل موضوع این است که خود ما در روزنامه جوان با چند تن از افرادی که در این لیست بهعنوان کشته مطرح شده بودند مصاحبه و زنده بودنشان را بررسی کردیم! چطور است که شما این موضوع را نادیده گرفتهاید و بازهم به آمار نادرست 72 کشته تأکیددارید؟
ذکر این عدد برمبنای یافته ها واطلاعات جمع آوری شده سطح شهراست و افرادی هم که در کمیته فعالیت داشتند، افرادی شناخته شده و مورد اطمینان بودند. البته احتمال اشتباه در این موضوع را نفی نمیکنم ولی به طور قاطع و صریح اعلام میکنم که ما هیچ قصد و هدف سوئی در اعلامآمار نداشتیم و حتی به اصلامانت داری و رازداری اسناد و مدارکی که به کمیته تحویل داده میشد، پایبند بودیم. بازهم تاکید میکنم من احتمال اشتباه را در یک چنین موضوع حساسی نفی نمیکنم، احتمال این موضوع هست که در این لیست اشتباهاتی هم وجود داشته است. هیچ غرض و مرضی هم حداقل از ناحیه دوستان ما در کار نبوده است.


اما در رابطه با این موضوع وآمارهای نادرست به نظام ضربات جبران ناپذیری وارد شد!
این موضوع به قضیه هلوکاست و ادعاهای مختلف شباهت دارد،اما نگاه اصلی باید به گونهای باشد که حتی اگر یک نفر هم کشته شده باشد، دغدغه رسیدگی به پرونده این یک نفر هم در کشور وجود داشته باشد.


 خیلی فرق است بین این موضوع که یک نفر را 72 نفر اعلام کنید! البته این دغدغه بین مسئولان ارشد نظام وجود دارد.
بله.


یکی از کسانی که نامش در این لیست وجود داشت فردی به نام سعیده پور آقایی است که بعدها مشخص شد وی از خانه فرار کرده ولی اسمش درلیست مذکور وجود داشت که البته آقای موسوی هم درمراسم ختم ساختگی این فرد شرکت کرد! شما احتمالا بهتر از من میدانید خواهر این فرد سپیده پور آقایی از فعالان کمیته گزارشگران حقوق بشر و از نزدیکان کیوان رفیعی عامل کددار گروهک مجاهدین خلق بوده است. اینکه نام این فرد در لیست کشته شدگان منتشر میشود از آن دست شواهدی است که بر جعلی و مشکوک بودن این لیست صحه میگذارد؟
بله، این از همان مواردی است که گفتم اشتباه بوده است و البته کمیته این موضوع را اعلام کرد.


اما آقای الویری، طبق سند غیر قابل انکار باید گفت که این لیست اسامی که کمیته منتشر کرد کاملا منطبق با لیستی است که از طریق کیوان رفیعی عامل کد دار منافقین دراختیار محسن مخملباف که سخنگوی خارج ازکشور مهندس موسوی بود قرار گرفت و همین ایمیل برای آقای بهشتی ارسال شد و لیست مذکور که شامل 72 نفر بود به عنوان کشته شدگان حوادث پس ازانتخابات منتشر شد. سند مربوط به این ایمیل موجود است. البته این به آن معنا نیست که همه اعضای کمیته مذکور از این ایمیل با خبر بودهاند. خود شما از این ایمیل و لیستی که آمده بود خبر دارید؟
نه، من ازموضوعی که شما میگویید بی خبرم، ولی به صراحت اعلام میکنم که اگر برای افراد کمیته پیگیری صحت یا غیر واقعی بودن مطلب و اسمی مشخص میشد هیچ انگیزهای برای عددسازی دروغی وجود نداشته است، به عنوان مثال در رابطه با پرونده نام سعیده پور آقایی زمانی که مشخص شد این شخص در بین کشته شدگان نبوده، بلافاصله از طریق دوستان اسم این شخص از لیست خارج شد. ما هدفمان پیگیری موضوع و سر و سامان دادن به ماجرا بود و با نیت خیر وارد این کار شدیم و این همان موضوعی است که گفتم برخی جریانات خارج نشین درصدد سوءاستفاده ازفضای نابسامان داخلی بودند.


یکی دیگر از اسامی که در گزارش کمیته پیگیری اعلام شد، ترانه موسوی بود که طبق اطلاعات به دست آمده این شخص در خارج از کشور ساکن است و اطلاعات دقیقی از این ماجرا در دست نیست و موضوع به شدت مشکوک است و ارتباط موضوع با ماجرای یکی ازآقازادههای معروف ازسؤالاتی است که به آن پاسخ داده نشده است. از سوی دیگر اگر این فرد کشته شده باشد به هر حال دارای خانواده و دوستانی استاما شما بارها در مصاحبههای خود به کشته شدن این شخص تأکید داشتهاید، علت پافشاری شما در این موضوع چیست؟
من در این رابطه مدارک و مستندات خاصی در اختیار دارم،اما به دلایلی که قول شرعی داده ام تا به امروز این مدارک را منتشر نکرده ام. ماجرای ترانه موسوی بسیار پیچیده است، این شخص در مقابل مسجد قبا دستگیر شده است.


آقای الویری بالاخره این ترانه موسوی چه کسی است؟خانوادهای، دوستی یا آشنایی نداشته که پیگیر موضوع وی باشند؟
من دارای محذوراتی هستم. بیش از این نمیتوانم توضیح بدهم، دراین زمینه عذر شرعی دارم.


 ما شما را فردی انقلابی با پیشینه سوابق مبارزاتی قبل ازانقلاب و خدمت به نظام،امام (ره) و انقلاب دربعد از انقلاب میدانیم. شما در جریان حوادث و اتفاقات یک سال گذشته به نوعی سکوت کردید و در راستای محکوم کردن حوادث اقدامی انجام ندادهاید، در صورتی که از شما به عنوان یک شخص انقلابی و دارای سابقه مدیریتی در سالهای گذشته انتظار میرفت که در برابر این اتفاقات که کلیت نظام را نشانه رفته بود واکنشی داشته باشید، آیا این سکوت به علت محذورات حزبی و جناحی بوده است؟
خیر، اصلا! یکی از اعتقادات من این است که نظرات و صحبتهایم را بدون هیچ محذوریتی بیان کنم و هیچ مطلب خلاف واقع را هم اعلام نخواهم کرد.
البته من به شخصه به این موضوع معتقد هستم که در جریان انتخابات و حوادث تلخ بعد از آن جریاناتی که سمت و سوی آنها به ضد انقلاب برمیگردد سعی داشتند از وضعیت به وجود آمده سوءاستفاده کنند، به عبارت دیگرجریانات برانداز که سالهاست دنبال اهداف خود در جمهوری اسلامی هستند به دنبال این هستند که ازیک فضای آشوب زده بهره برداریهای خاص خودشان را داشته باشند و این فضای آشوب زده و ملتهب پس ازانتخابات سال گذشته به نوعی فراهم شد.
البته این نکته را هم بگویم که چنانچه به افرادی که سابقه درخشانی در نظام و انقلاب داشتهاند، تهمت فتنه گر وارد کنیم،  استوانه های تنومندی را که درشرایط دشوار،  جامعه سخت به آنها نیازمند است از دست خواهیم داد. هرچند که باز هم معتقدم برخی رفتارها اشتباه بود.
موضعگیریهای من بعد از انتخابات هم یک رویکرد انتقادی نسبت به حوادث و برخی تندرویها بود و از سوی دیگر معتقد بودم که اعتراض افراد معترض را نباید با زور پاسخ داد، بلکه روشهای منطقی وقانونی برای این موضوع وجود دارد.
من قبول دارم که از هر حادثه ای ولو کوچک در کشور،  جریانات بیگانه و ضد انقلاب سوء استفاده میکنند و در این مورد هیچ شک و تردیدی وجود ندارد متاسفانه اتفاقات یکسال گذشته هم فارغ از این موضوع نبود.
بدون تردید جریان ضد انقلاب درماجرای بعد ازانتخابات به دنبال بهره برداری و سوء استفاده از شرایط موجود بوده و هست. من معتقدم که در شرایط کنونی هم میتوان با استفاده از راهکارهای منطقی بین دلسوزان نظام و دوستداران آن آشتی به وجود آوریم و از این طریق از سوءاستفاده جریانات مخالف نظام و ضد انقلاب که مترصد ضربه زدن به ایران است جلوگیری کنیم.


چرا همین دلسوزان انقلابی که مورد نظر شما هستند و از آنها انتظارزیادی در کشور است، در مقابل توهین بهامام (ره) رهبری، نظام و به تاراج رفتن میراث معنویامام (ره) واکنش نشان ندادند؟
من احتمال میدهم یکی از دلایلی که این موضوع تحقق پیدا نکرده بیمهریهای گسترده جریان حاکم به جریان معترض است.
البته من به این نکته معتقدم که هرگونه اعتراض یا شکایت از موضوعی باید در چارچوب قانون باشد و هرگونه هنجارشکنی و میدان دادن به جریانات مخالف نظام را به ضرر منافع ملی میدانم.


بحث تقلب در انتخابات از جمله مباحثی بود که بعد از انتخابات به کرات از طرف آقایان موسوی و کروبی و برخی هوادارانشان مطرح شد. بنابر شواهد موجود این بحث از ماهها قبل از انتخابات مطرح شده است. برای اولین بار در پاییز 87 آقای بهزاد نبوی بحث تقلب را مطرح کرد،  از سوی دیگر آقای کروبی هم در سخنانی پیش از انتخابات با توصیه به دوستانش به صراحت اعلام میکند که به هیچ وجه در انتخابات تقلب نمیشود ونباید اعتماد عمومی مردم را سلب کرد،اما بعد از انتخابات بحث تقلب به صورت گسترده مطرح میشود. آقای محتشمیپور درجلسه روز شنبه 23 خرداد د رمجمع روحانیون به آقای موسوی میگوید ما آنقدر سند و مدرک از تقلب داریم که اگر مقاومت کنی رئیسجمهورت میکنیم! حتی برخی معتقدند دلیل ایجاد توهم برای آقای موسوی همین سخنان محتشمی پور به عنوان رئیس کمیته صیانت ازآرای آقای موسوی بوده است. از آن طرف مقام معظم رهبری هم زیر سؤال بردن سلامت انتخابات را جرم بزرگ و به ضرر کشور دانستهاند،  پافشاری دوستان شما برموضوع تقلب و عدم توجه به سخنان رهبری به چه علتی بوده است؟
در مورد مواضع میرحسین موسوی و نزدیکانشان و کروبی خودشان باید پاسخگو باشند،اما من به عنوان مسئول کمیته صیانت از آرای آقای کروبی ماحصل برداشتهایی که در رابطه با انتخابات داشتم را در جلسه چهارشنبه 26خرداد در حضور رهبری ارائه کردم.
نگرانی از سلامت یک انتخابات میتواند به طور طبیعی وجود داشته باشد و به نظر من نفس نگرانی طبیعی و در همه انتخاباتهای گذشته هم وجود داشته است که اتفاقا بد هم نیست و باعث دقت بیشتر برگزارکنندگان انتخابات میشود.
اما اینکه پروژهای به نام تقلب در انتخابات توسط افراد مخالف نظام پایه ریزی شده باشد، حداقل درستاد آقای کروبی را نفی میکنم.
متاسفانه ما فکر میکنیم که اگر بخشی از یک نظام دچار اشتباهی شد، تمام نظام زیر سؤال رفته است، در صورتی که نظام جمهوری اسلامی بسیار بالاتر از اینگونه صحبتهاست.
نظامی داریم که 98 درصد به آن رأی مثبت دادند و بیش از صدها هزار نفر در عرصههای مختلف دفاع و جنگ در راه حفظ این نظام به شهادت رسیدند. نظام جمهوری اسلامی مجموعهای از رهبری و قوه قضاییه و مجریه و دستگاههای مختلف است.


اما دوستان شما که بارها به موضوع تقلب اصرارداشتند، نه تنها در فرصت قانونی هیچ سندی ارائه نکردند، بلکه در یک سال گذشته هم سندی ارائه نکردند و پیوسته نظام را به اعمال تقلب در انتخابات محکوم کرده اند!
به نظر من تا جرمی درمرجع حقوقی و مراجع قانونی ثابت نشده نباید آن را مطرح کرد. ما در کمیته صیانت از آرای آقای کروبی در مراحل مختلف چه قبل و چه بعد از انتخابات نامههای مختلفی را به مراجع مختلف، شورای نگهبان و حتی رهبری نظام ارسال کردیم.
شما در سمت مشاور آقای کروبی و رئیس کمیته صیانت از آرای وی در زمان انتخابات فکر میکنید چرا کروبی به تقلب تاکید دارد؟خود اعضای ستاد ایشان که میدانستند او رأی نمیآورد. حتی درشب انتخابات با ستادهای شهرستان ایشان ازتهران تماس گرفته شد که به آقای کروبی رأی ندهید. ایشان رأی نمیآورد و رایها به هدر میرود همه به موسوی رأی بدهید؟
بله، من هم بر این باور بودم که آقای کروبی رأی نمیآورد و به شخصه با کروبی، خاتمی و موسوی برای حضور در انتخابات مخالف بودم، با میرحسین موسوی که از نظر مبنایی و اقتصادی به کل مخالف بودم و معتقد بودم برای ریاست جمهوری مناسب نیست.
برخی ازدوستان شما در سایر احزاب معتقدند در ایران به دلیل نوع برگزاری انتخابات نمیتوان تقلب کرد اگر هم جابهجایی رأی صورت بگیرد نهایتا 2-1 میلیون رأی خواهد بود نه 11میلیون. البته همانها معتقدند که ما فقط رأی تهران را میدیدیم و شهرستانها را به حساب نیاورده بودیم. حتی آقای عطریانفر ازدوستان نزدیک شما در جایی به شوخی گفته بود اگر کسی واقعا بتواند 11 میلیون رأی جابهجا کند نخبه است و واقعاً حقش است که رئیس جمهور شود! با این اوصاف خود شما قائل به تقلب در انتخابات هستید؟
خیر، من معتقدم تقلبی که تأثیرگذار باشد نشده است،  شاید تخلفات و بعضاً تقلبهایی صورت گرفته باشد،اما در مجموع این موارد در روند کلی تأثیری نداشته است،اما در مورد تخلف در انتخابات، مواردی وجود دارد.
تخلفاتی صورت گرفته که بر مبنای آن شورای نگهبان در موارد مشابه انتخابات را ابطال اعلام کرده و انتظار میرفت که در این انتخابات هم این شورا بهتر از این عمل کند.
به طور مثال در انتخاباتهای گذشته در یک حوزه انتخابی به خاطر توزیع یک وانت بار لباس ورزشی بین مردم انتخابات ابطال شده است،اما در انتخابات اخیر 80 میلیارد تومان اعتبار خشکسالی که باید تیرماه پرداخت میشد دو ماه زودتر به عنوان هدیه از طرف آقای احمدی نژاد در بین مردم توزیع می شود.


  اگر بنا بر این نوع تخلفات باشد، در دوران آقایان هاشمی و خاتمی هم اینگونه موارد چه بسا بیشترهم انجام شده است!
به هرحال من معتقد هستم در این شرایط باید یک کمیته حقیقت یاب مورد اعتماد همه تشکیل شود و بدون محدودیت زمانی براساس اسناد و شواهد موجود و مبنای قانون روند کلی انتخابات را بررسی کند.


در این شرایط که بیشتر افراد و مسئولان برای حرکت کشور به سمت آرامش و همت و کار مضاعف برای جبران عقبماندگیها سکوت کردهاند،  فکر نمیکنید که این نوع موضعگیریها به نوعی موجب التهاب در جامعه و تشویق بیگانگان شود؟
این موضوعی که شما اشاره میکنید نتیجه این خواهد شد که جامعه به سمت اشتباهات بزرگ و سنگینی خواهد رفت. در اصل نهم قانون اساسی آمده است که هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را،  هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.
شما اگر به سلایق و عقاید افراد اجازه بروز و ظهور ندادید دل او را شکستهاید و دیگر دستش به کار نمیرود. بنابراین ایجاد فضای باز برای انتقاد و ابراز دیدگاهها نه تنها خلاف همت و کار مضاعف نیست بلکه مقوم و لازمه آن است. شما ببینید بهرهوری نیروی انسانی (که شاخصی برای شعار همت و کار مضاعف میتواند باشد) در کشورهای آزاد بیشتر بوده است یا در کشورهای غیر آزاد.
باید بپذیریم که ایران باید به وسیله همه ایرانیان که حاضر به فعالیت در چارچوب هنجارهای قانونی موجود هستند ساخته شود و دیدگاههای آنها را باید محترم بشماریم.


ویرانگری و تخریب به سود هیچکس نیست و نباید برای احقاق حقوق به روشهای غیر اخلاقی متوسل شد این جمله بخشی از یکی از مقالاتی است که شما چندی پیش منتشر کردید، با توجه به این دیدگاه چرا و به چه علت زمانی که کروبی با اقدامات خود به دنبال تحریک افکار عمومی بود و مردم را به خیابان فرا میخواند شما در سمت مشاورش این جملات و دیدگاهها رابه آقای کروبی انتقال نمیدادید. چرا آقای کروبی که شما مدعی کارشناس محوری وی هستید به مشاورههای شما گوش نمیدهد؟
تنها فراخوان مربوط به روز 25 خرداد بود که به صورت مشترک توسط موسوی و کروبی اعلام شد و این فراخوان هم به نظر من هیچ کارغیرقانونی نبود،  چرا که به وزارت کشور تقاضای راهپیمایی خود را اعلام کردند.


البته وزارت کشور مجوز نداد...
بسیاری از افراد و خود من هم معتقد هستند که طبق اصل 27قانون اساسی راهپیمایی و تجمع نیازی به اخذ مجوزندارد. اصل 27 به طور صریح میگوید: تشکیل اجتماعات و راهپیماییها،  بدون حمل سلاح،  به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. این نکته را هم اضافه کنم که بنده سمت مشاورت آقای کروبی را نداشتم، تنها مسئولیت من پس از انتخابات عضویت در کمیته پیگیری آسیبدیدگان بود.


شما خود مقام اجرایی بودهاید ومیدانید که اصول قانونی متمم هم دارند. از سوی دیگر بسیاری از این راهپیماییها در آخر به درگیری و اغتشاش کشیده شد، چطور شما این موضوع را نادیده میگیرید؟
بعد از 25خرداد هیچکدام از راهپیماییها بنابردرخواست آقای کروبی نبود، به غیر از روز قدس و 22 بهمن که در روز قدس هم من در زندان بودم.


اگرآقای کروبی تنها یک بار اعلام فراخوان راهپیمایی داشت، اما در حوادث بعد از انتخابات با نطقها و پیامهای خود به ویژه با تهمت به نظام به نوعی جامعه را به سمت التهاب و نگرانی میکشاند، شما که مخالف ویرانگری و تخریب هستید، بازهم این موضوع را قانونی میدانید؟
این موارد را باید از خود آقای کروبی سؤال کنید، چرا که من مسئولیتی که در قبال آقای کروبی داشتم، پیگیری امور آسیبدیدگان بود که این کمیته پیگیری هم بعد از دستگیری من در تاریخ 17 شهریور به نوعی تمام شد.
کروبی با استدلالهایی که داشت،  موضوع تجاوز در زندانها را اعلام کرد و به علت اینکه اطلاعی در این زمینه ندارم مطالب آقای کروبی را نه تأیید میکنم و نه تکذیب.


اگر اجازه بدهید به عنوان آخرین سؤال از شما بپرسم که شما به چه علت در انتخابات به سمت آقای کروبی رفتید؟
من آقای کروبی را به جهت سوابق انقلابی و حضور در مدیریتهای کلان یک فرد راسخ و پابرجا در نظام اسلامی میدانستم و احساس میکردم که در زمینه برنامههای اقتصادی و سیاسی به نظرات من نزدیکتر است. به عبارت دیگر آقای کروبی به نظر متخصصین اقتدا میکند و آمادگی پذیرش نظرات کارشناسان را دارد.
اما از نظر اقتصادی با سلایق و برنامههای آقای موسوی موافق نبودم و وی را مناسب ریاست جمهوری نمیدیدم، در رابطه با آقای احمدی نژاد هم به هیچ وجه و از هیچ نظر با سلایق و افکارش موافق نبودم. آقای محسن رضایی هم هنوز نامزد نشده بود. بنابراین من و چند نفر از دوستان تصمیم گرفتیم با تدوین برنامهای در زمینهای اقتصادی،  فرهنگی و سیاسی با آقای کروبی همکاری کنیم.
البته آقای کروبی بر مبنای یکسری استدلالها مواضعی را درباره برخی مسائل بیان کردهاند. من در حال حاضر در مقام دفاع از آقای کروبی نیستم. این اختلاف نظر را هم با ایشان دارم که بهتر بود که قبل از منتشر کردن نامه بررسیها را کامل و در مرحله بعد و در صورت احراز موضوع اعلام میکرد.

سند همکاری منافقین با فتنه گران در پروژه کشته سازی


در جریان حوادث بعد از انتخابات،فتنه گران در پروژه کشته سازی خود مدعی شهادت 72 تن از حامیانشان شدند.
به گزارش «جوان آنلاین»،براساس اسناد بدست آمده مشخص گردیده است که کیوان رفیعی،عامل کد دار منافقین ضمن تماس با احمد باطبی دیگر اپوزیسیون فراری لیست دروغینی درخصوص کشته شدگان را جهت اعلام به از طریق مخملباف و محسن سازگارا در اختیار علیرضا بهشتی ،مشاور ارشد میرحسین موسوی قرار داده است.
علیرضا بهشتی نیز لیست مذکور را به میرحسین موسوی و مهدی کروبی، کاندیداهای انتخابات دهم ریاست‌جمهوری می‌دهد که تشکیلات و تیم این دو کاندیدای ریاست‌جمهوری اقدام به زمینه‌سازی در این خصوص می‌کنند که اخبار کذب کشته شدن سعیده پورآقایی و ترانه موسوی از این دست افراد بودند تا با استفاده از سناریوهای خاص، سعی داشتند در این جریان فتنه اعلام کنند که ما شهید دادیم.
گفتنی است گزارش پروژه کشته سازی و تصویر این سند برای اولین بار در ویژه نامه «پتک جمهوریت» روزنامه «جوان» منتشر شده است.

غمای فتنه‌گران در سالگرد حماسه


حبیب ترکاشوند- «دوباره داریم میشیم عین روزهای بعد از 22بهمن که همه فریاد شکست سردادیم. لحظه‌ای آرام باشید و فحش ندهید و بی‌حرمتی نکنید. روزهای بعد از 22بهمن هم بعضی‌ها احساس شکست کردند.» جمله فوق یکی از صدها مطلبی است که عناصر وابسته به فتنه سبز در سایت صهیونیستی «بالاترین» آورده بودند.

سالگرد هماوردطلبی مردم‌سالاری دینی

روز گذشته اولین سالگرد انتخابات ریاست‌جمهوری دهم بود؛ انتخاباتی که با مشارکت 85درصدی و حماسه 40میلیونی در یک جمله می‌توان گفت هماوردطلبی مردم‌سالاری نظام اسلامی علیه دموکراسی غرب بود. هماوردی که نه سال گذشته بلکه ده‌ها ‌سال نظام لیبرال دموکراسی نخواهد توانست پاسخ مناسبی به آن بدهد. نظام‌هایی که شعار حاکمیت مردم برسرنوشت خودشان گوش‌فلک را کر کرده بود و به قول فوکویاما غایت زندگی بشر قرار بود باشند به‌یکباره مقهور نظامی شدند که آن را مصداق دیکتاتوری می‌شمردند. هرچند این حماسه به‌دلیل عدم ظرفیت شکست عده‌ای زاغه‌نشین سیاسی، به فتنه‌ای تبدیل شد که هشت ماه نظام را با خود درگیر کرد.

سالروز 22خرداد بهانه‌ای برای احیای فتنه

پس از راهپیمایی بی‌مثال 22بهمن که رسماً مرگ فتنه توسط همگی کارشناسان اعلام شد نوروز 89 فرصتی شد تا میرحسین و کروبی دو کاندیدای ناکام و درعین حال متوهم انتخابات طی یک پیام مشترک نوروزی از احزاب اصلاح‌طلب بخواهند که از وزارت کشور برای راهپیمایی روز 22خرداد کسب مجوز کنند. اینکه چگونه افرادی که دولت را نامشروع می‌خوانند و طی یکسال گذشته تمام فعالیت‌های خود را با قانون‌شکنی ادامه دادند به‌یکباره از درخواست قانونی دم زدند، نیازمند تحلیل عمیق است اما این درخواست پس از قریب دوماه به اجابت رسید و چند مثلاً اصلاح‌طلب که تمامی اعضای آنها به انگشتان دست نیز نمی‌رسد به همراه دوحزب منحله مشارکت و مجاهدین درخواست مجوز راهپیمایی مسالمت‌آمیز کردند.

تقابل خاتمی با میرحسین و کروبی

برخلاف روزهای اولیه پس از انتخابات که مجمع روحانیون مبارز همچون یک گروه فاقد تصمیم‌گیری عنان خود را به دست میرحسین سپرد و تأکید کرد که موسوی را تنها نخواهد گذاشت، اما این‌بار ظاهراً شانس با موسوی یار نبود چرا که خاتمی به‌عنوان رئیس‌ شورای سیاستگذاری مجمع مخالف این حرکت آنان بود و خواستار تدبیر و حرکت در مسیرهای قانونی برای حفظ جایگاه اصلاح‌طلبان درنظام بود. دو کاندیدای ناکام انتخابات به همراه اطرافیان آنان تلاش فراوانی کردند که خاتمی را با خود همراه سازند و برای روز 22خرداد به صحنه بیایند اما رئیس‌دولت اصلاحات از آنجا که حرکت این دو را باعث بروز وضعیت شکننده فعلی اصلاح‌طلبان می‌داند، حاضر نشد کمترین همراهی با آنان داشته باشد. حتی شنیده شده خاتمی آنان را تهدید کرده بود درصورتی که کروبی و موسوی بخواهند به راهپیمایی غیرقانونی اصرار ورزند، وی وارد صحنه شده و برخلاف بیانیه آنان، بیانیه صادر خواهد کرد.

عقب‌نشینی کروبی و موسوی

روز پنج‌شنبه بیستم خردادماه به یکباره بیانیه‌ای از میرحسین و کروبی منتشر شد که تعجب خیلی‌ها را برانگیخت. دراین بیانیه آمده بود: «اکنون درحالی که 48ساعت به‌زمان پیش‌بینی شده برای راهپیمایی باقی نمانده است باعنایت به گزارش نمایندگان احزاب اصلاح‌طلب و نیز جهت حفظ جان و مال مردم اعلام می‌داریم راهپیمایی پیش‌بینی شده برگزار نخواهد شد.»

دلایل عقب‌نشینی

پس از انتشار این بیانیه از سوی کسانی که مدام بر اردوکشی خیابانی و ساختارشکنی برای زیر فشار قرار دادن نظام تأکید داشتند، این سؤال مطرح می‌شود که این دو چرا به یکباره و برخلاف 180‌درجه‌ای مواضع چند هفته اخیر خود، راهپیمایی را لغو کردند که در پاسخ آن می‌توان دلایل چندی را مطرح کرد:

1- ترس از رسوایی: یکی از سایت‌های ضد انقلاب در این‌باره می‌نویسد:«اقدام موسوی و کروبی اقدامی تاکتیکی بود تا اگر روز شنبه تظاهراتی شکل نگرفت، نشود علیه آنها جنگ رسانه‌ای راه انداخت بلکه می‌شد گفت بدنه به حرف آنها گوش داد و نیامد(!) همان‌گونه که این سایت‌های حامی فتنه نیز اعتراف کرده‌اند به دلیل ریزش شدید هواداران و از دست دادن پایگاه اجتماعی این دو به این نتیجه رسیدند که پیش‌دستی کرده و رسوایی غروب روز شنبه را پیشاپیش جبران کنند و با لغو رسمی راهپیمایی تعداد اندک هواداران را به نمایش نگذارند.

2- عقب‌نشینی تاکتیکی: اما اتاق فکر نشینان لندن جنبش سبز برای حمایت از این دو و عدم مرگ فتنه این‌گونه توجیه می‌کنند که اقدامات کروبی و موسوی عقب‌نشینی تاکتیکی بود برای مترصد زمان دیگری شدن. اما این سایت پاسخ نداد که اگر سران فتنه نتوانند در سالگرد انتخابات عده‌ای را به خیابان‌ها بکشند دیگر در چه زمان و چه مکانی خواهند توانست جمعیت حامیان خود را به خیابان بکشند.

3- پی بردن به ناکارایی زورآزمایی خیابانی: اما مسعود بهنود روزنامه‌نگار مشهور که امروز به تحلیلگر خاص بی‌بی‌سی تبدیل شده نظر دیگری درباره عقب‌نشینی سران فتنه دارد. او می‌گوید: مدت‌هاست درباره کارآیی اعتراض خیابانی بحث است. اکثر کسانی که تجربه و مطالعه کافی داشتند معتقدند بودند اعتراض‌های خیابانی دیگر کارایی ندارد، چون حکومت نیروهایش را بسیج کرده و هزینه حضور در خیابان را بالا برده است و احساس پیروزی می‌کند چون سطح خیابان را پاکسازی کرده است. نظر غالب مصلحت‌اندیشان این است که از اینجا به بعد باید کار خیابانی را تمام شده دانست.

بالا گرفتن فحاشی‌ها و عبور از سران فتنه
به دنبال انتشار لغو راهپیمایی توسط میرحسین و کروبی، سایت‌های ضد انقلاب که این خبر را همچون یک شوک بزرگ برای خود می‌دانستند نتوانستند ناراحتی خود را از اقدام این دو تن که اکنون دو مهره مناسب برای پیاده‌کردن سناریوهای موساد و سیا در ایران شده‌اند مخفی کنند و آنان را بی‌عرضه و فاقد قدرت رهبری جنبش برشمردند. این سایت‌ها و رسانه‌ها که تا روز قبل آن این دو را قهرمانان جدید ملی می‌‌دانستند با چرخش 180 درجه‌ای به آنان حمله کردند. «کدام یک از حرکات جنبش سبز با مجوز بود که این یکی مجوز بخواهد»، مبادا نگران اتفاقات باشیم و با سخنان موسوی و کروبی در خانه‌ای بمانیم»، «ما شنبه می‌رویم چه با موسوی و چه بی‌ موسوی عاشورا هم خودمان رفتیم»، «آقایان موسوی و کروبی این دفعه ما شمار رو دعوت می‌کنیم»، بخشی از تهاجم رسانه‌ای علیه سرانه فتنه در این سایت‌هاست.


پروژه فتنه برای برون رفت از فضای رخوت

پس از آنکه سران فرقه فتنه طی ماه‌های گذشته با بی‌اعتنایی شدید مردم مواجه شده‌اند، آنها برای برون رفت از این بحران، به ترفند جدیدی رو آورده‌اند.
به گزارش «جوان آنلاین» در دور جدید فتنه‌انگیزی سران آشوب، آنها شعارهای مردم علیه فتنه‌گران در مراسم سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی که در اعتراض به سکوت یک‌ساله سید حسن مصطفوی در قبال آنها صورت گرفت، را بهانه‌ای برای ادامه فعالیت‌های خود قرار داده‌اند. آنها در این پروژه ضمن اینکه تلاش خواهند کرد به نوعی بیت امام را درگیر  این قضایا نمایند و برای آنها اشک تمساح بریزند، در عین حال اهداف پنهان خود را نیز درپوشش این حمایت‌های صوری دنبال می‌کنند.
 در همین ارتباط تقسیم کاری در میان طراحان این پروژه صورت گرفته که طی آن مقررشده: طیف اقلیت مجلس با برخی روحانیون نزدیک به اصلاحات تماس حاصل نموده و به نوعی آنها را به واکنش وادارند.
آنها همچنین مامور شده‌اند، در حوزه‌های انتخابیه و در دید و بازدید‌های خود مسائل مربوط به 14 خرداد و ممانعت مردم از سخنرانی سیدحسن مصطفوی از سوی مردم را بزرگنمایی کنند و بر خلاف واقعیات، وانمود کنند که اندیشه‌ای به‌دنبال طرد بیت امام از مجموعه حاکمیت است!

دستگیری خواهرزاده اغتشاشگر



خواهرزاده یکی از نمایندگان اقلیت مجلس به اتهام حضور در اغتشاشات دستگیر شده است.
به گزارش «جوان آنلاین»،«م.د» خواهر زاده یکی از نمایندگان مجلس که در اغتشاشات روز عاشورای حسینی در سال 88 شرکت فعال داشته پس از شناسایی در یکی از استان ها دستگیر شده است.
گفتنی است فرد مزبور از هواداران افراطی جریان فتنه بوده است.

اهانت یکی از نزدیکان اکبر رفسنجانی به مراجع و حوزه های علمیه

اهانت یکی از نزدیکان اکبر رفسنجانی به مراجع و حوزه های علمیه





به گزارش خبرنگار پنهان نیوز اخیرا یکی از نزدیکان  اکبر رفسنجانی که همه جا از ایشان حمایت می نماید در  جلسه ای خطاب به یکی از روحانیون دیگر دلخوش از حمایت های مادی و معنوی آقای رفسنجانی ، مبادرت به توهین آشکار به حوزه های علمیه نمود.

 

ب اخیرا یکی از نزدیکان  اکبر رفسنجانی که همه جا از ایشان حمایت می نماید در  جلسه ای خطاب به یکی از روحانیون دیگر دلخوش از حمایت های مادی و معنوی آقای رفسنجانی ، مبادرت به توهین آشکار به حوزه های علمیه نموده و طی سخنانی وقیحانه اظهار اظهار داشته است که :

« الان حوزه یک ...  است  ( توهینی بسیار شرم آور ) و آدم های بی مخ و بی دین در حوزه علمیه هستند واین حوزه ، حوزه پنجاه سال پیش نیست البته آدم های خوبی هم هستند ولی تعداد آنان در حوزه کم می باشد »  .

به نظر می رسد سخنان  این عنصر هتاک در اثر روشنگری هایی باشد که در حوزه های علمیه در مورد عملکرد نامطلوب اکبر رفسنجانی شکل گرفته است .

سخنرانی شیرین عبادی


سخنرانی شیرین عبادی در میان تظاهرکنندگان ضدایرانی در پاریس

  بی بی سی از تظاهرات کم رونق در چند شهر از کشورهای مختلف جهان در سالروز انتخابات 22خرداد 88 خبر داد.
این رادیو اعلام کرد:در لندن صدها نفر در برابر سفارت ایران در لندن تظاهرات کردند.خبرنگار بی بی سی می گوید که تعداد طرفداران جنبش سبز نسبت به گروه های دیگر بیشتر بود، اما به طور کلی جمعیت نسبت به روز 22 بهمن سال گذشته کمتر بود و تظاهرات نسبت به آن روز آرامتر برگزار شد.
در روز 22 بهمن سال گذشته اعتراض ها به نتایج انتخابات به تشنج کشیده شد.
بی بی سی افزود:همچنین جمعه شب تجمعی در شهر رم برگزار شد. در واشنگتن هم گروهی از مخالفان حکومت ایران و طرفداران جنبش سبز در برابر دفتر حفاظت منافع ایران تجمع کردند و پس از سر دادن شعار، راهپیمایی کردند.
در ایتالیا هم ایرانی های مخالف دولت در برابر سفارت این کشور در رم تجمع کردند.
صدها ایرانی مقیم فرانسه هم در شهر پاریس در سالگرد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری  زنجیره انسانی تشکیل دادند در این مراسم شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و عبدالکریم لاهیجی[ از اعضای سازمان منافقین]  سخنرانی کردند.
همچنین صدها ایرانی ساکن استرالیا و ده ها نفر نیز در توکیو در اعتراض به رویدادهای سال گذشته در ایران در برابر سفارت ایران در ژاپن دست به تظاهرات زدند.

رادان: 22 خرداد بدون مشکل سپری شد؛



رادان: 22 خرداد بدون مشکل سپری شد؛ فقط چند نفر دستگیر شدند

  براساس پیش بینی های قبلی صورت گرفته توسط نیروی انتظامی و باوجود تبلیغات دشمنان نظام جمهوری اسلامی ، با هوشیاری مردم روز 22 خرداد بدون هیچ مشکلی سپری شد.
جانشین فرمانده نیروی انتظامی با تقدیر از هوشیاری مردم در برابر تبلیغات دشمنان گفت : روز 22 خرداد باوجود تبلیغات گسترده دشمنان نظام جمهوری اسلامی با هوشیاری مردم در سراسر کشور و بدون هیچ مشکلی سپری شد.
   
"احمدرضا رادان" شنبه شب در گفت و گو با ایرنا افزود : براساس پیش بینی های قبلی صورت گرفته توسط نیروی انتظامی و باوجود تبلیغات دشمنان نظام جمهوری اسلامی ، با هوشیاری مردم روز 22 خرداد بدون هیچ مشکلی سپری شد.

وی گفت : تنها در تهران تعداد اندکی توسط ماموران اطلاعاتی دستگیر شدند.

سردار رادان در مورد این افراد گفت : تکلیف بازداشت شدگان ظرف امشب و پس از تکمیل پرونده تعیین خواه

انتقاد بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر از هاشمی رفسنجانی

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، متن نامه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به شرح ذیل است:

جناب آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام

با سلام و عرض تبریک به مناسبت سالگرد حماسه پرشکوه 22 خرداد؛
روز چهارشنبه، نوزدهم خرداد ماه اطلاعیه­ ای از طرف دفتر جنابعالی منتشر شد که اشتباه سال گذشته­ ی شما در انتشار نامه سرگشاده و تهدیدآمیز به رهبر عزیز انقلاب و چراغ سبز نشان دادن به آشوب‌گران در آستانه انتخابات را تداعی کرد. این نامه که ظاهراً در جواب مطلب یک روزنامه در 9 خرداد (یعنی با تأخیر ده روزه) و در آستانه تحرکات مطرودین ملت ایران برای احیای جسد فتنه در سالگرد انتخابات صورت پذیرفته است، حاوی اهانت‌ها و تعرض‌هایی به رهبر عزیز انقلاب، صداقت نظام اسلامی، بسیج و ... است که از جنابعالی انتظار می‌رود هر چه زودتر از این سخنان تبری جویید و با عوامل انتشار این اطلاعیه برخورد کنید.
اما با توجه به اینکه هنوز موضع‌گیری‌ای از طرف جنابعالی راجع به این موضوع صورت نگرفته است، نکاتی چند پیرامون محتویات این اطلاعیه خدمت شما عرض می‌شود:

1. مطرح کردن کنایه‌آمیز تقلب در انتخابات، آن هم با گذشت یک سال از آن دروغ بزرگ، بی‌ تردید بی‌شرمی‌‌ای است که از کمتر کسی برمی‌آید. کارکرد این ادعای وارداتی، متعلق به همان هفته اول بعد از انتخابات بود که رمز آشوب باشد، و خیلی زود خالی بودن دست مدعیان در ارائه کوچک‌ترین مستندات برای ادعای بزرگ و عجیب‌شان روشن شد؛ دفتر جنابعالی که بدون ارائه کوچک‌ترین دلیل و سندی، این تهمت زشت و بچگانه را به نظام اسلامی نسبت می‌دهد، نمی‌تواند از پاسخگویی نزد قانون و ملت مصون بماند. و ای کاش جنابعالی در همان ایام قبل از انتخابات که با تردیدافکنی‌های مکرر نسبت به سلامت انتخابات، نقشه دشمن را تکمیل می‌کردید، مخاطب این سخنان رهبر عزیز انقلاب را درمی‌یافتید که: "با حضور پرانگیزه مردم، همواره انتخابات سالم، متقن و خوبی در ایران برگزار شده، اما متأسفانه برخی دوستان بی‌انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه کنند، با ناسپاسی علیه ملت حرف می‌زنند و با تکرار حرف دروغ دشمن سلامت انتخابات را زیر سؤال می‌برند... دشمن درصدد است با القای ناامیدی در مردم، نظام را از پشتوانه مستحکم خود یعنی آرای مردمی محروم کند و با کمال تأسف در داخل نیز افرادی از روی غفلت همان حرف‌های دشمن را تکرار و عملاً به تحقق اهداف دشمن کمک می‌کنند که باید به حال آنها حقیقتاً تأسف خورد ".

2. در بخشی از این اطلاعیه، علت این سخنان ناصواب شما این ذکر شده است که "بعضی از شخصیت‌های مؤثر دست‌اندرکار انتخابات صراحتاً اعلام می‌کردند که رأی مردم در حکومت اسلامی تشریفاتی و زینتی است ". خوب است به جای مبهم‌‌گویی، این افراد را -اگر وجود خارجی دارند- معرفی نمایید. اما قبل از آن بگذارید ما کسانی را از اشراف و مترفین امروز جامعه­ ی اسلامی، به شما معرفی کنیم که در عمل نشان دادند که اعتقاد دارند که رأی مردم، تشریفاتی و زینتی است، و اگر نامزد مورد علاقه آن‌ها در انتخابات رأی نیاورد، باید "بریزند در خیابان‌ها "، و با آشوب‌گری و قلدری و قداره‌‌کشی ثابت کنند که میزان رأی آن‌هاست، نه رأی ملت!
ای کاش دفتر جنابعالی مدعی چیز دیگری جز جمهوریت و رأی مردم می‌شد! آیا غیر از این است که ضربه‌ای که سران فتنه و نزدیکان شما به جمهوریت و ملاک بودن رأی مردم در کشورمان زدند را محمدعلی شاه قاجار نیز نزده بود؟! کسانی که با رفتار خود و اردوکشی خیابانی، اساس انتخابات در کشور را زیر سوال برده‌اند، به نظامی که این همه هزینه داد تا از آرای مردم در مقابل زیاده‌خواهی‌های بزرگان و بزرگ‌زادگان محافظت کند، درس جمهوریت می‌دهند؟!

3. "متوسل شدن به نفی دیگران برای اثبات خود " موضوع دیگری است که در این اطلاعیه بدان اشاره شده است. این کار زشت آنجا پایه گذارده شد که یکی از نامزدهای انتخابات نهم ریاست جمهوری، علت ورود خود به عرصه ی انتخابات را حضور "کوتوله‌های سیاسی " نامید؛ و البته به خاطر اینگونه سخن گفتن ها، "نه " محکمی از ملت شنید. نویسندگان این اطلاعیه که به دیگران نسبت داده‌اند که "وقیحانه خود را همه‌کاره انقلاب می‌دانید "، خوب است یک بار دیگر نوشته خود را مطالعه کنند تا ببینند این جمله‌شان بیشتر شایسته چه کسانی است.

4. به مسئولین دفترتان که نوشته بودند "چه شده است که انتشار نامه از سوی کیهان افشاگری فتنه و سران فتنه!!! تلقی می‌شود، اما اگر همین نامه از سوی سایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی منتشر شود، دمیدن بر آتش فتنه تلقی می‌گردد؟! " تفاوت زیادی که بین تبلیغ کار زشت، و نقد و تقبیح کار زشت وجود دارد را یادآوری بفرمایید. و بگویید رسانه‌های ضدانقلاب را مرور کنند و ببینند که آن نامه و این اطلاعیه چگونه مایه دلگرمی دشمنان انقلاب شده است.

5. نویسندگان این اطلاعیه که منتقدین شما را هم‌ردیف قاتلان "شهید هاشمی‌نژاد، شهید بهشتی، شهید مفتح، شهید مطهری، شهید رجایی، و شهید باهنر " ذکر کرده‌اند، خوب است تأمل کنند که آن تروریست ها امروز در کدام جبهه اند و مدعیات آن‌ها چه شباهت عمیقی به محتویات این اطلاعیه دفتر شما دارد. و کسانی که انتقاد از جنابعالی را "دین ستیزی " و "روحانی گریزی " ذکر کرده‌اند را به بخش دیگر نوشته خودشان ارجاع می‌دهیم که "شخصی به آیت‌الله العظمی بروجردی عرض کرد که یک روحانی را در حال دزدی گرفتند و حضرتش برآشفت و گفت: نگویید یک روحانی دزدی می‌کرد، بگویید دزدی لباس روحانیت پوشیده بود ". مردم بحمدلله چنین تفکیک‌هایی را قائل هستند و نیاز به نگرانی نیست که با انتقاد از یک روحانی، دین و روحانیت زیر سوال برود.

6. انتقاد از "سکوت مصلحت‌آمیز رهبری معظم انقلاب " از طرف کسانی که بیشترین سود را از این بزرگ‌منشی پیامبرگونه برده‌اند، عجیب می‌نماید. خوب است در این موضوع تأمل کنید که اگر مصلحت‌اندیشی‌‌های ایشان نبود، ملت خشمگین از فتنه‌گران و حامیان‌شان برخورد دیگری با شما می‌کردند. آیا شعارهای صریح مردم در راهپیمایی‌های میلیونی 9 دی و 22 بهمن را نشنیده اید؟! و اگر تفاوتی در برخورد اول انقلاب امام خمینی(ره) و برخورد امروز امام خامنه‌ای مشاهده می‌کنید، آن را ناشی از تفاوت آقای هاشمی در سال 59 و سال 89 بدانید، نه چیز دیگری.

7. هتاکی به بسیجیان در بخش دیگری از این اطلاعیه، نشان‌گر عمق بی‌‌اطلاعی نویسندگان آن از بسیج بود. عجیب است که از پویایی بسیج، این شجره طیبه که "اصلها ثابت و فرعها فی السماء "، مطلع نیستید و بسیج را منحصر به آن عده معدودی می‌دانید که به تعبیر شما با سهمیه رزمندگان وارد دانشگاه و استاد شده‌اند و به قول خودتان امروز طرفدار شمایند! کاش به میان مردم می‌آمدید و خیل عظیم بسیجیانی را می‌دیدید که پیشتازان عرصه‌های مختلف اند. کاش صدای میلیون‌ها بسیجی را در تجمعات یک سال اخیر سراسر کشور می‌شنیدید. کاش می‌دیدید که بسیجیان علیرغم محبت‌شان به فرماندهان سابق‌شان، از امام خود یاد گرفته‌اند که ملاک را حال فعلی افراد قرار دهند.

8. شما که این­ قدر بر بی‌اساس بودن ادعاهای مشهور پیرامون خانواده‌تان تأکید دارید و در این اطلاعیه هم بارها دروغ بودن آن‌ها ادعا شده است، چطور می شود که به درخواست صمیمانه ما در تاریخ 31 فروردین که طی بیانیه‌ای از جنابعالی تقاضا کرده بودیم "فارغ از وارد بودن یا نبودن اتهامات وارده به فرزندتان، وارد عمل شده و با فراخواندن وی به ایران، به اجرای سریع تر مراحل قانونی کمک کنید تا خدای ناکرده شک و تردیدی نسبت به صلاحیت مسئولین نظام در دل ها ایجاد نشود " هیچ پاسخی ندادید، و قدمی در جهت بازگرداندن وی به کشور و معلوم شدن وضعیت اتهاماتی که آن‌ها را واهی می‌‌دانید برنداشتید. هنوز هم دیر نشده است و ملت منتظر هستند.

9. در انتهای اطلاعیه دفترتان، -با ادبیاتی نامناسب- وجود اختلاف بین شما و امام خامنه‌ای، "توهم " دانسته شده است. البته پیروی کامل از امام مسلمین، برای هر شخص افتخاری است که انشاءالله همه‌مان بدان مفتخر باشیم؛ اما بهتر نیست به جای سخن گفتن در این باره، حرف تان را در عمل اثبات نمایید؟ ملت هوشیارانه مواضع شما را درک می کند، نیازی به سخن گفتن نیست. آیا زمان آن نرسیده است که پیروی از ولایت را در عملکرد خود نشان دهید؟!

در پایان، امیدواریم با حضور در خط ولایت و همراهی ملت انقلابی، افتخارات‌تان روزافزون شود، و اینگونه نباشد که هرگاه اطرافیان‌تان می‌خواهند سخن از افتخارات و مجاهدت‌های جنابعالی در راه انقلاب به میان آورند، نیازمند رجوع به ده‌ها سال قبل باشند

آخرین امید بر باد رفته فتنه

از آخرین امید بر باد رفته فتنه
خیابان‎های آرام تهران؛ سران فتنه را در 22 خرداد دفن کرد

سران فتنه که با هدف مظلوم نمایی و مجوز نگرفتن، درخواست ناقصی را برای دریافت مجوز راهپیمایی در روز 22 خرداد منتشر کرده بودند، پس از آنکه از جدیت وزارت کشور برای برسی درخواست مجوز در چارچوب قانون مطلع شدند، با علم به بدنه اندک و ریزش کرده خود پیش دستی کرده و از مهلکه برگزاری راهپیمایی با جمعیتی اندک آنهم به بهانه هراس از سرکوب مردم پاپس کشیدند، تا رسوایی ریزش بدنه، در روز 22 خرداد به پای لغو مراسم راهپیمایی نوشته شود.

به گزارش رجانیوز، در حالی که رسانه های انگلیسی و امریکایی حامی سران فتنه از ماه گذشته به صورت ویژه برنامه های خاصی را برای سالروز برگزاری انتخابات تدارک دیده بودند، این اقدامات و تلاش های سران فتنه هم نتوانست جمعیت قابل قبولی را در روز 22 خرداد و به بهانه سالگرد انتخابات برای اهداف سران فتنه به میدان بیاورد.
این در حالی است که پس از حماسه 9 دی و 22 بهمن،  تحلیلگران از مرگ این جریان سیاسی در سطح بدنه اجتماعی آن خبر داده بودند.

با این حال گزارش های دریافتی رجانیوز از خبرنگاران خود در سطح شهر حاکی از آن است که تهران امروز یکی از آرام ترین روزهای خود را سپری کرد.

در حالی که تعداد 50 دانشجوی حامی موسوی در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران به دنبال ایجاد برنامه و تدارک یک میتینگ گسترده بودند، بی توجهی دانشجویان دانشگاه تهران و حضور انبوه دانشجویان انقلابی سبب شد تا این برنامه راه به جایی نبرد.  این در حالی است که سربازان  این جریان در دانشگاه شریف حتی با حمله به دبیر سابق انجمن اسلامی مستقل این دانشگاه نیز موفق به اقدام خاصی نشدند.

در همین حال حضورپراکنده برخی از میلیشیای سبز در میدان انقلاب سبب ایجاد ترافیک در این محدوده پر رفت و آمد شهری شده بود. ولی بی اقبالی مردم به حرکات میلیشیای سبز سبب شد تا این جمعیت متفرق شوند.
گزارش ها از میدان هفت تیر نیز حکایت از جریان عادی ترافیک و مردم در این منطقه دارد.

این در حالی است که تلاش چند گروه ده نفره برای رسیدن به میدان انقلاب و خیابان انقلاب نیز ناکام مانده است.
گزارش ها از میدان ونک نیز حکایت از حضور پراکنده تعدادی از میلیشیای سبز در این میدان دارد اما این حضور نیز سبب نشده است تا حرکت وسائل نقلیه و ترافیک در این محدوده با مشکلی مواجه شود.

این  شرایط در حالی است که اخلالی در سرویس های انیترنت و تلفن همراه نیز به وجود نیامده است.
بالاترین که هدایت آنلاین میلیشیای سبز را بر عهده دارد به دلیل بی اقبالی مردم و شکست پروژه 22 خرداد مشغول روحیه دادن به افراد با تحلیل های مختلف و بعضا مضحک است.

تلاش چند ماهه سران فتنه برای سازماندهی حرکت های اعتراضی در 22 خرداد در حالی بدون توجه مردم با شکست مفتضحانه ای روبرو شده است، که آنها با پیش بینی شرایط بوجود آمده احتمالی، از برگزاری راهپیمایی در این روز طفره رفته بودند.

این اقدام که در میان هواداران سران فتنه و رسانه های حامی از آن به عنوان تاکتیک یاد شده است، مشابه اقدامی است که فتحعلی شاه قاجار در زمان امضای قرداد ترکمانچای بکار برده است چنانکه گویند:

فتحعلی شاه پیش از امضا نمودن قرارداد ترکمنچای، درباریان را به نزد خویش فراخواند.
آنگاه با اعتماد به نفسی مثال زدنی گفت اگر شمشیر شاهنشاهی ام را از غلاف سمت راست بیرون کشم چه می شود؟

همه درباریان جملگی گفتند:

بدا به حال روس بدا به حال روس!
آنگاه فتحعلی شاه با لحنی سرشار از غرور گفت اگر خنجر شاهنشاهی ام را از غلاف سمت چپ بیرون کشم چه می شود؟ 

 همه درباریان جملگی گفتند:

بدا به حال روس بدا به حال روس!
آنگاه شاهنشاه ایران دست بر غلاف برد و کمی شمشیر را بیرون آورد که ناگاه درباریان دست به دامان قبله عالم شدند در حالی که ملتمسانه می گفتند:

قبله عالم رحم کن به حال روس. این بار را رحم کنید!

آنگاه فتحعلی شاه شمشیر را به طور کامل درون غلاف کرد و سپس با اعتماد به نفسی مثال زدنی قرارداد ترکمنچای را امضا کرد.

اعترافات عضو سازمان منافقین

اعترافات عضو سازمان منافقین درخصوص فراخوانی برای راهپیمایی 22 خرداد


یکی ازعناصر منافقین طی روزهای گذشته به همراه تعداد زیادی از اعلامیه های این سازمان دستگیر شده است.
یک منبع آگاه با اعلام این خبر به جوان گفت:چهارشنبه شب ماموران به یک فرد در حوالی میدان رسالت مشکوک می شوند که در بازرسی از وی بیش از 2000 اعلامیه سازمان منافقین با همراه تعدادی از کتب ممنوعه از وی کشف گردید.
این منبع آگاه با بیان این که فرد مزبور در اعترافات اولیه خود به عضویت خود در گروهک منافقین اعتراف کرده ،فرد مزبور تصریح کرده است که تلاش داشته اعلامیه های مزبور را به مناسبت فراخوان این سازمان برای راهپیمایی 22 خرداد و سایر مناسبت ها توزیع کند.

موج فحاشی سبزها بر سر سران فتنه

موج فحاشی سبزها بر سر سران فتنه

اقدام کروبی و میرحسین در لغو راهپیمایی با اعتراض سایت های مخالف نظام و لقب بی عرضه به سران فتنه روبرو شد. در پی تصمیم کروبی و میرحسین در لغو راهپیمایی روز شنبه رسانه های سلطنت طلب، سایت های جرس و بالاترین و رادیو آمریکا و بی.بی.سی با ادبیات های متفاوتی به اقدام کروبی و میرحسین حمله کرده و این سایت ها که تا دیروز از موسوی و کروبی به عنوان قهرمان ملی و مبارز راه آزادی نام می بردند ، از شب گذشته لحن رسانه های مخالف نظام تغییر کرد و موسوی و کروبی را به بی عرضگی و عدم توان رهبری مخالفان متهم کردند. عنوان برخی حملات سایت های به اصطلاح سبز به موسوی و کروبی: *کدام یک از حرکات جنبش با مجوز بود که این یکی مجوز بخواهد؟ *مبادا نگران اتفاقات باشیم و با سخنان موسوی و کروبی در خانه بمانیم . *ما شنبه می رویم چه با موسوی چه بی موسوی . عاشورا هم خودمان رفتیم . رسیدن به آزادی در بیانیه یک شخص خلاصه نمیشه *آقایان موسوی و کروبی ایندفعه ما شما رو دعوت میکنیم . در همین رابطه عقب نشینی آشکار سران فتنه، مانند یک شوک بزرگ در محافل ضدانقلاب عمل کرد. شبکه دولتی بی بی سی انگلیس که همواره نقش آتش بیار معرکه را ایفا کرده با اطلاع از این شوک و سرخوردگی بزرگ، کسانی چون عبدالکریم لاهیجی، عباس صیلانی، شیرین عبادی، احمد سلامتیان و مسعود بهنود را به عرصه فراخواند تا از قول آنها به توجیه و تأویل بیانیه اخیر موسوی بپردازند و مانع از سرخوردگی بیشتر در میان فتنه گران شوند. بی بی سی اگرچه می کوشید چنین القا کند که لغو راهپیمایی، نشانه قدرت فتنه گران است نه ضعف آنها، اما در عین حال از قول عبدالکریم لاهیجی (از عناصر وابسته به گروهک تروریستی منافقین) اذعان کرد: مردم حاضر نیستند حداکثر هزینه را برای مبارزه بپردازند و سران جریان سبز با توجه به موازنه قوا باید شیوه ای انتخاب کنند که کمترین تلفات و ضایعات را داشته باشند که موجب سرخوردگی نشود. مسعود بهنود سلطنت طلب هم به بی بی سی گفت: مدتهاست درباره کارایی اعتراض خیابانی بحث هست. اکثر کسانی که تجربه و مطالعه کافی داشتند معتقد بودند اعتراض های خیابانی دیگر کارایی ندارد چون حکومت تمام نیروهایش را بسیج کرده و هزینه حضور در خیابان را بالا برده است و احساس پیروزی می کند چون سطح خیابان را پاکسازی کرده است. نظر غالب مصلحت اندیشان این است که از اینجا به بعد باید کار خیابانی را تمام شده دانست. احمد سلامتیان از عناصر وابسته به بنی صدر و منافقین هم گفت: اپوزیسیون سبز دیگر مسئله اصلی را در زد و خورد و وزن کشی خیابانی نمی بیند. اما بازتاب واقعی سردرگمی سران فتنه آن چیزی نبود که بی بی سی وانمود می کرد. به نحوی که عناصر ضدانقلاب فعال در سایت صهیونیستی بالاترین، با وجود تلاش برای توجیه عقب نشینی موسوی و کروبی، نوشتند: «دوباره داریم میشیم عین روزهای بعد از 22بهمن که همه فریاد شکست سر دادیم. لحظه ای آرام باشید و فحش ندهید و بی حرمتی نکنید. روزهای بعد از 22بهمن هم بعضی ها احساس شکست کردند.» در واکنش به این نوشته، یکی دیگر از عناصر ضد انقلاب در بالاترین نوشت: چی می گی بابا دلت خوشه. همه چیز تموم شده تو تهران. هیچ خبری نخواهد شد. حتی اگر مجوز هم صادر می شد چیزی جز آبروریزی گیرمون نمی آمد. کاربر دیگر بالاترین که به شدت از کروبی و موسوی عصبانی بود، آنها را به جاسوس های دوجانبه تشبیه کرد و نوشت: بعد از یک سال کشمکش قرار بود اپوزیسیون به خیابان بیایند که موسوی و کروبی بیانیه صادر کردند که بله، به خیابان آمدن صلاح نیست. حالا اولا اگر شوری هم بود، از بین رفته و سرخورده تر می شویم و دوم اینکه با غربال سکولارها و به قولی براندازها از دیگران، حساب دست نظام می آید و می توانند راحت تر آنها را تارومار کنند. اما یکی از همکاران سایت بالاترین معتقد است «اقدام موسوی و کروبی اقدامی تاکتیکی بود تا اگر روز شنبه تظاهراتی شکل نگرفت، نشود علیه آنها جنگ رسانه ای راه انداخت بلکه می شود گفت بدنه به حرف آنها گوش داد و نیامد.» از سوی دیگر، سایت جرس وابسته به ب مهاجرانی (در مبدا لندن) در توجیه درماندگی سران فتنه ادعا کرد: این یک عقب نشینی تاکتیکی بود برای مترصد زمان دیگری شدن(!) سایت افراطی خودنویس نیز در تکمیل بیانیه سران فتنه نوشت: این بیانیه آب سردی بود بر سر هواداران جنبش سبز. دو روز قبل، موسوی و کروبی کنفرانسی خبری باحضور رسانه های خود برگزار کردند که به جز چند عکس، هیچ مطلبی درباره آن منتشر نشد و اتفاقاً همین مسئله، شک و گمان هایی را برانگیخت مبنی بر اینکه مطلبی یا هشداری به آنها گفته شده است. این روزها صحبت از تظاهرات و سوت و الله اکبر بود اما این بیانیه نقطه پایانی بود بر همه این گمانی زنی ها. آنچه اتفاق افتاد درس خوبی بود برای کسانی که از بام تا شام بدون در نظر گرفتن واقعیات تلخ جامعه، فقط و فقط پشت کامپیوترشان به دستگاه های تولید شور بدون شعور در جامعه مجازی تبدیل شده اند. یکی از کاربران خودنویس هم با لحنی مأیوسانه نوشت: فاتحه مع الصلوات. سرانجام فتیله جنبش پایین کشیده شد. البته ظاهراً سبزها هنوز نمیخوان باور کنند که این بیانیه واقعیه. و اونهایی هم که باور کردند با تفسیرهای عجیب و غریب سعی در بیرون کشیدن یکسری توهمات تسکین دهنده هستند تا با اون حداقل موقتاً آروم بشن. گاهی اوقات واقعاً آدم از این تفکرات خنده دار تعجب می کنه. یعنی هیچکس دم اسب تروا را که از این بیانیه زده بیرون نمیبینه؟ این دو نفر شدند اسب تروای حکومت در جنبش! ... حالا از فردا خواهند گفت دیدید ما چقدر معقول هستیم، پارسال همه به خاطر ما آمدند، امسال که گفتیم نیایید، نیامدند! مهدی جامی سردبیر اخراجی رادیو زمانه اما معتقد است: ظاهراً قرار بود 22 خرداد اتفاقی بیفتد، وزارت کشور گفته بود تعهد بدهید که راهپیمایی مسلحانه نخواهد بود. وزارت کشور گویا این بار نرمش داده و اصلاً بدش نمی آمد راهپیمایی برگزار شود تا یک تسویه حساب اساسی راه بیفتد و همه چیز گردن اپوزیسیون انداخته شود و آتش سنگین توپخانه رسانه ای راه بیفتد. در این میان سایت ضدانقلابی «ایران گلوبال» حرکت موسوی و کروبی را «تاکتیک استیصال» توصیف کرد و تصریح نمود آنها از سر استیصال و درماندگی و هراس از متهم شدن بیشتر به ساختارشکنی، بیانیه لغو راهپیمایی را صادر کرده اند و سرانجام سایت روزنت از قول کریم لاهیجی نوشت: ادامه سیاست های یک سال گذشته می تواند به سرخوردگی بیشتر بخش بزرگی از اپوزیسیون بینجامد به خاطر اینکه ریسک و خطر آن روند بسیار بالاست و همه آمادگی مقابله با خطر را ندارند.

تلاش اغتشاش گران برای جذب تماشاگر هم بی نتیجه باقی ماند

تلاش اغتشاش گران برای جذب تماشاگر هم بی نتیجه باقی ماند

 

تلاش اغتشاش گران برای جذب تماشاگر هم بی نتیجه باقی ماند
همزمان با هر امروز 22خرداد همزمان با اذان ظهر تعدادی از حامیان موسوی مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران تجمعی کم شمار را بر پا کردند.

این گروه از این اغتشاش گران قصد داشتند با فریاد های الله اکبر دانشجویان را حتی به عنوان تماشاچی جذب کنند، اما دانشجویان که جهت برگزاری نماز و خوردن نهار از کلاس خارج شده بودند، با پوزخند و تمسخر از کنار این افراد عبور کردندو در کمتر از 15 دقیقه این تجمع به پایان رسید.

بعضی از اعضای انجمن تهران به عنوان حامیان اصلی موسوی که پایگاه دانشجویی خود را از دست داده اند و توانایی در جذب نیرو برای تجمعات و غتشاشات ندارند از اوقات فراغت و نماز و نهار برای جذب نیرو استفاده می کنند.

"نه روسرى،نه توسرى،مملکت دوست پسرى"

"نه روسرى،نه توسرى،مملکت دوست پسرى"

یکى از عناصر اپوزیسیون و داراى تفکرات فمینیستى، با تألیف و انتشار کتابى اقدام به تحریف وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهورى نموده است. به گزارش آریا، وى با تألیف و انتشار کتابى تحت عنوان «نه روسرى، نه توسرى، مملکت دوست پسرى» اقدام به تحریف وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهورى نموده است. نامبرده در مقدمه کتاب خود که طرح روى جلد آن حاوى نیمرخ برهنه یک زن و مرد مى‏باشد و توسط نشر سایه در آمریکا منتشر شده، چنین نگاشته است: «این کتاب یادداشت‏هاى روزانه من است، همراه با اسناد بسیارى براى گزارش لحظه به لحظه جنبش ضدخشونت و مدرن این روزها، براى عبور از درون حاکمیت به دنیاى آزاد و مدرن، در تابستان داغ 1388 و چند روز پیش و پس از این تابستان تب‏دار، خواسته‏ام با این کار فضاى این روزها را نشان دهم. هرچند می‏دانم و مى‏دانیم که بخشى از حکومتیان در پى ملاخورکردن این جنبش، از هیچ ترفندى رویگردان نیستند. باید ماند و دید چه خواهد شد.» شایان ذکر است، وى قبل از این نیز کتابهاى سخیف و موهنى درباره حقوق زنان مانند: مردانى که دوست داشته‏ام، بحران روشنفکرى در ایران، هتل عمو مسعود، پشت دروازه تهران، زن در دولت خیال، خشونت، زنان و اسلام، رنسانس وارونه و... تألیف و منتشر کرده است.

گزارشی از شرایط عصر امروز تهران

گزارشی از شرایط عصر امروز تهران

 علیرغم تبلیغات گسترده اغتشاشگران برای برهم زدن جو دانشگاه تهران، تجمع 50 نفره آشوب طلبان به سرعت با بی توجهی دانشجویان از بین رفت.عده ای از این دانشجو نماها قصد خروج از دانشگاه را داشتند که حراست دانشگاه مانع شد.


با این حال ساعتی پیش جمع 10 تا 15 نفره ارازل و اوباش در اطراف دانشگاه تهران تجمع کردند که بلافاصله با تدبیر نیروی انتظامی از محل دور شدند.

از سمت پل حافظ تا خیابان وصال تعدادی از مردم برای تماشا و کنجکاوی تجمع کردند که البته لابه لای مردم برخی نیز با نیروی انتظامی وارد مشاجره شدند، همین امر باعث شده است که کمی عبور و مرور ماشین ها در این منطقه به کندی صورت گیرد.

در زیر پل حافظ یک پیرزن شروع به شعار دادن کرد که با راهنمائی مردم راه منزلش را پیدا کرد.

از سمت چهارراه ولی عصر گروههای 10 نفره سازماندهی شده ای قصد ورود به خیابان انقلاب را داشتند که با هدایت نیروی انتظامی متفرق و از خیابان انقلاب به سمت ولی عصر خارج شدند.

در میدان ونک نیز عده ای که یا از سر کار برمی گشتند و یا برای خرید به میدان ونک آمده بودند، به تماشای ون ها و تیپ نیروهای آماده باش نیروی انتظامی نشستند.

در حوالی میدان امام حسین علیرغم تبلغات گسترده هیچ کس حضور پیدا نکرده است.

در دانشگاه شریف هم عده ای پس از گفتن الله اکبر به خوابگاه خودشان رفتند و درحال حاضر دانشگاه آرام است.

میدان هفت تیر برخلاف انتظار هیچ خبری نیست.

تمدن از حضور تعدادی از منافقین در میان دستگیرشدگان روز 22 خرداد خبر داد

در گفت‌وگو با فارس؛
تمدن از حضور تعدادی از منافقین در میان دستگیرشدگان روز 22 خرداد خبر داد

خبرگزاری فارس: رئیس شورای تامین استان گفت: در بین افرادی که دیروز توسط مردم دستگیر شدند تعدادی از منافقان حضور دارند که مسئولان اطلاعاتی و انتظامی در موعد مقرر در این خصوص اطلاع رسانی خواهند کرد.


مرتضی تمدن استاندار تهران و رئیس شورای تامین استان در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، در خصوص مباحث مربوط به سالگرد دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری «22 خرداد» و تبلیغات وسیع از سوی رسانه‌های بیگانه برای ایجاد اغتشاش در این روز و با اشاره به تقاضای برگزاری راهپیمایی در روز 22 خرداد از سوی فتنه‌گران گفت: برابر اصل 27 قانون اساسی کسانی که قصد راهپیمایی دارند مشروط به این است که مخل نظم عمومی نبوده و راهپیمایی‌شان مسلحانه نباشد که در نامه ارسالی به ما هیچ گونه مشخصاتی دال بر این موارد و اینکه چه کسانی می‌خواهند راهپیمایی کنند و اینکه دلیل این راهپیمایی چیست، وجود نداشت.
رئیس شورای تامین استان تصریح کرد: چه تضمینی وجود داشت که در این راهپیمایی علیه امنیت عمومی جامعه اقدام نشود که دال بر این موضوع، در نامه‌ای که به دست ما رسیده بود هیچ گونه تضمینی در این خصوص وجود نداشت.
تمدن با بیان اینکه نامه دریافتی توسط استانداری فاقد هر گونه شماره نیز بود، اظهار داشت: نمی‌شد به نامه‌ای که به هیچ گروه و جریانی مستند نبود، اتکا کرد. صرف اینکه ما مردم را به صحنه بیاوریم خلاف اصل 27 قانون اساسی است و علاوه بر این هیچگونه پیگیری نیز برای این درخواست صورت نگرفت. کسانی که خواستار برگزاری راهپیمایی هستند باید شخصا به مراجع قانونی مراجعه کنند در حالی که این نامه توسط فردی که اصلا هیچ گونه مشخصاتی از او در دست نداریم برای استانداری ارسال شده بود.
وی به انتشار این نامه در برخی سایت‌های ضد انقلاب قبل از ارسال به استانداری اشاره و خاطرنشان کرد: موضوع راهپیمایی یکی دیگر از اشکالات این نامه بود، اینکه به پاس انتخابات سال گذشته خواهان برگزاری راهپیمایی شوند و اینکه اگر قرار باشد برای انتخابات سالگرد برگزار شود هر سال باید 30 راهپیمایی صورت گیرد و اما اگر منظور اعتراض به نتیجه انتخابات بود، یعنی توهین به آرای ملت ایران، بنابراین نه تنها نباید تقاضای راهپیمایی می‌کردند بلکه باید در پیشگاه ملت ایران محاکمه شوند.
استاندار تهران یادآور شد: کسانی که خواستار برگزاری راهپیمایی بودند اگر درصدد بودند که بگویند در انتخابات شکست خورده‌ایم باید بدانند اینکه نیازی به راهپیمایی ندارد و این افراد نه تنها باید این چنین درخواست‌هایی نداشته باشند بلکه باید در پیشگاه ملت پاسخگو بوده و به دلیل اقدامات غیر قانونی خود در توهین به آرای ملت محاکمه شوند.
تمدن در خصوص هدف فتنه‌گران از تقاضای برگزاری راهپیمایی گفت: یکی از اهداف آنها از برگزاری راهپیمایی ایجاد خوراک تبلیغاتی برای بیگانگان و دشمنان نظام بود.

*لغو راهپیمایی 22 خرداد بعد از درخواست مجوز فرار رو به جلو بود

وی اضافه کرد: اینها بعد از درخواست اخذ مجوز برای راهپیمایی با اطلاعیه راهپیمایی در سالگرد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهور را لغو کردند که این خود نیز فرار به جلو و سلب مسئولیت از اتفاقاتی بود که احتمال داشت روز شنبه رخ دهد و علاوه بر این خود اینها نیز می‌دانستند مردم با آنها همراهی نخواهند کرد بنابراین طی اطلاعیه‌ای این راهپیمایی را لغو کردند.
رئیس شورای تامین استان با تاکید بر اینکه جریان فتنه در بهمن 88 به پایان راه خود رسید، تصریح کرد: عملا فتنه گران در بهمن 88 احساس کردند که هیچ گونه جایگاهی در میان مردم ندارند و مردم علاوه بر 22 خرداد در 3 نوبت 9 دی، 22 بهمن و 14 خرداد با حضور خود در صحنه رای به نظام دادند و باطل بودن جریان فتنه را اعلام کردند.
تمدن یادآور شد: همین که سران فتنه جرات حضور در سیل خروشان مردم را نداشته و مشروعیت و مقبولیت خود را نزد افکار عمومی از دست داده مورد حمایت قدرت‌های بیگانه هستند، باعث شد کارنامه‌شان نزد ملت افشا و به بن بست برسند.
وی با اشاره به روز شنبه 22 خرداد، سالگرد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اتفاقات این روز گفت: روز شنبه علی‏رغم حجم سنگین تبلیغات رسانه‌های خارجی از جمله ماهواره‌ها، ‌فضای سایبری و سایت‌های ضد انقلاب اینها برای چندمین بار پیام ملت ایران را دریافت کردند.
رئیس شورای تامین استان با بیان اینکه فتنه‌گران از کارهای خود عبرت نگرفته‌ و ح چشم خود را بر روی واقعیت بسته‌اند، عنوان کرد: علی‏رغم حجم گسترده تبلیغات و فراخوان سلطنت طلب‌ها، منافقین و اپوزیسیون خارج از کشور شاهد بودیم که روز شنبه ملت ایران برای چندمین بار دست رد به سینه‌ اینها زد ولی عجیب است که اینها حتی حاضر نشدند واقعیت‌های داخلی را به کسانی که در خارج بوده از اینها حمایت می‌کنند انتقال دهند.

*آمادگی مردم برای برخورد با فتنه‌گران در صورت برگزاری راهپیمایی در روز 22 خرداد

تمدن در ادامه سخنان خود به اظهارات کلینتون در حمایت از فتنه گران اشاره و خاطرنشان کرد: شاهد بودیم که کلینتون از لغو راهپیمایی 22 خرداد ابراز تاسف کرد و شب گذشته تمام شبکه‌های تلویزیونی و رسانه‌های خارجی ضد نظام با یاس و ناامیدی به خانه‌های خود برگشتند و گویی برای آنها یک فاجعه بود که ملت ایران با آگاهی و بصیرت خود نه تنها با آنها همکاری نکرد بلکه روز گذشته تعداد زیادی از مردم که شنیده بودند قرار است فتنه‌گران راهپیمایی کنند در پیاده‌رو‌ها و اطراف دانشگاه تجمع کرده بودند تا در صورت راهپیمایی فتنه‌گران با آنها برخورد کنند و خود مردم جواب آنها را بدهند.

*در میان دستگیر شدگان روز 22 خرداد تعدادی از منافقان حضور دارند

تمدن یادآور شد: بر اساس اطلاعات به دست آمده در بین افرادی که دیروز توسط مردم دستگیر شدند تعدادی از منافقان حضور دارند که مسئولان اطلاعاتی و انتظامی در موعد مقرر در این خصوص اطلاع رسانی خواهند کرد.
وی به درخواست مردمی برای راهپیمایی در مقابله با فتنه‌گران اشاره و خاطرنشان کرد: با وجود اینکه نیروهای ارزشی روز گذشته با حضور در استانداری خواستار اخذ مجوز برای راهپیمایی در مقابله با فتنه‌گران بودند ولی ما برای حفظ آرامش نیازی به انجام راهپیمایی ندیدیم.
استاندار تهران حرکت جریان فتنه را همانند کبکی که سر خود را در برف فرو کرده نمی‌خواهد واقعیت‌ها را ببیند توصیف کرد و ابراز داشت: حتی کسانی که سال گذشته به دلیل عدم آگاهی از ماهیت جریان فتنه با آنها همراه بودند روز شنبه در راهپیمایی شرکت نکردند بلکه آماده بودند تا در مقابل حرکت احتمالی جریان فتنه بایستند؛ چرا که ماهیت آنها را شناخته دیگر حاضر نبودند با آنها همراهی کنند.

*حضور مردم در روز 22 خرداد، جرات حضور را از فتنه‌گران گرفت

تمدن با بیان اینکه "خانم دباغ اخیرا اعلام کرده که اگر وی و خانم مصطفوی دختر حضرت امام (ره) می‌دانستند ماهیت اینها اینگونه است به موسوی رأی نمی‌دادند "، گفت: وظیفه ما در این شرایط که مردم هوشیاری به خرج داده‌اند باید این باشد که این بصیرت را قدر دانسته و بنده به عنوان رئیس شورای تأمین استان از مردم که با حضور خود صحنه را مدیریت کردند و برای مقابله با فتنه‌گران آماده شده بودند که جرأت حضور را از فتنه‌گران گرفت، قدردانی می‌کنم.

*مردم با حضور خود در روز 22 خرداد سالمرگ فتنه، سیلی محکمی به جریان فتنه زدند

وی افزود: در بعضی از نقاط شهر شاهد بودیم که مردم از نیروهای حافظ امنیت قدردانی می‌کردند بنابراین باید قدر این مردم را بدانیم، مردمی که باعث شدند جریان فتنه در سالمرگ فتنه سیلی بخورد.
استاندار تهران در بخش دیگری از سخنان خود با تشکر از همکاری مردم در بحث ترافیک و دستگیری فتنه‌گران اظهار داشت: جریان فتنه باید از اصرار بر مواضع باطل خود دست برداشته، اقدامات خود را بررسی کرده از آن تبری جسته و نزد ملت ایران به اشتباه خود اعتراف کند.
تمدن ادامه داد: همچنین می‌بینیم که از برنامه‌ فتنه‌گران در بعضی از مناسبت‌های آینده خبر می‌دهند، یک نفر یا یک جریان چقدر باید اشتباه کند و ملت ایران چند بار باید به اینها درس عبرت بدهند در حالی که باید بدانند ملت ایران در ‌آینده نیز اجازه نخواهد داد کسی فضای عمومی جامعه را در خدمت به دشمنان نظام و انقلاب قرار دهد.
وی تأکید کرد: مسئولان اطلاعاتی بر فتنه‌گران اشراف کامل دارند و اگر روزی اینها بخواهند در راستای اهداف دشمن حرکت کنند مردم ایران و نیروهای اطلاعاتی و انتظامی این اجازه را به آنها نخواهند داد.

بی‌بصیرتی موجب انحراف از اسلام و ولایت است

معاون سیاسی وزیر کشور:
بی‌بصیرتی موجب انحراف از اسلام و ولایت است

خبرگزاری فارس: معاون سیاسی وزیر کشور گفت: بی‌بصیرتی موجب انحراف از اسلام، ولایت و رهبری است و باید تلاش شود بصیرت و آگاهی در بین آحاد جامعه روز به روز افزایش یابد.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور، سیدصولت مرتضوی معاون سیاسی وزیر کشور در مراسم افتتاحیه دوره آموزشی زمزم ولایت اظهار داشت: عامل بی بصیرتی و انحراف از راه حق و صراط مستقیم حاصل بی معرفتی انسان‌ها نسبت به خود انسانی آنها و پیروی از هوای نفسانی است.
مرتضوی با بیان اینکه بخشی از انحرافات در جامعه حاصل انتخاب سلیقه سیاسی منحرف است، گفت: انتخاب سیاسیون منحرف و ضد دین و ضد نظام جمهوری اسلام به عنوان قبله آمال موجب انحراف از مبانی اسلامی و غوطه وری در اشتباهات مکرر می‌شود.
معاون سیاسی وزیر کشور تاکید کرد: شاخص در انحراف یا عدم انحراف از حقیقت، دین مبین اسلام، پیامبر اکرم اسلام، ائمه اطهار و ولایت و رهبری است و قطعا سیاسیونی که از این اصول تخطی کرده‌اند از راه حق و حقیقت منحرف شده‌اند.
سید صولت مرتضوی افزود: در جامعه نیز انحراف از اسلام، ولایت و رهبری حاصل بی بصیرتی افراد است که باید تلاش شود بصیرت و آگاهی در بین آحاد جامعه روز به روز افزایش یابد.
در ابتدای این مراسم سید صادق ناوندی مدیرکل توسعه منابع انسانی و مجری دوره آموزشی زمزم ولایت توضیحاتی را در خصوص اهداف و رئوس مطالب ارائه شده در این دوره ارائه کرد.
دوره آموزشی زمزم ولایت با هدف افزایش آگاهی و بصیرت کارکنان وزارت کشور از امروز به مدت دوهفته برگزار می‌شود.

رئیس قوه قضائیه: حمایت استکبار جهانی از جریان فتنه شاخصی برای اهل بصیرت است

رئیس قوه قضائیه:
حمایت استکبار جهانی از جریان فتنه شاخصی برای اهل بصیرت است

خبرگزاری فارس: رئیس قوه قضاییه گفت: گرچه هر تحریمی مشکلات خاص خود را دارد ولی تجربه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان داده است که این قبیل تحریم‌ها که عمدتاً ماهیتی کاملاً سیاسی دارند همواره نتیجه معکوسی داشته و موجب شکوفایی استعدادهای ملت ایران شده است.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی قوه قضائیه، آیت الله صادق آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی با اشاره به قطعنامه ضدایرانی اخیر شورای امنیت سازمان ملل که با فشار جریان صهیونیستی و آمریکایی تصویب شد، اظهار داشت: صدور این قطعنامه پس از بیانیه تهران دروغ بودن ادعای صلح‌طلبی آنان را برملا کرد.

رئیس قوه قضاییه با بیان اینکه کشورهایی با داشتن چند صد کلاهک هسته‌ای و روند غیر صلح‌آمیز اتمی و در حالی که عضو معاهده ان‌پی‌تی هم نیستند آزادانه به فعالیت فراقانونی خود ادامه می دهند، گفت: متأسفانه شورای امنیت در اقدامی غیرعادلانه، جمهوری اسلامی ایران را که تاکنون به تمامی قوانین و تعهدات بین‌المللی در زمینه هسته‌ای متعهد بوده است، مورد محکومیت قرار می دهد.

لاریجانی با اشاره به سخنان اندیشمندانه مقام معظم رهبری در سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران افزود: ایشان یک بار دیگر به نحو شایسته‌ای، روش، منش و اعتقادات امام راحل را تبیین کردند که از آن می‌توان به عنوان شاخصی‌ برای حرکت انقلاب نام برد.

رئیس قوه‌قضاییه با یادآوری حضور شکوهمند مردم فهیم کشورمان در انتخابات پر شور و حماسه‌ای ریاست جمهوری در سال گذشته اظهار داشت : گذشت زمان و مقاومت وپایداری امت اهل بصیرت اثبات کرد افکار ارتجاعی و ظالمانه افراد فاقد بصیرت که همواره مورد حمایت استکبار جهانی بوده ، نتوانسته است خللی در عزم راسخ مردم فهیم در پاسداری از نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاد نماید.

وی برگزاری بزرگداشت هفته قوه قضاییه را فرصت مغتنمی برای بررسی عملکرد دستگاه قضایی دانست و افزود: همه مسئولان عالی قضایی لازم است با رعایت جمیع جهات به تشریح اقدامات حوزه مسئولیت خود پرداخته و به نحو شایسته‌ای فعالیت‌های انجام شده در طول یکسال اخیر را اطلاع رسانی نمایند.
در ادامه جلسه ،مسئولان عالی قضایی به بحث و بررسی پیرامون تشکیل شورای عالی نظارت و بازرسی در قوه قضاییه پرداختند.

فتنه‌سازان جنازه‌ای سیاسی بیش نیستند

بیانیه سپاه محمد رسول‌الله (ص) به مناسبت سالگرد 22 خرداد؛
فتنه‌سازان جنازه‌ای سیاسی بیش نیستند

خبرگزاری فارس: سپاه محمد رسول‌الله (ص) در بیانیه‌ای تاکید کرد: دیگر این فتنه‌سازان جنازه‌ای سیاسی بیش نیستند و مهر رسوایی و خفت خود را، با دستان خویش بر آخرین برگ کتاب فتنه کوبیدند که در حقیقت این مهر را به پیشانی خود کوبیدند.


به گزارش خبرگزاری فارس، سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ به مناسبت سالگرد حماسه پرشکوه 22 خرداد بیانیه‌ای صادر کرد که در آن آمده است: 22 خردادماه یادآور حضور شکوهمند امت ولایتمدار ایران اسلامی بر سر صندوق‌ رای انتخابات ریاست جمهوری و خلق حماسه‌ای دشمن شکن است که دوستان و یاران انقلاب را خشنود و دشمنان قسم خورده داخلی و خارجی این ملت را خشمگین و حیران ساخت.
این بیانیه می‌افزاید: اگر چه فتنه وجهالت نفاق داخلی نگذاشت تا دستاوردهای این اعجاز بزرگ الهی، آنچنانکه باید به بار نشیند، اما بار دیگر عظمت راه و خط امام و تبعیت ملت بزرگ ایران از فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) تجلی یافت و جهانیان را دچار بهت و سرگردانی کرد.
در ادامه این بیانیه آمده است: فتنه‌گران که از مدت‌ها پیش از انتخابات، مقدمه و زمینه‌های فتنه‌های فتنه‌ای بزرگ را در سر پروانده‌ بودند، تمام توان و تلاش مذبوحانه خویش را به کار بستند تا عظمت این حماست پرشکوه را خدشه‌دار سازند، اما تلاش فریبکارانه این فتنه‌گران جز بر رسوایی آنها نیفزود.
در این بیانیه تاکید شده است: جهالت و حماقت فتنه‌گران بازی خورده بیگانه، تا آنجا پیش رفت که چشم انتظار سالگرد این حادثه عظیم و این شکوه ماندگار، یعنی روز 22 خرداد ماه سال جاری ماندند تا با به کار بستن تمام قوای شیطانی و تبلیغات مزورانه خویش ، به قدرت نمایی بپردازند و باز هم با فریب عده‌ای، تنور فتنه خویش را گرم نگه دارند، اما از آنجایی که خداوند همیشه دشمنان و منافقان را از احمق‌ها قرار می‌دهد، آنچه که همه در 22 خرداد شاهد بودند، باز هم دلیل بر شکست تمام بافته‌های آنان در طول یکسال گذشته و تجلی خفت و ذلت‌ اهل نفاق بود و دلیلی محکم‌تر بر هوشمندی قاطعیت و حقانیت امت شهید پرور ایران اسلامی که دل در گرو مولای خویش دارند. آری 22 خرداد هم فرا رسید و آنچه عیان گشت، اختلاف و سردگمی و سرگردانی در اردوگاه ناکثین زمانه و برافزوندگان آتش نفاق و جهل فتنه جمل در برابر همه آگاهان و عاقلان زمان بود. اینجاست که باید گفت: فاعتبروا یا اولی الابصار...
در بخش دیگر این بیانیه آمده است: منافقان فتنه‌گر غافل، یکسال با برپایی محافل خفت‌بار و مفتضحانه، اندیشه‌های فریبکارانه خویش را به یاری یکدیگر آوردند تا حداقل حضور نیمه جان خود را در سالگرد این انتخابات عظیم در 22 خرداد اثبات کنند، اما همه عاقلان و خردمندان در داخل و خارج با همه وجود دیدند که دیگر این فتنه‌سازان جنازه‌ای سیاسی بیش نیستند و مهر رسوایی و خفت خود را، با دستان خویش بر آخرین برگ کتاب فتنه کوبیدند که در حقیقت این مهر را به پیشانی خود کوبیدند.
این بیانیه می‌افزاید: ملت ما در بیست و یکمین سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) و خطبه‌های پرشکوه نماز جمعه 14 خردادماه سال جاری از زبان مولا و رهبر حکیم و دور اندیش خود شاخص‌های خط امام را به وضوح شنیده و بار دیگر به همگان حجت تمام شد. فتنه‌گرانی که نقاب خط امام را به چهره منافقانه خویش داشتند، با روشنگری های مقام معظم ولایت، بیش از پیش رسوا شده و بر حیرانی و اختلاف و سرگردانی خویش افزودند.
در ادامه این بیانیه آمده است: سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ بر این باور است که ملت سرافزار و رشید ایران اسلامی، با تبعیت از رهنمودهای امام گونه و بصیرت آفرین و امید بخش مقام معظم رهبری از این فتنه هم مانند هزاران فتنه و ترفند‌ و توطئه دیگر با اقتدار و صلابت تاریخی و ماندگار عبور کرد، اما آنچه در این میان باقی ماند رو سیاهی و رسوایی برای فتنه‌گران و عبرتی بزرگ برای عبرت گیرندگان است.
سپاه محمد رسول الله (ص) در ادامه این بیانیه تاکید کرد: آنچه که فرماندهان کارکنان و بسیجیان همیشه پیروز سپاه تهران بزرگ بر آن تاکید می‌ورزند این است که در شرایطی که استکبار جهانی و در راس آنها شیطان بزرگ، آمریکای جنایتکار، بار دیگر با تصویب قطعنامه‌ای غیر حقوقی، ضد انسانی و فریبکارانه، بر طبل کینه و ضدیت خویش با نظام مقدس اسلامی، می‌کوبند و تمام تلاش مذبوحانه خویش را در راستای دشمنی با ملت ایران به میدان آورده‌اند همه دلسوزان و مسئولان این نظام مقدس، باید با لبیک به فریادهای فرماندهی معظم کل قوا، وحدت و همدلی و اتحاد را سرلوحه خویش قرار دهند و با درک حساسیت و اهمیت شرایط حاضر، عرصه را بر تمام دشمنان و فتنه انگیزان تنگ تر سازند تا انشاء الله با پشت سرگذاشتن همه لجاجت‌ها و عناد ورزی‌های دشمنان خارجی و داخلی، پرچم این نهضت الهی، به صاحب اصلی آن، امام زمان (عج) سپرده شود.

عده‌ای در صدد ایجاد تنش در جریان اصولگرایی هستند

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، حسن تأمینی نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی در چهارمین نطق میان دستور امروز یکشنبه در صحن علنی مجلس شورای اسلامی با اشاره به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اظهار داشت: باید اختلافات کنار گذاشته شود و در حال حاضر نباید اختلافات داخلی را ادامه دهیم چرا که دشمنان بزرگ‌تری داریم و ما دیدیم که آمریکا و اسرائیل چگونه تلاش می‌کنند به جمهوری اسلامی آسیب برسانند در این راستا باید توجه بیشتری به این موضوع داشته باشیم.
وی در ادامه گفت: یک گروه بعد از جریانات اخیر کشور و سخنان رهبری باز هم با دشمن هم‌نوایی کردند که باید با این عده برخورد شود و نیاز است که این عده طرد شوند ولی از میان خود ما هم که به عنوان اصولگرا فعالیت می‌کنیم و در مجلس هم بحث اصولگرایی را پی می‌گیریم عده‌ای هستند که می‌گویند ما اصولگرا نیستیم.
تأمینی در این رابطه افزود: عده‌ای قصد دارند در جریان اصولگرایی تنش ایجاد کنند و این عده کسانی هستند که واقعاً دشمن هستند در این راستا نباید اجازه دهیم این عده با سوابق نفاق‌گونه خود ایجاد اختلاف کنند و این عده هم باید از میان ما طرد شوند تا بتوانیم با همدلی و برادری که بین ما است، از نظام و خون شهدا دفاع کنیم.
وی با بیان اینکه اختلافات در تمام سطوح باید کنار گذاشته شود،اظهار داشت: امروز باید به کار و تلاش بپردازیم و اگر دیدارهای نمایندگان با مردم را بررسی کنیم، می‌بینیم که مشکلات مردم بحث سیاست نیست بلکه مردم انتظار دارند که اشتغال و مشکلات بانک‌ها و مسائلی از این دست را برای آنها حل کنیم.
نماینده مردم رشت با اشاره به پایان رسیدن برنامه چهارم توسعه گفت: جا برای کار زیاد است، در این راستا نمایندگان باید توجه ویژه‌ای به برنامه پنجم داشته باشند و باید کار بیشتری انجام دهیم تا نواقص گذشته رفع شود و به اهداف چشم‌انداز برسیم.

مکر بدخواهان و فتنه‌گران به خودشان برگشت

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام علی شاهرخی نماینده مردم کوهدشت در مجلس شورای اسلامی در سومین نطق میان دستور امروز یکشنبه در صحن علنی مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: اگر تاکنون از جایگاه مجلس در خصوص مسائل حوزه انتخابیه خود صحبت نکرده‌ام و به دولتمردان در این خصوص تذکر نداده‌ام صرفاً به لحاظ اولویت دادن به مصالح عمومی کشور بوده است.
وی افزود: تاکنون نخواستم در زمانی که استکبار با به کارگیری عوامل داخلی و خارجی درصدد فتنه، آشوب و نا امنی در کشور بود، از این تریبون در خصوص مطالبات حوزه انتخابیه خود سخن بگویم و اینک که به لطف الهی مکر بدخواهان و فتنه‌گران به خودشان برگشته است، مجال برای طرح مشکلات را فراهم می‌بینم.
شاهرخی در ادامه به بیان مشکلاتی از حوزه انتخابیه خود پرداخت و اظهار داشت: کوهدشت وسعتی در حدود 400 هزار هکتار دارد که در 200هزار هکتار از آن کشاورزی با خاک مرغوب صورت می‌گیرد و بقیه آن جنگل است.
نماینده مردم کوهدشت گفت: اراضی کوهدشت که 90 درصد آن دیم می‌باشد، همواره از بی‌آبی رنج می‌برد و این در حالی است که اگر نیمی از این اراضی تبدیل به سدهای آبی شود، یک میلیون تن غلات تولید خواهد شد و موجب می‌شود بخشی از استراتژی چشم‌انداز 20 ساله در امر تولید گندم فراهم شود.
شاهرخی در ادامه اظهار داشت: با اینکه در سفرهای استانی دولت به استان لرستان مقرر گردیده است، شاخص آسفالت راه‌های روستایی این استان به شاخص میانگین کشور برسد، تاکنون شهرستان کوهدشت نه تنها به این شاخص نرسیده است بلکه از شاخص میانگین استانی نیز فاصله دارد.
وی همچنین گفت: مصوبات سفر استانی هیئت دولت در خصوص احداث مجتمع پتروشیمی در شهرستان کوهدشت اجرا نشده است، همچنین کارگروه عمران و توسعه استان لرستان که با درخواست مجمع نمایندگان این استان و موافقت رئیس‌جمهور به تصویب هیئت وزیران رسیده، هیچ‌گونه کار مثبتی از خود نشان نداده است و مواردی را هم که این کارگروه در استان به تصویب رساند، هیچ کدام عملیاتی نشد.

سال 88 سال سکوت و سقوط برخی خواص بود

نجابت در نطق میان دستور:
سال 88 سال سکوت و سقوط برخی خواص بود

خبرگزاری فارس: قائم مقام مرکز پژوهش‌های مجلس به حوادث پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری اشاره کرد و گفت: سال 88 داستان سکوت و سقوط خواص، داستان خویشتنداری و تحمل مردمی که حمایت‌ها و عدم‌حمایت‌های خود از این و آن را در محور ولایت و با شاخص رهبری تنظیم کردند.


به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، حسین نجابت نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون انرژی در مجلس شورای اسلامی که امروز یکشنبه به عنوان اولین ناطق میان دستور در صحن علنی مجلس سخن می‌گفت، با اشاره به 22 خرداد سالگرد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اظهار داشت: یکسال از حادثه مهم، تأثیرگذار و شورانگیز حماسه 22 خرداد گذشت. سالی پرحادثه، پربرکت و سالی که در گذر تاریخ به عنوان ایامی برای درگیری همه‌جانبه و تمام عیار اندیشه دینی و نظام مادی حاکم بر عالم از آن یاد خواهد شد.
وی افزود: سالی که 40 میلیون رأی دهنده سرافراز و حضور 85 درصدی واجدین شرایط رأی دادن، مردم‌سالاری دینی را جلوه‌ای دلنشین و خدایی داد. سالی که ولایت فقیه کشور و ملت را از جریان‌های سخت و راه‌های پرفراز و نشیب به سلامت عبور داد و نظام‌های پوسیده غربی و دموکراسی‌های قلابی را مبهوت و متحیر پشت سر گذاشت.
قائم مقام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود عنوان کرد: در این رهگذر داستان‌های عجیب و شگفت دیگری نیز شکل گرفت. داستان سکوت و سقوط خواص، داستان امت شیفته امام و گوش به زنگ رهبری که جلودار راهبر انقلاب شده‌اند. داستان خویشتنداری و تحمل مردمی که حمایت‌ها و عدم‌حمایت‌های خود از این و آن را در محور ولایت و با شاخص رهبری تنظیم کردند. داستان بزرگ‌مردی از ثلاله نبی مکرم اسلام که مرید تمام عیار امام امت و خود مراد میلیون‌ها مسلمان فهیم و بصیر شد. رهبری که یکه و تنها در برابر امواج فتنه استوار و بی‌تردید و باصلابت و علی‌وار ایستاد و امت خود را هوشیارتر و بصیرتر از قبل چون خاری در چشم دشمنان اسلام فرو برد.
وی ادامه داد‌: خداوندا تو شاهد باش که ما به اندازه محدود خود این آیت عظمای تو را شکر می‌کنیم و از صمیم قلب سپاسگذار این نعمت والای تو هستیم.
نجابت در ادامه به تحلیل حوادث پس از انتخاب به نگاه فرهنگی پرداخت و متذکر شد: نگرش‌ها و تحلیل‌هایی که این حادثه بزرگ را ناشی از رقابت‌های انتخاباتی 4 داوطلب ریاست جمهوری و بدتر از آن ناشی از یک مناظره می‌دانند، درک کاملی از وقایع مهم تاریخی ارائه نمی‌کند که این ناشی از طغیان یک نگرش جامع و نشناختن فلسفه وجودی انقلاب اسلامی است.
وی اضافه کرد: ما باید جریان تاریخ را بشناسیم تا بتوانیم تحلیل کنیم که انقلاب اسلامی چگونه و چرا اتفاق افتاد و این انتخابات در روند انقلاب اسلامی چه جایگاهی دارد.
نماینده مردم تهران در خانه ملت همچنین گفت که ماشین سنگین تهدیدها و تیلیغات غرب، جنگ هشت ساله تحمیلی، تحریم‌های اقتصادی و سیاسی و متعدد و هزاران ترفند غرب هر چند کار را برای تحقق نقشه راه انقلاب اسلامی دشوار ساخت اما هرگز نتوانست این نقشه راه را متوقف و یا منحرف سازد.
وی در خاتمه تصریح کرد: اکنون پس از 30 سال، جمهوری اسلامی مستقر شده است. بیداری در جهان اسلام به خصوص در میان ملت‌ها واقع شده و خطرناک‌تر از تمدن غربی موج گرایش به معنویت توحیدی و اسلام در غرب آغاز شده و این به زعم آنان از مخاطراتی است که غرب را تهدید به فروپاشی از درون می‌کند. از همین رو یک جنگ همه جانبه نرم و سخت را طراحی کرده و در کل دنیای اسلام، لشکر چیده‌اند و نیروهای خود را در درون نظام اسلامی آموزش می‌دهند.

افکار عمومی ایران نسبت به عملکرد گذشته روسیه ابهامات زیادی دارد

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، کاظم جلالی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در حاشیه جلسه علنی امروز یکشنبه مجلس شورای اسلامی با حضور در جمع خبرنگاران اضهار داشت: قطعنامه‌ای که علیه ایران تصویب شده است ظالمانه است و این قطعنامه از نظر جمهوری اسلامی پذیرفته شدنی نیست.
وی افزود: این‌ وضعیت در زمان بوش هم دنبال می‌شد و آن زمان هم هر وقت که موضع هسته‌‌ای جمهوری اسلامی به سمت گفت‌وگو و راه‌های دیپلماتیک می‌رفت، بلافاصله آمریکا و جریان صهیونیستی حرکت تندی را در روند مذاکره به وجود می‌آ‌ورد.
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس خاطرنشان کرد: مجلس در این زمینه موضع‌گیری خواهد کرد و هم اکنون در حال بررسی موضوع هستیم و طی روزهای آینده واکنش مجلس به این موضوع مطرح خواهد شد.
جلالی در خصوص عدم تحویل سامانه موشکی S300 به ایران تسط روس‌ها گفت:‌ تا آنجا که من اطلاع دارم آمریکا از قول روس‌ها این حرف را زده‌ است البته در کل روابط ما با روسیه بر اساس یک نگاه استراتژیک متقابل بود و این نگاه هنوز هم می‌تواند وجود داشته باشد.
وی ادامه داد: ایران و روسیه هر دو در جهت تقابل با یکجانبه‌گرایی در عرصه جهانی حرکت می‌کنند، اما این رای روس‌ها به قطعنامه علیه جمهوری اسلامی به این نگاه استراتژیک لطمه می‌زند و نشان می‌دهد که روس‌ها یک نگاه واگرایانه را در پیش گرفته‌اند.
جلالی با اظهار امیدواری از این که روسیه و چین این نگاه خود را تصحیح کنند، اظهار داشت: ‌افکار عمومی ایران نسبت به عملکرد گذشته روسیه ابهامات زیادی دارد و دیواری از بی‌اعتمادی وجود دارد که البته می‌شد این دیوار بی‌اعتمادی را کوتاه کرد که این مساله نیاز به تصحیح نگاه روس‌ها دارد.


 
 
 
نویسنده : - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٩
 

قالیباف: جریان فتنه کلیت نظام را زیر سوال برد

در حوادث سال قبل، یک طرف، جریان فتنه بود و طرف دیگر، کلیت انقلاب و نظام و مردم که مورد هجوم قرار گرفته بودند.
محمد باقر قالیباف معتقد است که دشمنان جمهوری اسلامی ایران "به هیچ‌ وجه گستاخی و توانایی تهدید نظام و انقلاب را ندارند"، گرچه وی تاکید می‌کند که شرط عدم وقوع چنین واقعه‌ای، مهیا نشدن زمینه برای سوءاستفاده دشمن از سوی خودی‌ها است.
قالیباف که با ویژه نامه همشهری گفتگو کرده می‌گوید اینکه عده‌ای معتقدند این حوادث از قبل برنامه ریزی شده بود اگر بدین معنا باشد که زمینه وقوع این حوادث از قبل مهیا بوده است و یا اینکه دشمنان نظام و انقلاب برنامه‌‌های مدونی برای ضربه زدن به نظام و انقلاب دارند، بله بنده با این نظر موافقم.

به عقیده این چهره سیاسی اصول‌گرا، مسایلی که در این مناظره ها مطرح شد تنها بخشی از علل این ماجرا بود. در واقع آنچه آشکارا دیده شد نشانه یک بیماری و آفت بود و نه خود بیماری.

قالیباف از مطرح نشدن مفاهیمی چون سند چشم‌انداز، برنامه‌های توسعه و ... در جریان تبلیغاتی که تاکیدات رهبری برای تمرکز بر پیشرفت و عدالت هستند، انتقاد می‌کند و مطرح نشدن این مولفه‌ها در برنامه‌های کاندیداها را "آغاز انحراف" در انتخابات می‌داند.

وی ضمن رد و انکار نکردن "رفتارهای عجولانه و نادرست نسبت به معترضین"، می‌گوید در حوادث سال قبل، یک طرف، جریان فتنه بود و طرف دیگر، کلیت انقلاب و نظام و مردم که مورد هجوم فتنه قرار گرفته بودند. مطمئنا آنان که آغاز گر جریان فتنه بودند نقش اصلی را در این افراط گری ها و پیامد‌های آن داشته اند.

فرمانده سابق نیروی انتظامی هم‌چنین از انتقال تجریبات خودش در دوران فتنه سخن می‌گوید.

وی می‌گوید در دیدارها و ملاقات‌های خصوصی هم که با شخصیتها و مسئولین داشته است بارها دیدگاه‌ها و نقطه نظرات و تجربیات خود را برای مدیریت و کنترل منطقی و موثر فضای جامعه با آنها در میان گذاشته، "اما متاسفانه شاهد بودیم که در فضای پس از انتخابات صدای کسانیکه بدنبال شفافیت فضا و ایجاد یک فضای عقلانی و خاموش کردن آتش فتنه بودند در هیاهوی افراط گری ها گم شد."

قالیباف، بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم را به دو دوره "قبل و بعد از خطبه‌های رهبری در نماز جمعه تهران" تقسیم می‌کند.

وی در این رابطه می‌گوید هنگامی‌که رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان ولی امر مسلمین و فصل الخطاب نظام اسلامی مسئولیت انتخابات و نتایج آن را بر عهده میگیرند، از کاندیداها و طرفداران آنها انتظار میرفت که مساله را تمام شده تلقی کنند. از این زمان به بعد تداوم اعتراضات و پافشاری بر ادعا‌های قبلی از سوی کاندیدا‌های معترض و طرفداران آنها نه توجیه شرعی داشت و نه توجیه قانونی و نه توجیه عقلی.

وی می‌افزاید "امام راحل(ره) در برابر شعار توده مردم در دوران دفاع مقدس که میگفتند: جنگ جنگ تا پیروزى، تاکید میکردند: جنگ جنگ تا رفع فتنه، همچنانکه قرآن هم مى فرماید: و قاتلوهم حتى لاتکون فتنه. میبینیم که در تعریف قرآنی، امت اسلامی باید همواره آماده مقابله با فتنه باشد. امام راحلمان جهادگری را لازمه مصون ماندن نظام اسلامی از آفتها و فتنه ها در دوران‌های مختلف میدانستند."

قالیباف، مسائل بعد از انتخابات را "توهم تقلب" می‌نامد و معتقد است که عوامل مختلفی در آن دخیل بودند.

وی در این رابطه، مهم‌ترین علت را "توهم پیروزی بر اثر القای اطرافیان و برآورد غلط شرایط کشور در برخی کاندیداها" عنوان می‌کند و می‌افزاید:«خود شیفتگی سیاسی» و بغض شدید نسبت به رقیب و وجود همان فضای دو قطبی و تبدیل انتخابات به بازی مرگ و زندگی نیز باعث شد تا عده ای بر خلاف واقعیات موجود، بر مساله غلطی به نام تقلب که هیچ گونه دلیل و برهان قاطعی برای وقوع آن نداشتند، اصرار و پافشاری بیهوده کنند.

شهردار تهران معتقد است که "رویکردها و عملکردهای دولت نهم و برخی مسائل دیگر که تحلیل جداگانه‌ای می‌طلبد"، باعث تقسیم آرای متفاوت این انتخابات نسبت به انتخابات گذشته شده است و می‌گوید که کاندیداهای معترض به تفاوت فضای سیاسی تهران و شهرستان‌ها پی نبرده بودند.

این چهره اصول‌گرا معتقد است که مردم و جوانان از قربانیان فتنه 88 بودند و به سخنان رهبر انقلاب در مورد جدایی مردم و خواص اشاره دارد.

شهردار تهران، شهرداری تهران را "مظلوم‌ترین نهادها در فضای قبل و بعد از انتخابات" می‌داند که با کمترین شکایت، بیشترین خسارت را متحمل شده است.